صفحه 9 از 19

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۳۶ ق.ظ
توسط achachi98
عشق ورزیدن خطاست حاصلش دیوانگیست عشق بازان جملگی دیوانه اند عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند عشق کو عاشق کجاست معشوق کیست جنبش نفس است که عشقش خوانده اند آنکه میمیرد ز شوق دیدن امروز ما گر بیابد بیشتر گر ببیند دلبران تازه تر عشق عالم سوز خاموش می شود چهره ی ما هم فراموش می شود سنگ قبرم را نمی سازد کسی مانده ام در کوچه های بی کسی بهترین دوستم مرا از یاد برد سوختم خاکسترم را باد برد

ارسال شده: شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۵۳ ق.ظ
توسط Montana2100
نشانه‌هاى عاشقى

عشق شتاب نمى‌كند چرا كه تا بى‌نهايت فرصت دارد. هر وقت براى ايجاد رابطه عجله كردى بدان كه از تنهايى مى‌ترسى. احساس بى‌پناهى با ديگران از بين نمى‌رود، با تنهايى و بى‌پناهى‌ات روبرو شو و آنها را ببين. عشق در تو بود و تو بى‌خبر بودى، خسته شدى از تنهايى ناگه به عشق رسيدى.
اگر به تصوير خيالى معشوق بچسبى، عشق را عقب خواهى راند. ذهن سعى مى‌كند آنچه معشوق «هست» را به آنچه بايد باشد تبديل كند و اين «بايد»، عشق را مسدود مى‌كند. تصوير خيالى‌اش نقش روى آب است؛ خودش را عاشق شو!
عشق را نمى‌توانى در خود از بين ببرى! عشق نابود نمى‌شود. تو فقط مى‌توانى بر آن سرپوش بگذارى. چند لحظه از زندگيت گذشت و عشق در آن دست نخورده باقى ماند؟!
اگر به دنبال آن هستى كه با ديگران خلأ درونى خود را پر كنى؛ عاشق نيستى! هر نيازى تنها مى‌تواند از درون تو سيراب شود. نخواه كه عشق كاستى‌هايت را پركند براى او راهى به درون تو نيست.
عشق وابستگى نيست رها شدن است. وقتى به ديگرى وابسته مى‌شوى بدان كه مى‌ترسى و مى‌خواهى از احساس ناامنى خلاص شوى، در حالى كه هيچ كس نمى‌تواند ناامنى و ترس را در تو از بين ببرد. تنها خودت مى‌توانى با ترس‌هايت روبرو شوى. تنها با نيروى عشقى كه از درونت مى‌جوشد احساس ايمنى خواهى كرد و ترس‌هايت فرو خواهد ريخت. هر چه بيشتر بخواهى نگهش دارى از دستش مى‌دهى وقتى مى‌ماند كه بخواهد.
به سرچشمه اصلى وجودت بازگرد؛ تو خود عشقى! اعمال و حرفهايت تو نيستند. اگر بتوانى دوست داشتنى بودنت را دريابى اعمال و حرفهايت را از خود جدا خواهى ديد. بدان كه؛ تو ريشه در خدا دارى پس؛ به سرچشمه‌ات بازگرد.
فقط كافيست كه عشق را باور داشته باشى! هرقدر عشق را باور داشته باشى قدرت دارى. هرقدر عشق را باور داشته باشى آرامش دارى و هرقدر باورش داشته باشى؛ ايمن هستي.
هنگام عاشقى؛ همچون درخت برگهاى كهنه گذشته را رها كن و دوباره جوانه بزن. براى «هست» خود ارزش قائل باش نه براى آن چه در گذشته انجام داده‌اى؛ و عشق را محدود نكن.
با سنگ شيشه قلبت را نشانه گرفت؛ اما عشق نشكست. عشق شكست نمى‌خورد اين تو هستى كه در برابر آن سد مى‌سازى. عشق همواره جارى است تو بر سر راه آن سنگ مى‌اندازى.
عشق هرگز نمى‌ميرد و هميشه با طراوت و شاداب مى‌ماند. از عشق كم نمى‌شود. عشق مثل رود بهارى همواره پر آب و خروشان است. هرلحظه حس تازه‌اى خواهى داشت هنگام عاشقى.
عاشق شدن تصادفى نيست. هرآن چه قرار است عشق در ما متحول سازد در ناخودآگاه ما وجود دارد ولى ما از آن بى‌خبريم. وقتى از نوميدى و تنهايى خسته شوى عشق ناگهان در تو شكوفا خواهد شد. قبل از پيوند تو جدا بوده‌اى. بدون جدايى هيچ كششى در تو به وجود نمى‌آمد. جدايى و عشق با هم در تو وجود دارند. غم از هجر يار نيست تو از خود دورى.
نيازى نيست تلاش كنى در چشم معشوق جذاب به نظر برسى. هر تلاشى در اين راه نشان نااميدى است! جذابيت و زيبايى در قلب تو وجود دارد، اما ذهن؛ تو را مى‌ترساند و اعتمادت را به شك مبدل مى‌سازد. آنگاه تو بازيچه ذهنت مى‌شوى و تلاش مى‌كنى خود را بيارايى تا زيبا و جذاب جلوه كنى در حالى كه، جذبه امواجى از سوى قلب است و بدون نياز به اين همه تلاش به قلب ديگرى راه مى‌يابد.

ارسال شده: شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۵, ۱:۱۱ ب.ظ
توسط gigi64
:sad: ما که از عشق خیری ندیدیم...من به خودم اطمینان داشتم که عشقم پاکه اما نشد که نشد.
:lol: الان سه هفته میشه که از عشق بی خبرم.

ارسال شده: شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۵, ۶:۳۶ ب.ظ
توسط pejman
من الان بيشتر از يك سال ميشه كه از عشقم بيخبرم ولي هميشه به يادشم
دوستا نظرتون چيه يك تاپيك بزنيم و از علت شكست خوردن در عشقمون سحبت كنيم شايد برا بقيه مفيد بشه و به درد ما گرفتار نشن

ارسال شده: شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۰۱ ب.ظ
توسط achachi98
pejman,
1 سال ببخشيدا فضولي واقعا سخت نيست براتون؟ :sad: :sad:

ارسال شده: شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۴۸ ب.ظ
توسط gigi64
:sad: موافقم pejman عزیز

ارسال شده: شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۳۴ ب.ظ
توسط alenkita
مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق

---------------------

كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت.

------------------------

وقتي كه حس كردي همه درها به روت بسته شده و دلت پر از غمه، دستت‌رو تا جايي كه ميتوني رو به آسمون بلند كن و با همه توانت بكوب توي سرت.



ARMIN : سه پست متوالي شما ادغام شد. طبق قوانين ارسال پست هاي متوالي مجاز نمي باشد. لطفا رعايت کنيد.

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵, ۹:۳۲ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
pejman جان, من خودم بار ها به فکر اين موضوع افتادم ولي به اين تنيجه رسيدم که انسانها باهم تفاوت زيادي دارند در روابط عشقي خيلي کم مي شود ار تجربه ديگران استفاده کرد . تجربه در خيلي از مسائل به درد مي خورد ولي براي يک رابطه روحي و عشقي که به طور کامل با احساسات يک فرد در ارتباط است استفاده از تجربه ديگران مفيد نمي تواند باشد.
در ضمن ايجاد چنين تاپيکي تنها به مطرح کردن مسائل ختم نمي شود و بحث هاي فراواني را پيش مي آورد و نظرات زيادي را ايجاد و مطرح مي نمايد که نظارت و هماهنگي اين گونه بحث ها آسان نيست و تجربه نشان داده اختلاف نظر ها باعث بروز کدورت مي شود.
با تشکر :D

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۴۳ ب.ظ
توسط ALIAGHAKHAN
عشق============>تهي :K:L
و عشق صداي فاصله هاست صداي فاصله هايي که غرق ابهامند :-) :razz:

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵, ۳:۲۸ ق.ظ
توسط Montana2100
مردم شهر سياه خنده‌هاشان همه از روى رياست؛
ما در اين شهر دويديم چه سود، هر ˜کجا پرسه زديم خبر از عشق نبود!!!
:lol: :sad:

ارسال شده: سه‌شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱:۵۵ ق.ظ
توسط Montana2100
خودت را دوست داشته باش تا به ديگران فرصت دوست داشتن بدهى.
براى عشق هيچ گاه دير نيست. پس نگران گذران عمر نباش.
عشق در بستر زمان شکل مى‌گيرد، پس بايد صبور باشى.
تا نگردى گمشده خود را نمى‌يابى و اگر هم بيابى قدر آن را نمى‌دانى؛ پس هيچگاه از جستجو باز نايست.
سعى کن خودت باشى. گمشده واقعى تو، تو را آنطور که هستى دوست مى‌دارد نه آنطور که خود مى‌پسندد.
عشق در بستر ارتباط شکل مى‌گيرد، پس سعى کن به آنکه دوستش دارى نزديکتر شوى.
گمشده واقعى تو ابتدا عاشق سيرت توست بعد عاشق صورت تو؛ بنابراين خيلى دربند ظاهر خود نباش.
بيشترين لذت عاشق از عشق است نه از معشوق، پس سعى کن عاشقتر باشى.
نمى‌توان کسى را به زور عاشق کرد، فقط مى‌توان عاشق بود و مهربان و اجازه داد تا عشق در معشوق رشد کند. اگر هم معشوق نصيب عاشق نشد لااقل عشق او نصيب عاشق گشته است.
کسی به کسی شک نمیکنه مگر اینکه خودش یه جای کارش بلنگه.
اگر مبنای آدم‌شناسی کسی این بود که هیچ کس قابل اعتماد نیست مگر اینکه خلافش ثابت بشه بدون که روى اون آدم نمیشه حساب احساسی باز کنی.
اگر کسی قدرت کمک کردن به بقیه رو داشته باشه ولی کمک نکنه یه روز اگه شما دست یاری به طرفش دراز کنی دست رد به سینت میزنه.
اگه میخوای رازت همیشه راز بمونه حتی برای خودتم تعریفش نکن!
:x

ارسال شده: چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۰۳ ب.ظ
توسط Montana2100
عشق
عصاره پيام من، عشق است.
پيامى ساده و بى‌پيرايه دارم: عشق.
در عشق، ابهامى وجود ندارد،
ابهام در ماست.
مهم نيست كه به چه كسى عشق ميورزى،
متعلق عشق موضوعيت ندارد.
آنچه مهم است اين است كه
بيست و چهار ساعت روزت را عاشقانه سپرى كنى،
همان طور كه در بيست و چهار ساعت روزهايت،
بى‌استثنا نفس ميكشى.

از كتاب: عشق پرنده‌اى آزاد و رها «نوشته: اوشو»