صفحه 8 از 23
ارسال شده: دوشنبه ۴ تیر ۱۳۸۶, ۶:۳۴ ب.ظ
توسط m.aria
the life and soul of sth
سرزنده ترين وشوخ ترين آدم در مهماني
why did not you invite ali .he is the life and soul of the parties.
ارسال شده: سهشنبه ۵ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۲۶ ق.ظ
توسط Leila
m.aria,
اصطلاحايي رو كه مي ذارين
اگر همراه با ترجمه ي فارسيش باشه بهتره
چون ممكنه معنيش براي همه واضح نباشه
as cross as two sticks : مثل برج زهر مار
ارسال شده: چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۲۳ ق.ظ
توسط Leila
half and half : نصف نصف مساوي ، پنجاه پنجاه
ارسال شده: پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۸۶, ۱:۰۱ ق.ظ
توسط Leila
hale and hearty : سرو مرو گنده ، سالم و سر حال
ارسال شده: جمعه ۸ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۱۸ ق.ظ
توسط DANG3R
Imitation is the sincreset from of flattery : اشاره دارد به این که تقلید کردن از رفتار و گفتار کسی به عنوان الگوی رفتاری و گفتاری ، صمیمانه ترین شیوۀ تحصین شخصی است که الگو واقع شده...
موفق باشید
ارسال شده: جمعه ۸ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۴۶ ق.ظ
توسط Leila
not much cop : چنگي به دل نمي زند
ارسال شده: یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۱۳ ق.ظ
توسط Leila
up the pole : عقلش پاره سنگ بر مي دارد
ارسال شده: دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۴۸ ق.ظ
توسط Leila
get along : برو پي كارت ، برو بابا
ارسال شده: سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۵۷ ب.ظ
توسط Leila
the cupboard is bare : كفگيرش به ته ديگ رسيده
ارسال شده: پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۰۶ ق.ظ
توسط Leila
a pyrrhic victory : آفتابه خرج لحيم كردن
ارسال شده: پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۵۹ ب.ظ
توسط Leila
have a screw loose / missing : بالاخانه را اجاره دادن ، مخ معيوب داشتن
ارسال شده: شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۶, ۱:۰۰ ق.ظ
توسط Leila
put sb off his stride / stroke : چوب لاي چرخ كسي گذاشتن