صفحه 7 از 54
ارسال شده: پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۴ ب.ظ
توسط Nokia N93
چشم ليلا خانوم من هم ديگه به اون دختري که دوستش دارم کم محلي نميکنم . در ضمن من هم همين مشکل برام پيش اومده بود و مي خواستم که اين مطلب را در ميان بگذارم ولي ديدم که آقا اسماعيل هم همين مشکل رو داره و من ديگه حرفي نزدم .
در هر صورت از شما متشکرم

ارسال شده: جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۰۲ ق.ظ
توسط Leila
شما كه از اول هم نبايد بي محلي مي كردي
چه معني داره پسري به دختري بي محلي كنه
ديگه تكرار نشه

ارسال شده: جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵, ۱:۴۳ ق.ظ
توسط Farhad3614
به نظر من که بي محلي کردن و اين جور چيزا زياد جالب نيست. کسي را به زور نميشه عاشق و علاقه مند به خود کرد. عشق و دوستي دوطرفه است.
esmail1 جان دوست عزيز شما شايد کاري کردي يا حرفي به زبان آوردي که اين چنين شده. البته اين هم فراموش نکنيد که شايد اون بنده خدا مشکلي براش پيش آمده و درگير هست. آيا با ايشون صحبت کردين در اين زمينه ؟ من در اين ضمينه تجربه اي ندارم مجردم و همين. ولي بعضي از اين چنين مشکلات را با مقداري فکر کردن ميشه دور زد. شما بايد بشينيد و فکر کنيد که اگر عملي از طرف شما رخ نداده که باعث ناراحتي ايشان شده باشه پس حتما مشکل روحي و يا امثال اينها برايشان پيش آمده کخ موجب تغيير در رفتارشان شده
به نطر من صحبت کردن دوستانه براي رفع مشکلات از همه چيز بهتره

ارسال شده: جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۲۶ ق.ظ
توسط essi10
Farhad3614
ظهر با هم داشتيم حرف مي زديم كه ازش پرسيدم كه چرا با من اينكار رو كرد بهم گفت خواهرام و دوستم بهم خيلي فشار اوردند كه اين پسره بدردت نميخوره و عشقش واقعي نيست منهم گفتم امتحانت كنم ببينم چي ميشه بعدش هم ازم عذر خواهي كرد و گفت ديگه هيچ وقت اذيتت نميكنم و هميشه محبت بهت مي كنم منهم قبول كردم و ديگه تا ساعت 5 جاتون خالي باهم صحبت كرديم و همه چي به خيرو خوشي تمام شد
ارسال شده: جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۱۶ ب.ظ
توسط Leila
يعني چي
ادم كه نبايد حرف ديگران روش اثر بزاره
بايد بگه من مي شناسمشو به حرف شما ها هم كاري ندارم بايد تو جواب دادن راسخ باشه.
ارسال شده: جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۳۲ ب.ظ
توسط Farhad3614
Leila خانم با شما موافقم. ولي به قول معروف بعضي وقت ها عشق چشم آدمو کور ميکنه و شايد چيزهاي را که ما نميبينيم را ديگران ببينند.. ( البته جدا از اين موضوع گفتم. اسمائيل جان سوء تفاهم پيش نياد )
esmail1 جان خوشحالم که مشکلتون که نه اين سو ء تفاهم به خوبي حل شد..
بايد حواسش به حسادت هاي ديگران باشه تا نتونن عشق و زندگي را از ما بگيرند. البته شايد اين موضوع از روي دلسوزي هم بوده ولي هرچي که بود به خوبي تمام شد..
بايد قدر همديگر را تا با هم هستيم بدانيم تا روزي پشيمان از اشتباهات و حسرت گذشته را نخوريم

ارسال شده: جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۴۲ ب.ظ
توسط Leila
درسته ممكنه از روي دلسوزي باشه
اينكه اطرافيان بخوان چشم و گوش دوستشون رو باز كنن و جنبه ي راهنمايي داشته باشه
ولي اولين كاري كه بايد كرد با خود طرف بايد در ميون گذاشت تا كدورتي پيش نياد

ارسال شده: یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۵, ۵:۲۴ ق.ظ
توسط essi10
بخدا شرمنده ام با اينكارم همه تاپيك رو به هم ريختم نمي دونم چي بگم ولي فقط از همه ممنونم ومعذرت مي خوام
ارسال شده: یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۵, ۷:۱۵ ق.ظ
توسط sara
esmail1, اينجا هم قرار بود حرف دل گفته بشه شما هم حرف دلتونو گفتيد
ما که خيلي خوشحال شديم شما مشکلتون حل شد

ارسال شده: یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۵, ۹:۵۷ ق.ظ
توسط Fareed3230
شكر خدا كه مشكل آقا اسمائيل هم باكمك بچه هاي سايت حل شد. اميد وارم همه دختر و پسر هاي جون به عشقشون
برسن. طعم هيچ عسلي شيرين تر از وصال نيست و هيچ وصالي شيرين تر از وصال يار (خدا) نيست
حالا براي اينكه تاپيك مسير اصلي خودش رو طي كنه من چند تا جمله قشنگ ديدم كه اينجا هم قرارش ميدم !
دنیا افسونگری است که ما را می فریبد و به سرگردانی می کشد. تنها کسی ایمن است که لطف الهی شامل او شده
است و اما این لطف چگونه بدست می آید؟ چه کسی می داند؟ چه کسی می تواند بگوید؟ قوانینی هست، تجربی و
منطقی که حتی خردمندترین افراد از آن آگاه نیستند.
جی.پی.وسوانی
----------------------------------------------------------------
زشتی و زیبایی
یک روز زشتی و زیبایی کنار دریا همدیگر را دیدند و هر دو با هم –هر کدام به دیگری– گفتند: نمیایی کمی اب تنی و شنا
کنیم ؟ ان وقت هر دو جامه از تن دراوردند و وارد اب شدند و شنا کردند . کمی بعد زشتی(تنها) به ساحل امد و جامه زیبایی
را بر تن کرد و رفت . وقتی زیبایی به ساحل رسید هر چه گشت جامه اش نیافت و چون شرم داشت که برهنه بماند جامه
زشتی را پوشید و راه خود را گرفت و رفت .از ان روز ادم ها هر وقت یکدیگر را می بینند به خطا می افتند . ولی برخی دقت
می کنند و خوب به چهره زیبایی نگاه می کنند و او را می شناسند با انکه لباس زشتی را بر تن دارد . بعضی دیگر نیز چنین
نیستند و هر چند چهره زشتی را می شناسند اما لباسی که پوشیده است زشتی چهره اش را بر ان ها می پوشاند.
-------------------------------------------------------------------
خسته ام
از زندگي از اينهمه تكرار خسته ام
از هاي و هوي كوچه و بازار خسته ام
دلگيرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر زهر چه و هر كار خسته ام
بيزارم از خموشي تقويم روي ميز
وز دنگ دنگ ساعت ديوار خسته ام
از او كه گفت يار تو هستم ولي نبود
از خود كه بي شكيبم و بيمار خسته ام
تنها و دلگرفته و بيزار و بي اميد
از حال من مپرس كه بسيار خسته ام.
اميد وارم كه با ظهور حضرت مهدي خستگي از تن همه منتظران بدر بشه . اِنشااللّة
ارسال شده: یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۲۱ ق.ظ
توسط sara
Fareed3230, بسيار زيبا بود ممنون
اميدوارم باز هم از اين متن ها و اشعار زيبا برامون بزاريد و ما استفاده کنيم
ولي ظاهرا شما خيلي کم پيداين
کی شود در ندبه هاي جمعه پيدايت کنم
گوشه اي تنها نشينم تا تماشايت کنم
مي نويسم روي هر گل نام زيباي تو را
تا که شايد اين شب جمعه ملاقاتت کنم
هر سحر با ياد تو در گريه ام مي خوانمت
تا به کي از سوز دل ناله ز هجرانت دهم
چشمهاي خسته ام بارد ز هجرانت عزيز
انقدر بارم ز ديده تا که پيدايت کنم
هردم از نوميدي شمارم عقده هاي خويش را
تا به کي از پشت در اهسته نجوايت کنم
بي قرارم مهديا از بهر ديدار رخت
تا به کي از مادرت زهرا تمنايت کنم ؟؟؟
ارسال شده: یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۰۲ ب.ظ
توسط njmh
دلبسته باش اما وابسته نباش