وقتی موشک 750 دلاری بلای جان اسراییل شد
ارسال شده: دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲, ۱۲:۲۱ ب.ظ
به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، در جنوب لبنان و حومه بیروت، آن قدر صحنه از جنگ 33 روزه وجود داشت که میتواند برهان قاطع و دلیل بارزی باشد بر عزت و عظمت نیروهای مقاومت و قدرت ایستادگی و پایداری آنان از یک طرف و میزان درگیریهای سنگین با دشمنی که به هیچ یک از قوانین و میثاقهای بین المللی پایبند نیست و تو میتوانی مواضع و عقاید مردم را در همان صحنه نبرد دنبال کنی، تا بسیاری از واقعیتها و حقایق را در مورد مقاومت روشن شده و رابطه آنان با شهروندان و دیدگاه مردم نسبت به آنان و میزان احساس نیاز مردم به مقاومت و دلسوزیشان بر جوانان برومند مقاومت آشکارتر گردد، اما وقتی به بیروت و هتلها و رستورانها و بازارهایش برمیگردی، در آنجا یک عده از لبنانیها را میبینی که حسابها، برداشتها، تصورات، توهمات و نگرانیهای خاص خود را دارند که آنها را مدام مطرح میکنند و به خیال خودشان، گمان میکنند که این اندیشهها و برداشتها صحیح و یا قابل قبول و منطقی است.
از این رو در چنین احوال و اوضاعی، مفیدتر آن است که این قضایا را از اهل خود جویا شویم و پرسشهای خود را بر کسانی مطرح کنیم که مرتبط به این وقایع هستند، این مهم تحقق یافت، آن هم از طریق گفتگوها و مباحثههایی که با تمهیدات خاصی با یک فرمانده عملیاتی نظامی و یک رهبر سیاسی و همچنین با دیگران طیفهای فکری در لبنان انجام شد.
حضور یکی از رهبران سیاسی حزب در منطقهای که هتل در آن مستقر بود، خود به عنوان ریسک پذیری خطر در فضای جنگ بود، بخصوص این که دشمن صهیونیستی، مزدوران و چشمان مخفی خود را در هر جای از لبنان منتشر کرده (چند صد نفر از همین مزدوران، در زمان جنگ بازداشت شدند)، به همین دلیل، جای تعجب نداشت که موعد ملاقات با ایشان به سبب مسائل امنیتی، چند بار تغییر پیدا کند، و این که پیش از ایشان تعدادی از کارشناسان امنیتی، قبلا در محل حاضر شده تا امنیت محل را از هر نظر تامین کنند و با استقرار در همان مکان، حمایت لازم را برای تمامی اجتماع کنندگان فراهم نمایند.
ساعت یازده صبح بود که ایشان را با آرامش کامل و با فرد محافظ که هر دو طرف را میشناخت، در بین خود یافتیم، با هم به گرمی دست داده و یکدیگر را در آغوش گرفتیم، ایشان سفر ما به لبنان را خوشامد گفت و به خاطر این بازدید، به گونهای روشن و با ذوق و نزاکت تشکر فراوان کرد، زبان عربی که با آن سخن میگفت، عالی و فصیح بود، ضمن این که سر و وضع و ظاهر او کاملا محترمانه بود، ایشان با رعایت ادب و اخلاق، از ما خواست تلفنهای همراهمان را خاموش و به همراه دوربینهایمان، در جایی قرار دهیم، دور از محل اجتماعمان. ما در کنار او و پشت یک میز گرد قرار گرفتیم، شروع کردیم به طرح پرسشهایمان پیرامون موضع عملی و میدانی و سیاسی و همچنین ایدههای حزب پیرامون آینده.
گفتگویی که خواهید خواند مصاحبه یک خبرنگار مصری است با یکی از رهبران سیاسی حزبالله که در حین جنگ 33 روزه در سال 2006 انجام شده است.
**این اولین باری است که شما را زیارت میکنیم و با شما دیدار مینماییم و لذا طبیعی به نظر میرسد که از شما در مورد بین شیعه و سنی سوال کنیم؟
*پاسخ: هر که میخواهد کمر مقاومت را بشکند، این موضوع را مطرح کند و به نظر ما گشودن پرونده سنی و شیعه در لبنان، حکم بیدار ساختن فتنهای است خفته، و لعنت خدا بر کسانی که فتنه را بیدار میکند؟ از جانب ما، هرگز روزی احساس نکردیم که بین ما و برادران اهل سنت کمترین فرقی وجود دارد، ما صرفا یک مذهب فقهی هستیم، مانند "شافعی"ها، "حنبلی"ها،"مالکی"ها، و یا "حنفی"ها و همانطور که بین این مذاهب چهارگانه تفاوت وجود دارد، چه اشکالی دارد که بین مذهب شیعی و دیگر مذاهب، اندک اختلافی باشد، ما همواره در طول زندگی در کنار برادران اهل سنت هستیم و با هم، در همه فعالیتهای زندگی روزمره مشارکت داریم، بدون این که کمترین حساسیت یا تفرقه، و ما از شما خواهش میکنیم که این مطلب را از طرف ما به هر که میبینید در مصر نقل کنید که آرزوی ما این است که فرق و تفاوت بین مسلمانان بر این اساس باشد که چه کسی در سنگر امت اسلامی است و در کنار آن به نبرد بر میخیزد و چه کسی در سنگر دشمنان است و علیه منافع امت اقدام میکند، و ما امیدواریم که این جداییهای نفرت انگیز مذهبی، برای همیشه از بین برود.
**چه اشکالی دارد اگر بین لبنان و دشمن صهیونیستی، مصالحهای صورت گیرد، نظیر آنچه در "کمپ دیوید" انجام گرفت، آن گاه مزارع "شبعا" به لبنان بازگردانده شود؟ در چنین فرضی، آیا باز هم مقاومت به خاطر فلسطین ادامه پیدا خواهد کرد؟
*پاسخ: مقاومت اسلامی در جنوب لبنان، اساسا به خاطر فلسطین و قدس به وجود آمد، ضمن این که فلسطین قبله اعلام شده ماست در همه عرصه ادبیاتمان، در این زمینه خواهش میکنم به ادبیات حزب الله و مستنداتی که منتشر میکند، مراجعه کنید، برخی گرایشها سعی میکنند، ما را در لبنان محصور کنند، مثل این است که لبنان تمامی جهان است، آنها از ما میخواهند که این گونه باشیم با تبلیغات زیاد، در پی اشاعه این موضوع هستند، ولی ما هرگز این وضع را در زندگی قبول نکردهایم، اما در این ارتباط بعضی وقتها با آنها صرفا گفتگوی سیاسی و همدلی میکنیم، خاصه این که ما میدانیم و انان نیز میدانند که صهیونیستهای اشغالگر، به واسطه برقراری آتش بس با لبنان اکتفا نمیکنند، بلکه لبنان را تابع و وابسته به خود میخواهند، و ما ایمان داریم که این نقشه هرگز صورت نمیگیرد مگر نه اینست که واقعیت امر همواره ضرورت تحقق سرنوشت نابودی صهیونیسم را تایید میکند.
**آیا شما (جنبش حزب الله در لبنان) احساس پشیمانی میکنید، نسبت به آنچه بر مردم پیش آمد؟
*پاسخ: حمد و سپاس خداوند را که دلهایمان را پر از رضایت و تسلیم بر آنچه اتفاق افتاد، بلکه احساس ما این است که این جنگ، فواید فراوانی برای ما داشت که قابل شمارش نیست از جمله،
1) این هیاتهای عربی و اسلامی که برای دیدار با ما به این جا آمدند، باعث شد احساس کنیم که ما در میدان نبرد تنها نیستیم و عملا پاسخی بود به کسانی که گفتند عربها دیگر از مبارزه با اسرائیل مایوس شدند!
2) این جنگ ثابت کرد که شکست رژیم صهیونیستی امری است ممکن و خیلی خیلی ممکن، چراکه دنیا آسیب پذیری و تو خالی بودن اشغالگران را مشاهده کرد، تا آن جا که موجودیت او ضعیف تر و زبون تر از خانه عنکبوت است، آن هم در برابر سلاحهای قدیمی و ارزان، مانند "کاتیوشا"؛ ( هر موشک 750 دلار)، لذا بسیاری از مردم میتوانند آنها را خریداری کرده و از منازل خود شلیک نمایند و بر سر اشغالگران فرو ریزند، و این عملا همان "سنگ" مقاومت اسلامی در لبنان است!
3) به ما دائما میگفتند که آیا چشم میتواند با میل آن مقاومت کند؟! اما جنگ ثابت کرد که "میل" صهیونیستها، حتی در برابر نگاههای "چشم" مومنان و پیشتازان مقاومت، از هم پاشیده و پا به فرار میگذارند، و ما توانستیم این شکست و فرار ذلت بار را، چند بار برای آنها ایجاد و تکرار کنیم، در حالی که در طول سالهای 93، 96، 2000 و 2006م همه نظامهای غربی و مخالف بین المللی و کشورهای عربی در کنارشان بودند.
4) این جنگ اخیر، عملا طرح جدید خاورمیانه بوش را- که از طریق وزیر خارجهاش خانم رایس مطرح شد، به شکست و بن بست کشاند.
5) در این جنگ دشمن مطمئن شد که ما سلاحهایی همچون: کاتیوشا، رعد، زلزال، و اسلحه ضد کشتیهای جنگی و ضد هواپیماهای اکتشافی داریم.
6) در این نبرد، توانستیم از طریق رویارویی زمینی، ترس و وحشت را در دل دشمنان وارد کنیم و عملا تاثیر بمبارانهای هوایی را در به دست آوردن اهداف مهم به حداقل برسانیم.
7) عملیات "الوعد الصادق" یک عطیه الهی بود که دشمن را در جنگی وارد کرد که برای آن به حد کافی، آماده نبود، چرا که او برنامه ریزی کرده بود که آن را دو ماه دیگر آغاز کند، یعنی همان موقع که ما مشغول مراسم روز قدس هستیم، اما همان طور که گفتم این جنگ هدیهای بود از طرف خداوند متعال و شهدایی که نزد خدایشان زنده هستند و روزی میخورند و ما به موقعیت خود، در جنوب لبنان و نزدیکی آن از فلسطین، این گونه مینگریم که خداوند آن را برای ما برگزید و خصوصیتی بود که به ما اختصاص داد.
**هم اینک، پس از تمام شدن این جنگ، چه اتفاقاتی دارد در لبنان رخ میدهد؟
*پاسخ: امروز پیشنهادهای سخاوتمندانهای از طرف همه قدرتمندان جهان غرب و آمریکا به ما میشود، پیشنهاد چند میلیارد دلاری و دهها خانه مجلل و یک مزرعه و یک اتومبیل گران قیمت و خدمات لوکس پنج ستاره! همچنین به ما پیشنهاد شد، که حزب به تشکیل گردانهای مستقلی در درون ارتش لبنان مبادرت کرده و در فرماندهی ارتش مشارکت داشته باشیم، البته همه اینها، در مقابل تحویل دادن موشکها و به فراموشی سپردن فلسطین برای همیشه! اما پاسخ مقاومت، همان پاسخ رسول الله (ص) بود:" و الله لو وضعوالشمس فی یمینی و القمر فی یساری علی ان نترک المقاومه الاسلامیه، ما ترکناها حتی تزول دوله البغی الصهیونیه او نفنی عن آخرنا".
** آیا بین شما و برادرانتان در فلسطین همکاری و هماهنگی وجود دارد؟
*پاسخ: روابط بسیار خوبی با همه گروههای مقاومت اسلامی در فلسطین داریم و مساله عشق و علاقه، برادری و اخوت و هدف واحد، ما را به هم نزدیک میکند.
**در آینده، چه برنامههایی دارید؟
*پاسخ: آینده در دست خداست ... و ما باید خودمان را آماده کنیم، و اولین مورد آن، این است که مسائل روزانه پیرامون خودمان را پیگیری کنیم، ما یک مرکز مطالعاتی به نام " المستقبل" یعنی آینده داریم که از مراکز مشابه دشمن، در چندین جهت بالاتر و پیشرفته تر است، ما در آنجا بدقت همه فعالیتهای سیاسی دشمن را پیش از تحرکات نظامی او، زیر نظر داریم. پروندههای زیادی داریم در مورد فرماندها عملیاتی دشمن و انواع سلاحهای آنها و نقاط ضعف و یا قوت آنان و روش تمرین و آموزشهایشان، ما توانستیم با دستگاههایی که خود آنها را اختراع کردهایم بیشتر مکالمات فرماندهان دشمن را شنود کنیم، تا آنجا که اسرائیل تا حالا نتوانست این دستگاهها را تعطیل یا مختل کند، لذا ناچار شدند، دست از تلفنهای همراه خود بردارند، در حالی که به فضل الهی و توان رازداری رزمندگانمان، آنها وارد جنگ با ما شدند، در حالیکه هیچ چیز قابل ملاحظهای در مورد ما نمیدانستند.
**مصاحبه ما پس از دو ساعت گفتگو به پایان رسید، و ما کاملا خوشحال و خرسند بودیم از این که جنبش حزب الله، دارای دیدگاه سیاسی دقیق و درک کامل و همه جانبه نسبت به شرایط پیرامون جنگ دارد.
پاسداشت هفتمین سالگرد پیروزی حزبالله لبنان در جنگ 33 روزه(13)
[External Link Removed for Guests]
از این رو در چنین احوال و اوضاعی، مفیدتر آن است که این قضایا را از اهل خود جویا شویم و پرسشهای خود را بر کسانی مطرح کنیم که مرتبط به این وقایع هستند، این مهم تحقق یافت، آن هم از طریق گفتگوها و مباحثههایی که با تمهیدات خاصی با یک فرمانده عملیاتی نظامی و یک رهبر سیاسی و همچنین با دیگران طیفهای فکری در لبنان انجام شد.
حضور یکی از رهبران سیاسی حزب در منطقهای که هتل در آن مستقر بود، خود به عنوان ریسک پذیری خطر در فضای جنگ بود، بخصوص این که دشمن صهیونیستی، مزدوران و چشمان مخفی خود را در هر جای از لبنان منتشر کرده (چند صد نفر از همین مزدوران، در زمان جنگ بازداشت شدند)، به همین دلیل، جای تعجب نداشت که موعد ملاقات با ایشان به سبب مسائل امنیتی، چند بار تغییر پیدا کند، و این که پیش از ایشان تعدادی از کارشناسان امنیتی، قبلا در محل حاضر شده تا امنیت محل را از هر نظر تامین کنند و با استقرار در همان مکان، حمایت لازم را برای تمامی اجتماع کنندگان فراهم نمایند.
ساعت یازده صبح بود که ایشان را با آرامش کامل و با فرد محافظ که هر دو طرف را میشناخت، در بین خود یافتیم، با هم به گرمی دست داده و یکدیگر را در آغوش گرفتیم، ایشان سفر ما به لبنان را خوشامد گفت و به خاطر این بازدید، به گونهای روشن و با ذوق و نزاکت تشکر فراوان کرد، زبان عربی که با آن سخن میگفت، عالی و فصیح بود، ضمن این که سر و وضع و ظاهر او کاملا محترمانه بود، ایشان با رعایت ادب و اخلاق، از ما خواست تلفنهای همراهمان را خاموش و به همراه دوربینهایمان، در جایی قرار دهیم، دور از محل اجتماعمان. ما در کنار او و پشت یک میز گرد قرار گرفتیم، شروع کردیم به طرح پرسشهایمان پیرامون موضع عملی و میدانی و سیاسی و همچنین ایدههای حزب پیرامون آینده.
گفتگویی که خواهید خواند مصاحبه یک خبرنگار مصری است با یکی از رهبران سیاسی حزبالله که در حین جنگ 33 روزه در سال 2006 انجام شده است.
**این اولین باری است که شما را زیارت میکنیم و با شما دیدار مینماییم و لذا طبیعی به نظر میرسد که از شما در مورد بین شیعه و سنی سوال کنیم؟
*پاسخ: هر که میخواهد کمر مقاومت را بشکند، این موضوع را مطرح کند و به نظر ما گشودن پرونده سنی و شیعه در لبنان، حکم بیدار ساختن فتنهای است خفته، و لعنت خدا بر کسانی که فتنه را بیدار میکند؟ از جانب ما، هرگز روزی احساس نکردیم که بین ما و برادران اهل سنت کمترین فرقی وجود دارد، ما صرفا یک مذهب فقهی هستیم، مانند "شافعی"ها، "حنبلی"ها،"مالکی"ها، و یا "حنفی"ها و همانطور که بین این مذاهب چهارگانه تفاوت وجود دارد، چه اشکالی دارد که بین مذهب شیعی و دیگر مذاهب، اندک اختلافی باشد، ما همواره در طول زندگی در کنار برادران اهل سنت هستیم و با هم، در همه فعالیتهای زندگی روزمره مشارکت داریم، بدون این که کمترین حساسیت یا تفرقه، و ما از شما خواهش میکنیم که این مطلب را از طرف ما به هر که میبینید در مصر نقل کنید که آرزوی ما این است که فرق و تفاوت بین مسلمانان بر این اساس باشد که چه کسی در سنگر امت اسلامی است و در کنار آن به نبرد بر میخیزد و چه کسی در سنگر دشمنان است و علیه منافع امت اقدام میکند، و ما امیدواریم که این جداییهای نفرت انگیز مذهبی، برای همیشه از بین برود.
**چه اشکالی دارد اگر بین لبنان و دشمن صهیونیستی، مصالحهای صورت گیرد، نظیر آنچه در "کمپ دیوید" انجام گرفت، آن گاه مزارع "شبعا" به لبنان بازگردانده شود؟ در چنین فرضی، آیا باز هم مقاومت به خاطر فلسطین ادامه پیدا خواهد کرد؟
*پاسخ: مقاومت اسلامی در جنوب لبنان، اساسا به خاطر فلسطین و قدس به وجود آمد، ضمن این که فلسطین قبله اعلام شده ماست در همه عرصه ادبیاتمان، در این زمینه خواهش میکنم به ادبیات حزب الله و مستنداتی که منتشر میکند، مراجعه کنید، برخی گرایشها سعی میکنند، ما را در لبنان محصور کنند، مثل این است که لبنان تمامی جهان است، آنها از ما میخواهند که این گونه باشیم با تبلیغات زیاد، در پی اشاعه این موضوع هستند، ولی ما هرگز این وضع را در زندگی قبول نکردهایم، اما در این ارتباط بعضی وقتها با آنها صرفا گفتگوی سیاسی و همدلی میکنیم، خاصه این که ما میدانیم و انان نیز میدانند که صهیونیستهای اشغالگر، به واسطه برقراری آتش بس با لبنان اکتفا نمیکنند، بلکه لبنان را تابع و وابسته به خود میخواهند، و ما ایمان داریم که این نقشه هرگز صورت نمیگیرد مگر نه اینست که واقعیت امر همواره ضرورت تحقق سرنوشت نابودی صهیونیسم را تایید میکند.
**آیا شما (جنبش حزب الله در لبنان) احساس پشیمانی میکنید، نسبت به آنچه بر مردم پیش آمد؟
*پاسخ: حمد و سپاس خداوند را که دلهایمان را پر از رضایت و تسلیم بر آنچه اتفاق افتاد، بلکه احساس ما این است که این جنگ، فواید فراوانی برای ما داشت که قابل شمارش نیست از جمله،
1) این هیاتهای عربی و اسلامی که برای دیدار با ما به این جا آمدند، باعث شد احساس کنیم که ما در میدان نبرد تنها نیستیم و عملا پاسخی بود به کسانی که گفتند عربها دیگر از مبارزه با اسرائیل مایوس شدند!
2) این جنگ ثابت کرد که شکست رژیم صهیونیستی امری است ممکن و خیلی خیلی ممکن، چراکه دنیا آسیب پذیری و تو خالی بودن اشغالگران را مشاهده کرد، تا آن جا که موجودیت او ضعیف تر و زبون تر از خانه عنکبوت است، آن هم در برابر سلاحهای قدیمی و ارزان، مانند "کاتیوشا"؛ ( هر موشک 750 دلار)، لذا بسیاری از مردم میتوانند آنها را خریداری کرده و از منازل خود شلیک نمایند و بر سر اشغالگران فرو ریزند، و این عملا همان "سنگ" مقاومت اسلامی در لبنان است!
3) به ما دائما میگفتند که آیا چشم میتواند با میل آن مقاومت کند؟! اما جنگ ثابت کرد که "میل" صهیونیستها، حتی در برابر نگاههای "چشم" مومنان و پیشتازان مقاومت، از هم پاشیده و پا به فرار میگذارند، و ما توانستیم این شکست و فرار ذلت بار را، چند بار برای آنها ایجاد و تکرار کنیم، در حالی که در طول سالهای 93، 96، 2000 و 2006م همه نظامهای غربی و مخالف بین المللی و کشورهای عربی در کنارشان بودند.
4) این جنگ اخیر، عملا طرح جدید خاورمیانه بوش را- که از طریق وزیر خارجهاش خانم رایس مطرح شد، به شکست و بن بست کشاند.
5) در این جنگ دشمن مطمئن شد که ما سلاحهایی همچون: کاتیوشا، رعد، زلزال، و اسلحه ضد کشتیهای جنگی و ضد هواپیماهای اکتشافی داریم.
6) در این نبرد، توانستیم از طریق رویارویی زمینی، ترس و وحشت را در دل دشمنان وارد کنیم و عملا تاثیر بمبارانهای هوایی را در به دست آوردن اهداف مهم به حداقل برسانیم.
7) عملیات "الوعد الصادق" یک عطیه الهی بود که دشمن را در جنگی وارد کرد که برای آن به حد کافی، آماده نبود، چرا که او برنامه ریزی کرده بود که آن را دو ماه دیگر آغاز کند، یعنی همان موقع که ما مشغول مراسم روز قدس هستیم، اما همان طور که گفتم این جنگ هدیهای بود از طرف خداوند متعال و شهدایی که نزد خدایشان زنده هستند و روزی میخورند و ما به موقعیت خود، در جنوب لبنان و نزدیکی آن از فلسطین، این گونه مینگریم که خداوند آن را برای ما برگزید و خصوصیتی بود که به ما اختصاص داد.
**هم اینک، پس از تمام شدن این جنگ، چه اتفاقاتی دارد در لبنان رخ میدهد؟
*پاسخ: امروز پیشنهادهای سخاوتمندانهای از طرف همه قدرتمندان جهان غرب و آمریکا به ما میشود، پیشنهاد چند میلیارد دلاری و دهها خانه مجلل و یک مزرعه و یک اتومبیل گران قیمت و خدمات لوکس پنج ستاره! همچنین به ما پیشنهاد شد، که حزب به تشکیل گردانهای مستقلی در درون ارتش لبنان مبادرت کرده و در فرماندهی ارتش مشارکت داشته باشیم، البته همه اینها، در مقابل تحویل دادن موشکها و به فراموشی سپردن فلسطین برای همیشه! اما پاسخ مقاومت، همان پاسخ رسول الله (ص) بود:" و الله لو وضعوالشمس فی یمینی و القمر فی یساری علی ان نترک المقاومه الاسلامیه، ما ترکناها حتی تزول دوله البغی الصهیونیه او نفنی عن آخرنا".
** آیا بین شما و برادرانتان در فلسطین همکاری و هماهنگی وجود دارد؟
*پاسخ: روابط بسیار خوبی با همه گروههای مقاومت اسلامی در فلسطین داریم و مساله عشق و علاقه، برادری و اخوت و هدف واحد، ما را به هم نزدیک میکند.
**در آینده، چه برنامههایی دارید؟
*پاسخ: آینده در دست خداست ... و ما باید خودمان را آماده کنیم، و اولین مورد آن، این است که مسائل روزانه پیرامون خودمان را پیگیری کنیم، ما یک مرکز مطالعاتی به نام " المستقبل" یعنی آینده داریم که از مراکز مشابه دشمن، در چندین جهت بالاتر و پیشرفته تر است، ما در آنجا بدقت همه فعالیتهای سیاسی دشمن را پیش از تحرکات نظامی او، زیر نظر داریم. پروندههای زیادی داریم در مورد فرماندها عملیاتی دشمن و انواع سلاحهای آنها و نقاط ضعف و یا قوت آنان و روش تمرین و آموزشهایشان، ما توانستیم با دستگاههایی که خود آنها را اختراع کردهایم بیشتر مکالمات فرماندهان دشمن را شنود کنیم، تا آنجا که اسرائیل تا حالا نتوانست این دستگاهها را تعطیل یا مختل کند، لذا ناچار شدند، دست از تلفنهای همراه خود بردارند، در حالی که به فضل الهی و توان رازداری رزمندگانمان، آنها وارد جنگ با ما شدند، در حالیکه هیچ چیز قابل ملاحظهای در مورد ما نمیدانستند.
**مصاحبه ما پس از دو ساعت گفتگو به پایان رسید، و ما کاملا خوشحال و خرسند بودیم از این که جنبش حزب الله، دارای دیدگاه سیاسی دقیق و درک کامل و همه جانبه نسبت به شرایط پیرامون جنگ دارد.
پاسداشت هفتمین سالگرد پیروزی حزبالله لبنان در جنگ 33 روزه(13)
[External Link Removed for Guests]