----->عبرت از تاریخ كلید حل بحرانها در منطقه است<-----
ارسال شده: سهشنبه ۹ آبان ۱۳۸۵, ۱۱:۴۰ ب.ظ
تاریخ محل ثبت حقیقتهاست، تاریخ محل ثبت تجربههاست اما افسوس و صد افسوس كه هیچ كس از تجربههای این تاریخ استفاده نمیكند و بار دیگر اشتباهات ثبت شده در آن را تكرار میكند. یك ژنرال آلمانی در پایان جنگ جهانی دوم سخن گرانبهایی از خود در تاریخ به ثبت رسانده است
وی با اشاره به اشتباهات بسیاری از كشورهای جهان از جمله آلمان در آغاز این جنگ گفته است: جنگ باید آخرین راهكار و راهحل بحرانها باشد. اگر بخواهیم به واقعیتهای تاریخی تن دهیم میتوانیم محتوای این سخن ارزشمند را به عنوان راهحل بسیاری از بحرانهای منطقه قرار دهیم."
احمد عمرابی با ارایهی تحلیلی در روزنامهی الخلیج تحت عنوان "عبرت از تاریخ كلید حل بحران هاست" مینویسد: «برابر با این سخن ژنرال آلمانی میتوان از سخن تاریخی گرانبهای دیگری نیز در جهت حل بسیاری از بحرانهای منطقه استفاده كرد. مضمون این سخن بر این واقعیت متمركز است كه گفت وگو كلید حل تمام بحرانهاست. تطبیق این تجربهی تاریخی مهم مطمئنا در زمینهی حل بسیاری از بحرانهای منطقه چون بحرانهای داخلی لبنان و فلسطین كارگر خواهد بود. متاسفانه به رغم آگاهی بسیاری از رهبران سیاسی منطقه نسبت به گذشتهی تاریخی آن این افراد خبرهی سیاسی بار دیگر تن به اشتباهات تكراری میدهند و منطقه را به سوی هرج و مرج بیشتر سوق میدهند. هر یك از این افراد سیاسی خبره به جای جایگزین كردن سیاست انجام گفتوگوهای شفاف، مستقیم و بیواسطه سیاست غلط دیگری را پیش میگیرند كه جز به افزایش هرج و مرج و بیامنی در منطقه منجر نمیشود.»
در ادامهی این تحلیل آمده است: «متاسفانه در زمانی كه تمام منطقه هدف مطامع غرب قرار گرفته است جدال و درگیری گروههای حزبی و سیاسی در لبنان و فلسطین جز به فراهم ساختن بستر لازم جهت تحقق بسیاری از اهداف خارجی در منطقه منجر نمیشود. در حال حاضر امور جاری در منطقه به خصوص در عراق، لبنان و فلسطین به گونهای پیش میرود كه احزاب سیاسی و مذهبی در دایرهای از اتهامات و كشمكشهای بینتیجه قرار گرفتهاند. كشمكشهایی كه در پایان نتیجهای جز تحقق اهداف دشمنان خارجی در این كشورها را محقق نخواهد ساخت.»
در ادامه آمده است: «در زمانی كه ملت فلسطین بیش از هر چیز به امنیت و ثبات نیازمند است گروههای سیاسی فلسطین به خصوص جنبش فتح سودای تقسیم قدرت را در سر میپروراند و هر گونه تلاشی برای تشكیل حكومت متحد ملی در فلسطین را متوقف میكند.
فتح اعلام داشته است كه برای گفتگو و حل بحران با طرف مقابل یعنی حماس به بن بست رسیده است و طرف مقابل یعنی حماس نیز اعلام كرده است كه با هر گونه اقدامی برای تغییر حكومت مخالف است و به اصل گفتگو جهت حل بحرانهای موجود معتقد است. به هرحال آنچه كه در حال حاضر ما نظارهگر آن در فلسطین هستیم چیزی جز شكست تمامی تلاشهای موجود جهت تشكیل حكومت متحد ملی نیست. عامل اصلی شكست تمامی تلاشهای انجام گرفته شده اختلافات موجود میان گروههای فلسطینی در راس آنها حماس و فتح است. متاسفانه مشكل اساسی تمام رهبران منطقه آن است كه از درك لحظات حساس و مهم جاری غافلند و این امر منجر به آن شده است كه طرفهای مقابل از این فرصتهای به دست آمده به سود منافع خود استفاده كنند. حقیقت آن است كه بسیاری از امور جاری در منطقه حاصل تلاشهای خارجی میباشد تلاشهایی كه با هدف جلوگیری از تحقق هر گونه صلح و ثباتی در این منطقه انجام میگیرد.»
تحلیلگر روزنامهی الخلیج در ادامه می نویسد: «در زمانی كه محمود عباس هم چنان بر ادامهی اختلافات خود با دولت حماس ادامه میدهد و در زمانی كه محاصرههای اقتصادی و سیاسی آمریكا هم چنان علیه دولت حماس ادامه دارد تانكهای اسراییلی منازل مردم فلسطین را هدف قرار میدهند و دهها كودك فلسطینی هدف گلولههای سربازان اسراییلی قرار میگیرند. آیا بهای قدرت طلبی برخی از طرفهای فلسطینی را باید كودكان و زنان فلسطینی بدهند؟ متاسفانه امور جاری در فلسطین به همان گونهیی پیش میرود كه دولت آمریكا و دولت اسراییل برای آن برنامهریزی كردهاند و تلاشهای دیگر كشورهای منطقه برای حل بحرانهای داخلی فلسطین تاكنون به نتیجهای نرسیده است. به رغم تمام ادعاهای آمریكایی كه البته به دور از واقع بودن آن برای همگان آشكار است این دولت تاكنون جز به بحرانیتر كردن اوضاع جاری در فلسطین به كار مفید دیگری دست نزده است.»
در ادامهی این تحلیل آمده است: «پیش از آنكه عباس راهی واشنگتن شود تقریبا گروههای فلسطینی و در راس آنها حماس بر سر بسیاری از چارچوبهای اصلی تشكیل حكومت متحد ملی فلسطین با تشكیلات خودگردان موافق و هم رای بودند اما پس از سفر عباس به آمریكا و دیدار وی با جورج بوش همه چیز تغییر كرد. سیاستهای عباس كه از قبل با سیاستهای دولت حماس در تشكیل این حكومت متحد ملی فلسطین هم خوانی داشت پس از انجام این سفر و برگزاری این گفتگوها تغییر كرد. عباس بلافاصله پس از بازگشت از واشنگتن در اولین موضعگیری كه اتخاذ كرد بسیاری از گفتگوهای اولیه و تعهدهای اولیه برای تشكیل حكومت متحد ملی فلسطین را نقض كرد. بیشك هر گونه سناریوی آمریكایی در فلسطین به سود تشكیلات خودگردان یا هر گروه فلسطینی دیگر تمام نخواهد شد و سود كنندهی اصلی سیاستگذاریهای آمریكا در فلسطین در وهلهی اول تل آویو و در وهلهی دوم منافع دولت بوش در منطقه خواهد بود.»
عمرابی در پایان این تحلیل می آورد: «با توجه به این واقعیت موجود و ملموس عباس باید هوشیارانهتر در عرصه سیاسی فلسطین عمل كند. مطمئنا در صورتی كه انتخابات آزاد و دموكراتیك در فلسطین بار دیگر برگزار شود طرفداران دولت حماس بار دیگر این دولت را انتخاب خواهند كرد زیرا عملكرد این دولت تاكنون به رغم تمام سختیها و تحریمهای موجود بسیار خوب بوده است و دولت حماس تا به امروز در برابر تمام تهدیدها و تحریمها مقاومت كرده است. این سیاست دولت حماس با توجه به روحیهی مقاومت جوی مردم فلسطین بار دیگر در انتخابات مجدد رای خواهد آورد. ابومازن به خوبی میداند كه سیاست آمریكا در نزد هیچ یك از مردم فلسطین حتی در نزد كودكان خریدار ندارد. مردم فلسطین عامل اصلی بسیاری از بحرانها، تحریمها، توسعهطلبیها و تجاوزات اسراییل در مناطق فلسطینی را سیاستهای آمریكا میدانند و در حال حاضر برای عوام و خواص فلسطینیان آشكار شده است كه عباس بر سیاستگذاریهای آمریكایی جهت حل بحرانهای داخلی فلسطین اعتماد دارد و تاكنون نسبت به بسیاری از سیاستهای تحریم علیه دولت حماس با آمریكا همراهی كرده است. با توجه به این واقعیت موجود چگونه است كه جنبش فتح انتظار دارد در انتخابات آیندهی فلسطین قدرت را از حماس بگیرد و اعضای این دولت فلسطینی كه به مقاومت و ایستادگی در برابر فشارهای اسراییل و آمریكا دو دشمن اصلی فلسطین معروف است كنار بگذارد؟ مطمئنا این امر محقق نخواهد شد و مردم فلسطین در این انتخابات بار دیگر به افرادی اعتماد خواهد كرد كه بتوانند در رویارویی و مقابله با فشارهای آمریكا و اسراییل مقاومت از خود نشان دهند و با سناریوها و طرحهای امپریالیستی آمریكا در سرزمینهای اشغالی هم سو نشوند.»تحلیل: خبرگزارى ايسنا
وی با اشاره به اشتباهات بسیاری از كشورهای جهان از جمله آلمان در آغاز این جنگ گفته است: جنگ باید آخرین راهكار و راهحل بحرانها باشد. اگر بخواهیم به واقعیتهای تاریخی تن دهیم میتوانیم محتوای این سخن ارزشمند را به عنوان راهحل بسیاری از بحرانهای منطقه قرار دهیم."
احمد عمرابی با ارایهی تحلیلی در روزنامهی الخلیج تحت عنوان "عبرت از تاریخ كلید حل بحران هاست" مینویسد: «برابر با این سخن ژنرال آلمانی میتوان از سخن تاریخی گرانبهای دیگری نیز در جهت حل بسیاری از بحرانهای منطقه استفاده كرد. مضمون این سخن بر این واقعیت متمركز است كه گفت وگو كلید حل تمام بحرانهاست. تطبیق این تجربهی تاریخی مهم مطمئنا در زمینهی حل بسیاری از بحرانهای منطقه چون بحرانهای داخلی لبنان و فلسطین كارگر خواهد بود. متاسفانه به رغم آگاهی بسیاری از رهبران سیاسی منطقه نسبت به گذشتهی تاریخی آن این افراد خبرهی سیاسی بار دیگر تن به اشتباهات تكراری میدهند و منطقه را به سوی هرج و مرج بیشتر سوق میدهند. هر یك از این افراد سیاسی خبره به جای جایگزین كردن سیاست انجام گفتوگوهای شفاف، مستقیم و بیواسطه سیاست غلط دیگری را پیش میگیرند كه جز به افزایش هرج و مرج و بیامنی در منطقه منجر نمیشود.»
در ادامهی این تحلیل آمده است: «متاسفانه در زمانی كه تمام منطقه هدف مطامع غرب قرار گرفته است جدال و درگیری گروههای حزبی و سیاسی در لبنان و فلسطین جز به فراهم ساختن بستر لازم جهت تحقق بسیاری از اهداف خارجی در منطقه منجر نمیشود. در حال حاضر امور جاری در منطقه به خصوص در عراق، لبنان و فلسطین به گونهای پیش میرود كه احزاب سیاسی و مذهبی در دایرهای از اتهامات و كشمكشهای بینتیجه قرار گرفتهاند. كشمكشهایی كه در پایان نتیجهای جز تحقق اهداف دشمنان خارجی در این كشورها را محقق نخواهد ساخت.»
در ادامه آمده است: «در زمانی كه ملت فلسطین بیش از هر چیز به امنیت و ثبات نیازمند است گروههای سیاسی فلسطین به خصوص جنبش فتح سودای تقسیم قدرت را در سر میپروراند و هر گونه تلاشی برای تشكیل حكومت متحد ملی در فلسطین را متوقف میكند.
فتح اعلام داشته است كه برای گفتگو و حل بحران با طرف مقابل یعنی حماس به بن بست رسیده است و طرف مقابل یعنی حماس نیز اعلام كرده است كه با هر گونه اقدامی برای تغییر حكومت مخالف است و به اصل گفتگو جهت حل بحرانهای موجود معتقد است. به هرحال آنچه كه در حال حاضر ما نظارهگر آن در فلسطین هستیم چیزی جز شكست تمامی تلاشهای موجود جهت تشكیل حكومت متحد ملی نیست. عامل اصلی شكست تمامی تلاشهای انجام گرفته شده اختلافات موجود میان گروههای فلسطینی در راس آنها حماس و فتح است. متاسفانه مشكل اساسی تمام رهبران منطقه آن است كه از درك لحظات حساس و مهم جاری غافلند و این امر منجر به آن شده است كه طرفهای مقابل از این فرصتهای به دست آمده به سود منافع خود استفاده كنند. حقیقت آن است كه بسیاری از امور جاری در منطقه حاصل تلاشهای خارجی میباشد تلاشهایی كه با هدف جلوگیری از تحقق هر گونه صلح و ثباتی در این منطقه انجام میگیرد.»
تحلیلگر روزنامهی الخلیج در ادامه می نویسد: «در زمانی كه محمود عباس هم چنان بر ادامهی اختلافات خود با دولت حماس ادامه میدهد و در زمانی كه محاصرههای اقتصادی و سیاسی آمریكا هم چنان علیه دولت حماس ادامه دارد تانكهای اسراییلی منازل مردم فلسطین را هدف قرار میدهند و دهها كودك فلسطینی هدف گلولههای سربازان اسراییلی قرار میگیرند. آیا بهای قدرت طلبی برخی از طرفهای فلسطینی را باید كودكان و زنان فلسطینی بدهند؟ متاسفانه امور جاری در فلسطین به همان گونهیی پیش میرود كه دولت آمریكا و دولت اسراییل برای آن برنامهریزی كردهاند و تلاشهای دیگر كشورهای منطقه برای حل بحرانهای داخلی فلسطین تاكنون به نتیجهای نرسیده است. به رغم تمام ادعاهای آمریكایی كه البته به دور از واقع بودن آن برای همگان آشكار است این دولت تاكنون جز به بحرانیتر كردن اوضاع جاری در فلسطین به كار مفید دیگری دست نزده است.»
در ادامهی این تحلیل آمده است: «پیش از آنكه عباس راهی واشنگتن شود تقریبا گروههای فلسطینی و در راس آنها حماس بر سر بسیاری از چارچوبهای اصلی تشكیل حكومت متحد ملی فلسطین با تشكیلات خودگردان موافق و هم رای بودند اما پس از سفر عباس به آمریكا و دیدار وی با جورج بوش همه چیز تغییر كرد. سیاستهای عباس كه از قبل با سیاستهای دولت حماس در تشكیل این حكومت متحد ملی فلسطین هم خوانی داشت پس از انجام این سفر و برگزاری این گفتگوها تغییر كرد. عباس بلافاصله پس از بازگشت از واشنگتن در اولین موضعگیری كه اتخاذ كرد بسیاری از گفتگوهای اولیه و تعهدهای اولیه برای تشكیل حكومت متحد ملی فلسطین را نقض كرد. بیشك هر گونه سناریوی آمریكایی در فلسطین به سود تشكیلات خودگردان یا هر گروه فلسطینی دیگر تمام نخواهد شد و سود كنندهی اصلی سیاستگذاریهای آمریكا در فلسطین در وهلهی اول تل آویو و در وهلهی دوم منافع دولت بوش در منطقه خواهد بود.»
عمرابی در پایان این تحلیل می آورد: «با توجه به این واقعیت موجود و ملموس عباس باید هوشیارانهتر در عرصه سیاسی فلسطین عمل كند. مطمئنا در صورتی كه انتخابات آزاد و دموكراتیك در فلسطین بار دیگر برگزار شود طرفداران دولت حماس بار دیگر این دولت را انتخاب خواهند كرد زیرا عملكرد این دولت تاكنون به رغم تمام سختیها و تحریمهای موجود بسیار خوب بوده است و دولت حماس تا به امروز در برابر تمام تهدیدها و تحریمها مقاومت كرده است. این سیاست دولت حماس با توجه به روحیهی مقاومت جوی مردم فلسطین بار دیگر در انتخابات مجدد رای خواهد آورد. ابومازن به خوبی میداند كه سیاست آمریكا در نزد هیچ یك از مردم فلسطین حتی در نزد كودكان خریدار ندارد. مردم فلسطین عامل اصلی بسیاری از بحرانها، تحریمها، توسعهطلبیها و تجاوزات اسراییل در مناطق فلسطینی را سیاستهای آمریكا میدانند و در حال حاضر برای عوام و خواص فلسطینیان آشكار شده است كه عباس بر سیاستگذاریهای آمریكایی جهت حل بحرانهای داخلی فلسطین اعتماد دارد و تاكنون نسبت به بسیاری از سیاستهای تحریم علیه دولت حماس با آمریكا همراهی كرده است. با توجه به این واقعیت موجود چگونه است كه جنبش فتح انتظار دارد در انتخابات آیندهی فلسطین قدرت را از حماس بگیرد و اعضای این دولت فلسطینی كه به مقاومت و ایستادگی در برابر فشارهای اسراییل و آمریكا دو دشمن اصلی فلسطین معروف است كنار بگذارد؟ مطمئنا این امر محقق نخواهد شد و مردم فلسطین در این انتخابات بار دیگر به افرادی اعتماد خواهد كرد كه بتوانند در رویارویی و مقابله با فشارهای آمریكا و اسراییل مقاومت از خود نشان دهند و با سناریوها و طرحهای امپریالیستی آمریكا در سرزمینهای اشغالی هم سو نشوند.»تحلیل: خبرگزارى ايسنا