آتش خودی ، بزرگترین قاتل خلبانان ایرانی در روزهای اول جنگ
ارسال شده: پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷, ۲:۳۲ ب.ظ
سلام علیکم و رحمه ا...
جنگ ایران و عراق که از سال 1980 تا 1988 به طول انجامید ، صدها هزار کشته بر جای گذاشت . اما بیشتر مردم نمی دانند که این جنگ خونین بیشترین تلفات را توسط آتش خودی مخصوصا در نخستین ماه های آغاز این جنگ در میان نظامیان ایرانی برجای گذاشته است . برادر کشی بزرگترین قاتل خلبانان ایرانی در مراحل اولیه آغاز نبرد هوائی در 20 سپتامبر سال 1980 یعنی زمانی که جنگنده بمب افکن های عراقی به صورت غافلگیرانه پایگاه های هوائی ایران را مورد حمله قرار دادند بوده است .
حدود 70 مایل مانده به هدف ، متوجه شدم که این هواپیمای متجاوز سرعت ثابت و ارتفاع خود را 500 پا حفظ کرده است . همین عامل سبب شد تا یکبار دیگر با کنترل شکاری تماس بگیرم و از آنها مجددا تائید بخواهم . پاسخ همان بود ... این یک هواپیمای متجاوز است ... شما مجاز به شکار آن هستید . در حالیکه اکنون می بایست یک تیر موشک AIM-54 Phoenix را به طرف هواپیمای متجاوز که در ارتفاع کم پرواز می کرد شلیک می کردم ، باز هم سرعت و ارتفاع پروازش من را دچار تردید ساخته بود. من می خواستم او را در دید چشمی خودم داشته باشم . کمک خلبان اعتراض کرد و من در جوابش گفتم الان زمانی نیست که ما بخواهیم یک موشک گرانبهای Phoenix را خرج هدفی که کارش تمام شده کنیم .... بگذار او را با تیربار ساقط کنیم .
در سال 1980 ، آتش پدافند هوائی خودی یکی از بزرگترین قاتلان خلبانان ایرانی بود.
خدمه بیقرار پدافند ، هر چیزی را که بالای سرشان پرواز می کرد سرنگون می کردند .
نوشته : [External Link Removed for Guests]
به تاریخ : 21 مه سال 2018
[External Link Removed for Guests]
جنگ ایران و عراق که از سال 1980 تا 1988 به طول انجامید ، صدها هزار کشته بر جای گذاشت . اما بیشتر مردم نمی دانند که این جنگ خونین بیشترین تلفات را توسط آتش خودی مخصوصا در نخستین ماه های آغاز این جنگ در میان نظامیان ایرانی برجای گذاشته است . برادر کشی بزرگترین قاتل خلبانان ایرانی در مراحل اولیه آغاز نبرد هوائی در 20 سپتامبر سال 1980 یعنی زمانی که جنگنده بمب افکن های عراقی به صورت غافلگیرانه پایگاه های هوائی ایران را مورد حمله قرار دادند بوده است .
روز بعد از حمله غافلگیرانه عراق، ایرانی ها بزرگترین حمله هوائی رادر تاریخ خود با نام کمان 99 اجراء کردند . نیروئی باستعداد 140 فروند هواپیمای جنگی پایگاه های هوائی و پادگان های ارتش عراق را بدون هیچ تلفات ناشی از پدافند هوائی عراق بمباران کردند . (*) اما در مسیر بازگشت ، تعداد زیادی از آنها بدلیل عدم هماهنگی ، طعمه آتش پدافند هوائی خودی شدند . ضعف فرماندهی و کنترل و نیز اضطراب عمیق نیروهای ایران را روی زمین فرا گرفته بود.
آتش خودی بدترین تلفات خودرا بر روی جنگنده های F-4D/E و نیز F-5E و خلبانان آنها که در ارتفاع پائین مشغول انجام عملیات پشتیبانی نزدیک برفراز خطوط مقدم شلوغ و آشفته بودند برجای گذاشت . در روز 21 سپتامبر 1980 نیروهای ایرانی حداقل چهار فروند F-5E را با آتش خودی سرنگون کردند. بیشتر اوقات ، خلبانان ایرانی بدلیل خطرات پدافند هوائی عراق نمی توانستند خود را به ارتفاعات امن بالاتر برسانند و بناچار در حالیکه در ارتفاع 100 الی 200 متری سطح زمین زوم کرده بودند به سمت پایگاه خود باز می گشتند. این امر آنها را در معرض آتش خدمه پدافند هوائی ایران که می بایست حتما یک هواپیما را می زدند قرار می داد ... و پس از آن به سمت خلبان که با موفقیت اجکت کرده بود شلیک می کردند.
[External Link Removed for Guests]
عامل اصلی در بروز سوانح آتش خودی که اصطلاحا به آن آبی به آبی می گویند ، فقدان فرماندهی و کنترل موثر بوده است . علاوه بر این ، اضطرابی که افراد سپاه پاسداران با کمترین میزان آموزش به آن دچار شده و حتما می بایست هر هواپیمایی که بالای سرشان پرواز می کرد را هدف قرار دهند ، چه دوست و چه دشمن ، ترکیبی مرگ آور را فراهم کرده بود.فقدان هماهنگی بین یگان های مختلف بر عهده مدیریت نیروی هوائی بود که سرانجام سرهنگ عباس بابائی معاون فرمانده نیروی هوائی ایران را مورد بازخواست قرار داد . خود او نیز در آگوست سال 1987 هنگامیکه در صندلی عقب یک فروند F-5F قرار گرفته بود در جریان یک پرواز معمولی کنترل هوائی هدف آتش توپ ضد هوائی قرار گرفت و کشته شد .
در موارد متعددی ، جنگنده های ایرانی مامور به رهگیری هواپیماهای خودی می شدند. فریدون مازندرانی یک خلبان F-14 ایرانی که دارای دو رکورد ثبت شده ( شکار هواپیمای دشمن می باشد ) می گوید : " تاخیر در برقراری ارتباط بین هواپیماهای نظامی ما که در حال انجام ماموریت بودند و واحدهای زمینی کنترل شکاری به این معنی بود که جنگنده های واکنش سریع مستقر در آلرت می بایست این هواپیماهای ناشناس را رهگیری می کردند .
در یکی از این رخدادها که در اواخر اکتبر سال 1980 بوقوع پیوست ، یک هواپیمای ناشناس در رادارهواپیمای F-14 من ظاهر شد در حالیکه مشغول گشتزنی هوائی بر فراز منطقه غرب پایگاه هوائی دزفول در جنوب غرب ایران بودم . هواپیمای ناشناس در حدود 120 مایلی موقعیت من قرار داشت و سامانه تشخیص دوست از دشمن هم نمی توانست کمکی به من کند . بنابراین من با توجه به سرعت ، مسیر و ارتفاع آن هواپیما ، به دو ایستگاه کنترل شکاری زمینی اطلاع دادم تا آنها هواپیما را شناسائی کنند. هر دو اپراتور کنترل شکاری زمینی آن هواپیما را به عنوان شکاری متجاوز شناسائی و به ما دستور درگیری دادند. من و افسر رادار ستوانیکم احمدی ( کابین عقب ) سامانه ها را برای درگیری خارج از میدان دید آماده می کردیم و در همان حال برای حمله مجدد به هدف در صورتیکه موشک اول به خطا برود برنامه ریزی می کردیم .
[External Link Removed for Guests]
خلبان فریدون علی مازندرانی
خلبان فریدون علی مازندرانی
حدود 70 مایل مانده به هدف ، متوجه شدم که این هواپیمای متجاوز سرعت ثابت و ارتفاع خود را 500 پا حفظ کرده است . همین عامل سبب شد تا یکبار دیگر با کنترل شکاری تماس بگیرم و از آنها مجددا تائید بخواهم . پاسخ همان بود ... این یک هواپیمای متجاوز است ... شما مجاز به شکار آن هستید . در حالیکه اکنون می بایست یک تیر موشک AIM-54 Phoenix را به طرف هواپیمای متجاوز که در ارتفاع کم پرواز می کرد شلیک می کردم ، باز هم سرعت و ارتفاع پروازش من را دچار تردید ساخته بود. من می خواستم او را در دید چشمی خودم داشته باشم . کمک خلبان اعتراض کرد و من در جوابش گفتم الان زمانی نیست که ما بخواهیم یک موشک گرانبهای Phoenix را خرج هدفی که کارش تمام شده کنیم .... بگذار او را با تیربار ساقط کنیم .
حدود 12 الی 15 مایل دورتر توانستم هاپیمای ناشناس را در حالیکه نزدیک به کوه ها پرواز می کرد ببینم . نمی توانستم نوع هواپیما را مشخص کنم اما رنگ استتار بدنه اش قابل تشخیص بود . با یک گردش بزرگ دقیقا پشت سرش قرار گرفتم و فاصله ما به حدود 8 مایل کاهش یافت و من بلافاصله از طریق تماس داخلی با کمک خلبان فریاد زدم : به چیزی دست نزن ... این یکی از F-4 های خودمان است .! من سامانه تسلیحات هواپیما را از حالت مسلح خارج کردم و بلافاصله هواپیمایم را به کنارهواپیمای خودی رساندم و با اشارات دست با خدمه جنگنده بمب افکنی که بشدت آسیب دیده بود تماس برقرار کردم . "
دوراندیشی مازندرانی کمک کرد تا جان خلبانان جنگنده F-4E که بشدت آسیب دیده و سامانه IFF ( تشخیص دوست از دشمن ) و رادیوی آنها بدلیل آتش پدافند هوائی از کار افتاده بود حفظ شود. آنها خوش شانس بودند . اما این تنها یکی از موارد متعدد درگیری هوائی بین دو جنگنده ایرانی در جریان جنگ ایران و عراق بود . در 16 مارس سال 1985 یک فروند F-4E از پایگاه هوائی همدان به خلبانی سروان اکبری یک فروند F-4E دیگر را از همان پایگاه برفراز خطوط نبرد سرنگون ساخت . هر دو خلبان توانستند از هواپیما به بیرون بجهند اما تیربارچی های زمینی آن دو را هدف قرار داده و سروان خلبان فتح نژاد را کشتند اما کمک خلبان او با کمی جراحت زنده ماند.
مشکل سوانح آتش خودی کماکان نیروی هوائی ایران را به چالش کشیده است . شایعات زیادی پیرامون چگونگی و علت سرنگونی یک فروند F-14A به شماره سریال 3-6062 که بر فراز تاسیسات هسته ای بوشهر در سال 2012 غرق در آتش سقوط کرد وجود دارد . در حالیکه یک طرف با شدت اصرار بر اشتباه خلبانان بدلیل افتادن در وضعیت vertigo می داند ، طرف دیگر با تعصب سامانه پدافندی Tor-M1 نیروهای (...) را عامل سرنگونی این هواپیما می داند.
[External Link Removed for Guests]
توضیحات :
- - من با ادعای نویسنده مقاله در این مورد موافق نیستم . اتفاقا چون عراق آغازگر جنگ بوده پدافند هوائی عراق هم از آمادگی قبلی برای مقابله با جنگنده های ایرانی برخوردار بوده و توانسته تعدادی از جنگنده های ایرانی را مورد اصابت قرار دهد . برای نمونه می توان به سرنگونی جنگنده F-4E به خلبانی شهید محمد صالحی و شهید خالد حیدری بر فراز پایگاه هوائی کوت اشاره نمود.