صفحه 8 از 448
ارسال شده: سهشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۰۳ ب.ظ
توسط njmh
در میان همه گل گشتم و عاشق نشدم
تو چه کردی که تو را دیدم و دیوانه شدم
ارسال شده: سهشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۱۳ ب.ظ
توسط کنداليني
می سوزم از فراقت روی از جفا بگردان.................... هجران بلای ما شد، یا رب! بلا بگردان
ارسال شده: سهشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۵, ۴:۵۳ ب.ظ
توسط Leila
نگاري چابكي شنگي كلهدار
ظريفي مهوشي تركي قباپوش
ارسال شده: سهشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۵, ۵:۰۳ ب.ظ
توسط sandbad
شو همره بلبل بلب هر مهوش....شکر بترازوی وزارت برکش
هرمصرع را از سمت چپ هم بخونی همون شعره

ارسال شده: چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۳ ق.ظ
توسط essi10
شنيدستم كهدر سير جهاني
زالطاف خداي لامكاني
ارسال شده: چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۵۳ ق.ظ
توسط Leila
ياد باد انكه چو ياقوت قدح خنده زدي
در ميان من و لعل تو حكايت ها بود
ارسال شده: چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵, ۱:۴۲ ب.ظ
توسط sandbad
دانی که بر نگین سلیمان چه نقش بود
دل بر جهان مبند که با کس وفا نکرد
ارسال شده: پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۵, ۱:۳۲ ب.ظ
توسط Leila
در ميان اب و اتش هم چنان سرگرم تست
اين دل زار نزار اشكبارانم چو شمع
ارسال شده: پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۵, ۱۱:۱۵ ب.ظ
توسط agheleh
عزم هجران کرده اي، شايد فراموشم کني
من که مي دانم تو هم چون شمع گريان مي شوي
ارسال شده: جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۱۷ ق.ظ
توسط Colonel Chazan
يار نزديك تر از من به من است............وين عجب تر كه من از وي دورم
چه كنم با كه توان گفت كه او ............در كنار من و من مهجورم ( ----سعدي----)
به جاي يار در برخي نسخ دوست نيز آمده- اشاره به آيه (((و نحن نقرب اليه من حبل الوريد)))
ارسال شده: جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵, ۷:۳۱ ق.ظ
توسط essi10
مَطَلب طاعت و پيمان درست از من مست
كه به پيمانه كشي شهره شدم روز اَسَت (لسان الغيب)
ارسال شده: جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵, ۱۲:۴۲ ب.ظ
توسط Leila
تعظيم تو بر جان و خرد واجب و لازم
انعام بر كون و مكان فائض و شامل