بحثی کشاف در لباس پوشیدن آمریکائیان(از ابراهيم نبوي)
ارسال شده: سهشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۵, ۱۲:۳۱ ب.ظ
لباس پوشیدن آمریکایی ها بسیار جالب است. تقریبا می شود گفت لباس پوشیدن آمریکایی ها برای وقتی که از خانه بیرون می روند، مثل لباس پوشیدن اروپایی هاست در شرایطی که اروپایی ها به خانه می روند و می خواهند بخوابند و لباس پوشیدن اروپایی ها وقتی که می خواهند به خیابان بروند، کمابیش شبیه لباس پوشیدن ایرانی هایی است که می خواهند به مهمانی بروند و البته لباس پوشیدن ایرانی هایی که برای میهمانی شب می روند( همراه با یک کیلوگرم لوازم آرایشی اضافه و پنجاه گرم کمبود دماغ عمل شده) شبیه جی جی های اروپایی است که در کافه ها و نایت کلاب ها منتظر مشتری هستند. واقعا که پیشرفت های شایانی کردیم، باور کنید راست می گویم.
به نظر من موارد زیر در لباس پوشیدن امت شهیدپرور آمریکا قابل رویت و گفتنی است:
1) آمریکایی ها اصلا به ظاهر افراد توجه ندارند، البته در خیلی موارد به نظر می رسد به باطن افراد هم توجه ندارند.
2) یک آمریکایی همیشه آنقدر اعتماد به نفس دارد که اصلا لازم نیست به سرووضعش برسد. همین که هست خوب است.
3) معمولا آمریکایی ها یا در دفتر کارشان هستند، یا در خانه شان و روزانه چهار ساعت در داخل اتومبیل در حال بالا بردن قیمت نفت به سر می برند. آنها در خانه لباس خانه را می پوشند، در محل کار هم لباس کار می پوشند که همان لباس خانه است، در داخل اتومبیل هم طبیعتا لباس راحت می پوشند. فرق اروپایی ها و آمریکایی ها این است که پیاده روی یا استفاده از وسایل نقلیه عمومی برای آمریکایی ها معنی ندارد. ولی اروپایی ها به خیابان می روند و برای رفتن به خیابان لباس شیک می پوشند.
4) یک آمریکایی بطور طبیعی و در صورتی که بازیگر هالیوود نباشد، اضافه وزن و عدم تناسب اندام دارد، و هیچ لزومی هم نمی بیند که این موضوع را پنهان کند، بنابراین لباس در آمریکا بیشتر از اینکه عیب اندام را بپوشاند، معمولا آن را بیشتر نشان می دهد.
5) اصولا یک آمریکایی یا هنوز بچه خانواده است، یا دوست دختر دارد، یا ازدواج کرده است، یا پیر شده است. در هیچکدام از این حالات مفهومی به نام جلب توجه وجود ندارد. ضمن اینکه معمولا کل جامعه آمریکا کمابیش یک خانواده است. درحالی که یک اروپایی هیچ وقت بچه خانواده نیست، بلکه با بچه های دیگر بزرگ می شود، و وقتی بالغ می شود یا در حال تغییر دادن دوست دختر است، یا تازه جدا شده، یا هرگز ازدواج نمی کند، و تا وقتی هم که پیر بشود نیاز به جلب توجه دارد، به همین دلیل یک اروپایی همیشه در حال جلب توجه دیگران است. در جوامعی مثل ایران یا در دنیای اسلام همین جلب توجه در اندازه کوچکتر اتفاق می افتد، یعنی در اندازه ای که فرد دیده می شود( مثلا زنان ایرانی مساحت جلب توجه شان به اندازه گردی صورت است، به همین دلیل ده برابر اروپایی ها و شصت برابر آمریکایی ها لوازم آرایشی مصرف می کنند.)
6) در این روزهایی که آدمهای آمریکایی را دیدم، هنوز موفق به دیدن کسی که اصطلاحا به او خوش تیپ می گویند نشده ام. تقریبا اکثر آدمهایی که دیده ام انگار تازه از خواب بیدار شده اند و یا به جای اینکه سروصورت شان را بشویند، گربه صورت شان را لیس زده است.
فکر کنم همین جوری پیش برود، خودم هم یواش یواش با پیژاما به خیابان می روم.
به نظر من موارد زیر در لباس پوشیدن امت شهیدپرور آمریکا قابل رویت و گفتنی است:
1) آمریکایی ها اصلا به ظاهر افراد توجه ندارند، البته در خیلی موارد به نظر می رسد به باطن افراد هم توجه ندارند.
2) یک آمریکایی همیشه آنقدر اعتماد به نفس دارد که اصلا لازم نیست به سرووضعش برسد. همین که هست خوب است.
3) معمولا آمریکایی ها یا در دفتر کارشان هستند، یا در خانه شان و روزانه چهار ساعت در داخل اتومبیل در حال بالا بردن قیمت نفت به سر می برند. آنها در خانه لباس خانه را می پوشند، در محل کار هم لباس کار می پوشند که همان لباس خانه است، در داخل اتومبیل هم طبیعتا لباس راحت می پوشند. فرق اروپایی ها و آمریکایی ها این است که پیاده روی یا استفاده از وسایل نقلیه عمومی برای آمریکایی ها معنی ندارد. ولی اروپایی ها به خیابان می روند و برای رفتن به خیابان لباس شیک می پوشند.
4) یک آمریکایی بطور طبیعی و در صورتی که بازیگر هالیوود نباشد، اضافه وزن و عدم تناسب اندام دارد، و هیچ لزومی هم نمی بیند که این موضوع را پنهان کند، بنابراین لباس در آمریکا بیشتر از اینکه عیب اندام را بپوشاند، معمولا آن را بیشتر نشان می دهد.
5) اصولا یک آمریکایی یا هنوز بچه خانواده است، یا دوست دختر دارد، یا ازدواج کرده است، یا پیر شده است. در هیچکدام از این حالات مفهومی به نام جلب توجه وجود ندارد. ضمن اینکه معمولا کل جامعه آمریکا کمابیش یک خانواده است. درحالی که یک اروپایی هیچ وقت بچه خانواده نیست، بلکه با بچه های دیگر بزرگ می شود، و وقتی بالغ می شود یا در حال تغییر دادن دوست دختر است، یا تازه جدا شده، یا هرگز ازدواج نمی کند، و تا وقتی هم که پیر بشود نیاز به جلب توجه دارد، به همین دلیل یک اروپایی همیشه در حال جلب توجه دیگران است. در جوامعی مثل ایران یا در دنیای اسلام همین جلب توجه در اندازه کوچکتر اتفاق می افتد، یعنی در اندازه ای که فرد دیده می شود( مثلا زنان ایرانی مساحت جلب توجه شان به اندازه گردی صورت است، به همین دلیل ده برابر اروپایی ها و شصت برابر آمریکایی ها لوازم آرایشی مصرف می کنند.)
6) در این روزهایی که آدمهای آمریکایی را دیدم، هنوز موفق به دیدن کسی که اصطلاحا به او خوش تیپ می گویند نشده ام. تقریبا اکثر آدمهایی که دیده ام انگار تازه از خواب بیدار شده اند و یا به جای اینکه سروصورت شان را بشویند، گربه صورت شان را لیس زده است.
فکر کنم همین جوری پیش برود، خودم هم یواش یواش با پیژاما به خیابان می روم.


اتفاقا عنوان رو که ديدم ابراهيم نبوي توجهم رو جلب کرد




