[phpBB Debug] PHP Warning: in file [ROOT]/includes/bbcode.php on line 240: Undefined array key 1
[phpBB Debug] PHP Warning: in file [ROOT]/includes/functions.php on line 4191: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at [ROOT]/includes/functions.php:3076)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file [ROOT]/includes/functions.php on line 4191: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at [ROOT]/includes/functions.php:3076)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file [ROOT]/includes/functions.php on line 4191: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at [ROOT]/includes/functions.php:3076)
[phpBB Debug] PHP Warning: in file [ROOT]/includes/functions.php on line 4191: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at [ROOT]/includes/functions.php:3076)
مرکز انجمنهای تخصصی • هر چه مي خواهد دل تنگت بگو - صفحه 51
صفحه 51 از 54

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۹, ۵:۳۴ ق.ظ
توسط essi10
کسی کمی آنسوتر....

کسی پشت پنجره های چوبی-کسی در حصار شیشه های باران خورده-روزی عشق را با نفس های پنجره لمس کرد.کسی پشت پنجره ها خندید.کسی پشت پنجره ها گریست.کسی پشت پنجره ها امیدوار شد-کسی پشت پنجره ها مایوس.کسی پشت پنجره ها رویا دید-کسی پشت پنجره ها کابوس.کسی پشت پنجره ها ترسید-کسی پشت پنجره ها رقصید.کسی پشت پنجره ها گم شد-کسی پشت پنجره ها پیدا.کسی پشت پنجره ها زشت شد-کسی پشت پنجره ها زیبا. کسی پشت پنجره ها بنشست.کسی پشت پنجره ها دل بست.کسی پشت پنجره ها تا صبح-خیال کرد...کسی کمی آنسوتر شاید منتظر هست. کسی پشت پنجره ها موهایش را بافت.کسی پشت پنجره ها رویایش را ساخت.کسی پشت پنجره ها آسمان را دید.کسی پشت پنجره ها سیب سرخ را چید.کسی پشت پنجره ها روز شدو شب شد.کسی پشت پنجره ها سرد شد و تب شد.کسی پشت پنجره ها امد.کسی پشت پنجره ها رفت.کسی پشت پنجره ها یک عمر-شمرد از یک فقط تا هفت.کسی پشت پنجره ها خوابید.کسی پشت پنجره ها بیدار.کسی پشت پنجره ها تردید-کسی پشت پنجره ها دیدار. کسی پشت پنجره ها شد انتظارو انتظار-کسی پشت پنجره ها شد هرشب و تکرار. کسی پشت پنجره ها بنشست.کسی پشت پنجره ها دل بست.کسی پشت پنجره ها تا صبح-خیال کرد کسی کمی آنسوتر شاید متظر هست. کسی پشت پنجره ها ماندو...کسی پشت پنجره ها جاخورد. کسی پشت پنجره ها زندگی کردو... کسی پشت پنجره هایش مُرد!!!

تصویر

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹, ۸:۵۴ ق.ظ
توسط essi10
غزلي از شهريار
پاشو ای مست که دنیا همه دیوانه‌ی تست
همه آفاق پر از نعره‌ی مستانه‌ی تست
در دکان همه باده فروشان تخته است
آن که باز است همیشه در میخانه‌ی تست
دست مشاطه‌ی طبع تو بنازم که هنوز
زیور زلف عروسان سخن شانه‌ی تست
ای زیارتگه رندان قلندر برخیز
توشه‌ی من همه در گوشه‌ی انبانه‌ی تست
همت ای پیر که کشکول گدائی در کف
رندم و حاجتم آن همت رندانه‌ی تست
ای کلید در گنجینه‌ی اسرار ازل
عقل دیوانه‌ی گنجی که به ویرانه‌ی تست
شمع من دور تو گردم به کاخ شب وصل
هر که توفیق پری یافته پروانه‌ی تست
همه غواص ادب بودم و هر جا صدفیست
همه بازش دهن از حیرت دردانه‌ی تست
زهره گو تا دم صبح ابد افسون بدمد
چشمک نرگس مخمور به افسانه‌ی تست
ای گدای سرخوانت همه شاهان جهان
شهریار آمده دربان در خانه‌ی تست

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: جمعه ۲۷ خرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۳۲ ب.ظ
توسط !raeen
ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسله آموز صد مدرس شد
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
به صدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد :razz:

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: جمعه ۲۷ خرداد ۱۳۹۰, ۶:۲۶ ب.ظ
توسط pari fairy
بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود
پسته ی بی مغ چون لب واکند رسوا شود...تصویر

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: جمعه ۲۷ خرداد ۱۳۹۰, ۸:۵۰ ب.ظ
توسط !raeen
اگر این کهکشان از هم نمی پاشد
وگر این آسمان در هم نمی ریزد
بیا تا ما فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
به شادی گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم :razz:

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: جمعه ۲۷ خرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۵۰ ب.ظ
توسط shafagh
pari fairy نوشته شده:بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود
پسته ی بی مغ چون لب واکند رسوا شود...تصویر





چرا این شعر ؟......و چرا این نماد؟

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰, ۱۲:۱۸ ق.ظ
توسط masieh
خلقت من از ازل یک وصله ناجور بود. . . . من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود
همین و تمام. . . . . :-P

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰, ۲:۲۹ ب.ظ
توسط امیر جمالی
شعری بسیار زیبا از استاد همای:

ای دل ساده بکش درد که حقت این است
از زمانه بشو دلسرد که حقت این است

هر چه گفتم مشو عاشق نشنیدی حالا
همچو پاییز بشو زرد که حقت این است

دیدی آخر دم مردانه بجز لاف نبود
بکش از مردم نامرد که حقت این است

هر چه بر عاشق دلخسته روا دانستی
فلک آخر سرت آورد که حقت این است

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰, ۲:۳۱ ب.ظ
توسط امیر جمالی
میان سینه هر کس بدان که رازی هست
میان سینه و آن راز سوز و سازی هست

چو سوز و ساز هر دو آشنای دلند
به میهمان نخوانده مگر نیازی هست؟


استاد همای

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: دوشنبه ۶ تیر ۱۳۹۰, ۱۱:۵۲ ب.ظ
توسط !raeen
مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت ...
خرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویت
پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن
که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت
سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم
که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت
تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی
صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت
و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی
برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت
من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی
نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت :razz:

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: جمعه ۳۱ تیر ۱۳۹۰, ۱۲:۱۴ ب.ظ
توسط zazzaz
 نگاه یار

شبیه جلوه ی بهار

و رویش شکوفه روی شاخسار

و نغمــه ی پرنـدگان شـاد و مست و بیقــرار.

کنون تو ابر ، ای مسافــر دیــار

به دشت و جوی وکوهسار

فقط ببار
 

   
   
   
   
   
 شعر زلال از حمید حمیدی زاده (همزاد) 

Re: هر چه مي خواهد دل تنگت بگو

ارسال شده: پنج‌شنبه ۵ آبان ۱۳۹۰, ۷:۱۱ ب.ظ
توسط airplane
¤ به خداي مهربانم گفتم:
خسته ام!
فرمود: « از رحمتم نااميد نشو». [زمر٥٣]
¤ عرض کردم: هيچكس نميدونه تو دلم چي ميگذره!
فرمود: « من ميان تو و قلبت هستم» [انفال٢٤]
¤عرضه داشتم:هيچكس روندارم!
فرمود: « من از رگهاي گردنت به تو نزديكترم». [ق١٦]
¤ گفتم: ولي انگار كاملا منو فراموش كردي!
فرمود: « به يادم باش،تا یادت كنم». [بقره١٥٢]