شاید اگر در انتخاب هامون برای اداره کشور بهتر دقت میکردیم وضعمون این نبود.
واقعا دوره گذشته بهتر از احمدی نژاد در بین کاندیدا ها وجود داشت ؟
مشکل کشور ما، هم از بیرون است و هم از داخل. مطمئنا با یک اقدام و طرح خاص مشکلات رفع نخواهند شد و این تصور کودکانه ای است که فکر کنیم اگر فلان شد همه چیز خوب خواهد شد.
هر بحث، خواه داخلی باشد خواه طرف خارجی داشته باشد، مسیر خودش را دارد و به اندازه خودش در رفع مشکلات اثر گذار، برخی بحث ها اساسی و بنیادی تر هستند، مثلا موضوعاتی که اگر ایران باش کنار بیاد، بسیار میتواند به رفع مشکلات کمک کند:
حاکمیت بخشیدن به روابط استراتژیک
نزدیک کردن روابط بین الملل به دیدگاه استراتژیک و ایجاد بستر برای حاکمیتش بر روابط بین الملل ما. در حالی که در حال حاضر سیاست خارجی است که بر روابط بین الملل حاکمیت داره و معمولا منفعت ها در برقراری روابط حاصلش همین دوستی و دشمنی های مقطعی است.
برای همین بر خلاف قانون اساسی کشور ما، معمولا کمترین نقش در مسائل بین الملل را قانون اساسی ما بازی می کند، الویت اول با رئیس جمهور ما است و در بهترین حالت که کار به قوه مقننه بیوفتد هم باز فقط یک بیانیه است و بس و خبری از اون حاکمیت بخشی به نقطه نظرات استراتژیک وجود ندارد.
ایجاد نظام اقتصادی در کشور
اصلاح، بهبود و جراحی حرف است. از نظر بنده که قدری تو این حوزه مطالعه و البته فعالیت داشتم، کشور ما در حقیقت اصلا فاقد نظام اقتصادی است. البته این یک حسن دارد که گاه دشمن هم با هدف خرابکاری سبب خیر میشود در این بی نظمی (مثل رونق دادن به محصولات داخلی) و گاه دولت با هدف خیر سبب ویرانی (مثال نیاز نداره).
باید الگو ها را در کنار هم گذاشت و مناسب ترین الگو اقتصادی را برگیزد، حاکمیت بهش بخشید، سپس به اصلاحش پرداخت تا به چیزی که مطلوب است نزدیک شود. اما واقعا الان در کشور ما در حال اصلاح چه چیزی هستند؟
فقط حرف هم نمی زنم، کار را هم روشن است چه کسانی باید شروع کنند، مجلس ما این وظیفه را دارد که متاسفانه در اغلب دوره ها (نه تمام نمایندگان) مجلس تنبلی داشتیم. و آن قدر که وقت نمایندگان در مورد بحث هایی مثل برگزاری جلسات تشریفاتی و تقدیراتی میشود، صرف کار نمی شود. همه بحث ها هدایت میشود به کمیسیون و اگر بخواهیم بگیم چطور روزهای نخست مجلس کمیسیون ها تشکیل می شود که ..
نجات فرهنگ و اخلاقیات
گفتم نجات جای احیا، که کار ازش بدجور گذشته و در رده های خرد اجتماعی مثل خانواده هم اوضاع خراب شده است. بحث فرهنگ و اخلاق هم از اون مسائل است که اگر حل نشود ما همه جا چوبش را خواهیم خورد. ما به یک نجات نیاز داریم. کاری که ژاپن چند سال پیش کرد و چین نیز چند وقتی است شروع کرده است. دلیلش هم روشن است، ما نمی توانیم مثل غرب باشیم، پس رفتن به سمت فرهنگ اونها ما را در بهترین حالت از نظر فرهنگی به کشورهایی مثل ترکیه و ارمنستان تبدیل خواهد کرد. و احتمالا این مطلوب هیچ ایرانی با تاریخ کهنش نیست.
راه حل های مختلف هم براش وجود دارد، شاید یکیش باز کردن مسیر تلوزیون های خصوصی در کشور باشد، تا حداقل در این حجمه رسانه ای یک سد دفاعی باشد. بنده که شخصاً دیگر تماشا تل را مدت ها کنار گذاشتم و تفریح من هم بیشتر یا با رایانه است و یا غیره . دلیلش هم درک خطر تماشا ماهواره است، هم نداشتن جذابیت لازم در برنامه های داخلی. اما خوب همه اینطور نیستند و ممکن است با هر توجیح بشوند مخاطب و به قول خودمانی هدف برنامه هایی که محض رضای خدا ساخته و برای کشور ما پخش میشود از آن سوی مرزها ...
روابط بین الملل پایدار، ایجاد نظام اقتصادی، نجات فرهنگ و اخلاقیات، در مجموع بزرگترین سهم از مشکلات جامع ما هستند و حل شدن اینها تقریبا بخش زیادی از مشکلات را حل یا حداقل حل شدنشان را امکان پذیر می کند. مثل مشکلات خانوادگی، مشکل فساد مالی فردی و فساد مالی جمعی، مشکل بیکاری، مشکلات اختلاص ها، مشکل هراس از تهدیدات خارجی، مشکل تحریم های خودجوش (خیلی از تحریم ها بر اساس نظرات شخص مدیر اون شرکت ها در مورد ایران اتفاق میوفتد نه دخالت مستقیم دولت ها)، و احتمالا به مرور امکان ایجاد تجارت آزاد (به خاطر داشتن روابط با ثبات در سطح بین الملل و یک نظام اقتصادی روشن) و ...
اما حتی حل همین موارد سلسله وار بالا باز همه چیز کشور ما نیست و مسائل مختلف از حاشیه اش وجود دارد، مثل مشکل الگو مصرف کشور ما که واقعا نشد با یارانه ها هم اصلاح شود و مردم ما هنوز نفهمیدند جریان چیست و فقط چون گران تر شده کمتر مصرف می کنند! که طبیعی هم است. این چیزها را با زور نمیشود به مردم فهماند. باید توجیح بشوند. یا به عنوان مثال بحث کیفیت پایین آموزش و پرورش در کشور با رفع مشکلات بالا تغییر محسوسی نمی کند و این موضوع خودش نیازمند تحلیل و یافتن راه حال خاص خودش است.
از این مشکلات زیاد میشود فهرست کرد که اصلا به همدیگر مربوط نیستند، پس همانطور که عرض کردم، اینطور نیست که ما یک بله بگیم و بشیم عروس دنیا ...
در مورد رئیس جمهور هم اونقدرها تفاوت ندارد - البته در برخی موارد اثر گذار است - اما من فکر کنم یک مجلس قدرتمند چیزیست که بتواند مشکلات اساسی کشور را حل کند و رئیس جمهور سپس در اون نظام (که این مشکلات حل شده باشد) بیاد سراغ مشکلات بعد.
ما نصف وقت دولت مردانمان صرف کشف مواضع کشورها و اتخاذ سیاست خارجه مناسب با اونها است. که اگر ما حاکمیت به روابط استراتژیک بدهیم کل این وقت را میشود صرف کارهای ضروری کرد.
بحث اقتصاد هم که ... روشن شد مردم ما آنقدرها که فکر می شد هم خوب نیستند و بنابراین عملا کل طرح تحول اقتصادی یک سیر باطل است و یک سیکل متناوب فقط در جامعه ایجاد می کند. چون در نقاط بحرانی این سهمی شاهد ضربه زدن از طرف سودجویان (تقریبا 90% مردم کشور) هستیم تا همکاری.
مورد آخر هم که کلا دست دولت بسته است و از جای دیگر نسبت به بحثش رسیدگی می شود و احمدی نژاد با این همه ادعا، یک بار پا در بحثش کرد در نماز جمعه مستقیم مورد نکوهش قرار گرفت شد مخاطب یک " به تو ربطی ندارد " خیلی معنا دار.
حالا دعوا سر رئیس جمهوریست که خیلی کاری نمی تواند بکند، واقعا به چه کسی باید رای داد؟
شده حکایت طبیبی که مریضش دست شکسته است و پایش را هی عمل می کند. البته نمی شود بهش بی توجه هم بود که یک وقت پا هم بی پا ... !