صفحه 1 از 1

بررسی معماری محوطه باستانی پاسارگاد

ارسال شده: شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲, ۵:۳۵ ب.ظ
توسط hani1459
محوطه باستانی پاسارگاد در فاصله حدود 135 كیلومتری شیراز و در فاصله سه كیلومتری جاده آسفالته شیراز به آباده قرار دارد. دشتی كه پاسارگاد در آن واقع شده، به نام دشت مرغاب نامیده می شود و مساحتی تقریبا 20*15 كیلومتر و ارتفاعی حدود 1200 متر از سطح دریا دارد. به دلیل وجود رودخانه پلوار در این دشت؛ جلگه مرغاب همواره بارور و نشیمنگاه اقوام مختلف بوده است...

  محوطه باستانی پاسارگاد در فاصله حدود 135 كیلومتری شیراز و در فاصله سه كیلومتری جاده آسفالته شیراز به آباده قرار دارد. دشتی كه پاسارگاد در آن واقع شده، به نام دشت مرغاب نامیده می شود و مساحتی تقریبا 20*15 كیلومتر و ارتفاعی حدود 1200 متر از سطح دریا دارد. به دلیل وجود رودخانه پلوار در این دشت؛ جلگه مرغاب همواره بارور و نشیمنگاه اقوام مختلف بوده است. پاسارگاد بر خلاف تصوری که در میان عامه مردم وجود دارد؛ تنها یک مقبره نیست، بلکه مجموعه ای است گسترده از کاخ ها و بناهای گوناگون که در تمام دشت پاکنده شده اند. شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در سدهٔ ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطهٔ اصلی (۱۶۰ هکتار، حدوداً ۲٫۷×۰٫۸ کیلومتر) توسط یک منطقهٔ طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده‌است (حدوداً ۷۱۲۷ هکتار).
   
    

   های پاسارگاد، 2500 سال پیش به دستور کوروش کبیر بنا شده است. آرامگاه کوروش، کاخ اختصاصی کوروش، نقش انسان بالدار، کاخ بار عام کوروش، کاخ تشریفات و ساختمان مذهبی (آتشکده) از ساخته های باقی مانده در این مجموعه تاریخی است. اما شاید مهم ترین اثر و در واقع شناخته شده ترین اثر موجود در پاسارگاد همان مقبره کوروش کبیر باشد که به دستور خود او برای خاکسپاریش ساخته شده و بعد از 2500 سال همچنان پابرجا و استوار باقی مانده و همچون نشانه ای از عزت و عظمت ایران خودنمایی می کند. گستردگی بناها و کاخ ها بسیار زیاد بوده به نحوی که به نظر آنوبانینی برای بازدید از همه آنها به چندین ساعت زمان نیاز است، فاصله بناها از همدیگر در مقیاس کیلومتر بوده و به همین دلیل مسیرهای آسفالتی در میان کاخ ها پیش بینی شده که بازدیدکنندگان با اتلاف وقت کمتری موفق به بازدید محوطه شوند.
   
    

   پاسارگاد سه کتیبه از کوروش کبیر به یادگار مانده است که این محل را از این نظر نیز بی همانند می کند. بر سر آرامگاه کوروش در پاسارگاد سنگ نوشته ای هست که بر آن نوشته شده است: ای انسان هرکه بخواهی باشی و از هر جا که می آیی بدان که من کوروش بنیانگذار امپراتوری ایران هستم. بر این توده خاکی که جسدم را پوشانیده است رشک مبر.


    محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی است:

  تصویر    

  سند ثبت محوطه باستانی پاسارگاد در میراث جهانی (یونسکو)    
آرامگاه کورش بزرگ در جنوب - تل تخت (یا «تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی- مجموعهٔ سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه (دروازه R)، تالار عمومی (کاخ S)، قصرمسکونی (کاخ P)، و باغ سلطنتی (چهار باغ).
در منطقهٔ شرق یک بنای کوچک قرار دارد(۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شده‌است. در شمال مجموعهٔ سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدوداً ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست.
محوطهٔ اصلی شامل منطقهٔ حفاری‌شده‌است، اما پایتخت باستانی منطقه‌ای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشده‌است. در محوطهٔ حفاظتی اطراف، باقیمانده‌های دیگری نیز هستند: محدودهٔ مقدس (حدوداً ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطه‌های تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطهٔ حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آنها ساکنند.

- آرامگاه کوروش

مهم‌ترین اثر مجموعهٔ پاسارگاد، بنای آرامگاه کوروش کبیر است که پیشتر مشهور به «مشهد مادر سلیمان» بود. در سال ۱۸۲۰ پس از پژوهش‌های باستان‌شناسی، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش کبیر مشخص شده‌است و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می‌کند. این آرامگاه حدوداً در ۵۳۰ تا ۵۴۰ قبل از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده‌است. بنای آرامگاه میان باغ‌های سلطنتی قرار داشته و از سنگ‌های عظیم، که درازای بعضی از آن‌ها به هفت متر می‌رسد، ،ساخته شده‌است.

تخته سنگ‌های آرامگاه با بست‌های فلزی معروف به بست دم چلچله ای، به هم پیوسته بوده، که بعدها آن‌ها را کنده و برده‌اند و اکنون جایشان به صورت حفره‌هایی دیده می‌شود که بیشترشان را تعمیر کرده‌اند.

بنای آرامگاه دو قسمت مشخص دارد:
سکویی ۶ پله‌ای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است.
اتاقی کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر می‌رسد.

پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی تشکیل شده‌است، که از آن‌ها اولی به بلندی ۱۷۰ سانتی متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی متر، و سه عدد آخری ۵۷٫۵ سانتی متر هستند. ارتفاع کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی متر پهنای آن است. این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفته‌است.

خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، شکل یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. تا حدود صد سال پیش باور بر این بود که این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد و در دورهٔ اتابکان در زمان آل بویه با استفاده از ستون‌های باقی مانده از کاخ‌های باستانی مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته و یک محراب کوچک در خزانهٔ آرامگاه کنده‌کاری شد. در دههٔ ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده و تکه‌های تاریخی به نزدیکی مکان‌های اصلی‌شان بازگردانده شدند.

پس از کشته شدن کوروش در جنگ با سکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای مهم سلطنتی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. به گزارش مورخان زمان اسکندر, وقتی اسکندر به پاسارگاد آمد و از مقبره کوروش که در میان باغی بزرگ قرار داشت دیدن کرد به آریستوبولوس دستور داد درون مقبره را تزیین کند. آریستوبولوس در درون مقبره تابوتی زرین, یک میز و تعدادی ظروف زرین و سلاحهای گرانقیمت و لباسهای شخص کوروش و کلیه جواهراتی را که زمانی به دست می‌کرد یا به خود می آویخت مشاهده کرد. این آرامگاه در آن زمان توسط تعدادی مغ محافظت می‌شود اما در زمان اسکندر مورد دستبرد قرارگرفت و کلیه اشیاء گرانقیمتش به سرقت رفت.

در شیب سقف آرامگاه دو حفرهٔ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگ‌ها و کم کردن از بار سقف ایجاد شده‌است و برخی اشتباها، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانسته‌اند.

آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی مقدس به شمار می‌آمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبوده‌است و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری می‌دانسته‌اند و به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته‌است، نسبت می‌داده‌اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می‌شمردند و آن را به مادر او نسبت می‌دادند و «مشهد مادر سلیمان» می‌خواندند.

- استحکامات دفاعی تل تخت

 

 تصویر  
نمای پاسارگاد از روی تپه تل‌تخت. نزدیکترین بنا آرامگاه کمبوجیه و دورترین بنا که در مرکز قسمت بالایی تصویر دیده می‌شود آرامگاه کورش بزرگ است. بین این دو بنا، ویرانه‌های کاخهای هخامنشی دیده می‌شوند. این سازه ها با وسعتی در حدود ۸۰۰۰ متر مربع بر روی تپه‌ای بزرگ در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. سازه های یادشده معماری چهار دوره را به خود اختصاص داده‌است:

ساختارهای سنگی؛ عموماً مربوط به دورهٔ اول هخامنشی.
ساختارهای خشتی؛ مربوط به دورهٔ دوم هخامنشی.
ساختارهای خشتی و سنگی؛ مربوط به دورهٔ سلوکی و اشکانی.
ساختاری خشتی، آجری و سنگی؛ مربوط به اواخر دورهٔ ساسانی.

ساختار اول (سنگی) به روش بنایی خشک و با استفاده از قالبهای بزرگ سنگی و یک شیوهٔ اتصالی بنام آناتیروسیس (Anathyrosis)، که تمدنهای آسیای صغیر در سدهٔ ششم میلادی با آن آشنا بودند، بنا شده‌است. نقشهٔ عمومی سکو یک متوازی‌الأضلاع با ابعاد تقریبی ۹۸×۷۹ متر و با تورفتگیهایی در کناره‌های شمالی و جنوبی، است. ارتفاع اصلی آن تقریباً ۱۵ متر بوده‌است. اولین مرحله از ساخت بنا توسط کوروش بزرگ انجام گرفته و با مرگ وی در سال ۵۳۰ قبل از میلاد متوقف شد. مرحلهٔ دوم در دوران داریوش بزرگ با استفاده از آجرهای خشتی (گلی) ساخته شد (۴۸۶ تا ۵۲۲ قبل از میلاد).

- کاخ اختصاصی

 

 تصویر  
این مجموعه در مرکز پاسارگاد قرار گرفته‌است واز تعدادی کاخ تشکیل شده که در اصل در محدوده مجموعهٔ باغها قرار دارند (معروف به «چهار باغ»). بدنهٔ اصلی کاخ‌ها از سالن‌های ستون‌دار تشکیل شده‌است. تالار عمومی (کاخ S) حدوداً در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده. تالار ستون‌دار آن دو ردیف چهار ستونی دارد. پایهٔ ستونها از سنگ سیاه هستند (۱٫۴۳×۱٫۴۳ متر)، و بدنهٔ آن‌ها از سنگ آهکی سفید است. پایه ستون‌ها ۱٫۰۴ متر و بدنهٔ ستون‌ها ۱۲٫۰۶ متر ارتفاع دارند. سرستون‌ها از سنگ سیاه بوده‌است. شواهدی موجوداست که سرستون‌ها یک شیر مرکب، شاخ‌دار و یال‌دار، را نشان می‌داده‌است. کاخ یک سرسرا در هر طرف داشته‌است. برخی از نقوش برجستهٔ درگاه‌ها حفظ شده‌اند، که پیکر انسان و دیوها را نشان می‌دهند. کاخ مسکونی کوروش دوم (کاخ P) بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شده‌است. سالن ستون‌دار این کاخ (۳۱٫۱×۲۲٫۱ متر) پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای پر ابهت آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵٫۵×۹٫۳ متر است.

کاخ دروازه در حدود شرقی محوطهٔ اصلی قرار دارد و شامل یک تالار ستون‌دار با نقشهٔ چهار ضلعی و ابعاد ۲۵٫۵×۲۸٫۵ متر است. این تالار ۸ ردیف ستون دارد. این تالار دو در ورودی اصلی در محور طولی کاخ و دو در فرعی در محور عرضی کاخ دارد. در یکی از چار چوب‌های دروازه، یک نقش برجستهٔ مشهور از یک پیکر انسان مانند که بال‌هایی دارد دیده می‌شود. این طرح که تنها نقش باقی‌مانده در کاخ دروازه‌است، مردی را نشان می‌دهد که ریش انبوه و چهار بال که رو به مرکز تالار دارد.

کوشک‌های (پاویلیون‌ها) A و B که در شرق و جنوب باغ شاهی قرار دارند، احتمالاً دو ورودی به باغ سلطنتی بوده‌اند. از این دو، کوشک B بهتر حفظ شده‌است. این کوشک با ابعاد ۱۱٫۷×۱۰٫۱ متر از یک سکوی چهارضلعی از سنگ‌های آراسته تشکیل شده‌است.

- کاخ بارعام

 

 تصویر  
کاخ بارعام یا کاخ پذیرایی کوروش. وسعت این کاخ ۲۴۷۲ متر مربع است که در محور شمال غربی ـ جنوب شرقی ساخته شده‌است. این کاخ شامل یک تالار گسترده مرکزی با هشت ستون است که وسعت آن ۷۰۵ متر مربع است. چهار ایوان در چهار سمت کاخ با ستونهایی کوچکتر و دو اتاق، دیگر قسمتهای اصلی بنا را تشکیل می­دهد. ارتفاع تالار کاخ به گونه‌ای بوده که چند متر از سقف ایوان‌های اطراف بالاتر بوده‌است. از هشت ستون این تالار تنها یک ستون آن پابرجاست که ارتفاع کنونی این ستون به ۱۰/۱۳ متر می‌رسد. زیر ستون‌ها و سر ستون‌های تالار مرکزی از سنگ سیاه و قلمه ستون‌ها از سنگ سفید ساخته شده‌است. دیگر ستون‌های تالار، در زمان اتابکان برای ساختن مسجدی در اطراف آرامگاه کوروش به آنجا منتقل شده بود که هم اکنون به جای اصلی بازگردانده شده‌است. تالار مرکزی از چهار درگاه به چهار ایوان کاخ ارتباط دارد. درگاه‌ها و ستون‌های ایوان‌ها از سنگ سیاه بوده‌است. درگاه شمال غربی، با نقش پای انسان و عقاب به ایوان ۱۶ ستونی شمال غربی ارتباط دارد و درگاه شمال شرقی نیز به بزرگترین ایوان کاخ، که ۴۸ ستون داشته ارتباط دارد. درگاه جنوب شرقی با نقش ترکیبی انسان، ماهی و گاو به یک ایوان ۱۶ ستونی راه دارد. درگاه جنوب غربی با نقش پای انسان و حیوان به ایوانی ۲۸ ستونی راه دارد. ظاهراً این نقوش درگاه‌ها از سنن آشوری و دیگر ملل الهام گرفته‌است، اما ایرانیان به آنها معانی متناسب با روحیات و باورهای خود داده‌اند. در دو سوی این ایوان، دو اتاق وسیع قرار داشته‌است.

در این کاخ قسمتهایی از سه جرز سنگی باقی‌مانده که بر بلندای جرز جنوبی یکی از کهن ترین سنگ نبشته‌های میخی بر آن حک شده‌است. این سنگ نبشته به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده و متن آن چنین است:

«آدم کوروش خشایثی یه هخامنشی یه»

«من کوروش شاه هخامنشی (ام)»

کاخ بار عام کوروش مکانی است که در آن شاه از میهمانان و مقامات ملل مختلف که زیر چتر امپراتوری هخامنشی قرار داشتند پذیرایی می­کرده و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر بحث و گفتگو می­کرده‌اند. تالار بارعام نخستین مقر سازمان ملل است که در بیست و پنج قرن پیش اندیشه‌های والای انسانی، حقوق بشر و آزادی و برابری انسانها در آن مطرح شد و به تمامی جهان آن روز گسترش یافت.

عقاید مختلف درباره این سنگ نگاره

ایرانیان از زمان باستان تاکنون این پیکره را مقدس می‌دانند و... (تاکنون) هیچ‌کس جرأت نداشته به این پیکره... آسیب برساند. هنوز هم تصور مقدس بودن این پیکره در میان مردم بومی باقی است. مردم محلی دستان او (صاحب این مجسمه) را رو به قبله و در حالت نیایش می دانند. مولانا ابوالکلام آزاد (مفسر قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی) در کتاب کوروش کبیر (ذوالقرنین) و برخی دیگر از پژوهشگران این نقش برجسته که شاخ‌های قوچ و بال‌های عقاب دارد را تصویر کوروش می‌دانند.

- آرامگاه کمبوجیه

 

 تصویر  
آن چه از این بنا باقی مانده دیواری بلند به ارتفاع حدود ۱۴ و طول تقریبی ۷٫۵ متر است. این بنا به بنای کعبه زرتشت در نقش رستم شباهت دارد در حالی که از نظر قدمت، قدیمی‌تر و از نظر استحکام و فن ساخت نمایانگر اجرایی قوی‌تر از بنای کعبه زرتشت است.

- محوطه مقدس

این محوطه که در ۳ کیلومتری آرامگاه کوروش و در غرب مجموعه پاسارگاد واقع شده‌است شامل تپه‌ای تاریخی و دو سکوی مجزای سنگی است. برخی از محققین اعتقاد دارند که سکوی سوم کشف‌نشده‌ای وجود دارد که تثلیث خدایان باستانی - اهوارامزدا، مهر و آناهیتا - را نمایشگر است.

- کاروانسرای مظفری

 

 تصویر  
در دورهٔ آل مظفر برای اسکان کاروانهای تجارتی و زیارتی که از مسیر جاده شاهی می‌گذشتند، کاروانسرایی با استفاده از سنگ‌های آورده شده از بناهای سلطنتی پاسارگاد به طرح چهار ایوانی در کنار آرامگاه کورش ساخته شده که امروزه بقایای دیوار و شالودهٔ آن قابل مشاهده‌است.

  تصویر    

  راهنمای سایت پاسارگاد

[External Link Removed for Guests]
     

Re: بررسی معماری محوطه باستانی پاسارگاد

ارسال شده: دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲, ۲:۴۶ ب.ظ
توسط ATABACKAN
باغ های پاسارگاد


پاسارگاد مرکز شاهنشاهی کوروش بزرگ بود و در اینجا بود که باغ های ایرانی پا گرفتند. باغ های ایرانی در اساس پروژه ای هخامنشی بودند که سپس با کمک مفهوم بابلی-آشوری باغ بازبینی شده و گسترش یافتند. نتیجه نهایی این گسترش پردیس یا باغ ایرانی بود. عبارت پردیس ریشه ایرانی دارد و اصلا به محوطه های شکار پادشاهان ماد اطلاق می شد.
باغ های ایرانی پاسارگاد برپایه یک سری اصول ریاضی و هندسی طراحی شدند.این یک سیستم آبیاری پیچیده بود که کانال های آبی سنگی و خندق هایی باز در آن در نظر گرفته شده بود تا حوضچه های کوچکی که در هر 15 متر باغ تعبیه شده بودند را سیراب کند.
خود باغ با میوه ها و درختان سرو و گل هایی چون گل سرخ، زنبق، یاس و علف آراسته بود. آریان باغ را به صورت “بیشه ای از همه انواع درخت … با برکه هایی که دربرگیرنده یک محوطه بزرگ از چمن سبز بود” توصیف می کند
مجموع آبراهه‏هاي شناسايي شده يک هزار و 100 متر است که پرديسي را به ابعاد 250*300 متر مربع تشکيل داده‏اند
30 عدد حوضچه در مسير کناري و 43 عدد در مستطيل مرکزي وجود داشته‏اند که در حال حاضر تعداد اندکي از آنها را مي‏توانيم مشاهده کنيم.
 [COLOR=#333333]آب رودخانه پلوار از مسيرهاي فرعي وارد اين آبروها و حوضچه‏ها مي‏شده و پس از گردش در پرديس پاسارگاد و به احتمال زياد آبرساني به آن،خارج مي‏گرديده است.
طبق مطالعات و پژوهش‏هاي انجام گرفته با توجه به طراحي باغ پاسارگاد توسط کوروش مي‏توان او را به عنوان اولين ابداع‌کننده طرح چهارباغ در جهان پذيرفت.اعتباري که پاسارگاد بر مبناي طرح چهارباغ به‏دست آورد به حدي بود که الگوي بصري چهارباغ تا قرن‏ها پس از او نيز به عنوان مبناي طرح‌هاي باغ‌هاي ايراني به کار گرفته شد.  

 
با توجه به تناسب و توازني که کوروش کبير با ساخت چهارباغ سلطنتي پارساگاد بوجود آورد، مسير تازه‌اي در طرح باغ مطابق با ذوق و سليقه ايرانيان آغاز شد، مسيري که با دستور او آغاز و سال‏ها پس از او نيز به عنوان الگوي باغ ايرانيان مورد قبول نسل‌هاي پس از او قرار گرفت.
علي‏رغم اين‏که پس از کوروش، داريوش دستور ساخت بناهاي يادماني با الگوي چهارگوش جديد را داد ولي اين الگوها نيز منطبق با نظم چهارتايي باغ‌ها بوده‏اند.
قطعه‌بندي‌هاي چهارتايي در باغ‌ها و طرح‌هاي مربع شکل و کلاً طرح‌هاي (چهارباغ) مدت‏هاست که پس از کوروش همزيستي با يکديگر را ادامه مي‌دهند.
با در نظر گرفتن تأکيد ايرانيان بر سازگاري طرح باغ‌هاي خويش با محيط زيست و شرايط پيرامون ، به غير از تأمين اهداف کاربردي از احداث باغ‌هاي سلطنتي ،در همان انديشه نمايش قدرت و شکوه و عظمت خويش از طريق باغ‌هاي سلطنتي بوده‌اند.
براي کساني که قوه ادراک رموز و مسائل را از طريق مشاهده يادمان‌هاي باشکوه داشته باشند، باغ سلطنتي دروني کوروش، يک مجموعة کامل از طيف وسيعي از پيام‏هاي سياسي و به نمايش گذاشتن قدرت حاکمه است.

در مقابل شهرت بابليان براي ساخت باغ‌هاي معلق بابل که در حقيقت ابداع‌کننده الگوي بصري سيلندري شکلي جهت بيان قدرت خويش بودند، تمدن ايران با باغ‌هاي سلطنتي چهارگوش خود قرار دارد.
شهرت اين چهار باغ‌ها تا حدي است که غربيان کوروش کبير را (پادشاه چهارباغ) لقب مي‌دهند.
پلان چهار قسمتي باغ سلطنتي کوروش چيزي فراتر از يک قطعه‌بندي ساده و جديد‌الشکل در زمين است.
شکل قطعه‌بندي باغ در پاسارگاد در حقيقت سمبلي از قدرت و اعتبار ايرانيان و طرح چهارتايي باغ استعاره‌اي از تمدن ايراني است.
ايرانيان تقسيم‌بندي چهارتايي را نمادي خوش‌يمن مي‌دانستندو اعتقاد داشتند که همان‌طور که جهان به چهار بخش تقسيم شده و چهار عنصر اصلي منشا پيرايش جهان است، پس باغ‌هاي هخامنشي نيز بايستي تقسيم‌بندي چهارتايي داشته باشد.
با اين عمل در حقيقت باغ‌هاي سلطنتي هخامنشي نمادي از عالم يا جهان کوچک گشته است.
بوستان‌هاي وسيعي که به دستور پادشاه پاسارگاد ساخته شدند، پاراديسوس داراي تعريف مشخصي از ديدگاه پادشاه بوده‌اند.
در حقيقت، پرديس‏ها از نظر کوروش کبير نماد زمين‏هاي حاصلخيز، دنياي نظم داده شده و جهاني يکدست فارغ از هرگونه گسستگي داخلي يا خارجي هستند.
تأثير الگوي بصري چهارباغ بر جهان پلان باغ سلطنتي پاسارگاد، بر ساختار باغ‌هاي پس از خود در مقياس وسيع اثر گذاشته است.
مشخصه‌هاي اساسي ابداع شده در پاسارگاد در باغ‌هاي ايراني و باغ‌هاي اسلامي پس از خود در زمينه‌هاي وسيع و با پيچيدگي‌هاي بيشتر مطرح گشته‌اند. نماد باغ‌هاي چهارتايي هخامنشيان در دوره ساسانيان و دوره هاي اسلامي کاملاً مشخص است. باغ‌هاي ايراني موجب بوجود آمدن باغ‌هاي محوري و متقارن در جنوب ايتاليا در اواسط قرن نهم ميلادي شدند. در قصر‌الحمرا در جنوب اسپانيا وجوه مشخصي از باغ‌هاي ايراني در طيف وسيع خودنمايي مي‌کند.
طراحان باغ‌هاي پاتيلا پوترا (سلسله مانوري‌ها) قصد داشتند با طرح‌هاي خويش عظمت و شکوه باغ‌هاي ايراني هخامنشيان را تحت تأثير و تحت‌الشعاع هنر خود قرار دهند.
ولي حتي در مقام رقابت نيز باغ‌هاي هنري ساخته شده در پيش از اسلام چه از نظر طرح و چه از نظر مصالح سنگي به کار گرفته شده، در مقابل معماري و بناي باغ‌هاي ايراني حرفي براي گفتن نداشتند.
علاقةآشکار کوروش کبير براي به نمايش گذاشتن معيارهاي جديد در بکارگيري سنگ يکي از عوامل اصلي در ترغيب او به ساخت آب‏گذرها و حوضچه‏هايي از سنگ خوشتراش بود.
روايت است که کوروش اولين کسي بود که درختکاري رديفي منظم را دستور داده و به دست خود،زيباترين درخت را مدال‏هاي جواهر نشان بخشيد. جايزه کشاورزي داد.
پايتخت کوروش کبير به‏صورت مجموعه‏هاي باغ اندر باغ بود، از طرفي باغي آرامگاه را احاطه کرده و در کنار آن باغي که مجموعه کاخ‏ها را در برداشت، قرار داشت.