صفحه 1 از 1

پاسخی به شعر جعلی منتسب به فردوسی

ارسال شده: دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵, ۱۱:۵۸ ق.ظ
توسط bamn
  با عرض سلام مجدد خدمت دوستان گرامی .

چندین سال است شعری جعلی را به نام شاعر بزرگ فردوسی در اینترنت و فضای مجازی منتشر نموده و باعث گمراهی عده ایی شده اند . اخیراً هم مجدداً دست به دست شدن این دروغ بزرگ در شبکه های اجتماعی افزایش یافته است و در بین دوستان و آشنایان هم دیده ام کسانی را که این شعر را باور کرده اند .

بنابراین بر آن شدم تا با کمک جستجو در چند سایت و همچنین جستجویی که شخصاً در یک نسخه قدیمی از شاهنامه (چاپ زمان پهلوی و با مقدمه مرحوم محمد علی فروغی) انجام دادم ، به این دروغ بزرگ پاسخ دهم .

اما ابتدا خود این شعر جعلی :

 
      چو بخت عرب بر عجم چیره گشت همه روز ایرانیان تیره گشت  

   جهان را دگرگونه شد رسم و راه تو گویی نتابد دگر مهر و ماه  

   ز می نشئه و نغمه از چنگ رفت ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت  

   ادب خوار گشت و هنر شد وبال به بستند اندیشه را پر و بال  

   جهان پر شد از خوی اهریمنی زبان مهر ورزیده و دل دشمنی  

   کنون بی غمان را چه حاجت به می کران را چه سودی ز آوای نی  

   که در بزم این هرزه گردان خام گناه است که در گردش آریم جام  

   بجایی که خشکیده باشد گیاه هدر دادن آب باشد گناه  

   چو با تخت منبر برابر شود همه نام بوبکر و عمر شود  

   ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار  

   که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو  

   هر که باشد ، بر من دشمن است کژ اندیش و بدخویی و اهریمن است (*)  

   دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود ..    



  (*) - در نسخه های قدیمی این شعر جعلی بیت دوازدهم وجود ندارد و اخیراً به آن اضافه شده است!!!  

 و اما ، دلایل جعلی بودن این شعر به نقل از سایت های مختلف : 

 سال 1389 آقای هادی انصاری در وبلاگ " [External Link Removed for Guests] " به این شعر پرداخته و مواردی را مطرح نموده که به عنوان خلاصه برخی چنین هستند : 

 - بیت شعر " دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود " در بخش " رزم کاووس با شاه هاماوران " آمده است و ربطی به جنگ یزدگرد و اعراب ندارد . 

 - فردوسی در هیچ کجای شاهنامه از کلمه " تفو " استفاده نکرده است . 

 - فردوسی در بخش دوم از پادشاهی یزدگرد سروده است : " چو با تخت منبر برابر کنند همه نام بوبکر و عمر کنند " . اما جاعل یا جاعلان ضمن استفاده از این بیت در شعر بالا به جای فعل کنند ، شود استفاده کرده اند تا معنای ضد دینی به آن بدهند  

 سال 1393 یکی از کاربران سایت " [External Link Removed for Guests] " درباره صحت این ابیات پرسیده و تعداد دیگری از کابران به آن پاسخ داده اند که جالب توجه ترین پاسخ بطور خلاصه چنین است : 

 - دو بیت " ز شیر شتر ... " و " که تاج کیانی ... " در برخی نسخه های شاهنامه و در بخش " الحاقی " آخر کتاب دیده می شوند (برخی گردآورندگان شاهنامه از جمله خود آقای فروغی چنین بخشی را به آخر شاهنامه اضافه کرده و اشعار و ابیاتی را که تصور می کردند متعلق به فردوسی است اما در اصل شاهنامه نیاورده را به عنوان الحاقیات اضافه نموده اند) . اما واقعیت این است که منشا اصلی این دو بیت به کتاب " قصه حمزه " باز می گردد که از جمله آثار منظوم قدیمی ادبیات فارسی است و با نام هایی مثل حمزه نامه ، رموز حمزه و حمزه صاحب قرآن هم شناخته شده است . مرحوم دکتر جعفر شعار در نسخه حمزه نامه ایی که سال 1347 در دو جلد گردآوری و منتشر نمود اصل این دو بیت را به این گونه آورده است : 

  به شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را بدین جا رسیده ست کار 
 که ملک عجم شان کند آرزو تهو باد بر چرخ گردان تهو!  
 در این داستان عربی حمزه نام به دربار خسرو انوشیروان راه یافته و بخاطر لیاقتی که از خود نشان می دهد ارتقا می یابد اما دشمنان و بدخواهانش که از وی پیش خسرو گله می کنند این ابیات را به کار می برند . اما ظاهراً عده ایی عمداً یا سهواً و با تغییر این ابیات آن را به شاهنامه فردوسی منصوب نموده اند! 

 موارد دیگری را هم می توان مثال زد که از حوصله این مطلب خارج بوده و راه دسترسی به آنها یک سرچ ساده می باشد . 

 اما بنده شخصاً ابیاتی را از نسخه شاهنامه ذکر شده استخراج نموده ام تا با روحیه و نظر واقعی فردوسی درباره اعراب و اسلام آشناتر گردید . ابیاتی که اتفاقاً برخلاف ادعای روشنفکران ضد دین و غربگرا ، در سال های اخیر خیلی هم نادیده گرفته می شوند و بسیاری از جوانان اطلاع ندارند شاعر بزرگشان چنین ابیاتی را سروده است . همانطور که گفتم نسخه شاهنامه مورد استفاده بنده که متعلق به پدرم می باشد با مقدمه مرحوم محمد علی فروغی (از رجال سیاسی معروف دوره پهلوی و از چهره های شناخته شده حلقه فراماسونری در ایران) و چاپ دوره پهلوی است و شائبه جعل و دستکاری در آن پس از پیروزی انقلاب اسلامی قابل قبول نمی باشد! 

 فردوسی در مقدمه شاهنامه و در مدح پیامبر و اصحابش چنین سروده است : 

  چو خواهی که یابی زهر بد رها سر اندر نیاری بدام بلا 
 بوی در دو گیتی زبد رستگار نکو نام باشی بر کردگار 
 بگفتار پیغمبرت راه جوی دل از نیرنگها بدین آب شوی 
 تو را دین و دانش رهاند درست ره رستگاری ببایدت جست 
 چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی خداوند امر و خداوند نهی 
 که خورشید بعد از رسولان مه نتابد بر کس ز بوبکر به 
 عمر کرد اسلام را آشکار بیاراست گیتی چو باغ بهار 
 پس از هر دو آن بود عثمان گزین خداوند شرم و خداوند دین 
 چهارم علی بود جفت بتول که او را بخوبی ستاید رسول 
 که من شهر علمم علیم درست درست اینسخن گفت پیغمبر است 
 گواهی دهم کاینسخن را از اوست تو گویی دو گوشم بر آواز اوست 
 بدان باش کو گفت زو بر مگرد چو گفتار و رایت نیارد بدرد 
 علی را چنین گفت و دیگر همین کز ایشان قوی شد بهرگونه دین 
 نبی آفتاب و صحابان چو ماه بهم نسبتی یکدیگر راست راه 
 حکیم این جهانرا چون دریا نهاد برانگیخته موج ازو تندباد 
 چو هفتاد کشتی بر او ساخته همه بادبانها برافراخته 
 یکی پهن کشتی بسان عروس بیاراسته همچو چشم خروس 
 محمد بدو اندرون با علی همان اهل بیت بنی و وصی 
 و ...  
 در اواخر شاهنامه و در آخرین بخش های مربوط به خسرو انوشیروان فردوسی به خواب عجیب خسرو می پردازد و از زبان بوزرجمهر حکیم خواب را چنین تعبیر می نماید : 

  از آنپس چنین گفت بوذرجمهر که ای رای تو برتر از ماه و مهر 
 نگه کردم این خواب را سر بسر تو اندر جوابش شگفتی نگر 
 از این روز در تا چهل سال بیش نهد مردی از تازیان پای پیش 
 که در پیش گیرد ره راستی به پیچد زهر کژی و کاستی 
 بهم بر زند دین زرتشت را بمه چون نماید سر انگشت را 
 بدو نیمه گردد از انگشت وی بکوشش نبیند کسی پشت وی 
 جهود و مسیحی نماند بجای درآرد همه دین پیشین ز پای 
 بتخت سه پایه برآید بلند دهد مر جهان را بگفتار پند 
 و ....  
 اما در بخش مربوط به سلطنت یزدگرد سوم و هنگامی که برای اولین بار به یورش اعراب به ایران اشاره می کند با این ابیات آغاز می نماید که معنایی دو پهلو دارند و می توان آنها را به هر دو شکل متضاد تعبیر نمود ، لیکن سراینده شعر جعلی باز بخش هایی از آن را با تغییر در شعر خود استفاده کرده تا معنا کاملاً آنگونه که خود می خواهد شود : 

  چنان بد کجا سر فراز عرب که از تیغ او روز گشتی چو شب 
 عمر آنکه بد مومنان را امیر ستوده و را خالق بی نظیر 
 گزین سعد وقاص را با سپاه فرستاد تا رزم جوید ز شاه 
 چو بخت عرب بر عجم چیره شد همی بخت ساسانیان تیره شد 
 بر آمد ز شاهان جهان را قفیز نهان شد زر و گشت پیدا پشیز 
 همان زشت شد خوب و شد خوب زشت شده راه دوزخ پدید از بهشت 
 دگرگونه شد چرخ گردون بچهر از آزادگان پاک ببرید مهر 
 و ...  
 حکیم فرزانه در پایان شاهنامه توضیحاتی درباره انگیزه ها و سختی های سرودن این اثر بزرگ می دهد که این چهار بیت آخر هم بخشی از آن است : 

  از آن نامور نامداران شهر علی دیلمی بود کو راست بهر 
 که همواره کارم بخوبی روان همیداشت آن مرد روشنروان 
 حسین قتیب است از آزادگان که از من نخواهد سخن رایگان 
 ازویم خور و پوشش و سیم و زر ازو یافتم جنبش و پا و پر   

Re: پاسخی به شعر جعلی منتسب به فردوسی

ارسال شده: دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵, ۱۱:۱۴ ب.ظ
توسط ho3ein2000
:razz: با سلام و سپاس
ای بسی مسرت و خوشحالی هست که هنوز
چون شما غیرتمندانه از تاریخ و هویت میهن
عزیزمان ایران دفاع میکنید :razz: