فتنه گری های تجریک امیز امریکا علیه چین
ارسال شده: جمعه ۲۷ آذر ۱۳۹۴, ۱۰:۳۰ ق.ظ
اخیرا امریکا به چین گیر داده است و بقول عوام مدرن روی اعصاب پکن راه می رود. در این مورد امریکا از همان روش مقابله با روسیه در غرب اسیا ( شیر کردن ترکیه مقابل روسیه) استفاده می کند و ان مجتمع و تهییج کردن کردن کشورهای دیگر علیه چین است در ان حال که خود عفب تر ایستاده است و حکم شیطان رجیم را دارد و فقط به اغوا و فریب و تحریک دیگران مبادرت دارد و البته ناوگان هایش هم بعنوان عامل تهدید و دلگرم کردن کشورهای تابعه در حوالی چین پرسه می زنند.
لابد دوستان گرامی اصل قضیه را حدس می زنند و ان نقشه کلی امریکا در محدود کردن تحرکات دو قدرت بزرگ اسیایی یعنی روسیه و چین و منزوی و مهجور کردن انها در صحنه های سیاسی و بین المللی و حتی مرزی است.
بر طبق اخبار رسانه های خاریجی اخیرا امریکا حملات تبلیغاتی و سیاسی خود در دریای جنوب چین علیه این کشور را شروع کرده است و بعض کشورهای مستعد ان منطقه را علیه ان تحریک کرده و روابط فی مابین را رو به وخامت و تنش پیش می برد. از جمله کشورهایی شرکت کننده در برنامه محصور کردم کشور چین استرالیا، ژاپن ( که ریشه خصومت دیرینه با چین دارد) مالزی، تایوان ( امریکا قرار است تعدادی کشتی جنگی به ان بدهد) کره جنوبی و حتی طبق خبر یکی از رسانه های خارجی ویتنام است (گمان نمی کنم ویتنام شمالی باشد که بیست و اندی سال مورد هجوم ارتش امریکا قرار داشت و شاید ویتنام جنوبی باشد که با امریکا در ان جنگ همراهی می کرد) . البته شاید کشورهای دیگر هم باشند که من اطلاع بیشتری ندارم.
ظاهرا قضیه از انجا شروع می شود که چین در دریای جنوبی خود مشغول ساخت جند جزیره مصنوعی است و همچنین اقداماتی هم برای دریلینگ و اکتشافات نفتی داشته است و از جانبی هم همانطور که دوستان اطلاع دارند ژاپن بزرگترین پایگاه امریکا در همجواری محل های فعالیت چینی ها قرار دارد که سبب ناراحتی امریکا شده است طوریکه تا بحال چندین بار ناوهای امریکایی بطور تحریک امیزی به جزایر مذکور نزدیک شده اند اما امریکا ادعا کرده است که ان ناوها از مسیرهای بین المللی تردد کشتی ها تخطی نکرده اند. اما بنظر من قضیه فراتر از این هاست و ایجاد تنش اخیر با چین در اساس بخشی از یک نقشه بزرگ برای محاصره کردن کشور بزرگ اسیایی روسیه و بعد از ان چین است که از سال ها قبل توسط غرب طراحی شده است و امروز یکی بعد از دیگری به اجرا در می اید یعنی از زمانی که امریکا نتوانست از نظر سیاسی و ایدئولوژی این دو کشور را تحت سیطره خود در اورد و انها نه تنها بر استقلال خود پافشاری کردند بلکه در اکثر موارد با طرح ها ونقشه های امریکا مخالفت هم داشتند و مخصوصا مانور نظامی مشترک چین و روسیه در چند سال قبل که حسابی امریکا را ملتهب ساخت.
حملات تبلیغاتی و سیاسی امریکا که اساسا با دروغ و متهم سازی و پاپوش درست کردن برای کشورهای مخالف گره خورده همیشه در خط مقدم اقدامات کاخ سفید دارد تا زمینه و بهانه های لازم برای تهاجم هایی از نوع دیگر را فراهم اورد. تبلیغاتی که در ان امریکا جامه قانونمندی پوشیده و با سوء استفاده از سازمان های حقوقی و نظارتی بین المللی انها را پشتوانه نقشه و توطئه های خود قرار می دهد. متاسفانه امروز این سازمان ها در مواقع حساس با امریکا همراهی می کنند و برای اقدامات ضد امنیتی و ضد بشری ان جواز های قانون مابانه ای درست میکنند که ضمن وجیه جلوه دادن امریکا، دست ان را برای هرگونه اقدام غیر قانونی علیه کشورهای دیگر باز می گذارد. مثلا در همین قضیه مقابله با روسیه و چین، امریکا از طریق همین سازمان های بحساب قانونی جهانی توانسته است بعض کشورها را با خود همراه کند و نیروی ائتلاف تشکیل دهد در ان حال که نه برای روسیه و نه برای چین برگه اتهامی واقعی وجود نداشته و متهم سازی بر اساس پرونده سازی هایی انجام می شود که محتوای ان واقعیت ندارد.
بهر حال امروز لبه این حمله این جنگ تبلیغاتی متوجه چین شده و امریکاییان ان را متهم به بر هم زدن صلح و ثبات در شرق اسیا و در دریای جنوبی چین می کنند انهم از دهان یکی فرمانده ناوگان جنگی امریکا که از انطرف دنیا به این قسمت از اسیا امده است!
مسلما چین با وجود شکوفایی بزرگ صنعتی و اقتصادی که در دنیا دارد تمابلات تنش امیز و جنگ طلبانه ای ندارد و فعالیت های ان هم در دریای جنوب چین صرفا اقدامات عمرانی معمولی برای ساخت جزایری مصنوعی و یا اکتشاف منایع نفتی در محدوده قانونی مرزهای خود بوده است و امریکا ان را حربه اتهامی علیه چین قرار داده و به این بهانه و بهانه های دیگر بعض کشورهای ان منطقه از اسیا را علیه چین شورانده است. همانطور که در ابتدا هم عرض شد نقشه کلی امریکا محاصره روسیه و چین توسط کشورهای دیگر است. البته روسیه تا به امروز توانسته است با قاطعیت و برندگی مقابل امریکا و کشورهای تابعه اش بایستد و اجازه ندهد که انها قدرت و اختیارات قانونی ان را محدود کنند و البته شاید چین هم بزودی مجبور شود در این اوضاع و احوال از حقوق قانونی خود دفاع کرده و از توان و قدرت دفاعی خود در مقابل تهدیدات و عوامل تهدید رونمایی کند.
لابد دوستان گرامی اصل قضیه را حدس می زنند و ان نقشه کلی امریکا در محدود کردن تحرکات دو قدرت بزرگ اسیایی یعنی روسیه و چین و منزوی و مهجور کردن انها در صحنه های سیاسی و بین المللی و حتی مرزی است.
بر طبق اخبار رسانه های خاریجی اخیرا امریکا حملات تبلیغاتی و سیاسی خود در دریای جنوب چین علیه این کشور را شروع کرده است و بعض کشورهای مستعد ان منطقه را علیه ان تحریک کرده و روابط فی مابین را رو به وخامت و تنش پیش می برد. از جمله کشورهایی شرکت کننده در برنامه محصور کردم کشور چین استرالیا، ژاپن ( که ریشه خصومت دیرینه با چین دارد) مالزی، تایوان ( امریکا قرار است تعدادی کشتی جنگی به ان بدهد) کره جنوبی و حتی طبق خبر یکی از رسانه های خارجی ویتنام است (گمان نمی کنم ویتنام شمالی باشد که بیست و اندی سال مورد هجوم ارتش امریکا قرار داشت و شاید ویتنام جنوبی باشد که با امریکا در ان جنگ همراهی می کرد) . البته شاید کشورهای دیگر هم باشند که من اطلاع بیشتری ندارم.
ظاهرا قضیه از انجا شروع می شود که چین در دریای جنوبی خود مشغول ساخت جند جزیره مصنوعی است و همچنین اقداماتی هم برای دریلینگ و اکتشافات نفتی داشته است و از جانبی هم همانطور که دوستان اطلاع دارند ژاپن بزرگترین پایگاه امریکا در همجواری محل های فعالیت چینی ها قرار دارد که سبب ناراحتی امریکا شده است طوریکه تا بحال چندین بار ناوهای امریکایی بطور تحریک امیزی به جزایر مذکور نزدیک شده اند اما امریکا ادعا کرده است که ان ناوها از مسیرهای بین المللی تردد کشتی ها تخطی نکرده اند. اما بنظر من قضیه فراتر از این هاست و ایجاد تنش اخیر با چین در اساس بخشی از یک نقشه بزرگ برای محاصره کردن کشور بزرگ اسیایی روسیه و بعد از ان چین است که از سال ها قبل توسط غرب طراحی شده است و امروز یکی بعد از دیگری به اجرا در می اید یعنی از زمانی که امریکا نتوانست از نظر سیاسی و ایدئولوژی این دو کشور را تحت سیطره خود در اورد و انها نه تنها بر استقلال خود پافشاری کردند بلکه در اکثر موارد با طرح ها ونقشه های امریکا مخالفت هم داشتند و مخصوصا مانور نظامی مشترک چین و روسیه در چند سال قبل که حسابی امریکا را ملتهب ساخت.
حملات تبلیغاتی و سیاسی امریکا که اساسا با دروغ و متهم سازی و پاپوش درست کردن برای کشورهای مخالف گره خورده همیشه در خط مقدم اقدامات کاخ سفید دارد تا زمینه و بهانه های لازم برای تهاجم هایی از نوع دیگر را فراهم اورد. تبلیغاتی که در ان امریکا جامه قانونمندی پوشیده و با سوء استفاده از سازمان های حقوقی و نظارتی بین المللی انها را پشتوانه نقشه و توطئه های خود قرار می دهد. متاسفانه امروز این سازمان ها در مواقع حساس با امریکا همراهی می کنند و برای اقدامات ضد امنیتی و ضد بشری ان جواز های قانون مابانه ای درست میکنند که ضمن وجیه جلوه دادن امریکا، دست ان را برای هرگونه اقدام غیر قانونی علیه کشورهای دیگر باز می گذارد. مثلا در همین قضیه مقابله با روسیه و چین، امریکا از طریق همین سازمان های بحساب قانونی جهانی توانسته است بعض کشورها را با خود همراه کند و نیروی ائتلاف تشکیل دهد در ان حال که نه برای روسیه و نه برای چین برگه اتهامی واقعی وجود نداشته و متهم سازی بر اساس پرونده سازی هایی انجام می شود که محتوای ان واقعیت ندارد.
بهر حال امروز لبه این حمله این جنگ تبلیغاتی متوجه چین شده و امریکاییان ان را متهم به بر هم زدن صلح و ثبات در شرق اسیا و در دریای جنوبی چین می کنند انهم از دهان یکی فرمانده ناوگان جنگی امریکا که از انطرف دنیا به این قسمت از اسیا امده است!
مسلما چین با وجود شکوفایی بزرگ صنعتی و اقتصادی که در دنیا دارد تمابلات تنش امیز و جنگ طلبانه ای ندارد و فعالیت های ان هم در دریای جنوب چین صرفا اقدامات عمرانی معمولی برای ساخت جزایری مصنوعی و یا اکتشاف منایع نفتی در محدوده قانونی مرزهای خود بوده است و امریکا ان را حربه اتهامی علیه چین قرار داده و به این بهانه و بهانه های دیگر بعض کشورهای ان منطقه از اسیا را علیه چین شورانده است. همانطور که در ابتدا هم عرض شد نقشه کلی امریکا محاصره روسیه و چین توسط کشورهای دیگر است. البته روسیه تا به امروز توانسته است با قاطعیت و برندگی مقابل امریکا و کشورهای تابعه اش بایستد و اجازه ندهد که انها قدرت و اختیارات قانونی ان را محدود کنند و البته شاید چین هم بزودی مجبور شود در این اوضاع و احوال از حقوق قانونی خود دفاع کرده و از توان و قدرت دفاعی خود در مقابل تهدیدات و عوامل تهدید رونمایی کند.