صفحه 7 از 448
ارسال شده: یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵, ۱:۱۲ ب.ظ
توسط agha reza
این همه بینی که دارد عوض .............. وز عوضش گشته میسر غرض
البته این بیت موقوف المعانیه
ارسال شده: یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵, ۸:۳۶ ب.ظ
توسط Leila
اي بابا عجب حرف مشكليه ، هر چي فكر كردم شعري كه با (ض)شروع بشه به ذهنم نيومد
شايد بعدا به ذهنم بياد
ARMIN : اين جا تاپيک مشاعره است. بهتر است تنها شعر ها به طور متوالي نوشته شود.
ارسال شده: یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵, ۹:۴۴ ب.ظ
توسط agheleh
ضعف قطب از تن بود از روح نی
ضعف در کشتی بود در نوح نی
( مولوی)
ارسال شده: یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵, ۹:۴۶ ب.ظ
توسط Leila
ضرورتست كه نيكي كند كسيكه شناخت
كه نيكي و بدي از خلق داستان ماند
(قصيده ي سعدي)
ارسال شده: یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۳۹ ب.ظ
توسط Farhad3614
سلام
فکر میکنم بالا در یک زمان پست داده شده..

.. من با " د " شروع میکنم .
دلا باید به هر دم یا علی گفت
نه هر دم بر دمادم یا علی گفت
ارسال شده: یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۴۷ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
تو كز محنت ديگران بي غمي
نشايد كه نامت نهند آدمي
ارسال شده: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱:۱۱ ق.ظ
توسط ghalamman
يا رب اين نو گل خندان كه سپردي به منش
مي سپارم به تو تز دست حسود چمنش
ارسال شده: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱:۴۸ ق.ظ
توسط agha reza
شب ز اسرار علی آگاه است .... دل شب محرم سر الله است (شهریار)
(علی یارتون)
ارسال شده: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۴:۰۷ ب.ظ
توسط ARMIN
تا نكشي دردِ سرِ هيچكس
به كه نپرسي، خبر از هيچكس
ارسال شده: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۶:۲۸ ب.ظ
توسط agheleh
سال ها نالیدم از عشق گلی چون بلبلی
گل خزان شد ناگه و خارم به پای جان خلید
ارسال شده: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۷:۰۴ ب.ظ
توسط Leila
دارم اميد برين اشك چو باران كه دگر
برق دولت كه برفت از نظرم باز ايد
ارسال شده: دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۳۳ ب.ظ
توسط Farhad3614
دلی کز عشق گردد گرم آزردن نمی داند...
چراغی را که این آتش بود مردن نمی داند...