صفحه 1 از 1

در باب ارتفاع پست

ارسال شده: دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵, ۱۱:۱۰ ب.ظ
توسط Karim1504
در باب ارتفاع پست







يكي فيلم سرشار از اضطراب

پر از حرص و درگيري و التهاب



جواني سرش پر زشور و ز شر

به دنبال يك كار بي دردسر



سرش پر زباد و دلش پر زبار

همي گشت اما نمي يافت كار



نشست و در اين باب انديشه كرد

ره و رسم «القاعده» پيشه كرد



به اقوام نزديك و ياران بگفت

نبايد از اين پيش بيكار خفت



بياييد يك جاي ديگر رويم

همه در پي كار، بندر رويم



بياييد تا در پي عشق و حال

به بندر شتابيم زير Totall



هزاران نفر كارگر خواسته

كنون بخت خوابيده برخاسته



سپس فك و فاميل مرد جوان

نشستند در يك عدد air plane



جوان مرد حقا دل شير داشت

به همراه يك قبضه هفت تير داشت



سپس ناگهان در ميان سفر

زد و كرد اوضاع را خر تو خر



كتك زد يكي كهنه سرباز را

نماينده گارد پرواز را



پس آن گاه از راز پرده گشود

به يك هفت تير air plane را ربود



به يك لحظه اوضاع ناجور شد

همه چيز از كنترل دور شد



همه بر سر و مغز هم مي زدند

همه حرف جور و ستم مي زدند


در آن وضع ناجور، در بين جنگ

يكي دختر خوبر و قشنگ



كه اصلا از آن جو نترسيده بود

زبس فيلم قرتي گري ديده بود



يكي شيوه تازه آغاز كرد

در لطف را بر همه باز كرد



به صورت بماليد زنگ و لعاب

سپس كرد في الفور كشف حجاب



(گمانم كه آن دختر چش سفيد

بسي فيلم در جشنواره بديد



و گرنه كجا كار بد مي نمود؟

كجا بند از روسري مي گشود؟



نديدم همه عمر خود روز و شب

چنين دختراني به دور از ادب



كه امسال در فيلم ها ديده ام

صميمي بگم، خيلي ترسيده ام)



جوان گفت اين دخترك بي حياست

گمان كرده كه air plane سينماست



در آن حال تشويش و بي ترمزي

جواني مجهز به ريش بزي



زد و اسلحه از كف او ربود

چرا؟ چون كه سرباز گمنام بود



دوباره همه چيزها شد خراب

همه نقشه ها گشت نقش بر آب



ولي ناگهان همسر آن جوان

كه مي خواست بربايد آن air plane



يكي هفت تير دگر رو نمود

دوباره بر آن شور و شورش فزود



سرانجام بنزين به آخر رسيد

قضايا به يك جاي ديگر رسيد





حكيم شكيبا ــ سينماي نو ــ شماره: 9+12

ارسال شده: سه‌شنبه ۹ آبان ۱۳۸۵, ۱۱:۳۱ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
KARIM, خيلي عالي بود. دستت درد نکنه. واقعا مطالبت بي نظير است. :D