آيا شما هم دلتان براي خانه تنگ شده است ؟
ارسال شده: چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۳۶ ب.ظ
از ديرباز، شوق و آرزومندي براي رسيدن به نزديكان ، مضمون نوشته هاي نويسندگان و شعرا بوده است. اكثر ما به زادگاهمان يا محلي كه آن را خانه مي ناميم به شدت وابسته ايم و هرگاه نتوانيم براي كسب آرامش و امنيت درخانه خود حضور يابيم ، بسيار آزرده مي شويم.
وقتي شما خانه را به قصد حضور در دانشگاه ترك مي كنيد، چه بسا درجاتي از دلتنگي براي خانه را حس كرده باشيد. برخي دانشجويان چنان غرق در هيجانات، دوستان و فعاليت هاي جديد مي شوند كه كاملاً زندگي پيشين خود را از ياد مي برند. بعضي دانشجويان فقط در همان چند دقيقه اول هيجان زده هستند و سپس براي همه ي آن چيزهايي كه برايشان آشنا و صميمي بود دلتنگ مي شوند و در آرزوي ديدار خانواده و دوستانشان به سر مي برند. عده اي ديگر، از همان ابتداي ورود به محيط ناآشناي دانشگاه و شهر در وحشتند. آنها براي مدتي، از چند روز تا يك نيمسال تحصيلي، غمگين اند و تا حدودي احساس تنهايي مي كنند. اين مشكل براي دانشجوي خارجي يا غير بومي دشوارتر است؛ دسته اخير دانشجويان برخلاف دانشجويان بومي از عوامل حمايتي محرومند: عواملي نظير دوستان همشهري كه با يك زبان و گويش و علاقه مندي مشترك با يكديگر سخن بگويند. ما به هر محيط جديدي پا بگذاريم و مجبور شويم نيازهايمان را به نحوي متفاوت از قبل و با افرادي ديگر تأمين كنيم، دچار دلتنگي مي شويم. هر يك از ما براي تغيير و آموختن روش هاي مختلف كنار آمدن با محيط هاي جديد، آستانه تحمل خاصي داريم. "غم غربت" يا "دلتنگي براي خانه" اصطلاحي كلي است كه اندوه، غم ، ترس از تغيير، نوميدي يا احساس تنهايي را در بر مي گيرد. گاهي اگر دانشجو نتواند نيازهاي دوست داشتن و تعلق خود را با افراد جديد تأمين كند، چه بسا دچار افسردگي جدي شود. در چنين شرايطي، دانشجوي تازه وارد ( يا دانشجويي كه دلتنگ خانه است) به دنبال شخصي مي گردد تا از دغدغه ها و نگراني هايش سخن بگويد.
دلتنگي براي خانه شفاي عاجلي ندارد، ولي هرگاه به شدت غمگين شديد، با كسي حرف بزنيد، حتماً حالتان بهتر مي شود. اغلب اوقات، مشاوران مي توانند معناي تازه اي از زندگي را به ما نشان دهند، آنها ما را به حل مشكلات و درك محيط جديد ترغيب مي كنند. دلتنگي براي خانه، اغلب نشانه ي اين است كه ما از مواجهه با آينده مي ترسيم يا در كنار آمدن با آن ترديد داريم. حرف زدن با دوستان جديد، درگيرشدن در برخي فعاليت هاي تازه ( تا زمان مأنوس شدن با آنها) يا حرف زدن با مشاور يا استاد مورد علاقه تان راهي است براي تخفيف ناگوارترين حزن ها.
راهنمايي هايي براي غلبه بر دلتنگي براي خانه 1- بپذيريد كه به آن دچاريد. ( بخش اعظم خاطرات شما و آنچه مي توانيد بدان تكيه كنيد، در خانه قبلي تان است). دلتنگي براي خانه پاسخي طبيعي به اين احساس فقدان است.
2- با خواهر و برادر بزرگتان يا دوستي كه او هم از خانه دور است، در اين باره صحبت كنيد. قدرت زيادي لازم است تا كسي بپذيرد حقيقتي او را آزار مي دهد كه بايد با آن مواجه شود.
3- چند وسيله آشنا و مأنوس را از خانه تان به محل جديد بياوريد. چيزهايي مانند عكس ، گياه ، و ... . اين چيزها حس تداوم به فرد مي دهند و شوك حاصل از محيط جديد را نزد وي تسهيل مي كنند.
4- با محيط جديد خود آشنا شويد. در اطراف قدم بزنيد. اگر بدانيد ساختمان ها، كلاس ها و خدمات در كجا مستقرند، بهتر مي توانيد بر خود مسلط شويد.
5- از ديگران بخواهيد شما را در كشف محيط تازه همراهي كنند. دوستيابي، قدمي بزرگ در تخفيف دلتنگي براي خانه است.
6- با اعضاي خانواده تان در تماس باشيد، اما تلفن هاي خود را محدود كنيد. برايشان درباره فعاليت ها و تجربه هاي جديدتان نامه بنويسيد. آنها را متوجه سازيد كه شما هم مايليد از حال و روزگار آنها مطلع باشيد.
7- قراري را براي رفتن به خانه تنظيم و مقدمات آن را فراهم كنيد. اين روش از احتمال بازگشت ناگهاني شما به خانه مي كاهد و فكر شما را روي هدف هاي محل اقامت جديدتان متمركز مي كند.
8- آرزوها و انتظارات ( توقعات) خود را بررسي كنيد. همه ما دوست داريم مشهور، خوش لباس ، خوب صورت و نيك سيرت باشيم. خوب، اگر اين گونه نيستيد با تنظيم يك هدف كمال گرايانه ، خود را به دردسر نيندازيد. اهداف روشن و واقع گرايانه اي براي خود تنظيم كنيد.
9- در پي فرصت هاي جديد باشيد. همان اندازه كه ديدن مردم، كلاس ها، ساختمان ها و ديگر موارد محيط جديد وحشت انگيز به نظر مي رسند، در عين حال فرصت آشنايي با مردمي را پيش مي آورند كه بين شما و آنها زمينه علايق مشتركي وجود دارد. در كلاس هايي كه براي شما جالبند، ثبت نام كنيد و به فعاليت هاي مورد علاقه تان سرگرم شويد، يا فعاليت تازه اي را امتحان كنيد.
10- كاري كنيد. منتظر نشويد تا دلتنگي براي خانه خود به خود برطرف شود. مشكلات مدفون شده اغلب بعدها در چهره مشكلاتي مانند سردرد، خستگي، بيماري، يا كمبود انگيزه رخ مي نماياند.
وقتي شما خانه را به قصد حضور در دانشگاه ترك مي كنيد، چه بسا درجاتي از دلتنگي براي خانه را حس كرده باشيد. برخي دانشجويان چنان غرق در هيجانات، دوستان و فعاليت هاي جديد مي شوند كه كاملاً زندگي پيشين خود را از ياد مي برند. بعضي دانشجويان فقط در همان چند دقيقه اول هيجان زده هستند و سپس براي همه ي آن چيزهايي كه برايشان آشنا و صميمي بود دلتنگ مي شوند و در آرزوي ديدار خانواده و دوستانشان به سر مي برند. عده اي ديگر، از همان ابتداي ورود به محيط ناآشناي دانشگاه و شهر در وحشتند. آنها براي مدتي، از چند روز تا يك نيمسال تحصيلي، غمگين اند و تا حدودي احساس تنهايي مي كنند. اين مشكل براي دانشجوي خارجي يا غير بومي دشوارتر است؛ دسته اخير دانشجويان برخلاف دانشجويان بومي از عوامل حمايتي محرومند: عواملي نظير دوستان همشهري كه با يك زبان و گويش و علاقه مندي مشترك با يكديگر سخن بگويند. ما به هر محيط جديدي پا بگذاريم و مجبور شويم نيازهايمان را به نحوي متفاوت از قبل و با افرادي ديگر تأمين كنيم، دچار دلتنگي مي شويم. هر يك از ما براي تغيير و آموختن روش هاي مختلف كنار آمدن با محيط هاي جديد، آستانه تحمل خاصي داريم. "غم غربت" يا "دلتنگي براي خانه" اصطلاحي كلي است كه اندوه، غم ، ترس از تغيير، نوميدي يا احساس تنهايي را در بر مي گيرد. گاهي اگر دانشجو نتواند نيازهاي دوست داشتن و تعلق خود را با افراد جديد تأمين كند، چه بسا دچار افسردگي جدي شود. در چنين شرايطي، دانشجوي تازه وارد ( يا دانشجويي كه دلتنگ خانه است) به دنبال شخصي مي گردد تا از دغدغه ها و نگراني هايش سخن بگويد.
دلتنگي براي خانه شفاي عاجلي ندارد، ولي هرگاه به شدت غمگين شديد، با كسي حرف بزنيد، حتماً حالتان بهتر مي شود. اغلب اوقات، مشاوران مي توانند معناي تازه اي از زندگي را به ما نشان دهند، آنها ما را به حل مشكلات و درك محيط جديد ترغيب مي كنند. دلتنگي براي خانه، اغلب نشانه ي اين است كه ما از مواجهه با آينده مي ترسيم يا در كنار آمدن با آن ترديد داريم. حرف زدن با دوستان جديد، درگيرشدن در برخي فعاليت هاي تازه ( تا زمان مأنوس شدن با آنها) يا حرف زدن با مشاور يا استاد مورد علاقه تان راهي است براي تخفيف ناگوارترين حزن ها.
راهنمايي هايي براي غلبه بر دلتنگي براي خانه 1- بپذيريد كه به آن دچاريد. ( بخش اعظم خاطرات شما و آنچه مي توانيد بدان تكيه كنيد، در خانه قبلي تان است). دلتنگي براي خانه پاسخي طبيعي به اين احساس فقدان است.
2- با خواهر و برادر بزرگتان يا دوستي كه او هم از خانه دور است، در اين باره صحبت كنيد. قدرت زيادي لازم است تا كسي بپذيرد حقيقتي او را آزار مي دهد كه بايد با آن مواجه شود.
3- چند وسيله آشنا و مأنوس را از خانه تان به محل جديد بياوريد. چيزهايي مانند عكس ، گياه ، و ... . اين چيزها حس تداوم به فرد مي دهند و شوك حاصل از محيط جديد را نزد وي تسهيل مي كنند.
4- با محيط جديد خود آشنا شويد. در اطراف قدم بزنيد. اگر بدانيد ساختمان ها، كلاس ها و خدمات در كجا مستقرند، بهتر مي توانيد بر خود مسلط شويد.
5- از ديگران بخواهيد شما را در كشف محيط تازه همراهي كنند. دوستيابي، قدمي بزرگ در تخفيف دلتنگي براي خانه است.
6- با اعضاي خانواده تان در تماس باشيد، اما تلفن هاي خود را محدود كنيد. برايشان درباره فعاليت ها و تجربه هاي جديدتان نامه بنويسيد. آنها را متوجه سازيد كه شما هم مايليد از حال و روزگار آنها مطلع باشيد.
7- قراري را براي رفتن به خانه تنظيم و مقدمات آن را فراهم كنيد. اين روش از احتمال بازگشت ناگهاني شما به خانه مي كاهد و فكر شما را روي هدف هاي محل اقامت جديدتان متمركز مي كند.
8- آرزوها و انتظارات ( توقعات) خود را بررسي كنيد. همه ما دوست داريم مشهور، خوش لباس ، خوب صورت و نيك سيرت باشيم. خوب، اگر اين گونه نيستيد با تنظيم يك هدف كمال گرايانه ، خود را به دردسر نيندازيد. اهداف روشن و واقع گرايانه اي براي خود تنظيم كنيد.
9- در پي فرصت هاي جديد باشيد. همان اندازه كه ديدن مردم، كلاس ها، ساختمان ها و ديگر موارد محيط جديد وحشت انگيز به نظر مي رسند، در عين حال فرصت آشنايي با مردمي را پيش مي آورند كه بين شما و آنها زمينه علايق مشتركي وجود دارد. در كلاس هايي كه براي شما جالبند، ثبت نام كنيد و به فعاليت هاي مورد علاقه تان سرگرم شويد، يا فعاليت تازه اي را امتحان كنيد.
10- كاري كنيد. منتظر نشويد تا دلتنگي براي خانه خود به خود برطرف شود. مشكلات مدفون شده اغلب بعدها در چهره مشكلاتي مانند سردرد، خستگي، بيماري، يا كمبود انگيزه رخ مي نماياند.

(اشک شوقه
)
دوري از خونواده واقعا سخته