استعمار و قرآن
ارسال شده: چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۵, ۵:۳۵ ب.ظ
قرآن معجزه آسماني خاتم الرسل، کتابي است سرشار از معرفت که همواره مورد توجه بوده و باعث شگفتي منکرانش گرديده است؛
از همان صدر اسلام مشرکين علي رغم عنادي که با دين اسلام داشتند، هيچ حربه اي براي مبارزه با قرآن نيافتند، اين شيوه روبرويي با قرآن تاکنون نيز وجود داشته، مطلب زير نمونه اي از نحوه مواجهه افرادي است با قرآن که شايد هرگز به حقيقت آن اذعان ندارند ... :
الف – انگليس
گلادستون نخست وزير انگلستان در عصر استعمار کهنه، روزي در مجلس عوام هنگام سخنراني، قرآن را بر روي ميز کوبيد و گفت: "تا اين کتاب در ميان مسلمانان است، راه نفوذ و استيلاي ما بر آنان بسته خواهد بود"
ب – فرانسه
ناپلئون بناپارت، سردار مشهور و امپراتور مغرور فرانسوي، نامي آشنا در ميان فاتحان نامدار تاريخ است، بناپارت، ترقي سياسي خويش را در ارتش فرانسه آغاز کرد وي در هيأت يک افسر عالي رتبه ارتش فرانسه، به مصر لشکر کشيد و با درهم شکستن قواي عثماني، براي مدتي اين کشور را اشغال کرد.
اقامت ناپلئون در مصر، ديري نپاييد. وي علاوه بر افسران نظامي، يک قشون خاورشناس و مستشرق نيز همراه داشت تا مردم مسلمان مصر را براي پذيرش تمدن! تربيت کند.
ناپلئون در هنگام اقامت خويش در مصر از برخي بناها و مراکز ديدني مصر از جمله يکي از کتابخانه هاي مهم آن ديدن کرد.
ناپلئون هنگام بازديد از اين کتابخانه، با اشاره به يکي از کتابها، از مترجم خواست کتاب را از قفسه بيرون آورد و قسمتي از آن را براي او بخواند و ترجمه کند. مترجم کتاب را بيرون آورد، اتقاقاً "قرآن" بود. آياتي چند براي ناپلئون خواند و ترجمه نمود. مطالب کتاب، توجه ناپلئون را به خود جلب کرد که پرسيد اين چه کتابي است؟
ناپلئون خواست تا چند سطر ديگر از قرآن را براي او بخوانند. و اين درخواست او چند بار تکرار شد.
آنگاه، ناپلئون اين سخن مهم و قابل توجه را بر زبان راند که:
"واي به حال ما اگر مسلمانان اين کتاب را بخوانند و بدان عمل کنند! و واي به حال مسلمانان اگر ما ، ميان آنها و اين کتاب جدايي بيندازيم."
منبع : تبيان