صفحه 1 از 2
کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۹:۰۶ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
ظاهرا علت اينكه فكر پليدی " علاقه و آميزش جنسی " در ميان مسيحيان تا اين حد اوج گرفت ، تفسيری بود كه از بدو تشكيل كليسا ، از طرف كليسابرای مجرد زيستن حضرت عيسی مسيح ، صورت گرفت .
گفته شد علت اينكه مسيح تا آخر مجرد زيست پليدی ذاتی اين عمل است و به همين جهت روحانيين و مقدسين مسيحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر دانستند و" پاپ " از ميان اين چنين افرادی انتخاب می شود .
به عقيده ارباب كليساتقوا ايجاب میكند كه انسان از ازدواج خودداری كند،
راسل میگويد : " دررسالات قديسين به دو يا سه توصيف زيبا از ازدواج برمیخوريم ، ولی در ساير موارد ،پدران كليسا از ازدواج به زشت ترين صورت ياد كرده اند . هدف رياضت اين بوده كه مردان را متقی سازد بنابراين ، ازدواج كه عمل پستی شمرده می شد بايستی منعدم شود " با تبر بكارت درخت زناشوئی رافرو اندازيد " اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است .
كليسا ازدواج را به نيت توليد نسل جايز می شمارد. اما اين ضرورت ،پليدی ذاتی اين كار را از نظر كليسا از ميان نمی برد ، علت ديگر جواز ازدواج ، دفع افسد به فساد است يعنی به اين وسيله از آميزشهای بی قيد وبندمردان و زنان جلوگيری می شود .
راسل میگويد : " طبق نظريه سن پول ، مسئله توليد نسل هدف فرعی بوده وهدف اصلی ازدواج همان جلوگيری از فسق بوده است ،
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۹:۱۹ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
خلاصه کوتاهی از کتاب اخلاق جنسی استاد مطهری.
برای ما مسلمانان كه علاقه دو همسر را بيكديگر يكی از نشانه های بارزوجود خداوند میدانيم و نكاح را " سنت " و تجرد را يكنوع " شر" حساب می كنيم هنگاميكه می خوانيم يا می شنويم بعضی از آئينها علاقه جنسی را ذاتا پليد ، و آميزش جنسی را ولو با همسر شرعی و قانونی را موجب تباهی و سقوط می دانند دچار تعجب می شويم .
عجبتر آنكه میگويند : دنيای قديم عموما گرفتار اين وهم بوده است .
برتراند راسل فيلسوف اجتماعی مشهور معاصر میگويد : عوامل و عقايدمخالف جنسيت در اعصار خيلی قديم وجود داشته و بخصوص در هر جا كه مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوق يافت و سر تارك مثالهائی از اين فكر عجيب مبنی بر اينكه چيز ناپاك و تباهی در روابط جنسی وجود دارد ذكر مینمايد . در آن نقاط دنيا نيز كه دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده استاديان و راهبانی بوده اند كه طرفداری از تجرد میكرده اند ، مانند "اسنيتها " در ميان يهوديان و بدين طريق يك نهضت عمومی رياضت دردنيای قديم ايجاد شد . در يونان و روم متمدن نيز طريقه كلبيون جای طريقه اپيكور را گرفت . افلاطونيان نو نيز باندازه كلبيون رياضت طلب بوده اند.از ايران ، اين عقيده ( دكترين ) بسمت باختر پخش شد كه ماده (زن)عين تباهی است و به همراه آن اين اعتقاد به وجود آمد كه هر گونه رابطه جنسی ناپاك است و اين عقيده با جزئی اصلاح ، اعتقاد كليسای مسيحيت محسوب گرديد .
اين عقيده قرنها وجدان انبوه عظيمی از افراد بشر را تحت نفوذ ترس آورو نفرت انگيز خود قرار داده و به عقيده روانكاوان نفوذ اين عقيده ،اختلالات روانی و بيماريهای روحی فراوانی را موجب شده است كه از اين جهت مانند ندارد . منشأ پيدايش اينگونه افكار و عقايد چيست ؟ چه چيز سبب میشود كه بشربه علاقه و ميل طبيعی خود به چشم بدبينی بنگرد و در حقيقت جزئی از وجودخود را محكوم كند ؟
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۹:۲۸ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
منطق عالی اسلام فوق العاده جالب توجه است، دراسلام كوچكترين اشاره ای به پليدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن نشده است ،اسلام مساعی خود را برای تنظيم اين علاقه بكار برده است . از نظر اسلام روابط جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر يا نسل آينده محدود میكند و در اين زمينه تدابيری اتخاذ كرده است كه منجر به احساس محروميت و ناكامی و سركوب شدن اين غريزه نگردد . متأسفانه دانشمندانی امثال برتراند راسل كه از عقايد مسيحيت و بودائی و غيره در اين زمينه انتقاد می كنند ، درباره اسلام سكوت می نمايند .
از نظر اسلام ، علاقه جنسی نه تنها بامعنويت و روحانيت منافات ندارد ، بلكه جزء خوی و خلق انبياء است .در حديثی میخوانيم :
من اخلاق الانبياء حب النساء .
رسول اكرم (ص ) و ائمه اطهار ( ع ) طبق آثار و روايات فراوان كه رسيده است ،محبت و علاقه خود را به زن در كمال صراحت اظهار میكرده اند و بر عكس روش كسانی را كه ميل به رهبانيت پيدا میكردند سخت تقبيح می نمودند .
يكی از اصحاب رسول اكرم ( ص ) به نام عثمان بن مظعون كار عبادت رابه جائی رسانيد كه همه روزها روزه میگرفت ، و همه شب تا صبح به نمازمی پرداخت ، همسر وی جريان را باطلاع رسول اكرم ( ص ) رسانيد ، رسول اكرم( ص ) در حالی كه آثار خشم از چهره اش هويدا بود از جا حركت كرد و پيش عثمان بن مظعون رفت ، و به او فرمود :
ای عثمان بدان كه خدا مرابرای رهبانيت نفرستاده است ، شريعت من شريعت فطری آسانی است ، من شخصا نماز میخوانم و روزه میگيرم و با همسرخودم نيز آميزش میكنم ، هر كس میخواهد از دين من پيروی كند بايد سنت مرا بپذيرد .
ازدواج و آميزش زن و مرد با يكديگر جزء سنتهای من است .مطالبی كه درباره پليدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن گفتيم مربوط به گذشته دنيای غرب بود ، دنيای غرب در زمان حاضر در زمينه اخلاق جنسی نسبت به گذشته ، باصطلاح يك دور 180 درجه ای زده است امروز همه سخن ازتقديس و احترام علائق و روابط جنسی و لزوم آزادی و برداشتن هر قيد و بندی در اين زمينه است ، در گذشته آنچه گفته شده است بنام دين بوده و امروزنقطه مقابل آنها بنام علم و فلسفه پيشنهاد می شود . بدبختانه ما از ضرر افكار قديم غربيها با همه ضعيف بودن وسايل ارتباطی ميان اقوام و ملل ، مصون نمانديم و كم و بيش در ميان ما رخنه كرد ، اماافكار جديدشان در اوضاع و احوال حاضر سيل آسا بسوی ما روان است .
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۹:۳۴ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
اخلاق جنسی قسمتی از اخلاق به معنی عام است . شامل آن عده از عادات وملكات و روشهای بشری است كه با غريزه جنسی بستگی دارد . حياء زن از مرد ، غيرت ناموسی مرد ، عفاف و وفاداری زن نسبت به شوهر ، ستر عورت ، ستر بدن زن از غير محارم ، منع زنا ، منع تمتع نظری و لمسی از غير همسر قانونی ، منع ازدواج با محارم ، منع نزديكی با زن در ايام عادت ، منع نشر صور قبيحه ، تقدس يا پليدی تجرد جزء اخلاق و عادات جنسی بشمار میروند . اخلاق جنسی به حكم قوت و قدرت فوق العاده غريزه كه اين قسمت از اخلاق بشری وابسته به آن است ، همواره مهمترين بخشهای اخلاق به شمار میرفته است .
ويل دورانت میگويد : سر و سامان بخشيدن به روابط جنسی هميشه مهمترين وظيفه اخلاقی به شمار میرفته است ، زيرا غريزه توليد مثل نه تنها در حين ازدواج بلكه قبل و بعد آن نيز مشكلاتی فراهم می آورد . و درنتيجه شدت و حدت همين غريزه و نافرمان بودن آن نسبت به قانون وانحرافاتی كه از جاده طبيعی پيدا می كند ، بی نظمی و اغتشاش در سازمانهای اجتماعی توليد میشد .
نخستين بحث علمی و فلسفی كه در اينجا به ميان میآيد اين است كه سرچشمه اين اخلاق چيست ؟
چطور شد كه مثلا خصيصه حيا و عفت در زن پيدا شد ؟
چرا مرد در مورد زن خود غيرت میورزد ؟
آيا اين غيرت همان حسادت معمولی است كه بشر آنرا در همه جا محكوم كرد واستثناء در اين يك مورد آنرا پسنديده میداند ؟
يا چيز ديگر است ؟
اگرهمان حسادت است علت استثناء چيست ؟
و اگر چيز ديگر است چگونه میتوان آنرا توضيح داد ؟
همچنين منشأ زشت شمردن كشف عورت ، فحشاء ، ازدواج بامحارم و غيره چيست ؟
آيا سرچشمه اينها خود فطرت و طبيعت است ؟
آيافطرت و طبيعت برای اينكه به هدفهای خود نائل آيد و به زندگی بشر كه طبعا اجتماعی است نظام بدهد اين احساسات و عواطف را در بشر نهاده است؟
يا علل ديگری در كار بوده و در طول تاريخ در روحيه بشر اثر كرده تا تدريجا جزء ضمير اخلاقی بشر قرار گرفته است .
اگر سرچشمه اين اخلاق ، طبيعت و فطرت است چرا اقوام ابتدائی و اقوام وحشی زمان حاضر كه هنوز مانند اقوام ابتدائی زندگی میكنند ، اين خصائص را ، لااقل به شكلی كه انسان متمدن دارد ، ندارند ؟
و به هر حال اصل ومنشأ هر چه باشد و گذشته بشريت به هر نحو بوده است ، امروز چه بايد كرد؟
بشر در زمينه اخلاق جنسی چه راهی را بايست پيش بگيرد كه به سرمنزلسعادت نائل آيد ؟
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۹:۴۶ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
آيا اخلاق جنسی قديم را بايد حفظ كرد ويا بايد آنرا در هم ريخت و اخلاق نوين جايگزين آن ساخت .
ويل دورانت ، با اينكه ريشه اخلاق را نه طبيعت ، بلكه پيش آمدهائی كه احيانا تلخ و ناگوار و ظالمانه بوده است میداند ! مدعی است كه اين اخلاق هر چند معايبی دارد اما چون مظهر انتخاب اصلح در مسير تكامل است بهتراين است حفظ شود . وی درباره احترام بكارت و مسئله حيا و احساس شرم میگويد : عادات و سنن قديمی اجتماع ، نماينده انتخاب طبيعی است كه انسان در طی قرون متوالی پس از گذشتن از اشتباهات بي شمار كرده ، و به همين جهت بايدگفت با وجود آنكه احترام بكارت و احساس شرم ، از امور نسبی هستند و باوضع ازدواج از راه خريداری زن ارتباط دارند و سبب بيماريهای عصبی میشوند، پاره ای فوائد اجتماعی دارند و برای مساعدت در بقای جنسی يكی از عوامل بشمار میروند.
فرويد و اتباع وی عقيده ديگری دارند ، مدعی هستند كه اخلاق كهن را درامور جنسی بايد واژگون كرد و اخلاق جديدیرا جايگزين آن نمود .
به عقيده فرويد و اتباع وی ، اخلاق جنسی كهن براساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتی بر سر بشر آمده است ازممنوعيتها و محروميتها و ترسها و وحشتهای ناشی از اين ممنوعيتها كه درضمير باطن بشر جايگزين گشته آمده است .
برتراند راسل نيز در اخلاق نوينی كه پيشنهاد می كند همين مطلب را اساس قرار میدهد .
او به عقيده خود در زمينه اخلاق جنسی از منطقی دفاع میكند كه در آن احساساتی از قبيل احساس شرم ، احساس عفاف و تقوا ، غيرت ( حسادت ازنظر او ) و هيچ گونه احساس ديگری از اين گونه كه وی و امثال او آنها را تابو میخوانند وجود نداشته باشد .
معانی و مفاهيمی از قبيل : زشتی ، بدی ، رسوائی در آن راه نيابد ، فقط متكی به عقل و تفكر بوده باشد ، محدوديت جنسی را فقط آنقدر می پذيرد كه در مورد ممنوعيتهای غذائی قابل پذيرش است .
وی در كتاب " جهانی كه من میشناسم " در فصل مربوط به اخلاق تابو در پاسخ پرسشی كه از وی می شود به اينكه :
آيا هيچ گونه پند و اندرزی برای كسانی كه بخواهند درباره امورجنسی خط مشی درست و عاقلانه ای در پيش گيرند داريد ؟
میگويد : " . .. بالاخره لازم است كه مسئله اخلاق جنسی را هم مانند ساير مسائل مورد بررسی قرار دهيم .
اگر از انجام عملی زيانی متوجه ديگران نشود دليلی نداريم كه ارتكاب آنرامحكوم كنيم . . . اشكال در پاسخ پرسش ديگر به اينكه :
بنا به عقيده شما بايد هتك عصمت را محكوم ساخت ولی شما اعمال منافی عفت معمولی را چنانچه خسارتی بار نياورد محكوم نمی كنيد ؟
میگويد : بله همين طور است ، ازاله عصمت ( بكارت ) يك تجاوز جسمی در ميان افراد است ، اما اگر با مسائل اعمال منافی عفت مواجه شديم آنوقت بايد موقعيت را در نظر گرفت وملاحظه كرد در چنين موقعيت حساس دلائلی برای ابراز مخالفت وجود دارد يانه ؟
ما فعلا وارد اين بحث نمی شويم كه آيا احساساتی از قبيل حيا و غيره كه امروز اخلاق جنسی ناميده میشوند ريشه فطری و طبيعی دارد يا ندارد ، زيرااين بحث دامنه درازی دارد همين قدر میگوئيم اين توهم پيش نيايد كه واقعا علوم به آنجا رسيده كه ريشه اين مسائل را به دست آورده است آنچه در اين زمينه ها گفته شده جز يك عده فرضها ، و تخمينها نيست ، و خودفرض كنندهها به هيچ وجه وحدت نظر ندارند .
مثلا فرويد منشأ پيدايش احساس حيا را چيزی میداند ،راسل چيز ديگر ، ويل دورانت چيز ديگر ، كه ما برای پرهيز از اطاله ازذكر آنها خودداری میكنيم علت اصلی تمايل اين افراد به غير طبيعی بودن اين احساسات عدم موفقيت برای توجيه صحيح اين احساسات است .
ما فرض میكنيم اين احساسات هيچ گونه وسيله طبيعی ندارد ، و میخواهيم مانند هر امر قراردادی ديگر بر مبنای مصالح فرد و اجتماع و سعادت بشريت برای اينها تصميم بگيريم ، ببينيم منطق و تعقل به ما چه میگويد ؟
آيامنطق و تعقل ايجاب میكند برای باز يافتن كامل سلامت روان و برای رسيدن اجتماع به حد اكثر مسرت و سعادت تمام قيود و حدود و ممنوعيتهای اجتماعی را بشكنيم يا خير ؟
مقتضای منطق و تعقل اين است كه با سنن وخرافاتی مبتنی بر پليدی علاقه جنسی مبارزه كنيم و در عين حال موجبات طغيان و عصيان و ناراحتی غريزه را به نام آزادی و پرورش آزادانه فراهم نكنيم .
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۹:۵۰ ب.ظ
توسط Solver
,
البته در باب مجرد بودن حضرت مسیح فکر کنم دیدگاه مسیحیان اینطور نبوده باشد و دیدگاهشان این نیست که مسیح مجرد بوده است. حداقل تا آنجا که بنده در این زمینه از منابع خودشان مطالعه داشتم اتفاقا برعکس . چندان شرحش اینجا جایز نیست حالا دیدگاه مسیحیان.
هر چقدر هم بخواهیم بی طرفانه به بیان موضوع بپردازیم، باز این یک واقعیت است که در مسیحیت البته قبل از renaissance، ازدواج افراد مطلقا در بحث روابط جنسی و ارضا این میل خلاصه می شده است. همانطور که در مطلب شما اشاره شده است.
همچنین بد نیست اشاره شود در یک نگاه نسبتاً غیر منصفانه برخی فلاسفه غرب وضعیت فعلی حاکم بر برخی جوامع اسلامی را شبیه اون دوران می دانند.به علت وجود برخی نقاط ضعف در جوامع اسلامی امروز دست دفاع فقط در میز مذاکره و ایده آل ها است و در مصادیق عینی متاسفانه نمی شود خیلی این نسبت را ناروا دانست.
بنابراین میخوام بگم، آن چیزی که شما در مقاله درباره مسیحیت اون زمان میگید، مصداقش این روزها در جوامع ما یافت می شود نه اونها. :-) این نظر بنده است البته.
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۹:۵۶ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
طرفداران اخلاق جنسی نوين نظرات خود را بر سه اصل مبتنی كرده اند:
- آزادی هر كسی تا آنجا كه مخل به آزادی ديگران نباشد بايد محفوظ بماند .
- سعادت بشر در گرو پرورش تمام استعدادهائی است كه در وجود وی نهاده شده است ، خودپرستی و بيماريهای ناشی از آن مربوط به آشفتگی غرائزاست . آشفتگی غرائز از آنجا ناشی می شود كه ميان غرائز تبعيض شود ، بعضی ارضاء و اشباع و بعضی ديگر همچنان ارضاء نشده باقی بمانند .
عليهذا برای اينكه انسان به سعادت زندگی نائل آيد بايد تمام استعدادهای او را متساويا پرورش و توسعه داد .
- رغبت بشر به يك چيز در اثر اقناع و اشباع كاهش میيابد و در اثرامساك و منع ، فزونی می گيرد برای اينكه بشر را از توجه دائم به امورجنسی و عوارض ناشی از آن منصرف كنيم يگانه راه صحيح آن است كه هر گونه قيد و ممنوعيتی را از جلو پايش برداريم و به او آزادی بدهيم . شرارتها وكينه ها و انتقامها همه ناشی از اخلاق خشن جنسی است .
اينها است اصولی كه اخلاق نوين جنسی را بر آنها نهاده اند و ما بايد انشاءالله مواد پيشنهادی اين مكتب نوين را با بحث و تحقيق كافی دراصول سه گانه فوق مورد بررسی قرار دهيم .
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۱۰:۲۸ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
مدعيان اصلاح اخلاق جنسی ادعا میكنند كه اخلاق كهن جنسی علل و اسباب وسرچشمه هائی داشته است كه اكنون از ميان رفته يا در حال از ميان رفتن است ، اكنون كه آن علل در كار نيست ، دليل ندارد كه ما باز هم اين سيستم اخلاقی را كه احيانا توأم با خشونت هم بوده است ادامه دهيم .
بعلاوه اموری كه منشأ پيدايش اين اخلاق شده جرياناتی جاهلانه و ياظالمانه بوده است كه با آزادی و عدالت و حيثيت ذاتی انسانی منافات دارد ، عليهذا به خاطر انسانيت و عدالت هم كه باشد بايد با اين اخلاق مبارزه كرد .
میگويند اخلاق كهن جنسی را امور ذيل به وجود آورده است : مالكيت مردنسبت به زن ، حسادت مردان ، كوشش مرد برای اطمينان به پدری خود ،اعتقادات مرتاضانه و راهبانه به پليدی ذاتی رابطه جنسی ، احساس پليدی زن نسبت به خود به واسطه عادت ماهانه زنانه ، و پرهيز مرد از او در اين مدت ، مجازاتهای شديدی كه زن در طول تاريخ از ناحيه مرد ديده است ، وبالاخره عوامل اقتصادی كه زن را همواره نيازمند به مرد میكرده است .اين علل و اسباب چنانكه واضح است يا ريشه تعدی و ستمگری دارد و يا از خرافات ناشی شده است و شرائط محدود زندگی آن وقت چنين ايجاب میكرده است . اكنون كه مالكيت مرد نسبت به زن از ميان رفته است ، اطمينان پدری را از راه استفاده از داروهای ضد آبستنی كه دراثر پيشرفت طب پيدا شده ، بدون بكار بردن روشهای خشونت آميز قديم میتوان بدست آورد ، عقايد مرتاضانه و راهبانه بسوی زوال و نيستی میرود ،احساس پليدی عادت زنانه را با بالا بردن سطح معلومات ، و تفهيم اينكه يك عمل ساده وظايف الاعضائی بيش نيست میتوان از بين برد ، دوران آن مجازاتهای سخت و شديد هم ديگر سپری شده است ، عوامل اقتصادی كه زن رااسير میكرد ديگر وجود ندارد و زن امروز استقلال اقتصادی خود را باز يافته است ، بعلاوه دولت تدريجا دستگاههای خود را بسط میدهد و زن را در ايام بارداری و زايمان و شيردادن تحت حمايت خود قرار میدهد و او را از مرد بی نياز میكند و در حقيقت دولت جانشين پدر میشود . حسادتها را باتمرينهای اخلاقی بايد از ميان برد و با وجود اينها ديگر لزومی ندارد ماهمچنان به اين اخلاق كهن بچسبيم . اين است انتقادات و خرده گيريهائی كه بر اخلاق كهن جنسی گرفته میشود و اين است دلائلی كه ايجاب میكند حتما رفورمی در اين بخش از اخلاق بشری صورت گيرد.
اكنون ببينيم چه موادی در اين سيستم اخلاقی پيشنهاد میشود ، البته ازاول بايد توجه داشته باشيد كه همه اين مواد اصلاحی بر محور شكستن قيود كه نو رفع منعها و محدوديتهای قانونی گذشته میچرخد . اولين موضوعی كه مورد توجه قرار گرفته است كاميابی آزادانه زنان ومردان از معاشرتهای لذت بخش جنسی است و به عبارت ديگر آزادی عشق است ، میگويند زن و مرد نه تنها قبل از ازدواج بايد از معاشرتهای لذتبخش آزادانه جنسی بهره مند باشند ، بلكه ازدواج نيز نبايد مانعی در اينراه بشمار آيد ، زيرا فلسفه ازدواج و انتخاب همسر قانونی اطمينان پدراست به پدری خود نسبت به فرزندی كه از زن معينی بدنيا می آيد ، اين اطمينان را با بكار بستن داروهای ضد آبستنی كه مخصوصا پيشرفت طب امروزآنها را به بشر ارزانی داشته است میتوان بدست آورد .
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ۱۰:۳۴ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
بنابراين هر يك از زن و مرد میتوانند علاوه بر همسر قانونی ، عشاق و معشوقه های فراوانی داشته باشند ، زن مكلف است كه در حين آميزش با عشاق خود از داروی ضد آبستنی استفاده كند و مانع پيدايش فرزند او گردد ، ولی هر گاه تصميم گرفت كه صاحب فرزند گردد الزاما بايد از همسر قانونی خود استفاده كند ." كمونيسم جنسی " تنها از آن نظر قابل عمل نيست كه رابطه نسلی راميان پدران و فرزندان قطع میكند ، بشر از اعتماد نسلی نمیتواند صرف نظركند ، هر پدری میخواهد فرزند خود را بشناسد و هر فرزندی میخواهد بداند ازكدام پدر پيدا شده است . فلسفه ازدواج و انتخاب همسر قانونی همين است و بس ، اختصاص جنسی رابه همين اندازه بايد محدود كرد ، و با تأمين رابطه نسلی به وسيله فوقموجبی برای تحديد بيشتر وجود ندارد . برتراند راسل میگويد : " جلوگيری وسائل ( وسائل ضد آبستنی ) توليد نسل را ارادی كرده و آنرا از صورت يك نتيجه اجتناب ناپذير روابط بيولوژيك( توليد قهری فرزند در اثر آميزش ) بيرون آورده است . به دلائل متعدداقتصادی ، محتملا پدر برای تربيت و اعاشه اطفال كمتر اهميت خواهد داشت ، بنابراين دليلی نيست كه مادری برای پدری اطفال خود همان مردی را انتخاب كند كه خاطرش را برای عاشقی و رفاقت میخواهد ." مادر " آينده ممكن است شانه از زير اين تعهد خالی كند بدون آنكه لطمه ای بسعادت او وارد شود . برای مردان ، انتخاب مادر اطفال خود ازاين هم آسانتر و ساده تر خو اهد بود . كسانی كه مانند من معتقدند كه روابط جنسی فقط هنگامی مسئله اجتماعی و ( قابل تجديد ) محسوب میشود كه طفلی به وجود آيد بايد مثل من اين دو نتيجه را بگيرند : اولا عشق بدون بچه آزاداست ( و ثانيا ) ايجاد اطفال بايد تحت مقرراتی شديدتر از آنچه امروزهست قرار گيرد .
راسل " بعدا به حل يك مشكل اجتماعی ديگر نيز می پردازد و آن مشكل بهبود نژاد بشر است . میگويد وقتی روابط جنسی بر اين اساس قرار گرفت ،اجتماع میتواند فقط به زنان و مردان معينی كه از لحاظ شخصی و ارثی واجدشرايطی باشند اجازه توليد نسل بدهد ، آن زنی كه پروانه توليد نسل دارد ازمردانی كه از لحاظ ارثی ارجح شناخته شوند برای تخم گيری و توليد نسل استفاده میكند ، در حالی كه مردان ديگری كه عشاق خوبی خواهند بود از حق پدری محروم خواهند بود .
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱, ۲:۱۱ ق.ظ
توسط امیر احمدی2
راسل كم كم به گفته ها و پيشنهادهای خود جنبه اخلاقی نيز میدهد و به اندرز و موعظه می پردازد ، چون معتقد است يكی از ريشه های اخلاق جنسی كه حسادت است ، مردان و زنان را به ترك حسادت توصيه میكند ، میگويد : در طريقی كه من پيشنهاد میكنم راست است كه زوجين را از وفاداری نسبت به يكديگر مبری میدارم ، اما در عوض تكليف دشوار منكوب كردن حسادت رابه عهده شان میگذارم ، يك زندگی هشيارانه بدون تسلط بر نفس غير ممكن است ، در اين صورت بهتر است يك احساس شديد و مزاحم را چون حسادت تحت انتظام درآوريم و نگذاريم مانع نمو عمومی احساسات عاشقانه بشود ،اشتباه اخلاق قديمی در آن نيست كه كف نفس را توجيه میكند بلكه در آن است كه در مورد استعمال آن اشتباه مینمايد " ( مقصود راسل اين است كه قدما از لحاظ اخلاقی به كف نفس توصيه میكردند ، من نيز به كف نفس توصيه میكنم ، اما نظر قدما در كف نفس بر اين بود كه غريزه جنسی محدودگردد و نظر من به اين است كه جلو حسادت در امر جنسی كه نامش را غيرت گذاشته اند گرفته شود مردان آنگاه كه با عشقبازيهای همسران خودمواجه می شوند و احساس ناراحتی میكنند بايد كف نفس و اغماض كنند ،مزاحم آنها نشوند بلكه از آن مرد بيگانه كه همسر محبوب آنها را خوشحال ومسرور كرده اند شكرگذار باشند ) . هم او میگويد : " ايجاد فرزندان بايد فقط در ازدواج صورت گيرد وروابط بيرون از ازدواج به وسائل مختلف خنثی گردد ، و شوهران هم نسبت به عشاق همان قدر غمض عين داشته باشند كه شرقيان نسبت به غلامان خنثی (مقصود غلامان اخته و خواجه سرايان است ) داشتند ، اشكال اساسی اين طريق ،اطمينان اندكی است كه به وسائل ضد آبستنی از يك طرف و صميميت زنان ازطرف ديگر این كه از عشاق خود باردار نشوند و به ريش شوهر نبندند . میتوان داشت اما اين اشكال با مرور زمان كاهش خواهد يافت " .رفورم و اصلاح ! به همين جا خاتمه پيدا نمیكند ، موضوعات ديگری نظير ستر عورت ، ممنوعيت ازدواج با محارم ، نشر صور قبيحه ، استمناء ، تمايل به هم جنس ، سقط جنين ، آميزش در ايام عادت و امثال اينها نيز موردبحث قرار میگيرد . بعضی از اين موضوعات از قبيل لزوم ستر عورت و منع نشر صور باصطلاح قبيحه صريحا مورد انتقاد قرار گرفته و بعضی ديگر از قبيل استمناء از حوزه اخلاق خارج دانسته شده است و در قلمرو طب بشمار آمده است ، احيانا از نظر طبی اگر غير مجازشناخته میشود كسی كه بسلامت خود علاقمند است آنرا ترك میكند ، به هر حال نمیتواند ممنوعيت اخلاقی داشته باشد ! اكنون نوبت آن است كه ما اصول اساسی و اركان اصلی اين سيستم اخلاقی راكه قبلا بيان كرديم دقيقا بررسی كنيم ، سپس فلسفه اخلاق جنسی اسلامی را كه با اخلاق جنسی قديم و جديد غرب مغاير است توضيح دهيم ، تا يك بار ديگرروشن شود يگانه مكتبی كه صلاحيت رهبری بشر را دارد اسلام است ، و هم روشن شود كه كار غرب در فلسفه اجتماعی به هذيان و پريشانگوئی رسيده است ،وقت آن است كه غرب مانند همه زمانهای ديگر ، با همه تقدمی كه در علوم و صنايع دارد ، فلسفه زندگی را از شرق بياموزد .
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱, ۲:۲۴ ق.ظ
توسط John rider
ارتباطی بین مطالب درج شده دراین تاپیک، باعنوان تاپیک وجودندارد!
Re: کلیسا ،ازدواج
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۱, ۸:۰۷ ب.ظ
توسط امیر احمدی2
وقت آن است كه غرب مانند همه زمانهای ديگر ، با همه تقدمی كه در علوم و صنايع دارد ، فلسفه زندگی را از شرق بياموزد .