واقعا اينچنين افرادي را چه بايد ناميد
ارسال شده: شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷, ۷:۳۵ ب.ظ
بعد از سال ها دمسازي با ماشين پيكانم كه هنوز آچار بدست در خدمت ان هستم بالاخره بعد از دو سه سال ثبت نام و انتظار 15 روز قبل يك پژو 206 صفر كيلومتر تحويل گرفتم و خوشحال شدم كه البته ما بقي پول ان افساطي است كه بايد پرداخت كنم.
با شوق و ذوق رفتم همين مغازه هاي يراق الات و تزييناتي كه معمولا خيلي هم سرشان شلوغ است كف پوش و روكش هاي صندلي هم نصب كردم و چون ماشين نو بود دورهايي تفنني هم در شهر زدم و نهايتا جلو سوپري محل كه هميشه با پيكان مرا مي ديد ايستادم و يك نوشابه خوردم و همانطور كه نوشابه ميخوردم و انتظار ميكشيدم بالاخره نگاهي به ماشين كرد، بزبان امد و گفت مبارك باشه و من هم با با لبخند تشكر گفتم خيلي ممنون. پيش خودم گفتم فقط خدا كند از قيمت ماشين و نحوه تحويل گرفتن ان نپرسد كه مجبور شوم بگويم قسطي است و از پرستيژ خودم و ماشين ام كم شود چون در اين گونه مواقع نمي توانم دروغ بگويم.
خلاصه در يكي دو روز اول اوضاع بر همين منوال گذشت و كم كم باز به پاي كامپيوتر بر گشتم سير و گذار در اينترنت، مطالعه ، تحقيق و ترجمه هاي شخصي ، بازي پرنده خشمگين، كال او ديوتي، مترو بليارد و امثال اين امور علمي يا تفريحي كه دوست دارم.
ديشب با ماشين جايي رفته بودم وقتي جلو يك ميوه فروشي ايستادم تا نيم كيلو سيب بخرم ديدم در سمت راست سپر عقب لكه و خطوط سياهي است. جلو رفتم نشستم چراغ گوشي ام را روشن كردم و به بررسي ان پرداختم.
اي داد و بيداد! مثل اينكه يك از خدا بي خبري به سپر عقب زده و در غياب من هنگام پارك ماشين فرار كرده بود. راننده لاابالي بدبخت فلك زده (بقول مهران مديري پوفيوز) خيال كرده بود حالا اگر من سر برسم يقه او را مي گيرم و خسارت مطالبه ميكنم. از رنگ سياه باقيمانده روي گوشه سپر دريافتم كه ماشين خاطي يقينا يك پرايد يا پزو 405 لعنتي بوده است. البته نه هر پرايدي و پژويي ، بلكه پرايدي يا پژوي لكنتويي كه اين ادم هاي هرهري مذهب بي اييني دارند كه براي هر چيز بي ارزش و ناچيزي دروغ ميگويند تا طرف مظلوم را مقصر جلوه دهند كه شرح اين ماجرا طولاني است.
از انجا فهميدم كه ماشين راننده خاطي پرايد يا پژو 405 يوده كه لكه سياه محل برخورد عريض بود و لذا تنها ماشيني كه مي توانست ان اثر را بوجود بياورد مدل هاي معمولي پرايد يا پژو 405 قديمي بوده كه سپر پهن سياه بدون روكش دارند. ماشين هايي با سپر فلزي يا سپرهاي عريض رنگ كاري شده مثل پژو پارس و سمند نمي توانست چنان اثري باقي بگذارد و مسلما بجاي رنگ سياه اثار خرده رنگ سفيد انها بر جاي مي ماند.
شايد بعض دوستان ارجمند بگويند اي بابا اينكه چيز مهمي نيست حالا يكي دو خط سياه هم روي سپر افتاده باشد و كمي هم رنگ ان تكيده باشد اين ها كه اهميتي ندارد با يك پارچه و كمي بنزين پاك مي شود.
دوست گرامي چرا اهميت ندارد هشتاد ميليون تومان پول ماشين هستش ها! من تازه ان را خريده بودم و دلخوش بودم كه ماشين ام نو است و تا چند سال بسلامتي همين طور باقي مي ماند. حالا يك ادم كم وجدان يا حتي بي وجدان كه به اموال مردم اهميت نمي دهد سر برسد اينطور به سپر ماشين بزند و فرار كند؟
كجا مي خواهد فرار كند؟ فكر كرده مي تواند قسر در برود؟ من خيلي براي سپر ماشين ام ناراحت نيستم ( حقيقتش را بگويم هستم) ولي بيشتر از اين ناراحتم كه چرا فرار كرده و نايستاده تا مرد و مردانه بگويد:"ببخشيد من اشتباه كرده ام بفرماييد اين بيمه نامه ماشين من. اگر در مورد سپر ماشين نو خود ناراحت هستيد من يك سپر نو فابريك براي شما تهيه مي كنم." شايد با اين روش من راضي مي شدم كه از او گذشت كنم و تازه اگر هم راضي نمي شدم يك سپر نو جايگزين حق ماشين نو بنده بود.
البته بعض ادم ها اينجوري هستند فكر ميكنند حق و حساب و كتابي حتي در همين دنيا هم در كار نيست. انها دنيا و شهر را بزرگ مي بينند و فكر ميكنند همه جا مخفيگاه و معقلي براي انان است. ظلمي مي كنند و رد مي شوند اما وافعا از عقوبت عمل غافل هستند. نمي دانند هرجا كه بروند بخاطر ظلم اشان تحت تعقيب هستند تا زماني كه زمان اجراي حكم فرا برسد. انها فكر مي كنند تنها ناظر در عالم همين نيروهاي محترم پليس هستند و از نيروها و ناظرين غيبي بي خبرند.
بهر حال فردا بروم پيش يك نقاش اتومبيل كه كار او را ميشناسم. پول زياد ميگيرد اما كارش تخصصي است. چون من خودم فني هستم فقط كارهاي عالي تخصصي را مي پسندم و هرگز نزد افراد چلم و چكش كاري كه الكي استادكار ناميده مي شوند نمي روم. بگويم با همان استادي خودش طوري سپر را لكه گيري و پاليش و تعمير كند كه اصلا معلوم نشود. البته شكر خدا فقط سپر ماشين بوده كه حتي قابل تعويض است و بدنه ماشين خش بر نداشته است. خط پايين سپر خش برداشته طوريكه به رنگ سياه رسيده و همچنين بر اثر ضربه قسمتي از رنگ بالاي سپر ترك برداشته و قبل از اينكه تكيده شود بايست زير ان با رنگ تازه پر شده و نهايتا پاليش شود. ولي حقيقتا ماشيني كه 15 روز است تحويل گرفته ام و فقط 500 كيلومتر كار كرده بر اثر بي مبالاتي و لااباليگري يك فرد بي مسئوليت نبايست به اين زودي به كارگاه رنگ اتومبيل ارجاع شود. فعلا چند روزي با همان پيكان رفت و امد ميكنم تا ببينم چه مي شود.
از اينكه زياد حرف زدم از دوستان ارجمند عذرخواهي مي كنم.
با شوق و ذوق رفتم همين مغازه هاي يراق الات و تزييناتي كه معمولا خيلي هم سرشان شلوغ است كف پوش و روكش هاي صندلي هم نصب كردم و چون ماشين نو بود دورهايي تفنني هم در شهر زدم و نهايتا جلو سوپري محل كه هميشه با پيكان مرا مي ديد ايستادم و يك نوشابه خوردم و همانطور كه نوشابه ميخوردم و انتظار ميكشيدم بالاخره نگاهي به ماشين كرد، بزبان امد و گفت مبارك باشه و من هم با با لبخند تشكر گفتم خيلي ممنون. پيش خودم گفتم فقط خدا كند از قيمت ماشين و نحوه تحويل گرفتن ان نپرسد كه مجبور شوم بگويم قسطي است و از پرستيژ خودم و ماشين ام كم شود چون در اين گونه مواقع نمي توانم دروغ بگويم.
خلاصه در يكي دو روز اول اوضاع بر همين منوال گذشت و كم كم باز به پاي كامپيوتر بر گشتم سير و گذار در اينترنت، مطالعه ، تحقيق و ترجمه هاي شخصي ، بازي پرنده خشمگين، كال او ديوتي، مترو بليارد و امثال اين امور علمي يا تفريحي كه دوست دارم.
ديشب با ماشين جايي رفته بودم وقتي جلو يك ميوه فروشي ايستادم تا نيم كيلو سيب بخرم ديدم در سمت راست سپر عقب لكه و خطوط سياهي است. جلو رفتم نشستم چراغ گوشي ام را روشن كردم و به بررسي ان پرداختم.
اي داد و بيداد! مثل اينكه يك از خدا بي خبري به سپر عقب زده و در غياب من هنگام پارك ماشين فرار كرده بود. راننده لاابالي بدبخت فلك زده (بقول مهران مديري پوفيوز) خيال كرده بود حالا اگر من سر برسم يقه او را مي گيرم و خسارت مطالبه ميكنم. از رنگ سياه باقيمانده روي گوشه سپر دريافتم كه ماشين خاطي يقينا يك پرايد يا پزو 405 لعنتي بوده است. البته نه هر پرايدي و پژويي ، بلكه پرايدي يا پژوي لكنتويي كه اين ادم هاي هرهري مذهب بي اييني دارند كه براي هر چيز بي ارزش و ناچيزي دروغ ميگويند تا طرف مظلوم را مقصر جلوه دهند كه شرح اين ماجرا طولاني است.
از انجا فهميدم كه ماشين راننده خاطي پرايد يا پژو 405 يوده كه لكه سياه محل برخورد عريض بود و لذا تنها ماشيني كه مي توانست ان اثر را بوجود بياورد مدل هاي معمولي پرايد يا پژو 405 قديمي بوده كه سپر پهن سياه بدون روكش دارند. ماشين هايي با سپر فلزي يا سپرهاي عريض رنگ كاري شده مثل پژو پارس و سمند نمي توانست چنان اثري باقي بگذارد و مسلما بجاي رنگ سياه اثار خرده رنگ سفيد انها بر جاي مي ماند.
شايد بعض دوستان ارجمند بگويند اي بابا اينكه چيز مهمي نيست حالا يكي دو خط سياه هم روي سپر افتاده باشد و كمي هم رنگ ان تكيده باشد اين ها كه اهميتي ندارد با يك پارچه و كمي بنزين پاك مي شود.
دوست گرامي چرا اهميت ندارد هشتاد ميليون تومان پول ماشين هستش ها! من تازه ان را خريده بودم و دلخوش بودم كه ماشين ام نو است و تا چند سال بسلامتي همين طور باقي مي ماند. حالا يك ادم كم وجدان يا حتي بي وجدان كه به اموال مردم اهميت نمي دهد سر برسد اينطور به سپر ماشين بزند و فرار كند؟
كجا مي خواهد فرار كند؟ فكر كرده مي تواند قسر در برود؟ من خيلي براي سپر ماشين ام ناراحت نيستم ( حقيقتش را بگويم هستم) ولي بيشتر از اين ناراحتم كه چرا فرار كرده و نايستاده تا مرد و مردانه بگويد:"ببخشيد من اشتباه كرده ام بفرماييد اين بيمه نامه ماشين من. اگر در مورد سپر ماشين نو خود ناراحت هستيد من يك سپر نو فابريك براي شما تهيه مي كنم." شايد با اين روش من راضي مي شدم كه از او گذشت كنم و تازه اگر هم راضي نمي شدم يك سپر نو جايگزين حق ماشين نو بنده بود.
البته بعض ادم ها اينجوري هستند فكر ميكنند حق و حساب و كتابي حتي در همين دنيا هم در كار نيست. انها دنيا و شهر را بزرگ مي بينند و فكر ميكنند همه جا مخفيگاه و معقلي براي انان است. ظلمي مي كنند و رد مي شوند اما وافعا از عقوبت عمل غافل هستند. نمي دانند هرجا كه بروند بخاطر ظلم اشان تحت تعقيب هستند تا زماني كه زمان اجراي حكم فرا برسد. انها فكر مي كنند تنها ناظر در عالم همين نيروهاي محترم پليس هستند و از نيروها و ناظرين غيبي بي خبرند.
بهر حال فردا بروم پيش يك نقاش اتومبيل كه كار او را ميشناسم. پول زياد ميگيرد اما كارش تخصصي است. چون من خودم فني هستم فقط كارهاي عالي تخصصي را مي پسندم و هرگز نزد افراد چلم و چكش كاري كه الكي استادكار ناميده مي شوند نمي روم. بگويم با همان استادي خودش طوري سپر را لكه گيري و پاليش و تعمير كند كه اصلا معلوم نشود. البته شكر خدا فقط سپر ماشين بوده كه حتي قابل تعويض است و بدنه ماشين خش بر نداشته است. خط پايين سپر خش برداشته طوريكه به رنگ سياه رسيده و همچنين بر اثر ضربه قسمتي از رنگ بالاي سپر ترك برداشته و قبل از اينكه تكيده شود بايست زير ان با رنگ تازه پر شده و نهايتا پاليش شود. ولي حقيقتا ماشيني كه 15 روز است تحويل گرفته ام و فقط 500 كيلومتر كار كرده بر اثر بي مبالاتي و لااباليگري يك فرد بي مسئوليت نبايست به اين زودي به كارگاه رنگ اتومبيل ارجاع شود. فعلا چند روزي با همان پيكان رفت و امد ميكنم تا ببينم چه مي شود.
از اينكه زياد حرف زدم از دوستان ارجمند عذرخواهي مي كنم.