به مناسبت 13 رجب...
ارسال شده: سهشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳, ۳:۲۲ ب.ظ
به مناسبت 13 رجب روز تولد امیر و مولایمان حضرت علی (ع) بر آن شدم تا تاپیکی متفاوت برای شما عزیزان ارسال کنم... بدین منظور 3 تا از فضائل و خصائص ایشان را که دارای سند های حتمی و خدشه ناپذیر است و به کرات و دفعات و به طور انحصاری برای ایشان در کتب شیعه و سنی ذکر شده قرار میدم. باشد که ایشان هم نظری به ما داشته باشن...
1-اولين كسي كه با رسول الله (ص) نماز خواند علی(ع) بود.
2-محمد بن عبيد بن محمد به نقل از جدش عفیف گفت: در جاهليت به مكه آمدم و مي خواستم از لباس و عطر (آنجا ) براي خانواده ام بخرم . نزد عباس بن عبدالمطلب آمد م كه مرد تاجري بود . در كنار او نشستم درحالي كه كعبه را مي ديدم. خورشيد در آسمان بالا آمده بود و بالاتر مي رفت. جواني آمد به آسمان نگاه كرد سپس رو به قبله ايستاد . توقف كوتاهي كرد تا كودكي آمد در سمت راستش ايستاد و توقف كوتاهي كرد تا خانمي آمد و در پشت سر آن ها ايستاد . آنگاه جوان به ركوع رفت، كودك و زن هم به ركوع رفتند . جوان برخاست، كودك و زن هم برخواستند . جوان به سجده رفت، كودك و زن هم به سجده رفتند . گفتم عباس چه باشكوه است . عباس گفت : (آري) امر عظيمي است . مي داني اين جوان كيست؟ گفتم نه . گفت اين محمد بن عبدالله ، پسر برادر من است . مي داني آن كودك كيست؟ اين كودك، علي، پسر برادرم است . مي داني اين زن كيست؟ اين زن، خديجه، دختر خويلد همسر او (محمد) است. اين پسر برادرم به من خبر داد كه خداي او خداي آسمان ها و زمين است . امر كردهاست او را به اين دين كه او بر آن است و به خدا قسم در كل زمين غير از اين سه نفر به اين دين نیست.
3-عامربن صعد ابی وقاص گوید: معاویه به سعد گفت چه چیزی تو را از دشنام دادن به ابوتراب (علي) بازمي دارد؟ گفت : من سه مطلب را به خاطر مي آورم كه دربارة علي فرمود، بنابر اين او را دشنام نمي دهم زيرا چنانچه يكي از آن ها را داشتم از رسول الله بهترين نعمتها، دوست داشتني تر بود.
شنيدم رسول الله او را در بعضی از جنگ ها به جانشینی خود در مدینه منصوب نموده بود . علي گفت يا رسول الله آيا من را با زنان و كودكان مي گذاري؟ رسو ل الله راضي نيستي كه براي من به منزلة هارون نسبت به موسي باشي، مگر آنكه بعد از من پيامبري نيست. شنيدم در روز خيبر مي فرمود: فردا پرچم را به دست مردي خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند . پس ما همه آرزو داشتيم آن مرد باشيم . سپس فرمود: علي را بياوريد، آمد و حال آنكه چشمش درد م ي كرد . پس آب دهان در چشمش ماليد و پرچم را به دست او داد. وقتی نازل شد، « إِنَّما يريد اللَّه لِيذْهِب عنْكُم الرِّجس هلَ الْبيتِ و يطَهرَكُم تَطْهير اً » علي، فاطمه، حسن و حسين را فراخواند و گفت خدايا اي نها اهل بيت من هستند.
دوستان هم اگه مطلبی دارند لطفا" اضافه کنند...
1-اولين كسي كه با رسول الله (ص) نماز خواند علی(ع) بود.
2-محمد بن عبيد بن محمد به نقل از جدش عفیف گفت: در جاهليت به مكه آمدم و مي خواستم از لباس و عطر (آنجا ) براي خانواده ام بخرم . نزد عباس بن عبدالمطلب آمد م كه مرد تاجري بود . در كنار او نشستم درحالي كه كعبه را مي ديدم. خورشيد در آسمان بالا آمده بود و بالاتر مي رفت. جواني آمد به آسمان نگاه كرد سپس رو به قبله ايستاد . توقف كوتاهي كرد تا كودكي آمد در سمت راستش ايستاد و توقف كوتاهي كرد تا خانمي آمد و در پشت سر آن ها ايستاد . آنگاه جوان به ركوع رفت، كودك و زن هم به ركوع رفتند . جوان برخاست، كودك و زن هم برخواستند . جوان به سجده رفت، كودك و زن هم به سجده رفتند . گفتم عباس چه باشكوه است . عباس گفت : (آري) امر عظيمي است . مي داني اين جوان كيست؟ گفتم نه . گفت اين محمد بن عبدالله ، پسر برادر من است . مي داني آن كودك كيست؟ اين كودك، علي، پسر برادرم است . مي داني اين زن كيست؟ اين زن، خديجه، دختر خويلد همسر او (محمد) است. اين پسر برادرم به من خبر داد كه خداي او خداي آسمان ها و زمين است . امر كردهاست او را به اين دين كه او بر آن است و به خدا قسم در كل زمين غير از اين سه نفر به اين دين نیست.
3-عامربن صعد ابی وقاص گوید: معاویه به سعد گفت چه چیزی تو را از دشنام دادن به ابوتراب (علي) بازمي دارد؟ گفت : من سه مطلب را به خاطر مي آورم كه دربارة علي فرمود، بنابر اين او را دشنام نمي دهم زيرا چنانچه يكي از آن ها را داشتم از رسول الله بهترين نعمتها، دوست داشتني تر بود.
شنيدم رسول الله او را در بعضی از جنگ ها به جانشینی خود در مدینه منصوب نموده بود . علي گفت يا رسول الله آيا من را با زنان و كودكان مي گذاري؟ رسو ل الله راضي نيستي كه براي من به منزلة هارون نسبت به موسي باشي، مگر آنكه بعد از من پيامبري نيست. شنيدم در روز خيبر مي فرمود: فردا پرچم را به دست مردي خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند . پس ما همه آرزو داشتيم آن مرد باشيم . سپس فرمود: علي را بياوريد، آمد و حال آنكه چشمش درد م ي كرد . پس آب دهان در چشمش ماليد و پرچم را به دست او داد. وقتی نازل شد، « إِنَّما يريد اللَّه لِيذْهِب عنْكُم الرِّجس هلَ الْبيتِ و يطَهرَكُم تَطْهير اً » علي، فاطمه، حسن و حسين را فراخواند و گفت خدايا اي نها اهل بيت من هستند.
دوستان هم اگه مطلبی دارند لطفا" اضافه کنند...
