عادت عاشقی برای شما
ارسال شده: یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۵, ۴:۰۴ ب.ظ
می خواهم مانند برگ های رنگ پریده که به هوس بوسه بادهای تازه از راه ناکجا رسیده ، دل از درخت می برند ، از عادات شما دل ببرم و بروم با هر چه تازه
است و همسفر راه های نرسیدن شوم که تا انتهای ناکجای آمدن های بی برگشت کشیده شده.
می خواهم همین جای خستگی ، اندکی صبر کنم و پشت به این همه راه آمده و باز آمده ، چشم بر عادات شما ببندم تا در دورهای یک خواب ساده و خیس بیدار
شوم.
دلم پی آخرین روز ماندن می گردد و قطره های گم شده باران...اینجا از هیچ دستی گرما به دستم نمی رسد ؛ عاشق شدن برای دست ها عادت شده !قلب ها
عادت کرده اند همیشه برای کسی بتپند...چشم ها عادت کرده اند به دیدن نقاب ها و گوش ها به شنیدن دروغ ها... اینجا حتی آفتاب هم به هر روز آمدن و
تابیدن عادت کرده است.
عادت عاشقی بماند برای شما ، همان دلهره آوارگی جاده های به دنیا چسبیده مرا بس است...بگذار حتی آفتاب فراموشم کند.
susan
است و همسفر راه های نرسیدن شوم که تا انتهای ناکجای آمدن های بی برگشت کشیده شده.
می خواهم همین جای خستگی ، اندکی صبر کنم و پشت به این همه راه آمده و باز آمده ، چشم بر عادات شما ببندم تا در دورهای یک خواب ساده و خیس بیدار
شوم.
دلم پی آخرین روز ماندن می گردد و قطره های گم شده باران...اینجا از هیچ دستی گرما به دستم نمی رسد ؛ عاشق شدن برای دست ها عادت شده !قلب ها
عادت کرده اند همیشه برای کسی بتپند...چشم ها عادت کرده اند به دیدن نقاب ها و گوش ها به شنیدن دروغ ها... اینجا حتی آفتاب هم به هر روز آمدن و
تابیدن عادت کرده است.
عادت عاشقی بماند برای شما ، همان دلهره آوارگی جاده های به دنیا چسبیده مرا بس است...بگذار حتی آفتاب فراموشم کند.
susan