كپي رايت و رعايت ان در ايران (( جالبه بخونيد))
ارسال شده: پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۵, ۱۱:۵۶ ق.ظ
اين مقاله به بحث كپي رايت و جايگاه ان در ايران ميپردازد
كپي رايت چيست؟
قانون <رعايت توليد اثر> اول بار در سال 1886 در برن سوئيس به امضا رسيد و به همين دليل معاهده برن ناميده شد تا اينكه در سال 1952 شكل امروزي خود را يافت. از سال 1967 مديريت پيمان برن بر عهده سازمان جهاني حمايت از حقوق مايملك معنوي.World Intellectalproper ty organization ياwIpo قرار گرفت.كپيرايت نوعي حفاظت قانوني از آثار چاپ شده و چاپ نشده علمي، ادبي و هنري است. اين آثار به هر صورت كه عرضه شده باشند در حالي كه داراي ماهيتي قابل درك باشند يعني ديده، شنيده و لمس شوند شامل اين حمايت خواهند بود. اگر اين اثر يك مقاله، نمايشنامه، حركت جديد يا گرافيك كامپيوتري باشد كه قابل ثبت بر كاغذ، نوار كاست، CD يا هارد كامپيوتر باشد هم شامل قانون ميشود. قانون كپيرايت به خالق اثر اجازه ميدهد تا از حقوق انحصاري تكثير، اقتباس در شيوه بيان نو (مانند به فيلم تبديل كردن يك رمان) پخش و نمايش عمومي اثر استفاده كند.
اين قانون از زماني كه اثري به شكل
ملموس به وجود بيايد شامل آن ميشود. براي مثال يك ترانهسراي ساكن آلمان اشعار خود را نوشته، نامش را امضا كرده و با گذاشتن نشانه كپيرايت C در كنار آن تاكيد ميكند كه نويسنده اشعار است سپس نوشتههايش را در پاكتي گذاشته و به آدرس خود پست ميكند.
در واقع شاهد او، تاريخ پست است حالا او با در دست داشتن اين نامه، اثر خود را در دفتر كپيرايت آلمان به ثبت ميرساند و از حقوق آن برخوردار ميشود. اين حقوق تا پنجاه سال پس از مرگ خالق اثر، اعتبار دارد!
چرا كپيرايت را نميپذيريم؟
در فرهنگ ما رعايت حقوق ديگران اهميت ويژهاي دارد همه شما شنيدهايد كه بزرگترهاي ما گفتهاند مال دزدي بركت ندارد يا مثلا مال حرام آفت مال حلال است اما از آنجا كه كشورمان به عضويت سازمان جهاني حمايت از حقوق مايملك معنوي درنيامده عملا بسياري از حقوق ديگران را ناديده ميگيريم. يك مثال ساده برايتان دارم در كامپيوترهاي همه ما برنامه >windows< وجود دارد كه پولي برايش پرداخت نشده ساير نرمافزارهايي كه استفاده ميكنيم نيز همينطور است. در واقع ما حقوق قانوني شركتهاي سازنده را به كلي ناديده ميگيريم. در حالي كه دستكم به عنوان كشوري مسلمان بايد طوري رفتار كنيم تا ديگران براي آنچه انجام ميدهيم احترام قائل باشند.
به نظر ميرسد تا زماني كه فكري به حال پيوستن به كپيرايت نكنيم وضعيت كنوني ادامه خواهد داشت اينكه چرا تاكنون كپيرايت را نپذيرفتهايم يك سئوال بيجواب است. اوايل انقلاب مسئولان بلندپايه كشور <كپيرايت> را قبول نداشتند و تكليفمان روشن بود اما حالا مخالفت خاصي وجود ندارد.و تقريبا بلاتكليف هستيم. البته يك مشكل كوچك هست و آن اينكه اگر كپيرايت را بپذيريم ديگر نميتوانيم آثار بزرگان ادب، هنر، موسيقي، طب و... را با جرح و تعديل و آنطور كه خودمان دوست داريم منتشر يا از تلويزيون پخش كنيم!
اين نكته را هم بدانيد كه قبول نداشتن حقوق مالكيت معنوي يا همان كپيرايت در حال حاضر فقط مربوط به آثار خارجي است چون در چارچوب قوانين داخلي وقتي يك ناشر، كتابي را منتشر كرد حق انحصاري خود را در صفحه اول يادآوري ميكند و اگر كسي بدون اجازه اقدام به انتشار كتاب كند سر و كارش با دادگاه و قانون است.
به عنوان مثالي ديگر موسسه رسانههاي تصويري در تمام cdها و فيلمهايش اين نكته را كه حقوق مادي و معنوي اثر، متعلق به موسسه فوق است تذكر ميدهد و راه سوء استفاده را ميبندد بنابراين ما عملا يك كپيرايت داخلي براي خودمان درست كردهايم.
جايگاه كپيرايت در اسلام
آيتا...العظمي مكارم شيرازي حق كپيرايت را براي صاحبان آثار محفوظ ميدانند بنا به نظرات ايشان چنانچه cd، فيلم، كتاب و... متعلق به يك شركت يا موسسه ايراني باشد كپيبرداري بدون اجازه از آن <حرام> است.
همين مسئله در مورد آثار خارجي نيز وجود دارد مگر در مواردي كه اثر مورد نظر متعلق به كشورها يا اشخاصي باشد كه احترام نداشته باشد مانند آمريكا و اسرائيل. بر اساس نظر آيتا... مكارم شيرازي پخش فيلم يا استفاده از cdها و نرمافزارهاي شركتهاي آمريكايي، اسرائيلي و... اشكال شرعي ندارد. در گفتگو با دفتر آيتا... در مورد صدا و سيما نيز سئوال كرديم كه پاسخ دادند چون صدا و سيما زير نظر حاكم شرع است خودشان در قراردادها مسائل را در نظر ميگيرند و ميدانند چه كاري بايد انجام دهند.
صدا و سيما چه ميكند؟
صدا و سيماي جمهوري اسلامي با قانون كپيرايت چگونه برخورد ميكند؟ از آنجا كه ما عضويت در معاهده برن را
نپذيرفتهايم و كشورهاي ديگر حقوق مالكيت معنوي توليد كنندگان ايراني را ناديده ميگيرند. صدا و سيما نيز ناچار به در نظر گرفتن حق كپيرايت برنامههاي تلويزيوني خارجي نيست و اگر بتواند راهكارهايي براي جلوگيري از پرداخت جريمه پيدا كند آثار خارجي به درد بخور را براي مردم پخش ميكند.
به عنوان مثال در مورد فيلمهاي سينمايي ميشود با به راه انداختن يك برنامه نقد و گفتگو كل فيلم را پخش كرد البته با اين شرط كه چند بار فيلم قطع شود و كارشناس هنري در مورد آن حرف بزند (مثل برنامه سينما يك) با اين ترفند ميتوان بدون پرداخت پول به تهيهكنندگان اروپايي و آمريكايي بعضي ساختههاي آنها را روي آنتن برد.
يا مثلا در مورد مسابقات فوتبال ديدهايد كه بعضا مسابقات مهم ليگهاي اروپايي تقريبا به صورت زنده پخش ميشود اما يك مربع سبز رنگ روي آرم شبكهاي كه فيلم مسابقه از آن گرفته شده قرار ميگيرد تا مشكل حقوقي پيش نيايد. به هر حال از آنجا كه خريد تمام اين مسابقات بهطور مستقيم هزينه گزافي دارد گاهي راهكارهايي براي فرار از پرداخت پول انديشيده ميشود. البته اين حدس ماست چون كسي حاضر نيست در اين رابطه حرف بزند و در مورد نحوه خريداري و پخش مسابقات فوتبال حرف بزند. به عنوان مثال وقتي با عادل فردوسيپور تماس گرفتيم و در اين رابطه پرسيديم بلافاصله گفت: <من هيچ اطلاعي در اين زمينه ندارم> و وقتي خواستم نظر شخصياش را بگويد پاسخ داد: <نميتوانم نظر بدهم!> باوركردن يا نكردن اين كه فردوسيپور در اين رابطه هيچ چيز نميداند با خودتان. براي ما پذيرفتن اين مسئله كمي دشوار بود. همانطور كه نميتوانستيم بپذيريم رسانه ملي ايرانيان هنگام پخش مستقيم مسابقات خارجي با خونسردي تمام يك يا گاهي دو كادر سبزرنگ روي صفحه بيندازد و از اين كار هيچ ابايي نداشته باشد. طبعا كساني كه اين مسابقات را با آن كادرهاي سبزرنگ ميبينند حدس ميزنند تصاوير مورد نظر خريداري نشده و متعلق به يكي از شبكههاي ماهوارهاي است. با توجه به اينكه مسئولان تلويزيون تاكنون هيچ توضيحي درباره نوآوري خود ندادهاند مردم حق دارند اينطوري فكر كنند. به هر حال اين مردم چنين اقدامي را فقط از رسانه ملي خود ديدهاند و در هيچيك از شبكههاي ماهوارهاي جز شبكههاي سخيف فارسي زبان لسآنجلسي شاهد چنين كاري نبودهاند.آيا رسانه ملي ايران بايد عملكردي مشابه شبكههاي دوزاري لسآنجلسي داشته باشد؟ آقاي ذكايي تهيهكننده برنامه گزارش ورزشي كه بسياري از مسابقات پخش زنده در برنامه او به تصوير كشيده ميشود، ميگويد نه! و ادامه ميدهد: <مستطيلهاي سبزرنگ كه روي آرم شبكهها قرار ميگيرد به اين خاطر است كه گاهي ما مسابقهاي را خريدهايم اما به دلايل فني ارتباطمان با مركز پخش فروشنده اصلي برقرار نميشود. آنموقع هم وقت كافي نداريم تا با فروشنده تماس بگيريم به همين خاطر مسابقه را به طور موقت از يك شبكه ماهوارهاي ميگيريم و علامت آن را ميپوشانيم هر وقت هم ارتباط برقرار شد مسابقه خريداري شده خودمان را روي آنتن ميفرستيم>!
از آقاي ذكايي پرسيديم اگر مشكل فني باعث رويت اين مستطيلهاي سبز ميشود چرا تقريبا هر هفته شاهد آن هستيم؟ آيا هر هفته مشكل فني روي ميدهد؟
<من شخصا زياد براي فهميدن دلايل، كنجكاوي نكردهام. ما در برنامه گزارش ورزشي فيلمها را پخش ميكنيم. خريد آن و اينكه از كدام شبكه خارجي خريداري شود با امور بينالملل است در گزارش ورزشي ما پيشنهاد ميدهيم كه ميخواهيم فلان مسابقه را پخش كنيم. بخش بينالملل هم با شركتهاي خارجي وارد مذاكره ميشود و در نهايت مسابقه را در اختيار ما ميگذارد اما ميدانم كه همكاريهايي با بعضي شبكههاي كشورهاي منطقه وجود دارد وقتي ما به هر دليلي نتوانيم مسابقه را از فروشنده اصلي بخريم با شبكههاي منطقه همكاري ميكنيم. بعضي وقتها ما كمك ميكنيم بعضي وقتها آنها>!
مسئله همكاري با برخي از شبكههاي منطقه به نوعي فرار از پرداخت كپيرايت است. روند كار هم غيرقانوني محسوب نميشود. امور بينالملل سيما مجبور است مسابقات مهم و حساس را بخرد و براي آن پول بپردازد اما اكثر ديدارهاي كماهميت را كه حساسيتي در مورد آنها وجود ندارد ميشود در چارچوب قرارداد با شبكههايي مثل <الجزيره> دريافت و
پخش كرد بدون اينكه منع قانوني داشته باشد. تنها اشكال اين كار همان آرم شبكههاي طرف قرارداد است كه تلويزيونيها با آن كنار آمدهاند! البته اينكه رسانه ملي سعي ميكند تا حدامكان پول كمتري بپردازند طبيعي و قابل درك است اما به هر حال ما تنها كشور دنيا هستيم كه حكومت ديني داريم و ادامه وضعيت فعلي برازنده نام بزرگ جمهوري اسلامي ايران نيست.
در مورد صدا و سيما انتقادي كه وارد تشخيص داده ميشود همان نوآوري عجيب استفاده از مستطيل سبز براي پوشاندن آرم است كه نبايد از يك شبكه معتبر تلويزيوني سر بزند. اين كار غيرحرفهاي محسوب ميشود و توضيح ندادن در مورد آن غيرحرفهايتر.
با حسين آقازماني مدير گروه ورزش شبكه سوم سيما در اين مورد حرف زديم او هم مثل ديگران نميخواست اظهارنظر كند و تا جايي كه امكان داشت جملاتش را خلاصه كرد:<مسئله كپيرايت به ما مربوط نميشود.
امور بينالملل اين مسئله را پيگيري ميكند. آنها براي جلوگيري از ايجاد مشكل و جريمه احتمالي، قراردادهايي با شركتهاي مختلف به ثبت ميرسانند در نتيجه همه آنچه ما پخش ميكنيم قانوني پخش ميشود. پوشاندن آرم شبكههاي مختلف نيز در چارچوب توافقات است و خودسر انجام نميشود به هر حال ما هيچ تخلفي را مرتكب نميشويم.>
ديگران چه ميگويند؟
مصطفي شايسته مدير هدايت فيلم است او مثل خيليهاي ديگر از بلاتكليفي كپيرايت در ايران گله دارد: <شايد رعايت نكردن اين قانون براي صدا و سيما مفيد باشد.
آنها سياستهاي خاص خودشان را دارند يك چارچوبي براي خودشان تعيين كردهاند كه با قوانين بينالمللي در اصطكاك نباشد اما براي ما خيلي ضرر است.
براي بستن يك قرارداد ساده با شركتهاي خارجي به مشكل برميخوريم. اگر بخواهيم فيلمي را در خارج از ايران اكران كنيم بايد حداقل قيمت را بپذيريم چون اگر نپذيريم ميگويند مجاني پخش ميكنيم. چرا؟ چون ما نميتوانيم به جايي شكايت كنيم وقتي كپيرايت را قبول نداريم به كجا ميخواهيم شكايت كنيم؟>
ابوالفضل جليلي كارگرداني كه بيشتر فيلمهايش در ايران اجازه اكران نيافته در عوض صاحب چندين جايزه از جشنوارههاي معتبر خارجي است نيز منتقد وضعيت فعلي محسوب ميشود: <انصافا اروپاييها خيلي با معرفت هستند كه براي فيلمهاي من حقي قائل ميشوند.
آنها ميتوانند با استناد به همين مسئله كپيرايت حتي حق شركت در جشنوارهها را از ما بگيرند اما اين كار را نميكنند تا بالاخره يك روز خودمان بنشينيم فكر كنيم كجاي اين قانون اشكال دارد؟
چرا نميخواهيم چيزي را كه همه دنيا پذيرفتهاند بپذيريم؟ قوانين بينالمللي براي اين است كه مردم دنيا راحتتر زندگي كنند به اعتقاد من هيچ دليلي براي فرار از اين قوانين وجود ندارد>!
كپي رايت چيست؟
قانون <رعايت توليد اثر> اول بار در سال 1886 در برن سوئيس به امضا رسيد و به همين دليل معاهده برن ناميده شد تا اينكه در سال 1952 شكل امروزي خود را يافت. از سال 1967 مديريت پيمان برن بر عهده سازمان جهاني حمايت از حقوق مايملك معنوي.World Intellectalproper ty organization ياwIpo قرار گرفت.كپيرايت نوعي حفاظت قانوني از آثار چاپ شده و چاپ نشده علمي، ادبي و هنري است. اين آثار به هر صورت كه عرضه شده باشند در حالي كه داراي ماهيتي قابل درك باشند يعني ديده، شنيده و لمس شوند شامل اين حمايت خواهند بود. اگر اين اثر يك مقاله، نمايشنامه، حركت جديد يا گرافيك كامپيوتري باشد كه قابل ثبت بر كاغذ، نوار كاست، CD يا هارد كامپيوتر باشد هم شامل قانون ميشود. قانون كپيرايت به خالق اثر اجازه ميدهد تا از حقوق انحصاري تكثير، اقتباس در شيوه بيان نو (مانند به فيلم تبديل كردن يك رمان) پخش و نمايش عمومي اثر استفاده كند.
اين قانون از زماني كه اثري به شكل
ملموس به وجود بيايد شامل آن ميشود. براي مثال يك ترانهسراي ساكن آلمان اشعار خود را نوشته، نامش را امضا كرده و با گذاشتن نشانه كپيرايت C در كنار آن تاكيد ميكند كه نويسنده اشعار است سپس نوشتههايش را در پاكتي گذاشته و به آدرس خود پست ميكند.
در واقع شاهد او، تاريخ پست است حالا او با در دست داشتن اين نامه، اثر خود را در دفتر كپيرايت آلمان به ثبت ميرساند و از حقوق آن برخوردار ميشود. اين حقوق تا پنجاه سال پس از مرگ خالق اثر، اعتبار دارد!
چرا كپيرايت را نميپذيريم؟
در فرهنگ ما رعايت حقوق ديگران اهميت ويژهاي دارد همه شما شنيدهايد كه بزرگترهاي ما گفتهاند مال دزدي بركت ندارد يا مثلا مال حرام آفت مال حلال است اما از آنجا كه كشورمان به عضويت سازمان جهاني حمايت از حقوق مايملك معنوي درنيامده عملا بسياري از حقوق ديگران را ناديده ميگيريم. يك مثال ساده برايتان دارم در كامپيوترهاي همه ما برنامه >windows< وجود دارد كه پولي برايش پرداخت نشده ساير نرمافزارهايي كه استفاده ميكنيم نيز همينطور است. در واقع ما حقوق قانوني شركتهاي سازنده را به كلي ناديده ميگيريم. در حالي كه دستكم به عنوان كشوري مسلمان بايد طوري رفتار كنيم تا ديگران براي آنچه انجام ميدهيم احترام قائل باشند.
به نظر ميرسد تا زماني كه فكري به حال پيوستن به كپيرايت نكنيم وضعيت كنوني ادامه خواهد داشت اينكه چرا تاكنون كپيرايت را نپذيرفتهايم يك سئوال بيجواب است. اوايل انقلاب مسئولان بلندپايه كشور <كپيرايت> را قبول نداشتند و تكليفمان روشن بود اما حالا مخالفت خاصي وجود ندارد.و تقريبا بلاتكليف هستيم. البته يك مشكل كوچك هست و آن اينكه اگر كپيرايت را بپذيريم ديگر نميتوانيم آثار بزرگان ادب، هنر، موسيقي، طب و... را با جرح و تعديل و آنطور كه خودمان دوست داريم منتشر يا از تلويزيون پخش كنيم!
اين نكته را هم بدانيد كه قبول نداشتن حقوق مالكيت معنوي يا همان كپيرايت در حال حاضر فقط مربوط به آثار خارجي است چون در چارچوب قوانين داخلي وقتي يك ناشر، كتابي را منتشر كرد حق انحصاري خود را در صفحه اول يادآوري ميكند و اگر كسي بدون اجازه اقدام به انتشار كتاب كند سر و كارش با دادگاه و قانون است.
به عنوان مثالي ديگر موسسه رسانههاي تصويري در تمام cdها و فيلمهايش اين نكته را كه حقوق مادي و معنوي اثر، متعلق به موسسه فوق است تذكر ميدهد و راه سوء استفاده را ميبندد بنابراين ما عملا يك كپيرايت داخلي براي خودمان درست كردهايم.
جايگاه كپيرايت در اسلام
آيتا...العظمي مكارم شيرازي حق كپيرايت را براي صاحبان آثار محفوظ ميدانند بنا به نظرات ايشان چنانچه cd، فيلم، كتاب و... متعلق به يك شركت يا موسسه ايراني باشد كپيبرداري بدون اجازه از آن <حرام> است.
همين مسئله در مورد آثار خارجي نيز وجود دارد مگر در مواردي كه اثر مورد نظر متعلق به كشورها يا اشخاصي باشد كه احترام نداشته باشد مانند آمريكا و اسرائيل. بر اساس نظر آيتا... مكارم شيرازي پخش فيلم يا استفاده از cdها و نرمافزارهاي شركتهاي آمريكايي، اسرائيلي و... اشكال شرعي ندارد. در گفتگو با دفتر آيتا... در مورد صدا و سيما نيز سئوال كرديم كه پاسخ دادند چون صدا و سيما زير نظر حاكم شرع است خودشان در قراردادها مسائل را در نظر ميگيرند و ميدانند چه كاري بايد انجام دهند.
صدا و سيما چه ميكند؟
صدا و سيماي جمهوري اسلامي با قانون كپيرايت چگونه برخورد ميكند؟ از آنجا كه ما عضويت در معاهده برن را
نپذيرفتهايم و كشورهاي ديگر حقوق مالكيت معنوي توليد كنندگان ايراني را ناديده ميگيرند. صدا و سيما نيز ناچار به در نظر گرفتن حق كپيرايت برنامههاي تلويزيوني خارجي نيست و اگر بتواند راهكارهايي براي جلوگيري از پرداخت جريمه پيدا كند آثار خارجي به درد بخور را براي مردم پخش ميكند.
به عنوان مثال در مورد فيلمهاي سينمايي ميشود با به راه انداختن يك برنامه نقد و گفتگو كل فيلم را پخش كرد البته با اين شرط كه چند بار فيلم قطع شود و كارشناس هنري در مورد آن حرف بزند (مثل برنامه سينما يك) با اين ترفند ميتوان بدون پرداخت پول به تهيهكنندگان اروپايي و آمريكايي بعضي ساختههاي آنها را روي آنتن برد.
يا مثلا در مورد مسابقات فوتبال ديدهايد كه بعضا مسابقات مهم ليگهاي اروپايي تقريبا به صورت زنده پخش ميشود اما يك مربع سبز رنگ روي آرم شبكهاي كه فيلم مسابقه از آن گرفته شده قرار ميگيرد تا مشكل حقوقي پيش نيايد. به هر حال از آنجا كه خريد تمام اين مسابقات بهطور مستقيم هزينه گزافي دارد گاهي راهكارهايي براي فرار از پرداخت پول انديشيده ميشود. البته اين حدس ماست چون كسي حاضر نيست در اين رابطه حرف بزند و در مورد نحوه خريداري و پخش مسابقات فوتبال حرف بزند. به عنوان مثال وقتي با عادل فردوسيپور تماس گرفتيم و در اين رابطه پرسيديم بلافاصله گفت: <من هيچ اطلاعي در اين زمينه ندارم> و وقتي خواستم نظر شخصياش را بگويد پاسخ داد: <نميتوانم نظر بدهم!> باوركردن يا نكردن اين كه فردوسيپور در اين رابطه هيچ چيز نميداند با خودتان. براي ما پذيرفتن اين مسئله كمي دشوار بود. همانطور كه نميتوانستيم بپذيريم رسانه ملي ايرانيان هنگام پخش مستقيم مسابقات خارجي با خونسردي تمام يك يا گاهي دو كادر سبزرنگ روي صفحه بيندازد و از اين كار هيچ ابايي نداشته باشد. طبعا كساني كه اين مسابقات را با آن كادرهاي سبزرنگ ميبينند حدس ميزنند تصاوير مورد نظر خريداري نشده و متعلق به يكي از شبكههاي ماهوارهاي است. با توجه به اينكه مسئولان تلويزيون تاكنون هيچ توضيحي درباره نوآوري خود ندادهاند مردم حق دارند اينطوري فكر كنند. به هر حال اين مردم چنين اقدامي را فقط از رسانه ملي خود ديدهاند و در هيچيك از شبكههاي ماهوارهاي جز شبكههاي سخيف فارسي زبان لسآنجلسي شاهد چنين كاري نبودهاند.آيا رسانه ملي ايران بايد عملكردي مشابه شبكههاي دوزاري لسآنجلسي داشته باشد؟ آقاي ذكايي تهيهكننده برنامه گزارش ورزشي كه بسياري از مسابقات پخش زنده در برنامه او به تصوير كشيده ميشود، ميگويد نه! و ادامه ميدهد: <مستطيلهاي سبزرنگ كه روي آرم شبكهها قرار ميگيرد به اين خاطر است كه گاهي ما مسابقهاي را خريدهايم اما به دلايل فني ارتباطمان با مركز پخش فروشنده اصلي برقرار نميشود. آنموقع هم وقت كافي نداريم تا با فروشنده تماس بگيريم به همين خاطر مسابقه را به طور موقت از يك شبكه ماهوارهاي ميگيريم و علامت آن را ميپوشانيم هر وقت هم ارتباط برقرار شد مسابقه خريداري شده خودمان را روي آنتن ميفرستيم>!
از آقاي ذكايي پرسيديم اگر مشكل فني باعث رويت اين مستطيلهاي سبز ميشود چرا تقريبا هر هفته شاهد آن هستيم؟ آيا هر هفته مشكل فني روي ميدهد؟
<من شخصا زياد براي فهميدن دلايل، كنجكاوي نكردهام. ما در برنامه گزارش ورزشي فيلمها را پخش ميكنيم. خريد آن و اينكه از كدام شبكه خارجي خريداري شود با امور بينالملل است در گزارش ورزشي ما پيشنهاد ميدهيم كه ميخواهيم فلان مسابقه را پخش كنيم. بخش بينالملل هم با شركتهاي خارجي وارد مذاكره ميشود و در نهايت مسابقه را در اختيار ما ميگذارد اما ميدانم كه همكاريهايي با بعضي شبكههاي كشورهاي منطقه وجود دارد وقتي ما به هر دليلي نتوانيم مسابقه را از فروشنده اصلي بخريم با شبكههاي منطقه همكاري ميكنيم. بعضي وقتها ما كمك ميكنيم بعضي وقتها آنها>!
مسئله همكاري با برخي از شبكههاي منطقه به نوعي فرار از پرداخت كپيرايت است. روند كار هم غيرقانوني محسوب نميشود. امور بينالملل سيما مجبور است مسابقات مهم و حساس را بخرد و براي آن پول بپردازد اما اكثر ديدارهاي كماهميت را كه حساسيتي در مورد آنها وجود ندارد ميشود در چارچوب قرارداد با شبكههايي مثل <الجزيره> دريافت و
پخش كرد بدون اينكه منع قانوني داشته باشد. تنها اشكال اين كار همان آرم شبكههاي طرف قرارداد است كه تلويزيونيها با آن كنار آمدهاند! البته اينكه رسانه ملي سعي ميكند تا حدامكان پول كمتري بپردازند طبيعي و قابل درك است اما به هر حال ما تنها كشور دنيا هستيم كه حكومت ديني داريم و ادامه وضعيت فعلي برازنده نام بزرگ جمهوري اسلامي ايران نيست.
در مورد صدا و سيما انتقادي كه وارد تشخيص داده ميشود همان نوآوري عجيب استفاده از مستطيل سبز براي پوشاندن آرم است كه نبايد از يك شبكه معتبر تلويزيوني سر بزند. اين كار غيرحرفهاي محسوب ميشود و توضيح ندادن در مورد آن غيرحرفهايتر.
با حسين آقازماني مدير گروه ورزش شبكه سوم سيما در اين مورد حرف زديم او هم مثل ديگران نميخواست اظهارنظر كند و تا جايي كه امكان داشت جملاتش را خلاصه كرد:<مسئله كپيرايت به ما مربوط نميشود.
امور بينالملل اين مسئله را پيگيري ميكند. آنها براي جلوگيري از ايجاد مشكل و جريمه احتمالي، قراردادهايي با شركتهاي مختلف به ثبت ميرسانند در نتيجه همه آنچه ما پخش ميكنيم قانوني پخش ميشود. پوشاندن آرم شبكههاي مختلف نيز در چارچوب توافقات است و خودسر انجام نميشود به هر حال ما هيچ تخلفي را مرتكب نميشويم.>
ديگران چه ميگويند؟
مصطفي شايسته مدير هدايت فيلم است او مثل خيليهاي ديگر از بلاتكليفي كپيرايت در ايران گله دارد: <شايد رعايت نكردن اين قانون براي صدا و سيما مفيد باشد.
آنها سياستهاي خاص خودشان را دارند يك چارچوبي براي خودشان تعيين كردهاند كه با قوانين بينالمللي در اصطكاك نباشد اما براي ما خيلي ضرر است.
براي بستن يك قرارداد ساده با شركتهاي خارجي به مشكل برميخوريم. اگر بخواهيم فيلمي را در خارج از ايران اكران كنيم بايد حداقل قيمت را بپذيريم چون اگر نپذيريم ميگويند مجاني پخش ميكنيم. چرا؟ چون ما نميتوانيم به جايي شكايت كنيم وقتي كپيرايت را قبول نداريم به كجا ميخواهيم شكايت كنيم؟>
ابوالفضل جليلي كارگرداني كه بيشتر فيلمهايش در ايران اجازه اكران نيافته در عوض صاحب چندين جايزه از جشنوارههاي معتبر خارجي است نيز منتقد وضعيت فعلي محسوب ميشود: <انصافا اروپاييها خيلي با معرفت هستند كه براي فيلمهاي من حقي قائل ميشوند.
آنها ميتوانند با استناد به همين مسئله كپيرايت حتي حق شركت در جشنوارهها را از ما بگيرند اما اين كار را نميكنند تا بالاخره يك روز خودمان بنشينيم فكر كنيم كجاي اين قانون اشكال دارد؟
چرا نميخواهيم چيزي را كه همه دنيا پذيرفتهاند بپذيريم؟ قوانين بينالمللي براي اين است كه مردم دنيا راحتتر زندگي كنند به اعتقاد من هيچ دليلي براي فرار از اين قوانين وجود ندارد>!
