صفحه 7 از 35
ارسال شده: پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۵, ۱۱:۰۷ ق.ظ
توسط ARMIN
be torke migan degargooni yani chi? mige: yani in gooni na, un yeki gooni
------------------------------------------
emroz roze ferestadane badtarin sms donyast. toham mesle man in sms ro baraye badtarin dostet befrest
-------------------------------------------
barg az derakht khaste shode,payeez bahane ast!!
-----------------------------------
Bito Mahtab Shabi Baz Az An Kooche Gozashtam…….. Fekr Nakon Yade To Bodam , Kar Nadashtam Vel Migashtam
-------------------------------------
torke restoran mizane .zohrha baraye nahar tatil mekone
ارسال شده: جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۸:۳۱ ب.ظ
توسط ARMIN
اين sms دقيقا 10 دقيقه بعد بازي استقلال به دستم رسيد.
پيروزي و قهرماني استقلال هميشه قهرمان بر شما گرامي. انرژي هسته اي حق مسلم ماست.
ارسال شده: یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۶:۲۳ ق.ظ
توسط essi10
ضدحال يعني وقتي يه قرار لطيف تو اينترنت داري وصل نشي
ضدحال يعني وقتي منتظر فيلم مورد علاقت هستي برق بره
ضدحال يعني بعد از کلي مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو
ضدحال يعني روز تولدت دوست پسرت جلوي دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشي
ضدحال يعني دوست دخترتو بيرون با يه پسر ديگه ببينن
ضدحال يعني يه جلسه سر کلاس نري فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه
ضدحال يعني با شکم گرسنه بري تو صف ژتون تموم کرده باشن
ضدحال يعني يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيري خاله مامانت فوت کنه
ضدحال يعني قبض تلفن بياد
987979543456547979794654687 تومن
بخندين آبروم نره

ارسال شده: یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۸:۴۸ ق.ظ
توسط Fareed3230
سلام
امروز آخرين مهلت خروج افقاني ها از كشوره و تا آخر امروز مرز بازه ! *نامردي نكني بدون خداحافظي بري ها
* بجاي نامردي بسته به جنبه طرف ميتوان از صفات مختلف استفاده كرد
ارسال شده: یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۱۹ ب.ظ
توسط ARMIN
chopane dorogh goo mimire , on donya behesh migan esmet chie? mige dehghane fadakar
------------------------------------
baad az margam dasthayam ra az taboot biroon begozarid ta hamegan bebinand ke az in donya hichi nabordeam
--------------------------------
ارسال شده: پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۳:۲۵ ب.ظ
توسط ARMIN
midoni farghe to ba gav chiye? ....................................................................................... shokhi kardam baba ;narahat nasho hich farghi nadarid
----------------------------------
esfahaniye ba ham mosabeghe zir abi mizaran har ki saresho zo0d tar az ab biro0n miyavord bayad baghiyaro pizza mehmo0n mikarde ...... har 3 ta mimiran
ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۲:۱۷ ب.ظ
توسط n70
bozorg tarin darsike to zendegi gereftam in bood ke anche emrooz daram momken ast arezoye fardayam bashad
ارسال شده: پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۰۴ ق.ظ
توسط ARMIN
امشب ساعت 1 و 2 دقيقه و 3 ثانيه بامداد، ساعت و تاريخ به اين شکل در مي آيد : 06/05/04 01:02:03
که تا 1000 سال ديگر دوباره تکرار نخواهد شد.
ارسال شده: شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۲:۲۶ ب.ظ
توسط ARMIN
salam.khoobi? che khabara? khosh gozashte? dishab khabeto didam. ba ham savare titanic boodim. dashtim baham harf mizadim. ke yeho sedaye vahshatnaki oomad va keshti takooni shadidi khord. to part shodi tooye aab........ man davidamo hamaro khabara kardam.... najiya oomadan va ba sakhty toro nejat dadan. vaghty be hoosh oomadi behem labkhand zadi. eshare kardy ke saramo biyaram nazdike labat.... va vaghty man inkaro kardam aroom tooye goosham gofty: enerjiye hastei hagh mosalame mast.
ارسال شده: دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۷:۵۵ ب.ظ
توسط ARMIN
پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت.
---------------------------
روزي خبر نگاري از عمران صلاحي، يکي از بزرگان
طنز پرداز و طنز نويس اين مرز و بوم، پرسيد؟ شما که خودتان ترک هستيد، چرا از اين همه جوک راجع به ترک ها ناراحت نمي شويد؟ عمران صلاحي در
جواب پرسش گر گفت: در باره مليت هاي بزرگ،
جوک درست مي کنند.
---------------------------------
اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند.
-------------------------------
يه بره با مامان و باباش دعوا مي كنه، بعد مي ره سر خيابون و داد مي زنه: دربست كشتاركاه.
-----------------------------
يه مرده با زنش سوار ماشين بودن و داشتن
مي رفتن ماه عسل، يه خارجيه مي آد و با ماشينش از کنارشون رد مي شه و مي گه: گود مورنينگ. مرده هم در جواب مي گه: مورنينگ گود. زنش ازش مي پرسه؟ تو به اون يارو خارجيه چي گفتي؟ مي گه: هيچ چي، اون گفت: سلام عليکم، منم گفتم: عليکم السلام!!!
---------------------------------
در يکي از نمايشگاه هاي کامپيوتري که اخيرا برگزار شده بود، بيل گيتس، موسس مايکرو سافت و ثروتمندترين مرد جهان، صنعت کامپيوتر را با صنعت اتومبيل مقايسه و ادعا کرد: اگر فن آوري جنرال موتورز با سرعتي مانند سرعت پيشرفت فن آوري
کامپيوتر پيشرفت کرده بود، امروزه همه ما
ماشين هايي سوار مي شديم که قيمتشان ۲۵
دلار و مصرف بنزين آن ۴ ليتر در هر ۱۰۰۰ مايل بود.
جنرال موتورز هم در جواب بيل گيتس اعلام کرد:
اگر جنرال موتورز هم مانند مايکرو سافت پيشرفت کرده بود، اين روزها ما ماشين هايي با اين مشخصات سوار مي شديم: ۱- کيسه هوا قبل از باز شدن در هنگام تصادف، از شما مي پرسيد؟
re You Sure ، آيا مطمئن هستيد؟!
۲- بدون هيچ دليلي ماشين شما در روز دو بار تصادف مي کرد! ۳- هر دفعه که خط هاي وسط خيابان را از نو نقاشي مي کردند، شما بايد يک ماشين جديد مي خريديد! ۴- گاه و بي گاه ماشين
شما در خيابان ها از حرکت باز مي ايستاد و شما چاره اي جز استارت مجدد (Restart) ، نداشتيد!
۵- گاهي اوقات در اثر کارهايي مانند گردش به چپ،
ماشين شما خاموش( Shut Down) مي شد و
استارت آن نيز از کار مي افتاد. در اين گونه موارد،
چاره اي جز نصب مجدد (Reinstall) موتور نداشتيد!
۶- فقط يک نفر از يک ماشين مي نوانست استفاده
کند مگر اين که با خريد مدل ۹۵ يا NT براي آن ، صندلي هاي بيشتري خريداري مي کرديد! ۷- ماشين هاي مکينتاش با موتور Sun بهتر - پنج بار سريع تر و راحت تر از ماشين هاي مايکرو سافت
بودند اما تنها در ۵ در صدجاده ها مي شد اين ماشين ها را يافت! ۸- چراغ هاي اخطار، وضعيت
بنزين، روغن و آب با يک چراغ General Fault
تعويض مي شدند! ۹- صندلي هاي جديد همه را مجبور مي کردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آن ها بکنند! ۱۰- جنرال موتورز خريداران ماشين هايش
را مجبور به خريد نقشه هاي راه ها مي کرد که
اصلا ممکن بود به درد رانندگان نخورد، هر گونه
تلاش براي پاک کردن اين گزينه، منجر به کاهش
کيفيت عمل کرد تا پنجاه در صد و بيشتر مي شد!
۱۱- هر بار که جنرال موتورز مدل جديدي را به بازار عرضه مي کرد، خريداران ماشين بايد رانندگي را از اول ياد مي گرفتند، چون هيچ يک از عمل کرد ها و کنترل هاي ماشين، مانند مدل قبلي نبود! ۱۲- براي خاموش کردن ماشين، بايد دکمه استارت را مي زدند!
ارسال شده: چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۳:۵۰ ب.ظ
توسط ARMIN
روزي شخصي در شهر ادعا ميكند كه من خدا هستم.
مردم شهر او را پيش حكيم ميبرند و حكيم باشي براي اينكه او را بترساند به او ميگويد:
- مرد ديگري پارسال ادعا ميكرد كه پيغمبر است و من دستور دادم او را كشتند.
اين شخص جواب داد كار خوبي كرديد چون او فرستاده من نبود...!!!
--------------------------------------------------------------
دختري كه خوشگل بوده با مادربزرگش ميره پارچه فروشي, دختر به فروشنده:
يك قواره پارچه بدين و قيمت پارچه رو ميپرسه.
فروشنده كه هيز بوده جواب ميده: قيمتش ۱۰ تا ماچ, و دختر قبول ميكنه.
وقتي فروشنده پارچه رو مي پيچيده و نوبت حساب ميرسه, دختر داد ميزنه:
- مامان بزرگ بيا حساب كن!!!!!
-------------------------------------------------------------
عمله اي طبقه سوم يك ساختمان در حال كاركردن بوده كه ناگهان يك تيرآهن از بالا ميفته و گوشش از بيخ كنده ميشه, سرعمله بهش ميگه:
- ناراحت نباش, ميريم پايين و پيدايش ميكنيم و ميديم دكتر پيوند بزنه.
همه ميرن پايين و شروع ميكنن به گشتن, سرعمله گوش رو پيدا ميكنه و ميگه:
- ايناها پيدايش كردم.
عمله ميگه: نخير, اين گوش من نيست, مال من يك سيگار اشنو پشتش بود!!!!
ارسال شده: چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۶:۵۷ ب.ظ
توسط Elahe
ARMIN,
خیلی باحال بود ممنون
