مقاله درباره جدایی بحرین از ایران
ارسال شده: سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۵۹ ب.ظ
موضوع جدایی بحرین از ایران در سال ۱۳۴۹ آخرین بخش غم انگیز از تاریخ تجزیه ایران زمین از ۲۰۰ سال پیش تا کنون است. آن دوره در فضای سیاسی کشور موافقان و مخالفانی در این باره وجود داشت؛ البته مخالفین جدایی بحرین در بین سیاسیون بسیار اندک و بیشتر به افراد حزب پان ایرانیست محدود بود. حزب پان ایرانیست در دوره ۲۲ مجلس شورای ملی دارای ۵ نماینده بود و مخالفت آنها در این باره از سوی برخی افراد در سالیان گذشته مورد تشکیک واقع شده است که مهمترین آنها کتاب “پنجاه سال تاریخ با پان ایرانیستها” نوشته دکتر ناصر انقطاع می باشد. این کتاب در واقع سرچشمه بیشتر سخنانی است که پیرامون مخالفت گروه پارلمانی پان ایرانیست و لیدر آن محسن پزشکپور با جدایی بحرین و استیضاح دولت امیر عباس هویدا بیان می شود. این نوشته به پژوهش و بررسی این رخداد مهم تاریخ معاصر ایران می پردازد.
مقدمه ای بر این جدایی
بحرین قسمتی از سرزمین ایران بود، اما در دوره انحطاط قاجاریه، دولت انگلستان از ضعف دولت مرکزی استفاده کرد و به موجب قراردادهایی که در سال های ۱۸۲۰ ، ۱۸۶۱ ، ۱۸۸۰ و ۱۸۹۲ با بحرین منعقد کرد، به تدریج بر نفوذ خود در آن سرزمین افزود و بعدها مدعی شد که از زمان قرارداد ۱۸۲۰ دولت انگلستان شیخ بحرین را مستقل می شناخته است. دولت ایران نسبت به این امر معترض بود و حتی در نوامبر ۱۹۲۷ مساله بحرین را به جامعه ملل ارجاع کرد، ولی راه حلی در این مورد به دست نیامد. پس از جنگ جهانی دوم لوایحی در ایران به تصویب رسید و به موجب آن دولت ایران موظف شد که نسبت به احقاق حقوق ایران در بحرین اقدام کند. همچنین دولت ایران در سال ۱۹۵۷ بحرین را به عنوان استان چهاردهم ایران اعلام کرد و در ۱۹۵۸ نیز از شیخ سلمان بن احمد الخلیفه شیخ بحرین خواست که وفاداری خود را به دولت ایران نشان دهد. دولت ایران در مورد حاکمیت خود بر بحرین چنین استدلال می کرد؛
۱- بحرین هرگز کشوری کاملاً مستقل نبوده و حاکمیت ایران بر این جزیره چندین قرن ادامه داشته است، به استثنای دوره کوتاه ۱۵۰۷ – ۶۰۲۱ میلادی که پرتغالی ها این جزیره را اشغال کردند.
۲- ایران هرگز حاکمیت خود را بر بحرین به قدرت دیگری واگذاری نکرده و حاکم بحرین را به عنوان رئیس یک کشور به رسمیت نشناخته است. حتی شاه در مارس ۱۹۶۸ مسافرت خود را به عربستان سعودی به خاطر اعتراض به این کشور که از حاکم بحرین به عنوان رئیس یک کشور در دیدار از عربستان سعودی استقبال کرده بود، لغو کرد.
۳- ایران حمایت بریتانیا را از بحرین به عنوان مداخله در امور داخلی جزایر و در نتیجه در امور داخلی خود تلقی کرده است.
اما ۲۰ سال بعد سیاست دولت ایران نسبت به بحرین تغییر کرد و ایران حاضر شد از حاکمیت خود نسبت به بحرین صرف نظر کند. عللی که برای این امر ذکر می شد، متعدد بود. گفته می شد که طی ۱۵۰ سالی که بحرین از ایران جدا شده و تحت تسلط انگلستان بوده، سیاست عربی کردن سکنه ایرانی الاصل بحرین با موفقیت دنبال شده است و در نتیجه پیوند فرهنگی ایران با بحرین سست شده است.
در مقاله حاضر با ذکر خلاصه ای از تاریخ بحرین، به بررسی برخی از علل استقلال بحرین و پذیرش آن از جانب ایران می پردازیم.
پیشینه فرهنگ و مدنیت سیاست و حکومت در بحرین
در تشکیلات ادارى دوره ساسانى این ناحیه را به چند ولایت تقسیم کرده بودند که به نامهاى هگریاهجر و بنیاد اردشیر یا خِت (خِط)، میش ماهیگ یا اوال یا جزیره بحرین امروز (منامه) و محرک (محرق) خوانده مىشدند و هر یک از آنها به طور مستقیم با تشکیلات مرکزى جنوب غربى ایران یعنى تیسفون ارتباط داشتهاند (محیط طباطبایى جلد اول سمینار خلیج فارس ص ۸۵).
سرزمین بحرین یا بحرین مطلق، سرزمین پهناورى است که در کرانه غربى خلیج فارس از خور کویت تا خلیج کاظمه تا شبه جزیره قطر در جنوب شرقى جزیره بحرین گسترده است و از طرف شرق تنها دریا آن را محدود مىکند ولى از سمت شمال و مغرب و جنوب به صحراهاى بى آب و علف و ریگزارى مىپیوندد که از هر سو این ناحیه را از نواحى آباد مجاور آن جدا مىسازد.
سرزمین بحرینى که از صدر اسلام به بعد در مدارک و مراجع مختلف ادبى و تاریخى و مسالک و ممالک و کتابهاى فتوح ذکر شده همین سرزمین بحرین امروزى است و یا بحرین قدیمتر از زمان ما است (بحرین برّى و بحرى) که از طرف شمال و از طرف مغرب به یمامه و از طرف جنوب به ربع الخالى و یمن و عمان و کرانههاى دریاى احمر مرتبط بوده است.
حوزه دریایى بحرین ایالت میش ماهیگ ساسانى بوده است که از دهانه رود فرات و نواحى بصره (سومر قدیم) آغاز مىشده و تمامى کرانههاى شمالى شبه جزیره عربستان را دربر مىگرفته است و نواحى (قطیف) و (خور) و (خُبر) و هفوف (در عربستان سعودى امروزه) و جزایر پراکنده شبه جزیره قطر و تمامى عمانات و ابوظبى و دوبى و شارجه و فُجیره و امالقوین و عجمان و رأس الخیمه و آبها و سواحل و بیابانهاى آن نواحى تا عمان و مسقط و یمن در این ایالت قرار داشتهاند. و به همین مناسبت در برخى از متون دوره اسلامى از این ناحیه وسیع گاه با نام یمنستان یاد شده است و بهخصوص در دوره ساسانى (انوشیروان به بعد) تمامى نواحى آن در زیر تسلط سیاسى و مدنى و حکومتى دولت ساسانى بوده است.
موضع گیری ایران نسبت به بحرین در طول تاریخ
دولت ایران در مدت یک و نیم قرن حاد شدن مسأله بحرین (۱۸۲۰ -۱۹۷۰ ) و دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزیره، هیچگاه جدایی بحرین از خاک ایران را نپذیرفت؛ ولی در عین حال قدرت انجام عمل حادی علیه انگلیس را نیز نداشت. بطوریکه در همین راستا، زمانی که دولت انگلستان (بهعنوان دولتی که بحرین را تحتالحمایه داشت)، در ۱۳۰۶٫ش (۱۹۲۷٫م) قراردادی با عربستانسعودی درباره بحرین (و قطر و امارات متصالحه) امضا کرد، دولت ایران نسبت به آن معاهده رسماً اعتراض کرد و از آن بهعنوان «تجاوز به تمامیت ارضی ایران» به جامعه ملل شکایت کرد. وزارت امورخارجه ایران، همچنین طی ارسال یادداشت اعتراض رسمی به سر رابرت کلاویو وزیر مختار بریتانیا در تهران به تاریخ اول آذر ۱۳۰۶ (۲۲ نوامبر ۱۹۲۷) یادآور شد که:
«مالکیت ایران بر بحرین محرز… است و … [ماده ۶ معاهده] تا درجهای که مربوط به بحرین است، برخلاف تمامیت ارضی ایران و با مناسبات حسنهای که همیشه بین دو دولت همجوار موجود بوده است، منافات دارد. با این وجود دولت ایران به این قسمت از معاهده یادشده جداً اعتراض و انتظار دارد که اولیای دولت انگلستان به زودی اقدامات لازمه را در رفع آن اتخاذ فرمایند.»
همچنین، پیش از تصمیم ناگهانی و بیسابقه محمدرضاشاه در اواخر سال ۱۳۴۸ به «تاختزدن» حاکمیت ایران بر مجمعالجزایر بحرین با اعاده حاکمیت ایران بر جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک، بحرین «جزء لاینفک ایران» قلمداد میشد. دولت ایران در آبان ۱۳۳۶ طی لایحهای بحرین را رسماً استان چهاردهم کشورمان اعلام کرد. در همین راستا، در اوایل دهه ۱۳۴۰٫ش «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» (ساواک) در زمان ریاست سپهبد تیمور بختیار با کمک فکری فعالان حزب پانایرانیست در آن تاریخ، طرحی ریخته بودند که برابر آن با تبلیغات وسیع در داخل و خارج بحرین، بحرینیها را به ضرورت الحاق رسمی بحرین به ایران مشتاق کنند و تحرکات و تظاهراتی در بحرین و ایران برای انجام این الحاق انجام دهند و با تمهید مقدمات «اطلاعاتی ـ امنیتی» لازم (ازجمله اعزام مأموران ساواک به شکل مسافر، توریست و بازرگان به بحرین ازیکسو و تقویت نیروی دریایی ازسوی دیگر)، در یک روز معین شخص شاه و تیمور بختیار به همراه تعدادی دیگر از رجال سیاسی و فرماندهان نظامی در یک فروند هواپیما به منامه حرکت کنند و در میان استقبال پرشوری که آنجا توسط بحرینیها و ایرانیان زائر و مجاور بحرین از هیئت ایرانی به عمل خواهد آمد، در عمل بحرین را به تصرف نیروهای ایرانی در آورند.
ادامه دارد....
این دلیل کوتاه اومدن شاه در قضیه بحرین بود. بهترین منبع هم مرور مواضع خود محمدرضا در اون دوران و چرخش 180% ای اون از رویکرد نظامی به رویکرد گفتگو و نظرسنجی است.