صفحه 1 از 1

سیلی در راه است!!!

ارسال شده: چهارشنبه ۶ تیر ۱۳۹۷, ۴:۳۶ ب.ظ
توسط behkamiyan
سیلی در راه است!!!
باور دارم که در نهایت هر تدبیر سوء آدمی، مقهور خواست الهی خواهد شد.
باور دارم هر جریان مسیر خود را می‌پوید و می‌یابد و هیچ سدی تا بی‌نهایت نمی‌تواند باعث انسداد جریان و سیر طبیعی باشد.
نور، گرما، آب، باد، ریشه، اندیشه، جامعه و هر جریان دیگری بالاخره مسیر خود را می یابد و راه خود را می‌شکافد.
و اما بعد؛
آب آزاد و رها در جویبار جاری بود.
مسیرش را، خود می‌یافت و خود هموار می‌ساخت.
گاه با جوش‌ خروش و گاه با آرامش ره می‌پیمود.
از نعمت وجودش همگان بهره داشتند و او را از کسی دریغ نبود.
زمین، دشت و دمن ؛
سبزه، درخت، گل و ریحان، و حتی علفهای هرز.
پرنده و چرنده، آهو و شیر ، گرگ و آدمی
و حتی کرکس، شغال و کفتار، همه از آن بهره می‌بردند.
و آب سخاوتمندانه رودها را تا آخرین نهر‌ها و جوی‌ها برای رسیدن به نیازمندانش در می‌نوردید.
کم بود، بیش بود، اما هر چه بود واقعی بود،
گاه کم آبی بیداد می‌کرد و گاه خشکسالی می‌سوزاند اما همیشه امید جاری شدن دوباره آب، خود زندگی بخش بود.
هرآنچه بود خوب بود چون حق، زلال و صادق بود، حتی اگر گاهی هرز می‌رفت.
به ناگاه کسانی آمدند با شعار اصلاح مسیر آب از هرز رفتن و تبذیر، شعار دادند بر ضد هرزگی آب و برخورداری علفهای هرز و شغالان و کرکسان و محرومیت بیابان،
گفتند این هرزگی نه خدایست و نه مشروع.
پس بسیاری را با خود همراه کردند به ساختن سد بر سر راه جریان آب.
آب از روی سد سرریز کرد تا جاری شود، پس هر بار بر ارتقاع آن افزودند. تا دیگر جریان آب پاک و زلال به هر سو که خواست نتواند جاری شود، بکله به آنسو که پاسدارن سد می‌خواستند و اراده می‌نمودند بایست می‌رفت؛"سکون مطلق"!
آب صبوری کرد و در پشت سد ماند و جمع شد و دیگر جاری نبود،
قدرت می یافت اما جوش و خروش نداشت، پس از واماندگی و سکون، اندک اندک رو به فساد نهاد. و هر سال بر قدرت پنهانش و هم بر فساد و تعفن آن افزون می‌گردید.
و نگهبانان سد مانع بر جاری شدنش، مصرتر.
آب از گندیدگی و فساد به شکوه آمد، اما پاسخ شنید که این فساد در ذات توست و نه در واماندگی در پشت سد،
پس به تطهیر آب به هر روش رضایت دادند جز جاری شدن. و آنقدر بر این ادعا ثابت ماندند و اصرار کردند و بر سر آب کوفتند که آب فراموش کرد جاری بودن و فریاد آزادگی را در تلاطم تند آبها، که زمانی فرح بخش ذات او بود.
از پس زمان و توقف آب در پشت سد فشار‌ هر روز بیشتر می‌گشت و از پس فشار به ناگاه منافذی در سد ایجاد گردید و آب را لذت جاری بودن به یاد انداخت. اما پاسداران سد که انحصار کنترل آب را داشتند به سرعت دست به کار شده منافذ را مسدود ساختند.
تا آب را که روزنه امیدی یافته بود با بستن منافذ ناامید نمایند. و در پاسخ به آب که اعتراض خود را پیگیری می‌کرد که این منافذ از فشار زیاد انباشتگی و فساد بوجود آمده و حق اوست حداقل به همین میزان اندک جاری شود با قدرت و انسداد شدیدتر پاسخ دادند.
منافذ را نه از انباشتگی و واماندگی آب پشت سد، بلکه به ایجاد روزنه‌ توسط موشهای کثیف نسبت دادند و توطئه آنها برای شکستن سد خواندند. و بر سر آب کوفتند که چرا با موشهای کثیف همراهی کرده تا روزنه‌ها را باز کند تا چون گذشته خود سر به هرزگی بگذارد.
سد را محکم‌تر نمودند و امید به جاری شدن دوباره را به یاس تبدیل ساختند، غافل از رشد روز افزون فساد آب و انباشتگی نیروی آن.
کسانی گفتند تا ابد نمی‌توان مانع بر جاری شدن این جریان بود، پس متهم به خیانت و دروغگوئی شدند. متهم شدند که هدف ایشان همراهی با موشهای کثیف و هرز رفتن آب به جاری شدن است.
و رسم بر این شد از آن پس هر کس صحبت از جاری شدن کرد، سرنوشت او را به سمی‌ترین قسمت گنداب انباشته در پشت سد سپارند و در لجن‌های حاشیه سد لجن‌مال و غرقش کنند تا دیگر کسی را اندیشه جاری شدن نباشد.
اما جاهل و غافل بودن از اینکه هیچ جریانی تا ابد در پشت سد راکد نمی‌ماند و در زمان خود هر سدی را خواهد شکست.
جهل و غفلت خود خواسته، از انباشت و فساد آب آنچنان شایع، محبوب و همه گیر شد که دون‌مایگی و نادانی سبب ترفیع مقام و منصب گردید.
هرچه نادان‌تر، لایق‌تر
از پس آبهایی که سالها در پشت سد مانده و اندک اندک فساد یافته بودند جریانهای زلال و نو رسیده می‌آمدند به امید جاری بودن، اما به ناگاه خود را غرق در فساد و تباهی پیشینیان می‌یافتند.
روز حادثه فرا رسید، روزی که دیگر نه سد و نه هیچکس را یارای مقاومت در برابر انبوه آب فاسد و گندیده در پشت سد نبود.
سد شکست و سیل خروشان به راه افتاد و دشت و دمن ، گل و ریحان، آهوان و پرندگان و همه تشنگان از پس سالها محرومیت با شنیدن فریاد خروش سیلاب سر بر شادی افراشتند و به استقبال آمدند.
اما آنچه بسوی ایشان رهسپار بود نه آب زلال و زندگی بخش که سیلابی از انبوه گندابهای سالها اسارت آب بود که هر چه بر سر راه خود می‌دید یا در هم می‌پیچید یا مسموم می‌ساخت.

313

@behkamiyan