صفحه 1 از 3
تمدن اسلامی
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۲۲ ب.ظ
توسط ganjineh
تمدن اسلامي در نتيجهي سفارشهاي اسلام به دانشاندوزي و بهرهگيري از دانش تمدنهاي پيشين پديد آمد. اسلام در كمتر از يك سده به سراسر خاورميانه، شمال آفريقا و اسپانيا گسترش يافت و ميانهي زمين، قلمرو جهان اسلام شد. در اين منطقهي پهناور، كه زادگاه چند تمدن درخشان بود، مسلمانان دستاوردهاي تمدنهاي پيشين را پذيرفتند و با توسعهي آنها، تمدن شكوهمندي را به وجود آوردند. ايرانيان در پديد آوردن تمدن اسلامي سهم زيادي داشتند و اين تمدن زمينهساز نوزايي در اروپا شد.
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۲۳ ب.ظ
توسط ganjineh
سفارشهاي ماندگار
معجزهي پيامبر اسلام(ص) كتاب قرآن است، كتابي كه مسلمانان را به تفكر دعوت كرده، به شگفتيهاي طبيعت قسم ياد كرده و ايمان دانايان را محكمترين ايمان دانسته است. پيامبر اسلام(ص) نيز پيوسته مسلمانان را به دانشاندوزي سفارش ميكردند. به فرمودهي آن حضرت، دانشاندوزي بر هر زن و مردي واجب است و دانش را بايد از هر سرچشمهاي گرفت حتي اگر در چين باشد و حتي اگر آموزگار آن فردي غير مسلمان يا كافر باشد. از اين رو، مسمانان از همان سدههاي نخستين به فراگيري دانش و توسعه و گسترش آن روي آوردند و با بهرهگيري از اندوختههاي پيشين بشري و توسعهي آن، توانستند يكي از باشكوهترين تمدنهاي بشري را به ارمغان بياورد.
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۲۶ ب.ظ
توسط ganjineh
گسترش اسلام
مسلمانان در سال 21 تا 22 هجري قمري سپاه ساسانيان را در نبرد قادسيه و نبرد نهاوند شكست دادند. مردم ايران كه از ستم و فساد سالهاي پاياني حكومت ساساني رنج ميبردند از خود مقاومت چنداني نشان ندادند. آنان پيام برابري و عدالت اسلام را به گوش جان شنيدند و به پيروي از اين دين توحيدي روي آوردند. مسلمانان در نبرد يرموك(در سوريه) ارتش امپراتوري روم غربي(بيزانس) را در حالي شكست دادند كه از نظر تعداد، دو برابر مسلمانان بودند. آنان سوريه و فلسطين و درواقع بخش زيادي از بيزانس را فتح كردند. به زودي نداي اذان در مصر و ليبي نيز طنين انداز شد و چندي بعد مسلمانان اسپانيا را نيز فتح كردند.
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۳۲ ب.ظ
توسط ganjineh
زبان بينالمللي
اسلام به سرزمينهايي با زبان و فرهنگ متفاوت پا گذاشت. مردمان اين سرزمينها كه نداي برابري و بالندگي اسلام آنان را به اين دين جذب كرده بود، به اين دين روي آوردند و براي فهم بيشتر كلام خدا به فراگيري زبان عربي پرداختند. به اين ترتيب، براي نخستينبار يك زبان بينالمللي در گسترهي وسيعي از جهان رايج شد كه به گسترش دانش و فرهنگ كمك زيادي كرد. زبان مشترك باعث شد كه هيچ دانشمندي در سرزمينهاي اسلامي، از هندوستان و آسياي ميانه تا مصر و سوريه و اسپانيا، احساس غربت نكند و براي دانشاندوزي به شهرهاي مختلف سفر كند. نگارش كتاب به زبان عربي نيز باعث شد هر دانشمندي از دستاوردهاي علمي دانشمندان ديگر آگاه شود و ارتباط علمي، كه براي پيشرفت دانش اهميت زيادي دارد، به آساني امكان پذير شود.
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۵۵ ب.ظ
توسط ganjineh
نهضت ترجمه
در زمان هارون الرشيد، خليفهي عباسي، به سفارش يحي بن خالد برمكي، وزير ايراني، كتابخانهي بزرگي به نام خزانهي حكمت(گنجينهي دانش) در بغداد ساخته شد و كتابهاي گوناگون از جاي جاي جهان، بهويژه ايران و سوريه، گردآوري شد. مامون عباسي، پسر هارون، كارهاي پدر را پي گرفت و به سفارش ابوسهل فضل بن نوبخت اهوازي، بنيادي به نام بيت الحكمه(خانهي دانش) به تقليد از گنديشاپور اهواز ساخت. او گروهي از مترجمان را به رياست يوحنا بن ماسويه، دانشمند ايراني مسيحي، در آنجا گرد آورد و همچنين گروهي را به هند، ايران و قسطنطنيه فرستاد تا كتابهاي مفيد را گردآوري كنند. به اين ترتيب، ترجمهي آثار علمي، فلسفي و ادبي از زبانهاي سُرياني، پهلوي، هندي و يوناني به زبان عربي، كه از همان سدهي نخست هجري آغاز شده بود، شتاب گرفت.
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۵۶ ب.ظ
توسط ganjineh
شكوفايي تمدن اسلامي
ترجمهي آثار علمي تمدنهاي پيشين به عربي باعث شد كه براي نخستين بار بخش عمدهاي از دستاوردهاي علمي و فرهنگي بشر تا آن زمان، كنار هم قرار گيرد. مسلمانان به طبقهبندي اين دستاوردها و بررسي آنها پرداختند و به اين ترتيب راه را براي پيشرفتهاي بعدي هموار كردند. بهزود توليدي علمي نيز رشد پيدا كرد و ترجمهي دانش ديگران جاي خود را به تاليف و نوآوري داد. كوشش دانشمندان ايراني اين تمدن را به چنان شكوفايي رساند كه تا آن روزگار سابقه نداشت و تا صدها سال پيشاهنگ دنياي متمدن بود. فرهنگ و تمدن اسلامي چنان شكوه و جاذبهاي داشت كه تا سالهاي زيادي اروپاييها به جهان اسلام سفر ميكردند تا در دانشگاههاى شناخته شدهي آن روزگار به فراگيري دانش و فن بپردازند.
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۵۷ ب.ظ
توسط ganjineh
زمينههاي نوزايي در اروپا
مسلمانان در سال 711 ميلادي توانستند بخش جنوبي اسپانيا(اندلس) را از فرمان ويزيگوتها، گروهي از بربرهاي اروپا، بيرون كنند. حكومت اسلامي اندلس با پشتيباني از دانشمندان باعث شكوفايي تمدن اسلامي در اين ناحيه شد، به طوري كه برخي از روحانيون مسيحي، از جمله پاپ سيلوِستِر دوم، براى فراگيري دانش به آنجا سفر كردند و زبان عربي آموختند. شهر سيسيل(صقليه) در ايتاليا نيز باعث راه يافتن فرهنگ و تمدن اسلامي به اروپا شد. جنگهاي صليبي نيز بر ارتباط اروپاييان با مسلمانان بيشتر افزود. در دوران نوزايي اروپا، نخستين دانشگاههاي اروپايي به سبك دانشگاههاي اسلامي كه جامعيه، كليّه و نظاميه ناميده ميشدند، ساخته شد. واژهي يونيوِرسيته كه در زبان انگليسي براي دانشگاه به كار ميرود، ترجمهي لاتين جامعيه است.
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱:۲۴ ب.ظ
توسط ganjineh
حيات دوباره
از حدود يك قرن و نيم پيش، برخي از انديشمندان مسلمان، از جمله سيد جمال الدين اسدآبادي و اقبال لاهوري، به احياي تفكر اسلامي در سرزمينهاي اسلامي پرداختند. كارهاي آنان آرام آرام به بيداري مسلمانان و بيرون كردن استعمارگران از كشورهاي اسلامي منجر شد. اين حركتها باعث اميدواري بيشتر مسلمانان به بازسازي تمدن اسلامي شد. شاهد اين واقعيت نيز پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران است كه بدون وابستگي به بيگانگان و با تكيه بر فرهنگ اسلامي به ثمر نشست و روز به روز بر شكوفايي آن افزوده ميشود و براي مسلمانان كشورهاي ديگر، از جمله لبنان، فلسطين، افغانستان، الجزاير و عراق، الهام بخش شده است. بسياري از انديشمندان جهان با اشاره به اين جنبشها از آغاز دورهي دوم شكوفايي تمدن اسلامي سخن ميگوي
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱:۲۵ ب.ظ
توسط ganjineh
نمونههايي از دستاوردهاي علمي تمدن اسلامي
پزشكي
زكرياي رازي(313-251 هجري قمري)، بيش از 56 اثر در زمينهي پزشكي نوشت كه مشهورترين آنها الحاوي است. كتاب طب المنصوري رازي(در 10 جلد) نخستين كتاب پزشكي است كه در غرب چاپ شده است. او نخستين پزشكي است كه از نخهايي از جنس مو در جراحي استفاده كرده است. همچنين او نخستين پزشكي است كه آبله را از سرخك و نقرس را از روماتيسم، مجزا دانسته و توصيف دقيقي از اين بيماريها نوشته است.
ابوعلي سينا(428-370 هجري قمري)،كتاب قانون را نوشت كه تا سال 1650 ميلادي در دانشگاههاي معتبر جهان تدريس ميشد. اين كتاب، كه فرهنگنامهي پزشكي است، دست كم 86 بار ترجمه شده است. ابن سينا نخستين پزشكي است كه از بيمارشدن استخوانها سخن گفته است.
ابولقاسم زهراوي، كتاب التصريف را در مباني جراحي نوشت كه به لاتين ترجمه شده است. او سه روش بخيه زدن را، كه بيشتر در جراحي شكم به كار ميرود، ابداع كرده است. همچنين راهكارهايي براي تسهيل زايمانهاي غيرطبيعي پيشنهاد كرده است كه امروزه نيز استفاده ميشود. خرد كردن سنگ مثانه در مثانه از نوآوريهاي ديگر اوست.
ابن زهر اندلس كتاب مهمي در زمينه پادزهر نوشت. به علاوه، سير بيماري سرطان معده را بسيار خوب شرح داده است.
حنين بن اسحاق، نخستين كتاب را در چشمپزشكي نوشت كتاب او همراه كتاب علي بن عيسي و عمار موصلي، منبع اصلي چشم پزشكي اروپا شد.
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱:۲۶ ب.ظ
توسط ganjineh
داروشناسي
ابن بيطار(وفات 646 هجري قمري)، در كتاب الجامع المفردات الادويه و الاغذيه كه به صورت الفبايي تنظيم شده است، هزار و چهارصد داروي حيواني، گياهي و معدني، روش استفاده از آنها و اين كه كدام يك را ميتوان به جاي ديگري استفاده كرد، شرح داده است. او در نوشتن اين اثر بزرگ از مشاهدههاي خود در سفرهاي علمي متعدد به سرزمينهاي مشهور آن زمان و كتابهاي 150 صاحب نظر از جمله ابن جلجل، رازي و ابن سينا بهره گرفته است. او در اين كتاب نام داروهاي مختلف را به زبانهاي مختلف آورده است.
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱:۲۸ ب.ظ
توسط ganjineh
بيمارستان
تاريخنگاران بيش از 80 بيمارستان پيشرفته را در سرزمينهاي اسلامي توصيف كردهاند. بيمارستان بغداد كه در زمان هارون الرشيد ساخته شد، مهمترين و پيشرفته ترين آنها بوده است. محل اين بيمارستان با دقت و بر اساس خوبي آب و هوا انتخاب شد و آب دجله با لولههاي سفالي به داخل همهي اتاقهاي آن جريان داشت. رازي هنگام انتخاب محل بيمارستان عضدي بغداد، تكههاي گوشت گوسفند را در مكانهاي مختلف شهر آويزان كرد و آنها را پس از 24 ساعت باهم مقايسه كرد. هر كدام تمييزتر و سالمتر بودند، در محل آويزان شدن آن، بيمارستان عضدي را ساختند. در اين بيمارستانها بيماران را رايگان درمان ميكردند. به علاوه، پس از اين كه بيماران بهبود مييافتند، مبلغي به آنان پرداخت ميشد تا به كار كردن در چند روز نخست پس از بهبودي نياز پيدا نكنند تا مبادا بيماري آنان بازگردد.
ارسال شده: جمعه ۲۶ آبان ۱۳۸۵, ۱:۳۲ ب.ظ
توسط ganjineh
جامعه شناسي
ابن خلدون(808-732 هجري قمري)، كتاب تاريخ جهان خود را به نام العِبَر نوشت و در مقدمهي آن به تجزيه و تحليل رابطههاي حاكم بر سازمانهاي سياسي و اجتماعي بشر بر پايهي عاملهاي محيطي و رواني پرداخت. او در اين مقدمه در واقع به علل جامعه شناختي پيشرفت و پسرفت تمدنها ميپردازد. اين مقدمه از خود كتاب مشهور تر شد و هنوز هم مورد استفادهي پژوهشگران شرقي و غربي است.