صفحه 1 از 1

پیشینه جشن تولد

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۲, ۱۱:۰۰ ق.ظ
توسط mohammad area51
از روزگار بسیار کهن، ایرانیان را مرسوم بود که جشن تولد برگزار میکردند. رئیس خانواده، کد بانو، پسران ودختران خانواده، امیران وامیر زادگان و….. را در همه طبقات، این جشن مرسوم بود.چنین رسمی نمایانگر نگاداشت دقیق زاد روز هر کس و سن افراد بوده است. هرودوت به روشنی از این جشن میان ایرانیان یاد کرده است:
(( پارس ها عادت دارند که روز تولد خود را جشن بگیرند. در آن روز آن ها مجالس میهمانی برگزار می کنند و جشن وشادی می نمایند و این را رسمی شایع می دانند که باید برگزار شود. در آن روز حق خود می دانند ه جامه های نو بپوشند و خوراک های خوب و متنوع تهیه کنند، ب طوری که با دیگر روزها تفاوت داشته باشد. اعیان و ثروتمندان؛ گاو، شتر، اسبی را کشته و پس از پاک کردن، درسته آن را در تنور با تشریفاتی می پزند و کباب می کنند.اشخاص بی چیز و فقیر به کشتن حیوانات کو ک تری ناعت می کنند. اما این جشن یاد بودی همگانی است. تصویر 

در برهان قاطع نیز اشاره به جشن تولد و مرسوم بودن آن آمده است {ص۱۳۱۶،ج۳}: در ماه شهریو، روز چهارم مغان جشن کنند و عید سازند بنابر قاعده کلی که نزد ایشان معتبر است؛ چون نام روز با نام ما ه موافق است عید باید کرد و دیگر به سبب آن که در این روز تولد إ داراب إواقع شده بود، جشن برگزار می کردند
قدیمی ترین سند درباره جشن تولد در ایران، به هرودوت برمی‌گردد. بنا به گفته هرودوت: ایرانیان زاد روز خود را با جشن‌های شکوهمند و قربانی کردن و دادن غذا برگزار می‌کردند. با شکوه ترین ضیافت در کاخ‌های سلطنتی در دوره هخامنشیان، در زاد روز پادشاه هخامنشی بود؛ تنها روزی که پادشاه سر خود را با صابون می‌شست و به پخش کردن هدایا می پرداخت. در دوره ساسانیان هم احتمالاً جشن های زاد روز برگزار می شده، اما سندی در این مورد در دست نداریم. در شاهنامه هم اشاراتی به مراسم تبریک گویی در روز تولد آمده است؛ مثلاً شادمانی بسیار به‌ هنگام تولد رستم ، یا شاد باش موبد ، خطاب به فریدون به ‌هنگام تولد منوچهر … .
البته برای طبقات فرودینه اجتماع کم تر حرف و شرح و بسط جشن تولد آمده است.
بعدها اشاراتی دیگر به جشن تولد در دوره اسلامی شده است. از جمله در روز تولد عضدالدوله دیلمی جشن برگزار می‌شده است.
عضدالدوله به زنده‌کردن فرهنگ ایران قدیم علاقه داشت، بنا براین روش خود را از ساسانیان گرفته بود.
زرتشتیان نیز به گونه ی سنتی، هنوز جشن تولد حضرت زرتشت را در روز ۶ فروردین (که خردادروز است) برگزار می‌کنند و در آن روز به یکدیگر تبریک می‌گویند.
با توجه به نکته‌های یاد شده، نکته مهمی که به اندازه لازم و کافی به آن توجه نشده، ذکر اهمیت پیشینه تاریخی جشن تولد است که باید در اطراف آن صحبت‌های بیشتری بشود و همگان به نکته‌های حساس و جالب آن بیشتر توجه کنند. برای نمونه بسیاری از ما فکر می کنیم جشن تولد یکی از آداب و رسوم فرنگی و خارجی است که ایرانیان در این اواخر مثل مد از اروپا تقلید کرده‌اند. حتی شعر Happy birth day to you را که با اصرار و علاقه خاصی می‌خوانند نوعی تظاهر و تلاش برای نشان دادن استثنا و پیشرفتگی به نظر می‌آید. غالب این مراسم برای بچه‌هایی که خانواده‌های سطح بالای ثروت و اعیانی است، برگزار می‌شد و می‌شود.
با توجه به این گفته‌ها و ترجمه‌ها، باید متوجه شد جشن تولد، جشنی است ایرانی با پیشینه ایرانی و ریشه در اعماق تاریخ تمدن، فرهنگ آداب و سنن مردم ایران دارد و به قول هرودوت، ایرانی‌ها روز تولد خود را جشن می‌گیرند. اگر تقلیدی وجود دارد، توسط فرنگی‌ها و غیر ایرانی‌ها است.
در نهایت، این سنت مدت‌ها بود که بنا به دلایلی، موقوف، پنهان، غیر متعارف یا ناچیز شده بوده ولی باز پس از چند سده به شکل روزآمد و تقلید از اروپاییان به ایران بازگشته و دوباره زنده و جاری شده ، اما کم‌تر کسی در پی تحقیق و پژوهش ریشه این جشن برآمده است .
نکته غم‌انگیز اشتباه دیگر، آن که در بسیاری از این مراسم، عده‌ای خیال می‌کنند که این روز، روز خودخواهی، جلوه‌گری، تظاهر و نمایش اهمیت خود و نشان و طبقه است و حال آن که هرگز چنین نیست، بلکه روزی است برای: ستایش، نماز، نیایش، شادمانی، عبادت و سپاسگزاری از موهبت‌های الهی، همچون: فرزند، پدر، مادر، همسر و … . در چنین روزی است که در واقع، ما می‌گوییم: خداوندا! شکر، سپاس که این فرزند را دارم، این مادر را، این پدر را، این عزیز را دارم و در واقع روزی است برای سپاسگزاری و توجه به روزگار گذران و غنیمت شمردن نعمت‌های موجود زندگی؛ نه روز تظاهر، فخر فروشی و تکبر.
متأسفم که برخی بزرگترها، زمانی که فرزندان شان یا همکاران و نزدیکان شان خیال برگزاری مراسم تولد ایشان را دارند، گه گاه با طنز و کنایه می‌گویند:
ای آقا دیگه از ما گذشته، ای بابا سر پیری و معرکه گیری؟ ما آردهامان را بیختیم و غربیلمان را آویختیم. این کارها به درد جوان‌ها و برو بچه‌ها می‌خورد
و علاقه‌مندان اجرای مراسم تولد را به نوعی، دلسرد و نا امید می‌کنند و حال آن که اگر محور اندیشه خود را بر مدار سپاسگزاری و نماز، ستایش، نیایش و شکرگزاری قرار دهند متوجه می‌شوند که در چنین روزی دارای نعمتی شده‌اند که باید صمیمانه قدرش را بدانند، خدا را شکر کنند و واژه‌های سپاسگزاری به زبان بیاورند. به قولی: سپاسگزاری کردن، نشانه تمدن و آدم بودن است.
احساس این که این مراسم، با پیشینه و ایرانی است، خودش کلی افتخار انگیز است.
اما در بسیاری موارد، خوشبختانه دیده‌ایم وقتی که مراسم، با آن سادگی و صفا برگزار می‌شود به تدریج بزرگترها به ارزش پاکی نیت‌ها و عواطف قابل ستایش اطرافیان خود پی می‌برند و اندک اندک دچار باورهای ملی، ایرانی، انسانی و اجتماعی می‌شوند و علائم نشاط و غرور و انبساط خاطر و رضایت، در حرکتشان دیده می‌شود.
یادمان بماند که:
۱٫ جشن تولد، سنتی است ایرانی، با پیشینه و روز شکرگزاری است.
۲٫ باید قدر آن را دانست، جدی گرفت و مراسم جشن تولد را به خوبی و شادابی برای همه، از بزرگ و کوچک برگزار کرد.
۳٫ باید از لحاظ پاسداری و ارزش‌گذاری بگویم حدود سال‌های ۱۳۵۰ نوازنده پیانو، آهنگساز محبوب، استاد انوشیروان روحانی برای جشن تولد آهنگی ساخته‌اند که در میان آهنگ‌های مشابه گل کرده و به شهرت رسیده است. شعر آن را که بسیار کوتاه و ساده است تنی چند از کارمندان موسسه ی فاکوپا، از جمله شاعر معروف آقای نوذر پرنگ ساخته یا جور کرده‌اند. و بدین گونه:
تولد، تولد، تولدت مبارک؛ تولد، تولد، تولدت مبارک
بیا شمع‌ها رو فوت کن که صد سال زنده باشی
لبت شاد و دلت خوش، چو گل پر خنده باشی
در گذشته و پیش از این که انسان‌ها روشی برای ثبت زمان داشته باشند، روز تولد هر فرد از جایگاهی مانند آنچه امروزه در جوامع انسانی به آن توجه می‌شود، برخوردار نبود. اگرچه همه می‌دانستند که همه افراد با گذشت زمان بزرگ‌تر می‌شوند، اما در آن زمان، هیچ روشی برای ثبت تاریخ اتفاقات و حوادث وجود نداشت، تا این که بتدریج انسان‌های اولیه نیز متوجه شدند تغییرات زمان براساس یک برنامه مشخص انجام می‌شود و به این ترتیب، تقویم اختراع شد و از آن پس، برای نخستین بار برگزاری جشن‌هایی در روزهای بخصوصی از سال مانند سالروز تولد افراد مرسوم شد.
جالب است بدانید زمانی که نخستین بار برگزاری جشن‌هایی مانند جشن تولد مرسوم شد، این جشن تنها مختص گروهی از افراد مهم مانند سران قبایل بود که برای ادای احترام به آنها برگزار می‌شد و برخلاف امروز در بیشتر جوامع به ندرت جشن تولد برای افراد معمولی و بخصوص بچه‌ها برگزار می‌شد. اما امروزه همه افراد از کوچک و بزرگ تا پیر و جوان می‌توانند تولد خود را جشن بگیرند. شاید برایتان جالب باشد بدانید که ایرانی‌ها نخستین مردم دنیا بودند که سالروز تولد خود را جشن می‌گرفتند و جشن روز تولد از جمله جشن‌هایی است که برگزاری آن از گذشته‌های دور در میان اقوام ایرانی رایج بوده است. اگرچه در گذشته جشن تولد تنها مخصوص کودکان بود و بندرت افراد سالروز تولد بزرگ‌ترهای خانواده را به یاد می‌آوردند و به آنها تبریک می‌گفتند، اما در سال‌های اخیر حتی برگزاری جشن تولد برای پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نیز در میان خانواده‌های ایرانی مورد توجه قرار گرفته است و دیگر تنها کودکان نیستند که از جشن تولد امسال خود تا جشن تولد سال بعدشان روزشماری می‌کنند، بلکه برخی بزرگ‌تر و حتی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نیز از هفته‌ها یا ماه‌ها قبل برای جشن سالروز تولدشان و جمع‌شدن همه فرزندان و اعضای خانواده در کنار هم به بهانه برگزاری جشن تولد آنها روزشماری می‌کنند.
چرا روز تولد خود را جشن می‌گیریم
اگرچه برگزاری مراسم جشن تولد در هر کشور تابع فرهنگ حاکم بر آن کشور است، اما در عین حال در برخی کشورها، جشن‌هایی که در سالروز تولد افراد برگزار می‌شود از بسیاری جهات مشابه است.
ولی بسیاری از رسومات نیز برگرفته از آداب و رسوم کشورهای مختلف بوده و تنها در یک کشور یا منطقه خاص متداول و مرسوم هستند. برای مثال روشن کردن شمع روی کیک تولد برای برآورده شدن آرزوهای فردی که سالروز تولد خود را جشن می‌گیرد یا اجرای بازی‌های مخصوص کودکان در سالروز جشن تولد آنها به منظور محک زدن قابلیت‌ها و توانایی‌های ذهنی و جسمی آنها در مقایسه با سال گذشته یا نیشگون گرفتن از فرد در روز جشن تولدش برای تضمین این که سال آینده برای او، خوش‌شانسی به ارمغان خواهد آورد، از جمله رسومات مشترک در بسیاری از کشورها هستند. زبان، دین و مذهب، موقعیت جغرافیایی و شرایط اقتصادی کشورها از جمله عواملی هستند که می‌توانند رسومات هر یک از کشورها در برگزاری آیین‌ها و جشن‌هایی مانند برگزاری جشن تولد را تحت‌تاثیر خود قرار دهند. به عنوان نمونه در برخی کشورها به جای این‌که سالروز تولد افراد جشن گرفته شود، روز نامگذاری افراد به عنوان سالروز تولد آنها جشن گرفته می‌شود.
از آنجا که روز تولد هر فرد روز بسیار مهمی در زندگی او محسوب می‌شود، اغلب سالروز تولد افراد با هیجان خاصی برای آنها همراه است و بخصوص کودکان که بیش از هر چیز در انتظار گرفتن هدایای تولدشان هستند. در مقابل بسیاری از افراد بزرگسال نیز از آنجا که در این روز یک سال بر سن آنها افزوده می‌شود، از سالروز تولدشان خاطره چندان خوشی ندارند.
به هر حال علت اصلی برگزاری چنین جشنی در روز تولد افراد ریشه در باورهای کهن و قدیمی دارد. در گذشته مردم بر این باور بودند که با تولد هر کودکی، روح‌های پاک و پلیدی او را احاطه خواهند کرد که می‌توانند مسیر زندگی این کودک را تحت تاثیر خود قرار دهند و از آنجا که مردم در گذشته معتقد بودند هرگونه تغییری در مسیر زندگی افراد می‌تواند پیامدهای نامطلوبی را در آینده زندگی آنها به همراه داشته باشد، بنابراین در سالروز تولد هر فرد که می‌توانست با تغییرات ناگهانی در زندگی او همراه باشد، او را تنها نمی‌گذاشتند و معتقد بودند با دور هم جمع شدن اعضای خانواده، دوستان و … در سالروز تولد فرد و برگزاری جشن تولد می‌توانند از او در برابر ارواح شیطانی محافظت کنند و برای این‌که این کار نتایج بهتری به همراه داشته باشد بهتر است در نخستین ساعات روز هدیه فرد را به او تقدیم کرده و جشن تولد او را به این ترتیب به او تبریک بگویند.
آماده کردن یا خریدن کیک تولد، گذاشتن شمع روی کیک تولد، خواندن ترانه‌های مخصوص تبریک سالروز تولد، هدیه دادن، انجام بازی‌های تولد و نیشگون گرفتن، همه و همه از جمله آداب و رسوم مشترک برگزاری جشن تولد در کشورهای مختلف هستند اما این‌که هریک از این رسومات چگونه متداول شدند، خود داستان دیگری است.
به عنوان مثال از آنجا که در گذشته پادشاهان یونان تنها افراد مهمی بودند که روز تولدشان را جشن می‌گرفتند، گذاشتن تاج یا کلاه تولد روی سر افراد در روز جشن تولدشان نیز از همان هنگام مرسوم شد. گذاشتن شمع بر روی کیک تولد به نشانه برآورده شدن آرزوها نخستین‌بار در حدود ۲۰۰ سال پیش و توسط آلمانی‌ها مورد توجه قرار گرفت. همان طور که می‌دانید، آلمانی‌ها از گذشته‌های دور در ساختن شمع مهارت داشتند تا این‌که روزی به این فکر افتادند تا شمع‌های کوچکی مخصوص کیک تولد بسازند. آنها بر این باور بودند که اگر فردی بتواند شمع‌های روی کیک تولدش را همزمان با هم خاموش کند، نشانه این است که سال آینده برای او با موفقیت و خوش‌شانسی همراه خواهد بود. ترانه تولدت مبارک نیز حدود ۱۰۰ سال پیش توسط ۲‌آهنگساز آمریکایی ساخته شد و از آن پس در همه کشورها ترانه‌های مشابهی با همین مضمون ساخته شد. انگلیسی‌ها نیز نخستین افرادی بودند که تصمیم گرفتند با ارسال کارت تبریک تولد این روز را به دوستان و اعضای خانواده خود تبریک بگویند. اگرچه اجرای بازی‌های مخصوص تولد در کشور ما چندان مرسوم نیست، اما در اغلب کشورها در سالروز تولد افراد و بخصوص کودکان این بازی‌ها انجام می‌شود. از آنجا که مردم بر این باور بودند که انجام این بازی‌ها به معنی پایان بخشیدن سال گذشته و سرآغاز فصل جدیدی در زندگی افراد است، محبوبیت این بازی‌ها که نحوه انجام آنها در کشورهای مختلف، متفاوت است، در مقایسه با گذشته افزایش یافته است؛ به گونه‌ای که اجرای این بازی‌ها نیز در بسیاری از کشورها به یکی از رسومات برگزاری جشن‌های تولد تبدیل شده است.
خیلی که بداقبال باشند وبا آدم سمجی چون من مواجه شوند، و خیلی به خود فشار بیاورند، چنین می‌گویند «همه تولد می‌گیرند». جالب‌تر آنکه این همه‌شان معمولا نه معنای لفظ همه دارد و نه معنای اکثرا حتی! و واقعا تاسف خوردم وقتی آن آخوند غربزده‌ای که مثلا به ما فلسفه می‌آموخت نیز چنین سخیف و بی‌مایه می‌اندیشید. و دیگر کلاسش را به کناری نهادم.
خیلی از این نوع رفتارهای «سبک زندگی» هست که توسط افراد به کار گرفته می‌شود ولی می‌ترسند که کسی بپرسد «چرا؟»، «که چی؟» و…؛ چرا که نه خود اندیشیده‌اند و نه حتی تصور می‌کردند که لازم است اندیشیده شود به این جزئیات. این رفتارها را فرهنگ می‌سازد. و خیلی نرم در جریان زندگی داخل می‌کند و عموم آدم‌ها چون برده‌های بی‌اراده تسلیم می‌شوند.
به واقع چرا باید برای تولد خودمان جشن بگیریم؟ از چه زمانی این رسم وارد زندگی ما شده است؟ ۲۰ سال پیش ما برای کودکانمان «جشن تولد» می‌گرفتیم؟ ۱۰۰ سال پیش غربی‌ها این کار را می‌کردند؟ چه نسبتی هست بین این فرهنگ و ایدئولوژی اصالت فرد و نگاه اومانیستی به جهان و چنین مراسمی؟ چه نسبتی است بین این رفتار و ترویج، خودخواهی، خودمهم‌پنداری، همه و همه چیز را برای خود خواستن، پرستش خود و خواسته‌های –معمولا نفسانی-، و…؟ آیا می‌شود “جشن تولدی” برای کودک گرفت که او را خودخواه، متکبر و نفسانیت‌پرست بار نیاورد؟
ذهن‌های خام‌اندیش شاید گمان کنند و ماست‌مالی کنند که ما برای تولد ائمه اطهار، شخصیت‌های برجسته و امثال ابن سینا هم جشن می‌گیریم، چرا نباید برای خودمان جشن تولد بگیریم؟ نکته همین‌جاست. من و تو با آن بزرگواران در یک سطح هستیم؟ و سوال بنیادی‌تر اینکه ما چرا برای آنها جشن تولد می‌گیریم؟ از یک سو تولد پیامبر اکرم ولادت بزرگ مرد تمام تاریخ بشریت است. انسانی که تمام بشریت، تمام فضیلت‌ها و تمام انسان‌ها به آن حضرت و خدماتش مدیونند. از سویی دیگر جشنی نمادین است برای بزرگداشت آیین و سنت آن حضرت. تا یادآوری باشد برای انسان‌های غفلت‌زده تا شاید به راه حق هدایت شوند. از دیگر سو نمایش و تمرین محبت ورزیدن به آن بزرگواران است تا مایه‌ای باشد برای تهذیب نفس. که این محبت راه‌های دشوار را آسان می‌کند. و اهدافی از این دست که می‌توان باز برشمرد. آری برای رسول اعظم، امیرالمومنین، ائمه اطهار، امام روح‌الله الخمینی، جشن می‌گیریم با این هدف‌ها. اگر جشنی به این اهداف نظر نداشته باشد، فاقد روح و ارزش می‌شود.
اما این آرمان‌های والا را چه به جشن تولد «من»؟ منی که انسانی ضعیفم و گناه‌کار؟ «منی» که شیطان است؟ منی که نه خدمتی به انقلاب اسلامی کرده‌ام نه کمکی به خلق الله. من چرا باید جشن تولد بگیرم؟ روز تولد من روزی بوده است که به امتحانی کبیر وارد شده‌ام تا آخرتی را بسازم که زمان انتهای ابدیتش را توان احصاء ندارد. منی که هر روز و هر روز در این امتحان مردود می‌شوم و این زمان اندک جمع آوری آذوقه برای آن سفر دشوار را، به لعب و لهو می‌گذارنم، چرا باید شاد و خوشحال باشم از آمدن به این امتحان خطیر که احتمال زیاد به جهنمی هولناک ختم خواهد شد؟ چون دنبال غفلتم! به همان علت که مردم شراب و مواد مخدر را مصرف می‌کنند. تا فراری باشد از واقعیت‌های تلخ. تا لحظه‌ای نشنوی بانگ حضرت فرشته معزز الهی، «عزرائیل» گرانقدر را. تا این انسان مادی کوته‌بین چسبیده به آلودگی‌های متعفن دنیا، فراموش کند که مرگ یک سال نزدیک‌تر شده است. آری برای فرار است. برای بیشتر غرق شدن در منجلاب غفلت.
یکی از مناسب‌ترین پاسخ‌هایی که می‌توان داد در پرسش از چرای تولد گرفتن، این است که بهانه‌ای است برای ابراز محبت. بهانه‌ای تا به آن کسانی که دوست داری، محبتت را نشان دهی و شادشان کنی. اما دو نکته را توجه کنیم:
این چه محبت کردنی است که تبدیل به فرآیندی زوری شده است؟ آیا محبت را باید زورکی ابراز کرد؟ اگر نه، پس چرا “مجبورند” هر سال جشن بگیرند و اگر یک دفعه فراموش کند یا شرایطش فراهم نشود، باید متهم شود به بی‌محبت بودن و بی‌توجه بودن و اگر آن طرف بیچاره شوهر باشد متهم شود به دو تا شدن شلوار!! و بهانه‌ای شود برای یک دعوا، یک ناراحتی و دور شدن آدم‌ها از یکدیگر. آیا مراسمی که اگر ابراز نشود با جزای جهنم در زندگی مواجه می‌شود، چیزی جز محبت زورکی است؟ نمی‌بینید چه بسیارند کسانی که جشن می‌گیرند بی‌هیچ محبتی، بی‌هیچ دلبستگی و برای فریب و دروغ؟
نکته دوم اما این است که محبت ورزیدن را نه زمان است نه مکان. آیا بهتر نیست بهانه‌ای بهتر برای ابراز محبت یافت شود، یا نوع مراسم به گونه‌ای شکل بگیرد، که خودخواهی و تکبر در فرد رشد نکند؟
البته بعضی استدلال زر ورق‌پیچ شده‌تری هم دارند. این که این روزی است که خداوند به ما نعمت وجود عطا کرده است و با این جشن باید شکر گذار باشیم! می‌گذرم که نعمت “وجود” را خداوند در جایی و زمانی –بل در لازمانی- دیگر به شما عطا کرده است، که لحظه بسته شدن نطفه ارجح است برای این بهانه! اما من ندیده و نشنیده‌ام که کسی چنین نیتی در برگزاری این جشن داشته باشد! که اگر چنین نیتی می‌بود –با آن که به نظرم کاملا سطحی و بی جاست- چنان محتوای مراسم را تغییر می‌داد که دیگر برای کودکان امروزی جذابیتی نمی‌داشت.
و البته این مدرنیست‌های ساده‌لوح ظاهرا مسلمان که نومن ببعض و نکفر ببعض تنها اصل اساسی اعتقادشان است، چنین سخنانی را افراط و غم‌طلبی می‌نامند. و نمی‌فهمند که این شادی‌های زورکی غفلت‌زا از حقایق عالم، تماما شیرجه رفتن در چاه‌های غم‌های بی‌پایان است.

نويسنده : Bahrami


منابع:
عمارها

پارسی نویس

پارسی من

وبلاگ حدیث ۲۱۹۱