حذف رهبری دینی، شگرد افراطیون در طول تاریخ
ارسال شده: شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۲, ۲:۱۲ ب.ظ
دولت شیعی سربداران، نه تنها بخشی از تاریخ حماسهگستر تشیع بلکه برگی زرین در تاریخ ایران زمین است. این دولت که با تعالیم شیخ خلیفه و رویکردی قرآنی(1) و مشی بیگانهستیزی در عصر حاکمیت تفکر تصوف و حکمرانان مغول شکل گرفت، دارای شاخصهها و مؤلفههایی است که هر یک از آنها الگویی برای سایر حکومتها و نهضتهای شیعی پس از خود بود. دولت سربداران در طول پنجاه سال حاکمیت خود در بخشی از خراسان بزرگ، علاوه بر شاخصههای نیکو و ماندگاری چون، ضرب سکه به نام اهل بیت علیهم السلام، اجرای حدود الهی، اجرای مساوات و برابری و نیز اعتقاد به مهدویت و مقوله انتظار دارای نقاط ضعفی نیز بود که از آن جمله می توان به تقسیم قدرت بین رهبری دینی و رهبری سیاسی مذهبی و به تبع، روی کار آمدن امرا و دولتمردان ضعیفالنفس و بعضا بیمبالات در ساختار سیاسی نظامی اشاره کرد. کشمکش و درگیری بین جناح رهبری دینی و رهبری سیاسی نظامی، که فرایند تقسیم قدرت در این نهضت به شمار میرود، را میتوان از عوامل سقوط دولت سربداران به تحلیل نهاد
.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p>
<o:p> </o:p> نهضت سربداران که با تعالیم رهبر مذهبی آن یعنی [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] آغاز و با به دار آویخته شدن وی، این رهبری به دست شاگرد بزرگ وی - [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] - استمرار یافت، در اندک زمانی، ارکان حکومتی مغولان را در ایرانزمین متزلزل ساخت. ترویج و تبلیغ آموزههای شیخ خلیفه توسط شیخ حسن، موجب دستگیری و زندانی شدن وی توسط دستنشاندگان مغول ش د. با زندانی شدن شیخ حسن و قرار گرفتن نهضت در دوره گزینش، آموزش و چینش نیروهای شیعی در اقصی نقاط ایران، حرکتی غیرتمندانه از سوی چند نفر از پیروان شیخ حسن و کشتن چند مغول در قریه باشتین، نهضت را به دوره رویارویی مسلحانه با مغولان سوق دا د. بیگمان نقطه ضعف دولت سربداران از همین جا آغاز شد و در همین نقطه، تقسیم قدرت در این نهضت شکل گرفت. در حالی که رهبری دینی و مذهبی نهضت سربداران در زندان به سر میبرد، رهبری سیاسی و نظامی آن به دست پهلوان امیر [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] باشتینی افتاد که خود به دلیل مسائل مالی، تحت تعقیب مغولان بود و به باشتین گریخته بو د. پهلوان عبدالرزاق باشتینی حرکت مسلحانه سربداران را سازماندهی کرد و پس از تصرف سبزوار و اعلان حکومت سربداران در سال 738 و دو سال حکمرانی، به خاطر بیمبالاتی، توسط برادر خود - امیر وجه الدین مسعود- کشته ش د.<o:p></o:p>
<o:p> </o:p> امیر [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] پس از بر تخت نشستن دریافت که حکومت نوپای سربداران بدون حضور رهبری دینی به اهداف خود نخواهد رسید و همه مردم، به ویژه پیروان شیخ خلیفه و شیخ حسن، که دارای روحیه شهادتطلبی بودند، مشارکت نخواهند کرد، از این رو به سوی قلعه حصار یارز لشکرکشی کرد و شیخ حسن را آزاد و به سبزوار آورد.(2) با پیوستن رهبری دینی، نهضت به ساختار دولت سیاسی، مردم گروه گروه به سوی شیخ حسن شتافتند و دولت و لشکر سربداران اقتداری بینظیر پیدا کر د. « به اندک زمان، لشکری چنان جمع شد که هر یک در مقام تصلف و جلادت خود را کم از رستم دستان و سام نریمان نمیدانستند .»(3) حضور رهبری دینی، در صفوف لشکر سربداران موجب شد تا لشکر دوازده هزار نفری سربداران، لشکر هفتادهزار نفری طغاتیمور را شکست دهد. نیشابور، طوس و ... آزاد شود و لشکر به سوی هرات حرکت کن د. لشکر سربداران در نبردی با لشکریان هرات به فرماندهی ملک حسین کرت، این لشکر را شکست داد و زمینه برای تصرف هرات آماده شد که ناگهان امیر وجه الدین مسعود، که تفکر حذف رهبری دینی را پس از رسیدن به مقصود در سر میپروراند، دستور قتل شیخ حسن در صحنه کارزار را صادر کرد . دولتشاه سمرقندی مینویسد: «خواجه مسعود شخصی را فرمود تا ضربتی بر شیخ حسن زده و شیخ حسن کشته شد.»(4) با کشته شدن شیخ حسن و حذف رهبری دینی، ورق برگشت و جنگ پیروز سربداران به شکستی بزرگ مبدل شد. «شیخ حسن، کشته شد و شکست ملک حسین معکوس شد و مردم جمع شدند و خواجه مسعود هزیمت کرده به سبزوار آمد.»(5) خواجه مسعود، فرار کرد و چندین هزار سربدار به اسارت ملک حسین کرت درآمد که همگی آنان جز کسانی چون ابن عیین فریومدی شاعر شیعی توسط ملک حسین کُرت، گردن زده ش د .<o:p></o:p>
<o:p></o:p>
<o:p></o:p>
بهرهبرداری از رهبری دینی و سپس حذف آن در دولت شیعی سربداران، تنها به اینجا ختم نمیشود و در دوران واپسین حکمران دولت شیعی سربداران نیز چنین تکرار تاریخی به چشم میخور د. [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] ، برای دستیابی به قدرت و حذف پهلوان حسن از ساختار حکومت، دست به دامان درویش عزیز از پیروان شیخ حسن جوری که از نفود معنوی بالایی برخوردار بود میشود، خواجه علی مؤید با کمک درویش عزیز و پیروان شیخ حسن سبزوار را به تصرف درمیآورد اما پس از بر تخت نشستن دستور قتل درویش عزیز را در راه عراق صادر میکند. میرخواند در کتاب «حبیب السیر» مینویسد: «درویش با زمرهای از مریدان عزیمت عراق فرموده، خواجه طایفه از عقب ارسال داشت تا همه را به قتل رسانیدند.»(6) خواجه علی مؤید به همین بسنده نکرد بلکه درصدد محو اندیشه شیخ حسن و شیخ خلیفه برآمد. «منکر درویشان شیخ حسن شد و مزار شیخ حسن و شیخ خلیفه را مبرز بازار ساخت .»(7) تفکر شیخ خلیفه و شیخ حسن و حتی درویش عزیز، تفکر حماسی و دینی با روحیهای شهادتطلبانه بود. حذف این اندیشه در ساختار حکومت دولت سربداران، زمینه سقوط دولت سربداران را فراهم ساخت. به نظر میرسد، تلاش علی مؤید، برای آوردن «شهید اول» به ایران برای پرکردن این خلاء در دولت سربداران بو د. حذف رهبری دینی و ایجاد خلاء رهبری معنوی، رهبری که به بسیج مردم در مقابل هجوم بیگانگان بپردازد، موجب شد تا وقتی « تیمور » به دروازههای شهر سبزوار رسید علی بن مؤید علم تسلیم را بلند کند و به حکومت نزدیک به پنجاه سال دولت سربداران خاتمه دهد. <o:p></o:p>
<o:p> </o:p> بیشک حذف شیخ حسن جوری در آغاز دولت سربداران توسط امیر وجه الدین، نه تنها به نفع امیر وجه الدین تمام نشد بلکه امیر وجه الدین با شکست نیروها و از دست دادن هرات روبرو ش د. حذف درویش عزیز و خراب کردن قبر شیخ حسن و شیخ خلیفه از سوی علی بن مؤید نه تنها موجب استحکام پایههای حکومتی وی نشد بلکه زمینه سقوط دولت سربداران و ضربهپذیر شدن وی در برابر حمله تیمور را فراهم ساخ ت. این اشتباه نیز در سده اخیر در تاریخ ایران زمین به چشم میخورد، حذف رهبری دینی در « نهضت مشروطیت » و « نهضت ملی شدن نفت » نه تنها «مشروطه خواهان» و «مصدق» را به اهداف خویش نرساند بلکه موجب حذف آنان در معادلات سیاسی ش د. امام راحل (قدس سره) با ژرفاندیشی خاص خود که ریشه در نگرش توحیدی وی داشت، ناکامی دولتهای شیعی و نهضتهای دینی را در تقسیم قدرت بین دینمداران با نیروهای دیگر و انفکاک رهبری دینی از رهبری سیاسی و نظامی میدید. از این رو، با طرح مقوله « ولایت فقیه » محوریت تصمیمگیری را در یک نقطه متمرکز ساخت و در مقابل، آنان که درصدد بودند با جوسازی و غوغاسالاری رهبری دینی را از رهبری سیاسی و نظامی جدا سازند ایستادگی کر د. امام راحل (قدس سره) در همان سال نخست پیروزی انقلاب، توطئه دولت موقت را، که در تلاش برای انفکاک رهبری دینی از رهبری سیاسی و نظامی و تقسیم قدرت بین جناح دینمداران و جناحها و گروههای دیگر بود، با هوشمندی خاص خنثی کرد و از تکرار تاریخ جلوگیری به عمل آور د. بیشک طرح جداکردن مقوله «جمهوریت» از «اسلامیت» در چند سال اخیر و سخن از محدودیت اختیارات رهبری در راستای تقسیم قدرت و سپس حذف رهبری دینی، مقولهای است که افراطیون و براندازان «دولت شیعی امام» آن را دنبال میکنند. <o:p></o:p>
<o:p> </o:p>
<o:p> </o:p> پانوشتها: <o:p></o:p>
1. علی رغم آنچه در [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] نشان داده شد، شیخ خلیفه، صوفی اهل هوهو نبود وی قرآن تلاوت میکرد، صاحب کتاب روضة الصفا مینویسد: در مسجد ساکن گشت و چون قرآن به آواز خوش و بلند خواند خلقی کثیر مرید و معتقد او شدند. (روضة الصفا، ج 5، ص 605
( <o:p></o:p>
2.
ر. ک. به: مطلع السعدین، عبدالرزاق سمرقندی، ج 5، ص 148.<o:p></o:p>
3.
مطلع السعدین، عبدالرزاق سمرقندی، ج 5، ص 149.<o:p></o:p>
4 و 5. تذکرة الشعراء، دولتشاه سمرقندی، ص 210. <o:p></o:p>
6. حبیب السیر، ج 3، ص 366. <o:p></o:p>
7. تذکرة الشعراء، ص 216.<o:p></o:p>
<o:p> </o:p>
منبع:<o:p></o:p>
حسن ابراهیم زاده، « [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] »، پایگاه حوزه.<o:p></o:p>
.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p>
<o:p> </o:p> نهضت سربداران که با تعالیم رهبر مذهبی آن یعنی [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] آغاز و با به دار آویخته شدن وی، این رهبری به دست شاگرد بزرگ وی - [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] - استمرار یافت، در اندک زمانی، ارکان حکومتی مغولان را در ایرانزمین متزلزل ساخت. ترویج و تبلیغ آموزههای شیخ خلیفه توسط شیخ حسن، موجب دستگیری و زندانی شدن وی توسط دستنشاندگان مغول ش د. با زندانی شدن شیخ حسن و قرار گرفتن نهضت در دوره گزینش، آموزش و چینش نیروهای شیعی در اقصی نقاط ایران، حرکتی غیرتمندانه از سوی چند نفر از پیروان شیخ حسن و کشتن چند مغول در قریه باشتین، نهضت را به دوره رویارویی مسلحانه با مغولان سوق دا د. بیگمان نقطه ضعف دولت سربداران از همین جا آغاز شد و در همین نقطه، تقسیم قدرت در این نهضت شکل گرفت. در حالی که رهبری دینی و مذهبی نهضت سربداران در زندان به سر میبرد، رهبری سیاسی و نظامی آن به دست پهلوان امیر [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] باشتینی افتاد که خود به دلیل مسائل مالی، تحت تعقیب مغولان بود و به باشتین گریخته بو د. پهلوان عبدالرزاق باشتینی حرکت مسلحانه سربداران را سازماندهی کرد و پس از تصرف سبزوار و اعلان حکومت سربداران در سال 738 و دو سال حکمرانی، به خاطر بیمبالاتی، توسط برادر خود - امیر وجه الدین مسعود- کشته ش د.<o:p></o:p>
<o:p> </o:p> امیر [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] پس از بر تخت نشستن دریافت که حکومت نوپای سربداران بدون حضور رهبری دینی به اهداف خود نخواهد رسید و همه مردم، به ویژه پیروان شیخ خلیفه و شیخ حسن، که دارای روحیه شهادتطلبی بودند، مشارکت نخواهند کرد، از این رو به سوی قلعه حصار یارز لشکرکشی کرد و شیخ حسن را آزاد و به سبزوار آورد.(2) با پیوستن رهبری دینی، نهضت به ساختار دولت سیاسی، مردم گروه گروه به سوی شیخ حسن شتافتند و دولت و لشکر سربداران اقتداری بینظیر پیدا کر د. « به اندک زمان، لشکری چنان جمع شد که هر یک در مقام تصلف و جلادت خود را کم از رستم دستان و سام نریمان نمیدانستند .»(3) حضور رهبری دینی، در صفوف لشکر سربداران موجب شد تا لشکر دوازده هزار نفری سربداران، لشکر هفتادهزار نفری طغاتیمور را شکست دهد. نیشابور، طوس و ... آزاد شود و لشکر به سوی هرات حرکت کن د. لشکر سربداران در نبردی با لشکریان هرات به فرماندهی ملک حسین کرت، این لشکر را شکست داد و زمینه برای تصرف هرات آماده شد که ناگهان امیر وجه الدین مسعود، که تفکر حذف رهبری دینی را پس از رسیدن به مقصود در سر میپروراند، دستور قتل شیخ حسن در صحنه کارزار را صادر کرد . دولتشاه سمرقندی مینویسد: «خواجه مسعود شخصی را فرمود تا ضربتی بر شیخ حسن زده و شیخ حسن کشته شد.»(4) با کشته شدن شیخ حسن و حذف رهبری دینی، ورق برگشت و جنگ پیروز سربداران به شکستی بزرگ مبدل شد. «شیخ حسن، کشته شد و شکست ملک حسین معکوس شد و مردم جمع شدند و خواجه مسعود هزیمت کرده به سبزوار آمد.»(5) خواجه مسعود، فرار کرد و چندین هزار سربدار به اسارت ملک حسین کرت درآمد که همگی آنان جز کسانی چون ابن عیین فریومدی شاعر شیعی توسط ملک حسین کُرت، گردن زده ش د .<o:p></o:p>
<o:p></o:p>
<o:p></o:p>
بهرهبرداری از رهبری دینی و سپس حذف آن در دولت شیعی سربداران، تنها به اینجا ختم نمیشود و در دوران واپسین حکمران دولت شیعی سربداران نیز چنین تکرار تاریخی به چشم میخور د. [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] ، برای دستیابی به قدرت و حذف پهلوان حسن از ساختار حکومت، دست به دامان درویش عزیز از پیروان شیخ حسن جوری که از نفود معنوی بالایی برخوردار بود میشود، خواجه علی مؤید با کمک درویش عزیز و پیروان شیخ حسن سبزوار را به تصرف درمیآورد اما پس از بر تخت نشستن دستور قتل درویش عزیز را در راه عراق صادر میکند. میرخواند در کتاب «حبیب السیر» مینویسد: «درویش با زمرهای از مریدان عزیمت عراق فرموده، خواجه طایفه از عقب ارسال داشت تا همه را به قتل رسانیدند.»(6) خواجه علی مؤید به همین بسنده نکرد بلکه درصدد محو اندیشه شیخ حسن و شیخ خلیفه برآمد. «منکر درویشان شیخ حسن شد و مزار شیخ حسن و شیخ خلیفه را مبرز بازار ساخت .»(7) تفکر شیخ خلیفه و شیخ حسن و حتی درویش عزیز، تفکر حماسی و دینی با روحیهای شهادتطلبانه بود. حذف این اندیشه در ساختار حکومت دولت سربداران، زمینه سقوط دولت سربداران را فراهم ساخت. به نظر میرسد، تلاش علی مؤید، برای آوردن «شهید اول» به ایران برای پرکردن این خلاء در دولت سربداران بو د. حذف رهبری دینی و ایجاد خلاء رهبری معنوی، رهبری که به بسیج مردم در مقابل هجوم بیگانگان بپردازد، موجب شد تا وقتی « تیمور » به دروازههای شهر سبزوار رسید علی بن مؤید علم تسلیم را بلند کند و به حکومت نزدیک به پنجاه سال دولت سربداران خاتمه دهد. <o:p></o:p>
<o:p> </o:p> بیشک حذف شیخ حسن جوری در آغاز دولت سربداران توسط امیر وجه الدین، نه تنها به نفع امیر وجه الدین تمام نشد بلکه امیر وجه الدین با شکست نیروها و از دست دادن هرات روبرو ش د. حذف درویش عزیز و خراب کردن قبر شیخ حسن و شیخ خلیفه از سوی علی بن مؤید نه تنها موجب استحکام پایههای حکومتی وی نشد بلکه زمینه سقوط دولت سربداران و ضربهپذیر شدن وی در برابر حمله تیمور را فراهم ساخ ت. این اشتباه نیز در سده اخیر در تاریخ ایران زمین به چشم میخورد، حذف رهبری دینی در « نهضت مشروطیت » و « نهضت ملی شدن نفت » نه تنها «مشروطه خواهان» و «مصدق» را به اهداف خویش نرساند بلکه موجب حذف آنان در معادلات سیاسی ش د. امام راحل (قدس سره) با ژرفاندیشی خاص خود که ریشه در نگرش توحیدی وی داشت، ناکامی دولتهای شیعی و نهضتهای دینی را در تقسیم قدرت بین دینمداران با نیروهای دیگر و انفکاک رهبری دینی از رهبری سیاسی و نظامی میدید. از این رو، با طرح مقوله « ولایت فقیه » محوریت تصمیمگیری را در یک نقطه متمرکز ساخت و در مقابل، آنان که درصدد بودند با جوسازی و غوغاسالاری رهبری دینی را از رهبری سیاسی و نظامی جدا سازند ایستادگی کر د. امام راحل (قدس سره) در همان سال نخست پیروزی انقلاب، توطئه دولت موقت را، که در تلاش برای انفکاک رهبری دینی از رهبری سیاسی و نظامی و تقسیم قدرت بین جناح دینمداران و جناحها و گروههای دیگر بود، با هوشمندی خاص خنثی کرد و از تکرار تاریخ جلوگیری به عمل آور د. بیشک طرح جداکردن مقوله «جمهوریت» از «اسلامیت» در چند سال اخیر و سخن از محدودیت اختیارات رهبری در راستای تقسیم قدرت و سپس حذف رهبری دینی، مقولهای است که افراطیون و براندازان «دولت شیعی امام» آن را دنبال میکنند. <o:p></o:p>
<o:p> </o:p>
<o:p> </o:p> پانوشتها: <o:p></o:p>
1. علی رغم آنچه در [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] نشان داده شد، شیخ خلیفه، صوفی اهل هوهو نبود وی قرآن تلاوت میکرد، صاحب کتاب روضة الصفا مینویسد: در مسجد ساکن گشت و چون قرآن به آواز خوش و بلند خواند خلقی کثیر مرید و معتقد او شدند. (روضة الصفا، ج 5، ص 605
( <o:p></o:p>
2.
ر. ک. به: مطلع السعدین، عبدالرزاق سمرقندی، ج 5، ص 148.<o:p></o:p>
3.
مطلع السعدین، عبدالرزاق سمرقندی، ج 5، ص 149.<o:p></o:p>
4 و 5. تذکرة الشعراء، دولتشاه سمرقندی، ص 210. <o:p></o:p>
6. حبیب السیر، ج 3، ص 366. <o:p></o:p>
7. تذکرة الشعراء، ص 216.<o:p></o:p>
<o:p> </o:p>
منبع:<o:p></o:p>
حسن ابراهیم زاده، « [COLOR=#NaNNaNNaN][External Link Removed for Guests] »، پایگاه حوزه.<o:p></o:p>