مقاله های دبا جلد یک

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با کتاب و فرهنگ مطالعه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آخونْد مُلاّمُحَمَّدِ كاشاني (د 20 شعبان 1333ق/3 ژوئية 1915م)، فقيه، حكيم، عارف امامي و مدرس بزرگ فلسفة صدرالمتألهين در اصفهان. جاذبة درس آخوند كاشاني كه فلسفه را با عرفان مي‌آميخت و نيز حكيم معاصر وي، جهانگير خان قشقايي، علاقه‌مندان به فلسفه به ويژه فلسفة صدرايي را از شهرهاي دور و نزديك و حتي از كشورهاي ديگر به اصفهان مي‌كشاند. در محضر درس وي شاگردان بسياري حكمت آموخته‌اند كه مهم‌ترين ايشان عبارتند از شيخ محمد حكيم خراساني (د 1350ق/1931م)، حاج آقا رحيم ارباب (د 1396ق/1976م)، ميرزا ابوالقاسم محمد نصير شيرازي (د 1330ق/1912م) و سيد محمدرضا خراساني.
آخوند علاوه بر فقه و اصول و حكمت، در ادبيات عربي و فارسي و رياضيات تبحر داشت. از وي آثاري برجا نمانده است. در اصفهان وفات يافت و در تخت فولاد به خاك سپرده شد.

مآخذ: مهدوي، مصلح‌الدين، تذكره‌القبور، اصفهان، 1348ش، ص 6، 7؛ همايي، جلال‌الدين، دو رساله در فلسفة اسلامي، تهران، انجمن فلسفه، 1398ق، ص 15؛ هنرفر، لطف‌الله، اصفهان، تهران، جيبي، 1356ش، ص 273.
محمدباقر كتابي
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آداب الحرب و الشجاعه

آدابُ الْحَرْبِ وَ الشَّجاعَه، كتابي در آيين پادشاهي و كشورداري، شيوه‌هاي نبرد و آراستن سپاه و راههاي دستيابي به پيروزي، شناختن انواع گوناگون اسب و اندرز به پادشاهان در زمينه‌هاي ياد شده به زبان پارسي به نوشتة محمد بن منصور بن سعيد ملقب به مبارك شاه و مشهور به فخرِ مدبر از نويسندگان اواخر سدة 6 و اوايل سدة 7ق/12 و 13م. اين كتاب را نويسنده در زمان پادشاهي سلطان شمس‌الدين ايلتتمش (حكومت: 7، 6 ـ633ق/1210ـ1236م)، از پادشاهان مملوك هند، در ميان ساهاي 626 ـ633ق/1229ـ1236م در 34 باب و يك مقدمه نگاشته و به او تقديم داشته است. سبك نويسنده، برخلاف نوشته‌هاي بازمانده از سدة 7ق/13م، ساده و آسان و از پيچيدگي به دور است و به آثار سده‌هاي 5 و 6ق/11 و 12م همچون تاريخ بيهقي شباهت بيشتري دارد. محتويات آن را داستانهاي گوناگون تشكيل مي‌دهد كه نويسنده براي اثبات نظرهاي خود از زندگاني پيامبران، پادشاهان ايرانِ پس از اسلام و گاهي از رويدادهاي فرمانروايان ايران قديم، روم و هند برگزيده و با سبك ويژة خود نوشته است.
فخر مدبّر كتاب ديگري نيز به نام بحر الانساب نوشته و در مقدمة آن نسب خود را با 12 واسطه به ابوبكر بن ابي قُحافه رسانده است. پيش از اين، محققان چنين مي‌پنداشتند كه نويسنده، كتاب ديگري به نام آداب الملوك و كفايه المملوكنيز نگاشته، ليكن با پيدا شدن نسخة كتاب ياد شده در كتابخانة ديوان هند و بررسي آن مشخص شد كه اين كتاب همان آداب الحرب و الشجّاعه است كه ظاهراً نويسنده در آن تجديد نظر كرده و 6 باب بر آن افزوده و نامي تازه بر آن نهاده است. اين 6 باب را محمد سرور مولايي تصحيح كرده و با نام آيين كشورداري به چاپ رسانده است.
آداب الحرب و الشجاعه در 1346ش به تصحيح احمد سهيلي خوانساري براساس چند نسخة خطي به چاپ رسيده است. نسخه‌هاي خطي آن در كتابخانه‌هاي موزة بريتانيا، ملك تهران، آسيايي بنگال و رامپور هند موجود است. نيز 2 نسخة خطي ديگر آن در كتابخانة شخصي سهيلي خوانساري و عبدالحسين ميكده وجود دارد.

مآخذ: سهيلي خوانساري، احمد، «آداب الحرب و الشجاعه»، راهنماي كتاب، س 5، شم‍ 3 (خرداد 1341ش)، ص 330ـ332؛ فخر مدبّر، محمد بن منصور، آداب الحرب و الشجاعه، به كوشش احمد سهيلي خوانساري، تهران، اقبال، 1346ش، مقدمه؛ همو، آيين كشورداري (شش باب باز ياته از آداب الحرب و الشجاعه)، به كوشش محمد سرور مولايي، تهران، بنياد فرهنگ ايران، 1354ش، مقدمه؛ منزوي، احمد، فهرست خطي فارسي، 2/1513؛ نذيراحمد، «آداب الحرب و الشجاعه»، راهنماي كتاب، س 6، شم‍ 4ـ 5 (تير ـ مرداد 1342ش) ص 35ـ36، 346ـ347.
جعفر شعار ـ سيدعلي آل داود
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

الآداب الدينيه للخزاده المعينيه
الآدابُ الدّيِنيَّهِ لِلْخِزانَهِ الْمُعينِيَّه، كتابي اخلاقي به زبان عربي نوشتة مفسر شيعي ايراني ابوعلي فضل بن حسن طبرسي (469ـ 548 ق/1077ـ1154م). واژة «معينيّه» از آن رو در نامگذاري آن به كار رفته كه مؤلّف آن را براي سلطان معين‌الدين ابونصر احمد بن فضل بن محمود گردآورده است. كتاب دربارة آداب و سنّتها و اعمال و ادعية زندگي روزانه بر پاية روايات وارده از امامان معصوم شيعي(ع) است، و داراي 14 باب در مسائلي از اين دست: جامه پوشيدن، گرمابه رفتن، شانه كردن و آرايش و پيرايش موي، ناخن گرفتن و كارهايي مانند آن، نگريستن، شنيدن، خوردن، بازرگاني، زناشويي، زادن و پرورش نوزاد، خفتن و بيدار شدن، آداب دو حالت خواب و بيداري، مسافرت و آداب و ادعية ختم كتاب. نويسنده در آغاز مي‌گويد: كاري بهتر از اين نديدم كه دست به تأليف كتابي بزنم حاوي فصلهايي دربارة آداب و ادعيه و اعمالي كه با مراعات آنها، اميد پاداش فراوان مي‌رود. من اين مطالب را از روايات اهل بيت عليهم‌السّلام (با حذف سندها) آوردم.
از اين كتاب نسخه‌هاي خطي متعددي در كتابخانه‌هاي ايران موجود است: كتابخانة آستان قدس رضوي، كتابخانة دانشكده الهيّات دانشگاه تهران، كتابخانة مركزي دانشگاه تهران و كتابخانة ملي. كتاب مكارم الاخلاق نوشته فرزند مؤلّف، مستدرك و متمّم اين كتاب است.

مآخذ: آستان قدس، فهرست، 1/1ـ2؛ آقابزرگ، الذّريعه، 1/18ـ19؛ دانشكدة ادبيات تهران، فهرست خطي، 8/8؛ كتابخانة مركزي، فهرست خطي، 8/152، 15/1؛ كتابخانة ملي، فهرست خطي، 10/582؛ كريميان، حسين، طبرسي و مجمع‌البيان، دانشگاه تهران، 1361ش، 1/261.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آداب السلطانيه


اَلآدابُ السُّلطانِيَّه، كتابي تاريخي به زبان عربي، نوشتة صفي‌الدين محمد بن طباطبا معروف به ابن طِقطَقي (660 ـ709ق/1262ـ1309م)، نويسنده، اديب و مورخ شيعيِ امامي و از خاندان امام حسن مجتبي‌(ع). عنوان ديگر كتاب كه بدان نيز شهرت دارد، الفخري في الآداب السّلطانيه و الدّول الاسلاميّه است. گاه آن را به اختصار، الفخري گويند. واژة اخير اشاره به فخرالدين عيسي بن ابراهيم فرمانرواي موصل در آن روزگار است كه اثر به نام او نگاشته‌ شده است. اين كهن‌ترين اثر سياسي ـ تاريخي پس از فروپاشي خلافت عباسيان است. كتاب از يك مقدمة كوتاه و 2 فصل تشكيل مي‌شود: فصل يكم، پند و اندرزهايي است كه براي فرمانروايان و دولتمردان سودمند است. اين فصل نزديك به يك پنجم كتاب را در بر مي‌گيرد و آداب فرمانروايي و چگونگي ادارة جامعه را نشان مي‌دهد. ماية عمدة كار نويسنده در اين فصل، اندرزنامه‌ها و كتابهايي مانند كليله و دمنه، جاويدان خرد (و ترجمة عربي آن آداب العرب و الفُرس)، خردنامه و مانند اينهاست. نگارنده در اينجا اندرزهايي از گفتة قباد، انوشيروان، اسكندر، فرزانگان ايران و هند، پادشاهان ايراني و جز ايشان آورده و آيات و احاديثي نيز در تأييد آنها نقل كرده است؛ فصل دوم، گزارش تاريخ اسلام از آغاز تا سقوط بغداد به دست هولاكوخان مغول در جمادي‌الثاني 656ق/ ژوئن 1258م است. در اين فصل به وزيران هر خليفه بيش از خود وي توجه شده و دربارة ايشان به تفصيل بيشتري سخن رفته است. مهم‌ترين منابع كار نويسنده در فصل دوم، تاريخهايي چون، طبري (د 310ق/922م)، مسعودي (د 346ق/957م)، ابن اثير (د 628ق/1231م) و نيز كتاب الاوراق نوشتة ابوبكر محمد صولي (د 335ق/946م) است. ابن طقطقي از مأخذ اخير بيشتر در نوشتن شرح حال و كارهاي وزيران خلفاي عباسي بهره گرفته است. از همين روست كه از هنگام درگذشت صولي تا مدت بيش از يك سده، از وزيران خلفا سخني در ميان نيست.
اين كتاب به تصريح نويسنده در فاصلة ميان جمادي‌الثاني، تا 5 شوال سال 701ق/ فوريه تا 3 ژوئن 1302م، در شهر موصل نگارش يافته است. بخش مربوط به دورة عباسي در فصل دوم اين كتاب ارزش ويژه‌اي دارد. بلافاصله پس از انقراض نظام عباسي و در شرايط كاهش فشارهاي تحميل شده از سوي خلفا، دانشمندي از طايفة امامي براي نخستين‌بار امكان تاريخ‌نگاري يافته و گوشه‌هايي از فساد آن نظام را آشكار ساخته است. البته اين واقعيت كه بيشتر زورمندان آن روزگار در زوال حكومت عباسيان سوكوار بودند و اينكه اين اثر براي حاكمي از قماش همان زورمندان سوكوار نوشته مي‌شد، مانع شده است كه نويسنده ديدگاههاي خود را دربارة آن نظام، با صراحت كافي مطرح كند. از اين رو نقد وي از نظام عباسي بسيار ملايم است، اما همين نقد ملايم نيز تا روزگار نگارش اين كتاب سابقه نداشته است.
نويسنده، چند صفحة نخستِ كتاب را به ستايش از فرمانرواي موصل اختصاص داده و سپس چند صفحه‌اي نيز در ستايش كتاب خود آورده و طي آن اثر خويش را سودمندتر از حماسة ابوتمام و مقامات همداني و حريري شمرده است.
نويسنده در آغاز فصل يكم مي‌گويد: اين كتاب جاي سخن دربارة حقيقت فرمانروايي و تقسيم شدن آن به رياستهاي ديني و دنيوي مانند خلافت و سلطنت و امارت و ولايت و آنچه از اينهمه برپاية شرع استوار بوده يا نبوده و آراي صاحب‌نظران در باب امامت نيست. رئيس فاضل بايد از خرد، عدالت، دانش، پرهيزكاري و بخشش برخوردار و از خشم، بخل و تندي بر كنار باشد. وي پاسخ علي بن طاوس (د 664ق/1266م) را به پرستش هولاكوخان در ترجيح فرمانرواي غيرمسلمان دادگر بر مسلمان ستمكار نقل مي‌كند و وجود اعلم معصوم را در جامعه لازم نمي‌داند و هوشياري و فهم حاكم را كافي مي‌شمرد. از بيشتر خلفاي اموي و عباسي انتقاد مي‌كند و صريحا و طي آن اثر خويش را سودمندتر از حماسة ابوتمام و مقامات همداني و حريري شمرده است.
نويسنده در آغاز فصل يكم مي‌گويد: اين كتاب جاي سخن دربارة حقيقت فرمانروايي و تقسيم شدن آن به رياستهاي ديني و دنيوي مانند خلافت و سلطنت و امارت و ولايت و آنچه از اينهمه برپاية شرع استوار بوده يا نبوده و آراي صاحب‌نظران در باب امامت نيست. رئيس فاضل بايد از خرد، عدالت، دانش، پرهيزكاري و بخشش برخوردار و از خشم، بخل و تندي بر كنار باشد. وي پاسخ علي بن طاوس (د 664ق/1266م) را به پرستش هولاكوخان در ترجيح فرمانرواي غيرمسلمان دادگر بر مسلمان ستمكار نقل مي‌كند و وجود اعلم معصوم را در جامعه لازم نمي‌داند و هوشياري و فهم حاكم را كافي مي‌شمرد. از بيشتر خلفاي اموي و عباسي انتقاد مي‌كند و صريحاً اعلام مي‌دارد كه هارون‌الرشيد از خداي تعالي بيم نداشته است. كشتن بي‌تأمل را جايز نمي‌داند و شكنجه به ويژه با آتش را نكوهش مي‌كند. انتقام‌جويي را زشت مي‌شمرد و در دوري از اين صفت علي بن ابي طالب (ع) را مثال مي‌آورد. همچنين وي در بسياري از جاهاي اين كتاب علاقة خد را به اهل بيت پيامبر نشان مي‌دهد. البته اين اثر شامل برخي لغزشهاي تاريخي نيز هست. مؤلف، از جمله در نقل رويدادهاي مربوط به حلاج و قرمطيان و افتادن بغداد به دست تركان سلجوقي، مطالب نادرستي آورده است. در سدة 13ق/19م بخشهايي از اين كتاب در پاريس (1806 و 1834 و 46ـ1847م)، وين (1816م)، بُن (1823م)، طرابلس (1828م)، مسكو (1870م) و رم (1884م) منتشر شده است. چاپ يكجاي آن نخستين‌بار در 1860م در شهر گوتاي آلمان انجام گرفته و در 1895م نيز با مقدمه‌‌اي به زبان فرانسه در پاريس منتشر گرديده است. همين چاپ بعدها در قاهره و بيروت چندين بار منتشر شده است. اين اثر به زبانهاي انگليسي و فرانسوي نيز ترجمه و منتشر گرديده است. كتاب را محمد وحيد گلپايگاني به فارسي برگردانده و نام تاريخ فخري در آداب ملك‌داري و دولتهاي اسلامي بر آن گذاشته است. اين ترجمه در 1350ش در تهران چاپ و منتشر شده و ديگر باره در 1360ش تجديد چاپ گشته است.

مآخذ: آقابزرگ، الذريعه، 16/125؛ ابن الطِقْطَقي، محمد بن علي بن طباطبا، الفخري في الآداب السلطانيه و الدّول الاسلاميّه، مصر، المطبعه الرحمانيه، 1938م، جم‍ ؛ ابن الفوطي، عبدالرزاق بن محمد، الحوادث الجامعه، بغداد، 1351ق، ص 262ـ 265؛ براون، ادوارد، تاريخ ادبي ايران، ترجمة علي‌پاشا صالح، تهران، ابن سينا، 1335ش، 1/365ـ366؛ بروكلمان، 2/207ـ 208؛ ذيل، 2/201ـ202؛ دانشكدة ادبيات، فهرست خطي، 8/80؛ دانشنامة ايران و اسلام؛ دائره المعارف الاسلاميه؛ دايره‌المعارف فارسي؛ زركلي، خيرالدين، الاعلام، بيروت، 1969، 7/174؛ زرين‌كوب، عبدالحسين، تاريخ ايران بعد از اسلام، تهران، اميركبير، 1363ش، ص 12؛ قزويني، محمد، يادداشتها، به كوشش ايرج افشار، تهران، علمي، 1363ش، 8/91ـ94؛ كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين، بيروت، داراحياء التراث العربي، 11/51؛ لغت‌نامة دهخدا؛ مهدي دامغاني، محمود، «ابن الطقطقا و كتاب الفخري»، نشرية دانشكدة الهيات و معارف اسلامي مشهد، شم‍ 14 (بهار 1354ش)؛ ص 156ـ173؛ نخجواني، هندوشاه بن عبدالله، تجارب السّلف، به كوشش عباس اقبال، تهران، طهوري، 1357ش، مقدمه.
محمدعلي مولوي
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آدابُ السُّلوك، عنواني براي برخي از كتابهاي عرفاني و اخلاقي كه عده‌‌اي از عارفان و دانشمندان مسلمان به نگارش آن پرداخته‌اند. بعضي از نويسندگاني كه ذيلِ اين عنوان كتابي دارند، بدين‌شرحند: 1. بيابانكي سمناني، علاءالدوله احمد بن محمد بن احمد (د 736ق/1336م)، از عارفان و بزرگان صوفيه. كتاب او به زبان فارسي است و نسخه‌‌اي از آن كه از روي دستخط نويسنده تهيه شده و تاريخ ذيقعدة 993ق/ اكتبر 1585م دارد، در كتابخانة ملي (تهران) موجود است. علاءالدوله در اين رساله نشان مي‌دهد كه چگونه ترك دنيا گفت و به جامة درويشان درآمد و راه حق پوييد. نيز بيان مي‌كند كه سالك بايد چه كند تا به مقامهاي والاي عرفاني دست يابد. وي آداب سالكان را يكايك بيان مي‌كند و از تجارب خويش در اين آداب سخنها مي‌گويد (كتابخانة ملي، فهرست خطي، 5/232)؛ 2. رشتي، سيدكاظم بن قاسم حسيني (د 1259ق/1843م)، پيشواي معروف شيخيّه. كتاب او به زبان عربي است دربارة چگونگي سلوك يعني روش تفكر و آداب و اعمال مقرب كنندة سالك به ذات حق كه با استشهاد به مأثورات شرعي و تأويلات آنها به نثري روان نگاشته شده و مؤلف در پايان، روش برخي از صوفيان را نكوهيده است. نسخه‌هاي خطي اين كتاب از روزگار نويسنده است و از آن ميان نسخه‌اي با تاريخ شعبان 1245ق/ ژانوية 1830م و نسخة ديگري با تاريخ 1259ق/1843م در كتابخانة آستان قدس رضوي نگهداري مي‌شود؛ 3. شُبَّر، سيّد عبدالله بن محمدرضا بن محمد بن احمد بن علي علوي حسيني موسوي (د 1242ق/1826م)، از مجتهدان طراز اول شيعي. كتاب او نيز به زبان عربي است. وي در ديباچة آن مي‌گويد: برخي پنداشته‌اند كه راه رسيدن به خدا تنها مكاشفه و تحمل رنج رياضتهاي مخترعه و خواندن اذكار و اوراد مبتدعه است با اعراض از آداب و احكام شرعي. برخي ديگر نيز گمان برده‌اند كه راه به سوي حق تعالي تنها اداي همة اعمال ظاهري است هرچند عامل بدانها داراي رفتارهاي بد و گرفتار آفات قلبي مانند حسد و خودپسندي و خودنمايي و كينه باشد. مؤلف تقريباً به جمع ميان عمل به احكام ظاهري و كوشش براي رسيدن به خلوص قلبي و طهارت نفساني معتقد است و طيّ 20 فصل، به اختصار، عقايد درست و طاعات و معاصي «جوارحي و جوانحي» و آداب و احكام را طبق نصوص شريعت برشمرده است (آستان قدس، فهرست، 6/367ـ 368). نسخه‌اي خطي از آداب السّلوك شُبَّر مورخ پنجشنبه 15 جمادي‌الاول 1240ق (5 ژانوية 1825م) در كتابخانة آستان قدس رضوي موجود است؛ 4. عصّار لواساني، سيد محمد بن محمود (د 1356ق/1937م). كتاب او آدابُ السّلوك لِلرّعيّهِ و المُلوك نام دارد و به شعر فارسي است. مشار از شمارة دوم روزنامة «كانون شعرا» نقل مي‌كند كه اين اثر از كمال‌الدين حاج محمد كريم صابوني تاجر تهراني متخلص به ناظم است و دانسته نيست چرا سيد محمد عصار اين كتاب و چند كتاب ديگر ناظم را به خود انتساب داده است (1/50). اين اثر در 1332ق/1913م در تهران چاپ شده است؛ 5. گيسودراز، صدرالدين سيدمحمد بن يوسف حسيني دهلوي چَشتي (د 825ق/1422م)، عارف و صوفي معروف. كتاب او عنوان آداب سلوك دارد و به زبان فارسي است و نسخه‌اي خطي از آن در مشهد در كتابخانة عبدالحميد مولوي (اكنون جزو كتابهاي دانشكدة الهيات) موجود است؛ 6. نجم‌الدين كبري، احمد بن عمر بن محمد خوقي (خيوقي، خيوه‌اي) خوارزمي (مق‍ 618ق/1221م)، عارف و صوفي معروف و پايه‌گذار سلسلة كبرويّه. كتاب او به زبان عربي است و نسخه‌اي خطي از آن در كتابخانة‌مركزي دانشگاه تهران يافت مي‌شود؛ 7. نَسَفي، عبدالعزيز بن محمد (د 686ق/1287م). كتاب او به زبان فارسي است و نسخه‌اي خطي از آن در دارالكتب المصريه موجود است؛ 8. نوري مازندراني، محمد وليّ بن مهدي. كتاب او به زبان عربي است و نسخه‌اي خطي از آن كه تاريخ فراغت از تأليف يا استنساخ آن چهارشنبه 10 ربيع‌الثاني 1256ق (11 ژوئن 1840م) است، در كتابخانة آستان قدس رضوي نگهداري مي‌شود.

مآخذ: آقابزرگ، الذّريعه، 1/20ـ21، 9/937؛ آستان قدس، فهرست؛ بغدادي، اسماعيل پاشا، هديّه العارفين، استانبول، 1951م، ص 222ـ223؛ شوراي ملي (سابق)، فهرست خطي، 5/232؛ طرازي، نصرالله، فهرس المخطوطات الفارسيّه، 1/2، 215، 216، 222ـ223، 241، 242؛ كتابخانة مركزي، فهرست خطي، 8/244ـ 245، 12/2604ـ 2605؛ كتابخانة ملي، فهرست خطي؛ مشار، خانبابا، فهرست چاپي فارسي؛ منزوي، احمد، فهرست خطي، 1/1011.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آدابُ الصَّلوه، يا آداب نماز، نامي براي تعدادي كتاب دربارة مستحبّات و مراسم نماز و اذكار و ادعية قبل و بعد و حين نماز، نوشتة فقهاي اسلامي به زبانهاي عربي و فارسي. برخي از دانشوران مسلمان كه در اين زمينه اثري از خود پديد آورده‌اند، اينانند: 1. آقاجمال خوانساري، جمال‌الدين محمد بن حسين بن جمال‌الدين محمد (د 26 رمضان 1125ق/5 اكتبر 1713م)، فقيه، اديب، متكلم و دانشمند شيعي ايراني. او را كتابي است به نام آداب نماز كه در 7 فصل به دستور شاه سلطان حسين صفوي نگاشته است. نسخه‌آي خطي از كتاب او در كتابخانة مركزي دانشگاه تهران (مجموعة اهدايي مشكوه) نگهداري مي‌شود؛ 2. آقارضي‌الدين خوانساري، برادر آقا جمال خوانساري. وي را كتابي به نام آداب نماز است كه در آن ابتدا حديث حمّاد بن عيسي جُهّني كوفي بصري دربارة نماز را به دستور شاه سلطان حسين صفوي به فارسي برگردانده و پس از آن آداب نماز را گزارش داده است. نسخه‌اي خطي از اثر او در همان كتابخانه موجود است؛ 3. آقانجفي، محمدتقي بن محمد باقر اصفهاني (د 11 شعبان 1332ق/5 ژوئية 1914م). او كتابي به نام آداب الصّلوه به فارسي نوشته كه در 1297ق/1880م در ايران چاپ شده است؛ 4. ايجي اصفهاني، ملاعلي اكبر بن محمدباقر. وي كتابي دارد به نام آدابُ صَلوهِ اللَّيْلِ وَ اَعْمالُها به زبان عربي كه در ايران به چاپ رسيده است. او را كتاب ديگري به نام آداب نماز است كه نسخه‌‌اي خطي از آن در كتابخانة مركزي دانشگاه تهران موجود است؛ 5. بخارابي خراساني، شرف‌الدين، از دانشمندان مسلمان سدة 7ق/13م. وي نيز كتابي به نام آداب نماز دارد كه آن را در 10 باب و 170 بيت سروده است. تاريخ فراغت از سرودن آن 15 جمادي‌الاول 693ق/14 آوريل 1294م است. نسخه‌هاي خطي فراواني از آن در كتابخانه‌هاي ايران و پاكستان موجود است (منزوي، 4/3029ـ3031)؛ 6. حسيني، سيدمحمد صالح. رسالة مختصري به نام آداب نماز شب نوشته است كه نسخه‌اي خطي از آن در كتابخانة آيت‌الله مرعشي (قم) يافت مي‌شود؛ 7. علياري قراچه داغي، ميرزا عبدالله (د 1327ق/1909م). او كتابي به نام آداب نماز شب دارد كه مرتب است بر پيش‌گفتار، 3 فصل و خاتمه. نسخه‌اي خطي از اثر او در كتابخانة آيت‌الله مرعشي نگهداري مي‌شود؛ 8. فشاركي اصفهاني، ملامحمد باقر بن جعفر. او را كتابي است به عنوان آدابُ صلوهِ اللّيل به زبان فارسي كه در 1332ق/1914م در تهران و در 1347ق/1928م در اصفهان به چاپ رسيده است؛ 9. مجلسي، ملامحمدباقر (د 1110ق/1698م)، فقيه و محدث معروف. كتابي به نام آداب نماز شب نوشته كه نسخه‌اي از آن به خط مؤلف در كتابخانة آستان قدس رضوي و نسخة ديگري در كتابخانة آيت‌الله مرعشي موجود است. آقابزرگ براي او كتابي به صورت رسالة عملي به نام آداب الصّلوه ذكر كرده كه به زبان عربي است و نسخه‌هاي خطي آن در كتابخانه‌هاي علماي ديني ايران و عراق موجود است (الذّريعه، 1/21)؛ 10. مقدس اردبيلي، احمد بن محمد (د 993ق/1585م). رساله‌اي به نام آداب نماز بدو منسوب است كه نسخة خطي آن در كتابخانة مركزي نگهداري مي‌شود. اين رساله داراي مقدمه، 4 باب و خاتمه است؛ 11. موسوي نوري، حاج سيدجواد بن محمد علي (د 1323ق/1905م). او را كتابي فارسي به نام آداب صلوه اللّيل است كه در 1326ق/1908م در ايران به چاپ رسيده است؛ 12. نجم‌آبادي تهراني، حاج شيخ محمدباقر (د 1347ق/1928م). كتابي به نام آداب نماز شب دارد كه در شب 26 جمادي‌الثاني 1331ق/3 ژوئن 1913م از نگارش آن فراغت يافته است. نسخه‌اي خطي از آن در كتابخانة حسينية شوشتريها در نجف موجود است. كتابهايي كه در اين زمينه اثري از آن به دست آمد، همان است كه ياد شد. آقابزرگ تهراني روي هم 22 تن از نويسندگان را نام برده كه داراي آثاري به نام آداب الصّلوه بوده‌اند (1/21ـ24، 33).

مآخذ: آقابزرگ، الذّريعه؛ آستان قدس، فهرست، 6/200ـ201؛ آيت‌الله مرعشي، فهرست خطي، 1/205ـ206؛ امين، محسن، اعيان الشّيعه، بيروت، دارالتّعارف، 1403ق، 9/182ـ184؛ اهدايي مشكوه، فهرست خطي، 5/1755ـ1757؛ چهار كتابخانة مشهد، فهرست خطي، ص 157ـ 158، 345ـ346؛ در كتابخانة مشهد، فهرست خطي، ص 570؛ شوراي ملي (سابق)، فهرست خطي، 7/177ـ181؛ عمومي رشت و همدان، فهرست خطي، ص 1083؛ كتابخانة مركزي، فهرست خطي، 10/1832، 11(2)/787؛ كتابخانة مركزي و مركز اسناد، فهرست خطي، 11ـ12/1؛ گنج بخش، فهرست خطي، 4/2247ـ2252؛ مدرس، محمدعلي، ريحانه‌الأدب، تبريز، 1346ش، 4/191ـ197؛ مشار، خانبابا، فهرست چاپي عربي، ص 4؛ همو، فهرست چاپي فارسي، 1/50، 51، 53؛ منزوي، احمد، فهرست خطي فارسي؛ موزة ملي پاكستان، فهرست خطي، ص 854؛ نوربخش، فهرست خطي، 2/204؛ وزيري يزد، فهرست خطي، 5/1526، 1601ـ1647
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آدابِ عَبّاسي، كتابي فارسي حاوي دعاهاي شبانه‌روزي، ترجمة ملاصدرالدين محمد بن محب علي معروف به صدراي تبريزي از محدّثان شيعي سدة 11ق/17م. اين كتاب ترجمة مفتاح‌الفلاح نوشتة بهاءالدين محمد بن حسين بن عبدالصمد جبعي عاملي معروف به شيخ بهايي (953ـ1031ق/1546ـ1622م) است. صدراي تبريزي شاگرد شيخ بهايي بوده و اين كتاب را به نام شاه عباس صفوي اول (حكومت: 996ـ 1038ق/1588ـ1629م) به فارسي برگردانده و توضيحاتي بر آن افزوده است. مفتاح‌الفلاح داراي 6 باب و در شرح اعمال و دعاهاي مربوط به اوقات مختلف شبانه‌روز است. مؤلف اين اوقات را به 6 بخش تقسيم كرده است: 1. از طلوع صبح صادق تا برآمدن آفتاب؛ 2. از برآمدن افتاب تا نيمروز؛ 3. از نيمروز تا غروب خورشيد؛ 4. از غروب خورشيد تا هنگام خواب؛ 5. از هنگام خواب تا نيمه شب؛ 6. از نيمه شب تا طلوع صبح صادق.
نگارش كتاب را شيخ بهايي در 21 صفر 1051ق 22 مه/ 1641م در شهر گنجة قفقاز به پايان برده است. كتاب مفتاح الفلاح در 1304ق/1886م در بمبئي، 1317ق/1889م در تهران و 1324ق/1906م در مصر به چاپ رسيده، ولي آداب عباسي چاپ نشده است. از اين ترجمة فارسي نسخه‌هايي خطي در كتابخانه‌هاي ملي (تهران)، سلطنتيِ (سابق)، مجلس شوراي اسلامي (سناي سابق)، مسجد جامع گوهرشاد (مشهد)، ملي ملك و آستان قدس رضوي (مشهد)، مدرسة شهيد مطهري (سپهسالار سابق)، آيت‌الله مرعشي (قم) و مركزي دانشگاه تهران موجود است. صدراي تبريزي ترجمة ملخّصي نيز از مفتاح‌الفلاح انجام داده است. برخي از مترجمان ديگر نيز مفتاح‌الفلاح را ترجمه يا شرح كرده‌اند (نك‍ : مفتاح الفلاح).

مآخذ: آستان قدس، فهرست، 6/200؛ آقابزرگ، الذّريعه، 1/24ـ 25؛ آيت‌الله مرعشي، فهرست خطي، 10/336ـ337؛ چهار كتابخانة مشهد، فهرست خطي، ص 59 ـ60؛ سلطنتي (سابق)، فهرست خطي ديني، ص 403؛ سناي (سابق)، فهرست خطي، 1/96؛ مدرس، محمدعلي، ريحانه‌الادب، تبريز، 1346ش، 3/301؛ مشار، خانبابا، فهرست چاپي عربي، ص 880 ـ881؛ ملي ملك، فهرست خطي، 2/2ـ3 و 368ـ369.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

اَلآدابُ الْعَرَبِيَّهُ فِي الْقَرْنِ التّاسِع عَشَر، كتابي ادبي به زبان عربي تأليف لُويس شَيخو (1275ـ1346ق/1859ـ1927م)، از آباء يَسوعي لبنان. وي كه خود مؤسس مجلة المشرق بود، طي سالهاي 1325ـ 1328ق/1907ـ1910م به انتشار سلسله مقالاتي دربارة نويسندگان و شاعران و اوضاع ادبي (سدة 13ق/19م) در همان مجله پرداخت و سپس مجموعة آن مقالات را در دو جلد انتشار داد: جلد اول، شامل 1214ـ1287ق/1800ـ1870م، بيروت، المطبعه الكاثوليكيه، چ 1، 1236ق/1908م، چ 2، 1342ق/1924م، 140 ص و يك مقدمة 2 صفحه‌اي به زبان فرانسه؛ جلد دوم، شامل 1287ـ 1318ق/1870ـ1900م، بيروت، المطبعه الكاثوليكيه، چ 1، 1328ق/1910م، چ 2، 1345ق/1926م، 192ص.
شيخو از 1344ق/1925م كار بررسي در ادبيات معاصر عرب را از سرگرفت و در سالهاي بيست و سوم و بيست و چهارم مجله (1344ـ 1345ق/1925ـ1926م)، مقالاتي دربارة تاريخ ادبيات عربي در ربع اول سدة 20م (ربع دوم سدة 14ق) نگاشت كه مجموعة آنها نيز زير عنوان تاريخ الآداب العربيّه في الرّبع الأوّل...، در 208 ص در 1345ق/1926م در بيروت انتشار يافت. در اين سال مجموعة هر 3 كتاب يكجا تجليد و منتشر شد. هر يك از اين مجلدات نيز شامل فهرست اعلام عربي (به تفكيك مسلمانان از نصرانيان)، اعلام خاورشناسان (به خط عربي و لاتيني) و نامهاي جغرافيايي است، اما در كتاب سوم به يك فهرست عام اكتفا شده است.
اهميت كتاب شيخو در آن است كه تا سال انتشار آن در المشرق، هيچ اثر مشابهي به زبان عربي تأليف نيافته بود و شرح احوال بزرگان شعر و ادب عرب، در جُنگها و كتب تراجم و گاه مجلات و يا كتابهاي مربوط به علوم ديگر پراكنده بود و هنوز مفهوم «تاريخ ادبيات» به صورت تاريخهاي اروپاييِ سدة 13ق/19م، در خاورزمين نضج نيافته بود. شايد تنها اثري كه با مقدمات كتاب شيخو هم عصر و قابل قياس است، سخنراني كُرد علي در پاريس (1328ق/1910م) باشد كه بعدها در غرائب الغرب او چاپ شد (دمشق، 1328ق/1910م، ص 94ـ112). در اروپا تاريخهاي متعددي دربارة ادبيات عرب تأليف شده بود (مثلاً هامرپورگشتال، وين، 1272ق/1856م؛ هُوار، پاريس، 1320ق/1902م؛ بروكلمان، ويمار، 1319ق/1902م؛ پيتزي، ميلان، 1321ق/1903م؛ نيكلسون، لندن، 1325ق/1907م و جز اينها)، اما اين مؤلفان كمتر به ادبيات معاصر پرداخته‌اند (قس: بروكلمان «تاريخ ادبيات عرب»، 2/620 به بعد كه بسيار مختصر است و بعدها در «ذيل» آن كتاب تكميل شده؛ نيكلسون «تاريخ ادبيات عرب» گرچه فصل آخر كتاب را به عصر مغول تا زمان حال اختصاص داده، اما از زمان حملة ناپلئون به مصر پيش‌تر نيامده است). شيخو كه زبان فرانسه را نيك مي‌دانسته، گويا به نوشته‌هاي موجود در ديگر زبانها عنايتي نداشته است و تنها چند بار از تاريخ ادبيات هوار استفاده كرده است.
فصل اول و دوم جلد اول به بررسي عواملي كه «نهضت» عربي را موجب گرديد ــ مانند برخي حوادث چون حملة ناپلئون، ايجاد صنعت چاپ، فعاليت مدارس مسيحي در كشورهاي گوناگون عرب، پيدايش انجمنهاي گوناگون در شرق و غرب، اقدام خاورشناسان به تأليف در ادبيات عرب و جز آن ــ اختصاص دارد. همين روش در آغاز فصلهاي بعد و در مقاطع تاريخي معين تكرار شده و در خلال گفتارها به شرح احوال اديبان هر دوره اشاره گرديده است. مؤلف در پايان هر فصل بخش نسبتاً مفصلي به خاورشناسان اختصاص داده است. روش كار در جلد دوم عيناً مانند روش جلد اول است، جز اينكه تفكيك ميان اديبان هر كشور، خاصه تمايز ميان اديبان مسلمان و مسيحي در جلد دوم، بارزتر است. كتاب سوم كه دربارة ادبيات عرب در آغاز سدة 14ق/20م است (شامل حوادث مهمي چون 2 جنگ جهاني، اضمحلال امپراتوري عثماني، پيدايش چند كشور مستقل عربي و مانند آن)، به 3 «قسم» (برحسب زمان) و چندين «بحث» و «باب» بخش شده است. هر فصل با بررسي انگيزه‌هاي تحول در آن دوره آغاز مي‌گردد و به شرح احوال اديبان (بيش‌تر مسيحيان و تأثير آنها در ادبيات عرب) ختم مي‌شود. آخرين جزء اين كتاب (بحث سوم، ص 139ـ 185) دربارة نويسندگان و شاعران و اوضاع ادبي در زمان مؤلف است.
عنايت آشكار شيخو به اديبان و شاعران مسيحي و منسوب ساختن بسيار از بزرگان به آيين نصراني (به ويژه در كتاب شعراء النّصرانيه، ج 1، في الجاهليه، بيروت، 1343ق/1924م؛ ج 2، في‌الاسلام، بيروت، 1345ق/1926م) پيوسته موجب انتقاد نويسندگان مسلمان بوده است.

مآخذ: در متن مقاله.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آداب المُتَعَلّمِين، كتاب در راهنمايي تعليم و تربيت اسلامي، به زبان عربي از برهان‌الدين زُرنوجي حنفي (د 519ق/1125م). اين كتاب داراي 14 فصل با اين مطالب است: 1. حقيقت علم، 2. نيّت از آموزش علم، 3. گزينش علم و استاد و شريك آموزش و ثبات بر آنها، 4. بزرگ‌داشتن علم و اهل آن، 5. جدّيّت و مداومت در آموزش و همّت بر آن، 6. آغاز سَبَق و مقدار و ترتيب آن، 7. توكّل، 8. زمان تحصيل علم، 9. شفقت و نصيحت، 10. استفاده از وقت، 11. ورع، 12. آنچه موجب حفظ و آنچه موجب نسيان است، 13. آنچه موجب افزايش و كاهش روزي و عمر گردد، 14. اشعاري مربوط به مطالب كتاب.
در اين كتاب از شاعران و دانشمندان اهل سنّت بسيار ياد شده و اشعار و اندرزهايي از آنان به مناسبت آمده است. برخي از نسخه‌‌نويسان، نام و سخنان اين دانشمندان را حذف كرده و يا دگرگون ساخته و تأليف كتاب را به خواجه نصير‌الدين طوسي (597 ـ672ق/1201ـ1274م) نسبت داده‌اند. نسخه‌اي از اين كتاب در حاشية كتاب الهدايه (جزو جامع المقدّمات) چاپ شده است. اين نسخه، مانند بيش‌تر نسخه‌هاي مشابِه منسوب به خواجه نصير، تنها شامل 12 فصل است، يعني فصول چهارم و چهاردهم را ندارد. از اين كتاب نسخه‌هاي خطي فراواني در كتابخانه‌هاي ايران (تهران، مشهد، قم، همدان)، پاكستان، مصر و جز آن موجود است.

مآخذ: آخوند همدان، فهرست خطي، ص 286، 406؛ آستان قدس، فهرست، 6/371ـ373؛ آقابزرگ، الذّريعه، 1/15، 26ـ 28؛ آيت‌الله مرعشي، فهرست خطّي، 3/319، 320؛ اهدايي مشكوه، فهرست خطي، 6/2114، 2115؛ بروكلمان، ذيل، 1/928؛ چهاركتابخانة مشهد، فهرست خطّي، ص 203؛ الخّشّاب، يحيي، «كتاب آداب المتعلّمين» مجلّهُ معهد المخطوطات العربيّه، قاهره، 1376ق، 3(1)/267ـ284؛ حسيني، احمد، دليل المخطوطات العربيّه، قم، علميّه، 1397ق، 1/265؛ دانش‌پژوه، محمدتقي، «مؤلّف آداب المتعلّمين» راهنماي كتاب، س 19، شم‍ 4ـ6 (تير و شهريور 1335ش)، ص 427ـ429؛ دانشكدة ادبيّات، فهرست خطّي، 8/8، 9، 10؛ دانشكدة الهيّات، فهرست خطي، ص 441؛ دانشكدة حقوق، فهرست خطّي، ص 229، 230؛ دو كتابخانة مشهد، فهرست خطّي، ص 569؛ سپهسالار (سابق)، فهرست خطي، 3/16، 17؛ سركيس، يوسف اليان، معجم المطبوعات العربيه، 1/969؛ سيّد، ايمن فؤاد، فهرس مخطوطات دارالكتب، قاهره، دارالكتب، 1380ق، 1/410؛ شوراي ملّي (سابق)، فهرست خطّي، 9/528، 529، 10/216؛ فيضيّة قم، فهرست خطّي، 2/149، 177؛ كتابخانة مركزي و مركز اسناد، فهرست خطي، 16/382؛ گنج‌بخش، فهرست خطي، 2/439، 440؛ مشار، خانبابا، فهرست چاپي عربي، ص 4؛ ملّي تبريز، فهرست خطّي، 1/8، 9، 10؛ منزوي، احمد، فهرست خطّي، 2/1491، 1492؛ وزيري يزد، فهرست خطي، 3/1070، 4/1183.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آدابُ الُمُريدين، كتابي عرفاني به زبان عربي، نوشتة ضياءالدّين ابوالنّجيب عبدالقاهر سهروردي (490ـ563ق/1097ـ 1168م)، از مشايخ بزرگ صوفيان. اين كتاب يك مقدّمة كوتاه و 27 فصل دارد كه ضمن آنها از اصول اعتقادات صوفيان، احوال و مقامات سالكان، شَطْحيّات صوفيان، آداب صوفيان در سفر و حضر و سّماع و جز آن سخن به ميان مي‌آيد. نويسنده با نقل شواهد و سخناني از مشايخ سلف، خود نيز به اظهار عقيده پرداخته و دستورهايي داده است. اين كتاب از آغاز تأليف مورد توجّه صوفيه و «مستمسك جميع ارباب طريقت» (آداب المريدين، مقدمه، 28، به نقل از عوارف المعارف) بوده است. از آن ميان، شهاب‌الدّين ابوحفص عمر بن محمّد سهروردي (539 ـ632ق/1144ـ 1235م)، برادرزادة نويسنده، در نوشتن كتاب عوارف المعارف اين كتاب را مبناي كار خود ساخته است. نيز ابوالمفاخر سيف‌الدّين يحيي باخَرزي (586 ـ659ق/1190ـ1261م) در بخش دوم كتاب اورادُ الاَحباب از اين اثر بهرة فراوان برده است. همچنين متن كامل آداب المريدين در سدة 8ق/14م به وسيلة عمر بن محمّد بن احمد شيركاني به فارسي روان ترجمه شده است. محمّد يوسف حسيني، ملقّب به گيسودراز، در 813ق/1410م آن را به فارسي ترجمه و شرح كرده و همين شرح و ترجمه همراه با متن عربي در 1358ق/1939م در هند به چاپ رسيده است. متن عربي آداب المريدين همراه با ترجمة فارسي عمر شيركاني در 1363ش، به كوشش نجيب مايل هروي در تهران چاپ و منتشر شده است.

مآخذ: آستان قدس، فهرست، 6/373ـ374؛ آقابزرگ، الذريعه، 1/28ـ29؛ حاجي‌خليفه، كشف الظّنون، استانبول، مطبعه‌اليهيه، 1941م، 1/43؛ خوانساري، محمّدباقر، روضات الجنّات، 1307ق، 2/336؛ سهروردي، عبدالقاهر بن عبدالله، آداب المريدين، به كوشش نجيب مايل هروي، تهران، مولي، 1363ش، مقدّمه؛ شوراي مليّ (سابق)، فهرست خطي، 5/497؛ كتابخانة مركزي و مركز اسناد، فهرست ميكلروفيلمها، ص 435؛ مدرّس، محمّدعلي، ريحانه‌الادب، تبريز، شفق؛ 1346ش، 7/282ـ283؛ منزوي، احمد، فهرست نسخه‌هاي خطي فارسي، 2/1013.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آدابُ الُمَشْق، رساله‌اي در آداب خوش‌نويسي و قواعد و قوانين كتابت قلم نستعليق به زبان فارسي، از باباشاه اصفهاني خوش‌نويس نامور ايراني (د 996ق/1587م). باباشاه خود در ديباچة رساله اشاره مي‌كند كه با ديدن خطّ سلطان علي مشهدي (د 926ق/1519م) چنان شيفتة اين فن گرديد كه «ميل تحصيل خط، اسباب تحصيل هر فنّ ديگر» را از خاطر او برد. رسالة موجود، حاصل مصاحبت باباشاه با ارباب فن و صاحبان هنر خوش‌نويسي و نيز نتيجة تمرين و مشق بسيار است. اين رساله شامل يك ديباچه و 6 فصل است. مؤلّف در ديباچه، پس از سپاس خداوند و درود بر پيامبر(ص) به شرح سبب تصنيف رساله مي‌پردازد. فصول ششگانة آن عبارت است از بيان صفات كاتب، بيان اجزاي خط، تعريف مشق و آداب آن، بيان شيوة تراشيدن قلم، آدابِ ساختن مركّب، چگونگي رنگ‌آميزي كاغذ و آهار و مهره‌ كردن آن.
پيش از باباشاه، ديگر خوش‌نويسان رساله‌هايي در پيرامون آداب و قوانين خط نگاشته‌اند، اما هيچ‌يك به اندازة آداب المشق باباشاه از توجّه و عنايت هنردوستان برخوردار نشده است، زيرا اين رساله به رغم اختصار، از ويژگيهايي برخوردار است كه در رساله‌هاي پيشينيان ديده نمي‌شود.
برجسته‌ترين ويژگي اين رساله آن است كه باباشاه براي نخستين بار قواعد دوازده‌گانة خوش‌نويسي را زير نام «اجزاي خط» يكجا و به اين ترتيب آورده است: 1. تركيب، 2. كرسي، 3. نسبت، 4. ضعف، 5. قوّت، 6. سطح، 7. دور، 8. صعود مُجاز، 9. نزول مُجاز، 10. اصول، 11. صفا، 12. شأن. افزون بر اين اصول دوازده‌گانه، باباشاه از 5 اصل ديگر زير عنوان اصول «غير تحصيلي» بدين شرح نام مي‌برد: سواد، بياض، تَشمير، صعود حقيقي و نزول حقيقي. بيشتر خوش‌نويسان تشمير را همان اصل هشتم از اصول دوازده‌گانه (يعني صعود مجاز) دانسته‌اند. اين ويژگي و آگاهيهاي داده شده در ديگر فصلها و نيز اختصار مطالب، سبب گرديده كه رسالة باباشاه، چه به روزگار خود وي و چه پس از او، از عنايت خوش‌نويسان و دوستاران هنر خوش‌نويسي برخوردار گردد. احتمالاً از آغاز سدة 13ق/19م، كساني اين رساله را مخدوش ساخته و به سبب شهرت فراگير ميرعماد سيفي حّسني (د 1024ق/1615م)، نسخه‌اي از آن را با دستكاري در ديباچه، به نام وي كرده‌اند (نامة دانشوران، 5/100). اين تحريف سبب شده كه آداب‌المشق مدتي به نام ميرعماد شهرت يابد. اين اشتباه به نسخه‌هاي خطي تازه‌تر و حتي به تذكره‌ها و كتابهاي چاپ سنگي قديم و سپس به كتابهاي چاپ سربي اخير سرايت كرده است تا اينكه نويسندگان نامة دانشوران براي نخستين‌بار به اين امر توجه كردند. سرانجام معرّفي و چاپ يك نسخة اصيل از اين رساله به خطّ خود باباشاه در 1950م در اورينتل كالج ميگزين، اين شبهه را بر طرف ساخت.
بررسي و مقايسه ميان مطالب اين رساله، با نسخه‌هاي خطّي و چاپي آداب‌المشق منسوب به ميرعماد، اين واقعيّت را روشن مي‌سازد كه بجز جابه‌جايي جملات و دگرگوني كلمات در مقدّمه و تغيير نام مصنّف و كاتب از باباشاه به ميرعماد، متن اصلي هر دو رساله بي‌كم و كاست يكسان است. شواهد آشكاري چون ياد نام و رقم صريح كاتب و مصنّف در مقدمه و پايان رساله و تمايز شيوة كتابت باباشاه و تقدّم زمان زندگي باباشاه برمير، و سرانجام فقدان هرگونه نسخة كهن با رقم و خط مير، نادرستي انتساب اين رساله را به وي روشن مي‌سازد.
رساله كه در 1950م به كتابخانة دانشگاه پنجاب لاهور وارد شده، برابر شواهد موجود تنها نسخة شناخته شده به خط خود باباشاه اصفهاني است. نسخه در آغاز آراسته به سرلوح مذّهب، جدول كشي زرّين، بين‌السّطور طلااندازي منقّش (در دو صفحة نخست) و حاشيه به رنگ گلگون بوده و سابقاً به كتابخانة بيجاپور تعلق داشته است. اين نسخه همراه با كتابهاي ديگر پس از فتح آن شهر به وسيلة عالمگير (1097ق/1685م) به كتابخانة او منتقل گشته است. يادداشتهاي پشت صفحة نخست رساله نشان مي‌دهد كه اين نسخه يك بار در 1116ق/1704م و بار ديگر در 1143ق/1730م از كتابداران قديم به كتابداران جديد كتابخانه تحويل شده است.
وجود تاريخ 1116ق در پشت صفحة نخست، سبب لغزش ديگري در فهرست‌نويسي نسخه‌هاي فارسي در دوران معاصر گرديده و اين تاريخ كه در حقيقت تاريخ تحويل و تحول نسخه است، تاريخ كتابت آن انگاشته شده است، در حالي كه در همين صفحه يادداشتي به خط كتابداران كتابخانة عالمگير است كه به تصنيف و كتابت رساله به وسيلة باباشاه صراحت دارد.
متن اين نسخه با يك مقدمه و فهرست لغات و اصطلاحات به وسيلة خان بهادر مولوي محمّد شفيع در شمارة 101 اورينتل كالج ميگزين در 1950م در لاهور به چاپ رسيده است. چاپهاي ديگر اين رساله عبارت است از: ضميمة تذكره الخطّاطين سنگلاخ، استانبول، 1276ق/1859م؛ تبريز، 1291ق/1874م؛ تهران، 1308ق/1890م؛ تهران، 1317ق/1899م، نسخه‌هاي خطي متعددي از اين رساله موجود است و مي‌توان آنها را به 2 دسته تقسيم كرد:
نخست نسخه‌هايي كه بدون تغيير مقدّمه از روي رسالة باباشاه استنساخ شده است: از جمله 2 نسخه در كتابخانة سلطنتي تهران، يكي به قلم محمد حسين تهراني با تاريخ كتابت 1259ق/1843م و ديگري به قلم ابوالفضل ساوجي (كه خود از مؤلّفان نامة دانشوران بوده) با تاريخ كتابت 1261ق/1845م و نسخه‌هاي ديگر در مجموعه‌هاي خصوصي و كتابخانه‌هاي عمومي. ديگر نسخه‌هايي است كه به ميرعماد نسبت داده شده است. شمار اين گروه بسيار است و بيش‌ترين آنها ميان سالهاي 1207ق/1792م تا 1312ق/1894م كتابت شده است. از ميان آنها بايد از نسخه‌هاي موجود در كتابخانه‌هاي ملّي (تهران)، مجلس، مركزي دانشگاه، ملك، دانشسراي عالي، سپهسالار (سابق)، آستان قدس رضوي، ملّي (تبريز)، نجف اشرف و مجموعه‌هاي خصوصي ياد كرد.

مآخذ: آقابزرگ، الذّريعه، 1/29؛ بياني، مهدي، آثار و احوال خوش‌نويسان، دانشگاه تهران، 1345ش، 1/31، 87، 3/693؛ دانش‌پژوه، محمدتقي، «سرگذشت نامه‌هاي خوش‌نويسان و هنرمندان»، هنر و مردم، س 8، شم‍ 86 ـ87 (آذر ـ دي 1348ش)، ص 36؛ دانشنامة ايران و اسلام؛ فضايلي، حبيب‌الله، تعليم خط، تهران، سروش، 1362ش، ص 78، 82؛ محمّد شفيع، خان بهادر مولوي، «رسالة آداب المشق باباشاه اصفهاني»، اورينتل كالج ميگزين، لاهور، 1950م، ش 101، ص 52 ـ57؛ مشار، خانبابا، فهرست چاپي فارسي، 1/51؛ منزوي، احمد، فهرست خطّي فارسي، 3/1903؛ نامة دانشوران، قم، دارالفكر، 1338ش.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

آدابُ الُمُلوك، شرحي فارسي بر فرمان نامة اميرالمؤمنين علي(ع) خطاب به مالك بن حارث بن عبدِيَغوث نخعي معروف به مالك اشتر (ه‍ م) كه به هنگام واگذاري حكومت مصر به وي صادر شد. اين شرح نوشتة ميرزا محمدرفيع الحسني الحسيني الطباطبائي التبريزي (د 1326ق/1908م) ملقب به نايب الصّدر و نظام‌العلماء، فرزند ميرزا علي اصغر مستوفي است.
ميرزا رفيع كه در انديشة جمع‌آوري نصايح اخلاقي براي حكمرانان و ديگر طبقات مردم بود، نامة علي‌(ع) به مالك اشتر را وافي به مقصود خويش دانسته و به شرح آن پرداخت. مؤلف عهدنامه (فرمان نامه) را به عبارات كوتاه تحت عنوان «اصل» تقسيم مي‌كند و بعد از هر «اصل» ترجمة آن به فارسي و سپس شرح آن را با شواهدي از احاديث، حكايتهايي از پيشوايان دين و خلفا و پادشاهان، و گاه شعر يا ضرب‌المثل مي‌آورد. در اين شرح از منابعي چون: اخلاق ناصري، مجمع‌البحرين، اخلاق محسني، زينه‌المجالس، كشكول شيخ بهايي، بحارالانوار، انوار نعمانيه، زهرالرّبيع و جواهر الايقان، استفاده شده، اما در همه جا مرجع ذكر نگرديده است. موضوعاتي كه ميرزا رفيع در اين كتاب با تفصيل بيش‌تري به آنها پرداخته است، عبارتند از آداب حسنه، آداب ملكداري، قضّية اولوالامر، وظايف قاضي، خراج، ختم كلام با اشاره‌اي كوتاه به شهادت علي(ع) و مالك اشتر.
آداب الملوك در 1320ق/1903م در تبريز با چاپ سنگي در 323 صفحه (مقدمه و متن) بدون فهرست منتشر شده است.

مآخذ: آقابزرگ، الذّريعه، 1/29؛ نظام‌العلماء، محمد رفيع، آداب الملوك، تبريز، 1320ق، جم‍؛ همو، سفرنامة رضوي، تبريز، 1324ق، ص 1ـ2، 189 و بعد؛ همو، مجالس نظاميّه، تبريز، 1319ق، ص 344ـ 348.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “کتاب و فرهنگ مطالعه”