حاکم ظالم/ حریص،،،طماع
ارسال شده: چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷, ۴:۳۵ ب.ظ
حاکم ظالم/ حریص،،،طماع
ظالم بر قدرت حریص و بر ثروت طمع دارد.
ظلم در مقابل عدل است یعنی چیزی را در غیر محل مناسب خودش قراردادن که حقش نبوده است. مفهوم وسیع این اصطلاح هرگونه انحراف و تغییر موضع هر ماهیت، اعمال و صفات و عقاید راشامل میشود.
ظلم، قراردادن امری در غیر جایی است که لایق او میباشد، حالا چه به کمی و نقصان باشد و چه به زیادت و فرونی. خداوند ظالمین و ستمگران را دوست ندارد هر چند که ایشان بر این ادعا اصرار داشته باشند.
حرص و طمع از علائم ظلم هستند؛
يکی از بيماريهای اخلاقی حرص و طمع است. حرص آن است که آدمی بيش از آنچه نياز اوست جمع کند و از آنچه دارد احساس سيری و بينيازی نکند. اين صفت يکی از شعب حب دنيا و پیروی از اهریمن است.
طمع آن است که آدمی بر اموال و حتی جان ديگران چشم داشته باشد.
و حرص به معنای باختن ماهیتی کم ارزش در برابر ضايع نمودن ماهیتی با ارزش است.
چون انسان طمعکار، اگر چه ممکن است در سايه طمع، به قدرت و ثروت دست پيدا کند ولی در مقابل آن خيلی از ماهیتهای مهّم را از دست داده یا زیر پا میگذارد.
حرص بيابانی است بيانتهاء، که هرکس در آن گرفتار شود هيچ وقت سير نخواهد شد.
حريص، اگر از عمر صد سالهاش هشتاد سال عمرکرده باشد باز امیدی جز آزمندی ندارد یعنی با آنکه مال بسيار دارد که هزار سال خرج کند تمام نمیشود ولی همچنان زراندوزی پیشه کرده و به هيچکس رحم نمیکند و چون در قدرت باشد هر لحظه در اندیشه توسعه آن بر آید با آنکه یقین دارد از عهده کنترل آن برنیآید.
حریص طماع را اگر دو کوه طلا باشد باز کوه سوّمی را میخواهد و آزمندی او را هيچ چيز پر نمیکند مگرخاک گور. و چون به قدرت رسد نتواند کسی را برتر از خود ببیند و بر این آرزو و اندیشه جنایتها و خیانتها کند تا به سختی جان سپارد و ننگ خبائث را به دوش کشد.
آزمندی همانند آب درياى شور است كه هرچه بيشتر بنوشى، بيشتر تشنه شوى.
مؤمن آگاه داند كه دنيا زوال پذير و عمر، محدود است پس به میزان منزلت خود، اوقات و فرصت و توانايىاش را معطوف به خداوند، سازد و در مسیر انسان ماندن ساعی و کوشا ماند، و اين باور مانع از اين میشود، به دنيا حرص بورزد.
تمام خير آنست که در قطع طمع از حرص دنیا باشد و هرگز چيزی از مردم توقع نداشته و تمام کارش را بخدا بسپارد، که خدای متعال در تمام کارهايش او را اجابت خواهدکرد.
حاجت خواستن از حق مردم از دست دادن عزت و حياء است قطع طمع از آنچه که در دست مردم و حقوق ایشان است عزت انسان و حافظ اعتقاد اوست. و طمع بر آن فقر حاضر است.
عاقل وارسته از آنچه در دست مردم است نااميد باشد و همين، بینيازى، ثروت پاینده برای اوست. از طمع بپرهيزد زيرا طمع فقر حاضر براى اوست."
"و دورترين حالتى كه بنده از پرودگار پيدا كند وقتى است كه او جز به قدرت عطش و به ثروت شهوت نورزد.
مثل حريص به مانند كرم است، که بر گرد خود بی محابا میتند با این تفاوت که پروانه شدن را و دل کندن از آن پلیه را به دست فراموشی سپرده تا نهایت در تنیده خود در غمی جانکاه، ژرف و بی انتها هلاک شود.
از مصادق دیگر ظلم ترویج گرفتن ربا است.
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید، و آنچه از مطالبات ربا باقی مانده، رها کنید اگر ایمان دارید! اگر چنین نمیکنید، بدانید خدا و رسولش، با شما پیکار خواهند کرد! و اگر توبه کنید، سرمایههای شما، از آنِ شماست. اصل سرمایه خویش را، بدون سود ربا بردارید و بهره و ربا را واگذارید، در این صورت نه ستم میکنید، و نه بر شما ستم وارد میشود». و بدانید که خداوند ربا گیرنده و ربا دهنده و کاتب ربا، هر سه را لعنت کرده حتی اگر معذور و مامور به آن باشند.
مومن ایمان دارد که روزی دست خداست و زیاده بر روزی یا حرص و طمع باشد یا امانت، که طمع را آتش پاداش باشد و امانت را رد امانت، پس رباخوار ملکیتش نسبت به اصل مال امضا شده و گرفتن ربا برایش ظلم است.
انسان ظالم را سه نشانه باشد؛
مافوق بر خویش را نافرمانی کند؛ حتی اگر خدا و رسول خدا باشند،
به زیردستانش زور گوید حتی اگر مطاع بر ظلم او باشند،
و با دیگر ستمکاران همراهی نماید حتی اگر اهریمنان باشند و دشمن».
تحریف و دروغ ساختن از آیات الهی؛ گناه و از دیگر نشانههای ظلم است: «و کسانی که آیات پروردگار را تحریف کردند و حق را از جایگاه خود درو نمودند به خاطر ظلم و گناه، هلاک خواهند شد.
آنچه را که از مردم به قهر و ستم یا به تزویر و ریا ربودهاید به ایشان باز ستانید و حق را به جایگاه خود برگردانید چراکه هرگز مالک آن نبودهاید و بر ظلم اصرار نورزید که بلا شک و تردید سرانجام تمام امور به دست خداست و ظالم جز بر اهریمن تمسک نمیجوید.
ظلم به واسطه حرص و طمع سبب توسعه و اشاعه فساد میگردد و قبح انواع فساد در سایه ظلم شکسته شده، پس اخلاق خفیف گردد و انسانیت گلد مال گردد و وجدان بمیرد.
و دیگر هیچ نماند.
313
@behkamiyan
ظالم بر قدرت حریص و بر ثروت طمع دارد.
ظلم در مقابل عدل است یعنی چیزی را در غیر محل مناسب خودش قراردادن که حقش نبوده است. مفهوم وسیع این اصطلاح هرگونه انحراف و تغییر موضع هر ماهیت، اعمال و صفات و عقاید راشامل میشود.
ظلم، قراردادن امری در غیر جایی است که لایق او میباشد، حالا چه به کمی و نقصان باشد و چه به زیادت و فرونی. خداوند ظالمین و ستمگران را دوست ندارد هر چند که ایشان بر این ادعا اصرار داشته باشند.
حرص و طمع از علائم ظلم هستند؛
يکی از بيماريهای اخلاقی حرص و طمع است. حرص آن است که آدمی بيش از آنچه نياز اوست جمع کند و از آنچه دارد احساس سيری و بينيازی نکند. اين صفت يکی از شعب حب دنيا و پیروی از اهریمن است.
طمع آن است که آدمی بر اموال و حتی جان ديگران چشم داشته باشد.
و حرص به معنای باختن ماهیتی کم ارزش در برابر ضايع نمودن ماهیتی با ارزش است.
چون انسان طمعکار، اگر چه ممکن است در سايه طمع، به قدرت و ثروت دست پيدا کند ولی در مقابل آن خيلی از ماهیتهای مهّم را از دست داده یا زیر پا میگذارد.
حرص بيابانی است بيانتهاء، که هرکس در آن گرفتار شود هيچ وقت سير نخواهد شد.
حريص، اگر از عمر صد سالهاش هشتاد سال عمرکرده باشد باز امیدی جز آزمندی ندارد یعنی با آنکه مال بسيار دارد که هزار سال خرج کند تمام نمیشود ولی همچنان زراندوزی پیشه کرده و به هيچکس رحم نمیکند و چون در قدرت باشد هر لحظه در اندیشه توسعه آن بر آید با آنکه یقین دارد از عهده کنترل آن برنیآید.
حریص طماع را اگر دو کوه طلا باشد باز کوه سوّمی را میخواهد و آزمندی او را هيچ چيز پر نمیکند مگرخاک گور. و چون به قدرت رسد نتواند کسی را برتر از خود ببیند و بر این آرزو و اندیشه جنایتها و خیانتها کند تا به سختی جان سپارد و ننگ خبائث را به دوش کشد.
آزمندی همانند آب درياى شور است كه هرچه بيشتر بنوشى، بيشتر تشنه شوى.
مؤمن آگاه داند كه دنيا زوال پذير و عمر، محدود است پس به میزان منزلت خود، اوقات و فرصت و توانايىاش را معطوف به خداوند، سازد و در مسیر انسان ماندن ساعی و کوشا ماند، و اين باور مانع از اين میشود، به دنيا حرص بورزد.
تمام خير آنست که در قطع طمع از حرص دنیا باشد و هرگز چيزی از مردم توقع نداشته و تمام کارش را بخدا بسپارد، که خدای متعال در تمام کارهايش او را اجابت خواهدکرد.
حاجت خواستن از حق مردم از دست دادن عزت و حياء است قطع طمع از آنچه که در دست مردم و حقوق ایشان است عزت انسان و حافظ اعتقاد اوست. و طمع بر آن فقر حاضر است.
عاقل وارسته از آنچه در دست مردم است نااميد باشد و همين، بینيازى، ثروت پاینده برای اوست. از طمع بپرهيزد زيرا طمع فقر حاضر براى اوست."
"و دورترين حالتى كه بنده از پرودگار پيدا كند وقتى است كه او جز به قدرت عطش و به ثروت شهوت نورزد.
مثل حريص به مانند كرم است، که بر گرد خود بی محابا میتند با این تفاوت که پروانه شدن را و دل کندن از آن پلیه را به دست فراموشی سپرده تا نهایت در تنیده خود در غمی جانکاه، ژرف و بی انتها هلاک شود.
از مصادق دیگر ظلم ترویج گرفتن ربا است.
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید، و آنچه از مطالبات ربا باقی مانده، رها کنید اگر ایمان دارید! اگر چنین نمیکنید، بدانید خدا و رسولش، با شما پیکار خواهند کرد! و اگر توبه کنید، سرمایههای شما، از آنِ شماست. اصل سرمایه خویش را، بدون سود ربا بردارید و بهره و ربا را واگذارید، در این صورت نه ستم میکنید، و نه بر شما ستم وارد میشود». و بدانید که خداوند ربا گیرنده و ربا دهنده و کاتب ربا، هر سه را لعنت کرده حتی اگر معذور و مامور به آن باشند.
مومن ایمان دارد که روزی دست خداست و زیاده بر روزی یا حرص و طمع باشد یا امانت، که طمع را آتش پاداش باشد و امانت را رد امانت، پس رباخوار ملکیتش نسبت به اصل مال امضا شده و گرفتن ربا برایش ظلم است.
انسان ظالم را سه نشانه باشد؛
مافوق بر خویش را نافرمانی کند؛ حتی اگر خدا و رسول خدا باشند،
به زیردستانش زور گوید حتی اگر مطاع بر ظلم او باشند،
و با دیگر ستمکاران همراهی نماید حتی اگر اهریمنان باشند و دشمن».
تحریف و دروغ ساختن از آیات الهی؛ گناه و از دیگر نشانههای ظلم است: «و کسانی که آیات پروردگار را تحریف کردند و حق را از جایگاه خود درو نمودند به خاطر ظلم و گناه، هلاک خواهند شد.
آنچه را که از مردم به قهر و ستم یا به تزویر و ریا ربودهاید به ایشان باز ستانید و حق را به جایگاه خود برگردانید چراکه هرگز مالک آن نبودهاید و بر ظلم اصرار نورزید که بلا شک و تردید سرانجام تمام امور به دست خداست و ظالم جز بر اهریمن تمسک نمیجوید.
ظلم به واسطه حرص و طمع سبب توسعه و اشاعه فساد میگردد و قبح انواع فساد در سایه ظلم شکسته شده، پس اخلاق خفیف گردد و انسانیت گلد مال گردد و وجدان بمیرد.
و دیگر هیچ نماند.
313
@behkamiyan