سپاه پاسداران حکومت اسلامي
ارسال شده: سهشنبه ۹ آبان ۱۳۸۵, ۱:۲۰ ب.ظ
ساختار اطلاعات و امنيت در سپاه پاسداران
برای شناخت ماهيت اطلاعات در سپاه میبايد به فضايی كه سپاه پاسداران در آن شكل گرفت، اشاره كرد. فضای انقلاب يك فضای احساسی و آرمانی است. هنوز ساختار قدرت تعريف نشده و سهم كسانی كه خود را در پيروزی آن محق میدانند مشخص نشده است. نهادهای سابق اصولا كارايی خود را از دست دادهاند و از همين رو بازسازی و يا ايجاد نهادهای جديد اولين گام در اين فضای كاملا ملتهب است. پس انقلاب ضرورتا در پی برانداختن نهادهای سابق، نهادهای جديدی را خلق میكند كه ناشی از ضرورت بقای انقلاب است. با انحصاری شدن سريع قدرت و تعريف نيروهايی كه میتوانند در قدرت سهيم باشند، تنشهای ناشی از توزيع قدرت شروع میشود و انقلاب برای سركوب كردن آنها نيازمند نيرويی است كه ضمن نظامی بودن جنبه امنيتی آن قويتر باشد.
سپاه پاسداران در فضايی آكنده از آرمان، هرج و مرج ناشی از انقلاب و نيز بیاعتمادی به نهادهای اطلاعاتی و امنيتی باز مانده از نظام گذشته پا به عرصه وجود گذاشت. با مروری بر بنيانگزاران سپاه میتوان طيفهای گوناگون تشكيل دهنده آنرا باز شناخت. اين طيف دامنه گستردهای از جريانهای سياسی ملی و مذهبی را در بر میگيرد. جريان محمد منتظری، جريان موئلفه اسلامی ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و حتی نهضت آزادی از اصلیترين گروههای تشكيل دهنده سپاه محسوب میشوند.
سپاه پاسداران با هدف حفظ دستاوردهای انقلاب و نيز سران آن به مثابه يگ گارد انقلابی كه حوزه فعاليت آن عمدتا پايتخت بود تشكيل شد. در اين دوره حفظ انقلاب و حفظ وضعيت موجود و غير قابل بازگشت كردن آن كه میتوانست از طريق كودتا و عمليات نظامی باشد مهمترين نگرانی رهبريت انقلاب بود.
غلامعلی رشيد معاونت ستاد كل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی در اين مورد میگويد:" قرار بود سپاه سازمانی با ١٠ الی ١٥ هزار نفر مسلح، متعهد و مخلص، حافظ مركزيت انقلاب در تهران باشد. برای مقابله با هر گونه كودتا يا حادثه و يا اقدام نظامی از سوی گروههای مسلح و محارب نظام..."
تصور بنيانگزاران سپاه از ماموريت اين نيرو بيشتر سياسی و امنيتی با ملاحظات درون شهری بود. در اين دوره گروههای سه گانه سپاه زير نظر شورای انقلاب ادغام شد تا با تهديدات داخلی مقابله كند اما اين نيرو در مواجه با شورشهايی مانند گنبد، كردستان و خوزستان وارد فاز جنگهای نامنظم داخلی میشود اگرچه هنوز از يك ساختار نهادينه شده فاصله بسيار دارد.
ادغام نيروهای سه گانه موسس سپاه نهايتا موجب تفوق نسبی جناح راست سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و خروج بخش چپ آن از سپاه میشود. اين سازمان در آستانه انقلاب از به هم پيوستن هفت سازمان شبه نظامی با مشی مسلحانه مانند بدر، توحيدی فلق، منصورون، امت واحده، صف و ... تشكيل شده كه سابقه كار تشكيلاتی و مبارزه با رژيم را داشتند و در ميان آنها هم تجربه سازماندهی مخفی و نيز عمليات نظامی وجود داشت. بنابراين چندان دور از انتظار نيست كه اين گروه بتواند در ساختار هرمی شكل فرماندهی خود را نهادينه كرده و بتدريج در طی سالهای بعد قدرت خود را گسترش دهد.
از اينرو نظام فرماندهی در دروه اول تاسيس سپاه فاقد مشخصات سازمانی مانند ديگر نيروهای نظامی و امنيتی است. فرماندهی و ساختار سپاه فاقد درجه بندی نظامی است و انتصابات آن بر اساس روابط سازمانی قبل از انقلاب و نيز تا حدودی توانايیهای فردی و نزديكی به مراكز قدرت انجام میگيرد.
هر چند سپاه به نظر در اين دوره فاقد ساختار مناسب با ماموريت و نيز تجربه كافی برای عمل به عنوان يك نيروی رسمی و حكومتی است اما گردانندگان آن بواسطه پيشينه مبارزات مخفی خود از همان ابتدا معيارهای بسيار دشواری را برای عضويت در سپاه تعيين میكنند.
پذيرش نيروهای ستاد مركز و سپاه كشوری بصورت مجزا و با فرايند متفاوتی صورت میگيرد. نيروهايی كه برای ستاد مركز سپاه پذيرش میشوند بصورت مستقيم وارد مراحل گزينش نمیشوند بلكه معمولا با معرفی ديگر اعضای ستاد، وارد پروسه عضو گيری میشوند اين پروسه بسيار كند و نيز سخت است. در طی اين دوره تحقيقات وسيع و مصاحبههای طولانی صورت میگيرد تا گرايشهای فكری و عقيدتی فرد داوطلب كاملا مشخص شود.
خاستگاه طبقاتی نيروهای سپاه نيز طبقات متوسط و فقير است كه در پی دفاع از آرمانهای انقلاب و دفاع از وضعيت موجود به آن میپيوندند. در تهران بيشتر جوانان در سنين ١٨ تا ٢٥ جذب سپاه شدهاند چرا كه سپاه يك محمل آرمانی برای زدودن تمام نمايههای رژيمی است كه مايه اصلی نابرابریهای اجتماعی و فقر آنان بوده است.
در اين دوره سپاه دارای دو بخش اصلی است: ستاد مركزی كه در مركز ساواك در تهران مستقر شده و بعدها با انتقال اين مركز به وزارت اطلاعات به قصر فيروزه منتقل میشود و نيز سپاه كشوری كه بتدريج در مناطق يازده گانه و چند ناحيه ويژه تقسيم بندی میشود.
ستاد مركزی سپاه در اين دوره بصورت واحدهای مجزا تقسيم بندی میشود مانند واحد پرسنلی، واحد سمعی بصری، واحد مخابرات، واحد اطلاعات، واحد عمليات، واحد حفاظت اطلاعات، واحد تداركات، واحد آموزش و بعدها با فرمان تشكيل ارتش بيست ميليونی توسط آيتالله خمينی واحد بسيج نيز به آن اضافه میشود.
سپاه كشوری نيز تقسيم بندی خود را بر همين اساس دارد و مناطق تهران و اصفهان قويترين سازمانهای سپاه در سطح كشور محسوب میشوند. در اين دوره تهران منطقه ده كشوری است و سپاه آن قويترين واحد اطلاعات در سطح كشور را دارد. تا مقطع تشكيل وزارت اطلاعات سپاه دو مركز موازی اطلاعات را در خود جمع دارد كه يكی از درون سپاه كنترل میشود و ديگری از خارج سپاه.
واحد نهضتهای آزاديبخش سپاه
واحد نهضتهای آزادی بخش سپاه بوسيله محمد منتظری در داخل سپاه تشكيل شد، اما سپاه تنها محملی برای پوشش رسمی فعاليتهای برون مرزی وی بود كه سالها قبل از انقلاب روابط بسيار گستردهای با نهضتهای آزادبخش منطقه و جهان برقرار كرده بود. اين واحد را هر چند شايد بتوان به نوعی اطلاعات خارجی سپاه در اين دوره دانست، اما به علت شخصيت با نفوذ محمد منتظری كه اصولا در قالبهای سپاه نمیگنجيد، فرماندهی و كنترل آن نيز در بيرون از سپاه بود و همين مسئله موجب تنشهای بسيار ميان فرماندهی سپاه و نيز سپاه با وزارت خارجه شده بود. واقعه اشغال فرودگاه تهران در دوره دولت موقت توسط محمد منتظری و نيروهای وی اوج اين تنشها بود.
از نظر محمد منتظری و بعدها سيد مهدیهاشمی وظيفه اين واحد حمايت از نهضتهای آزاديبخش بدون توجه به ماهيت آنها و نيز سياستهای رسمی كشور در عرصه خارجی بود
اما نهايتا فعاليتهای خارج از قاعده اين واحد و نيز تزاحم شديد آن با سياست خارجی دولت موقت و بعدها با دولت رجايی منجر به انحلال آن شد. بخشی از نيروهای اين واحد از سپاه خارج شدند و جريان نهضت جهانی اسلام را به رهبری سيد مهدیهاشمی ايجاد كردند و گروه ديگری نيز جذب واحد اطلاعات شدند. انحلال اين واحد از طريق مصوبه مجلس و نيز دخالت صريحهاشمی رفسنجانی كه در آن زمان رياست مجلس را برعهده داشت، انجام گرفت. بنا به دلايلی كه بعدها در تاسيس وزارت اطلاعات نيز در نظر گرفته شد،هاشمی رفسنجانی اعتقاد داشت كه قدرت گرفتن اطلاعات سپاه موجب كودتای اين نيرو خواهد شد.
واحد نهضتها در اين دوره همكاری بسيار نزديكی با ساير نهضتهای آزاديبخش در سرتاسر جهان داشت و حتی كنفرانسهايی را نيز با حضور رهبران اين سازمانها در تهران برگزار كرد كه بازتاب گستردهای در جهان داشت.
واحد اطلاعات سپاه
واحد اطلاعات سپاه با انگيزه جمع آوری اطلاعات از گروهای مخالف انقلاب و معارض تاسيس شد. اولين فرمانده واحد اطلاعات ستاد مركزی سپاه ، محسن رضايی است كه بعدها پس از مرتضی رضايی فرمانده كل سپاه میشود. كادر اين واحد در اين دوره عمدتا از نيروهای بسيار جوان تشكيل شده اما هدايت آنها زير نظر كسانی است كه قبل از انقلاب تجربه فعاليتهای مخفی و نيز برخورد با ساواك را داشتهاند.
از اينرو تقسيم كار نيز بسيار ابتدايی بوده و ساختار سازمانی آن نيز هنوز شكل نهايی خود را نيافته است، نيروهای آن فاقد تجربه اطلاعاتی بوده و تنها منبع آموزشی آنها نيز جزوات برجای مانده از ساواك است. در اين مقطع بيشتر اسناد ساواك تا زمان تحويل به وزارت اطلاعات در دست واحد اطلاعات است.
واحد اطلاعات سپاه در اين مقطع از امكانات ساواك و اموال مصادره شده از وابستگان رژيم سابق استفاده میكند و از نظر فنی در سطح پائينی قرار دارد. روحيه آزمون و خطا كاملا در ساختار آن مشهود بوده و نحوه گزينش آن نيز بر اساس روابط دوستانه افراد با يكديگر است. در اين دوره هسته اصلی واحد اطلاعات را جوانان انقلابی شهر ری و محلههای اطراف آن مانند نازی اباد و جوانمرد قصاب و خزانه تشكيل میدهند و اين انحصار در ساختار اطلاعاتی سپاه برای ساليان متمادی برجای میماند.
تلاشی حزب توده و فرقان، برخورد با كودتای نوژه ( در اين دو مورد اطلاعات تائيد نشدهای از همكاری سازمانهای اطلاعاتی شوروی سابق وجود دارد) و نيز برخورد با آندسته از گروههای سياسی كه وارد فاز نظامی شده اند، كارنامه واحد اطلاعات در اين دوره است. واحد اطلاعات سپاه در اين دوره همكاری بسيار نزديكی با دادستانی انقلاب و بخش اطلاعات آن دارد و تقريبا بصورت ضابط اين نهاد عمل میكند.
سپاه در طی اين سالها به دو بخش اصلی ستاد مركزی و سپاه كشور تقسيم میشود. نبايد فراموش كرد كه اين تقسيم بندی واقع به نوعی تقسيم ابتدايی سپاه به دو بخش صف و ستاد بوده است. ( نيروهای ستادی در يك تشكيلات نظامی عمدتا حالت برنامه ريزی و كنترل اجرا را برعهده دارند در حاليكه نيروهای صف معمولا به نيروهای عملياتی كه وظيفه اجرای دستورات ستاد مركزی را دارند اطلاق میشود). در اين دوره سپاه كشوری خصوصا سپاه تهران در زمينه اطلاعات و نيز عمليات بسيار سازمان يافته و موثر عمل میكند. گشتهای اطلاعاتی القارعه در اين دوره از ابتكارات بسيار موثر سپاه در برخوردهای خيابانی بشمار میرود.
واحد اطلاعات سپاه و تشكيل وزارت اطلاعات
تا زمان تشكيل وزارت اطلاعات در سال ١٣٦٢، اطلاعات سپاه در كنار حراست نخست وزيری حرف اول را در زمينه اطلاعات خارجی و داخلی میزند، خصوصا كه در اين دوره سپاه به نوعی متولی جنگ نيز شده و حضوری موثر در عرصه جنگ با نيروهای اشغالگر عراقی دارد.
در سال ١٣٦٢ تلاشی از سوی نيروهای چپ اسلامی صورت میگيرد كه اين انحصار شكسته شود. ظاهرا قبل از اين بارها از ايت الله خمينی خواسته شده بود تا يك سازمان اطلاعات مركزی مانند ساواك در ايران بوجود آيد كه مستقيما زير نظر ايشان باشد اما مورد قبول قرار نگرفته بود. اما نهايتا، مقدمات و طرح تفضيلی تشكيل وزارت اطلاعات توسط سعيد حجاريان تهيه و با حمايتهاشمی از تصويب مجلس میگذرد.
با تشكيل وزارت اطلاعات، واحد اطلاعات سپاه موظف میشود تا كليه امكانات، اسناد و مراكز ساختمانی ساواك را تحويل اين وزارت خانه داده و در امور اطلاعاتی با اين وزارت هماهنگ باشد. مسئله تحويل در اين زمان به يكی از بزرگترين مشكلات اين دو سازمان كه از همان ابتدا برای يكديگر رقيب محسوب میشوند، تبديل میشود. حتی اين امر درگيرهايی را نيز ميان مقامات اين دو سازمان ايجاد میكند اما انتصاب شخصيت قدرتمندی مانند محمدی ری شهری كه قبل از اين رئيس دادسرای نظامی ارتش بوده به وزارت اطلاعات نهاتيا موجب برتری وزارت شده و بيشتر امكانات سپاه به اين وزارت خانه منتقل میشود. البته رقابت واحد اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در همين جا تمام نمیشود بلكه در واقع تمامی اينها زمينهای را ايجاد میكند كه اين دو سازمان رقيب بعدها در بسياری از عرصههای داخلی و خارجی اطلاعات و امنيت با يكديگر رودرو میشوند.
اين جراحی ضربه شديدی به واحد اطلاعات سپاه میزند كه بصورت ناگهانی از بيشتر عرصههای اطلاعاتی كشور حذف میشود و تلاش عمده نيز بر اين است تا تنها در زمينه اطلاعات نظامی فعاليت داشته باشد. بايد اشاره كرد كه بخش قابل توجهی از نيروهای واحد اطلاعات سپاه و نيز واحد نهضتها با تشكيل وزارت اطلاعات جذب اين سازمان شده و بتدريج با تقويت هويت سازمانی وزارت اطلاعات، هويتهای قبلی سازمانی رنگ میبازد.
واحد اطلاعات در دوره جنگ
در اين دوره با تثبيت سپاه به عنوان صحنه گردان اصلی جنگ، تلاش میشود تا تمامی زمينههای اطلاعاتی نيز به جنگ مرتبط شوند. در سازمان دهی جديد، سپاه از حالت واحدی خارج شده و تمامی واحدها به معاونت تبديل میشوند. از اينرو واحد اطلاعات سپاه نيز به معاونت اطلاعات سپاه تغيير نام میدهد.
با انتصاب محسن رضايی به فرماندهی كل سپاه، افراد ديگری به رياست اطلاعات سپاه میرسند كه از آن جمله اند، رضا سيف اللهی، سيد كاظم كاظمی ( كه در يكی از ديدارهای دورهای از مناطق جنگی به شهادت میرسد) و نيز احمد وحيدی. اين آخری از همان زمان تشكيل واحد اطلاعات سپاه به فرماندهی محسن رضايی تا زمان رسيدن به فرماندهی اطلاعات سپاه همواره نقش جانشين اطلاعات سپاه را داشته و بعدها نيز با شهادت سيد كاظم كاظمی به رياست اين ساختار منصوب میشود.
معاونت اطلاعات در اين دوره دارای ساختار بخش اطلاعات عراق، اطلاعات خليج و كشورهای عربی، امنيت، بخش لبنان، بخش افريقا، بخش عمليات ويژه و تشكيلات اداری خاص خود است. هر چند از نظر سازمانی، ساماندهی مجدد معاونت اطلاعات سپاه پس از تشكيل وزارت اطلاعات و گرفته شدن بيشتر وظايف اطلاعاتی آن چندان به آسانی صورت نمیگيرد اما تلاش میشود تا حوزههای جديدی برای فعاليت اين معاونت در عرصههای اطلاعاتی تعريف شود.
برای شناخت ماهيت اطلاعات در سپاه میبايد به فضايی كه سپاه پاسداران در آن شكل گرفت، اشاره كرد. فضای انقلاب يك فضای احساسی و آرمانی است. هنوز ساختار قدرت تعريف نشده و سهم كسانی كه خود را در پيروزی آن محق میدانند مشخص نشده است. نهادهای سابق اصولا كارايی خود را از دست دادهاند و از همين رو بازسازی و يا ايجاد نهادهای جديد اولين گام در اين فضای كاملا ملتهب است. پس انقلاب ضرورتا در پی برانداختن نهادهای سابق، نهادهای جديدی را خلق میكند كه ناشی از ضرورت بقای انقلاب است. با انحصاری شدن سريع قدرت و تعريف نيروهايی كه میتوانند در قدرت سهيم باشند، تنشهای ناشی از توزيع قدرت شروع میشود و انقلاب برای سركوب كردن آنها نيازمند نيرويی است كه ضمن نظامی بودن جنبه امنيتی آن قويتر باشد.
سپاه پاسداران در فضايی آكنده از آرمان، هرج و مرج ناشی از انقلاب و نيز بیاعتمادی به نهادهای اطلاعاتی و امنيتی باز مانده از نظام گذشته پا به عرصه وجود گذاشت. با مروری بر بنيانگزاران سپاه میتوان طيفهای گوناگون تشكيل دهنده آنرا باز شناخت. اين طيف دامنه گستردهای از جريانهای سياسی ملی و مذهبی را در بر میگيرد. جريان محمد منتظری، جريان موئلفه اسلامی ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و حتی نهضت آزادی از اصلیترين گروههای تشكيل دهنده سپاه محسوب میشوند.
سپاه پاسداران با هدف حفظ دستاوردهای انقلاب و نيز سران آن به مثابه يگ گارد انقلابی كه حوزه فعاليت آن عمدتا پايتخت بود تشكيل شد. در اين دوره حفظ انقلاب و حفظ وضعيت موجود و غير قابل بازگشت كردن آن كه میتوانست از طريق كودتا و عمليات نظامی باشد مهمترين نگرانی رهبريت انقلاب بود.
غلامعلی رشيد معاونت ستاد كل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی در اين مورد میگويد:" قرار بود سپاه سازمانی با ١٠ الی ١٥ هزار نفر مسلح، متعهد و مخلص، حافظ مركزيت انقلاب در تهران باشد. برای مقابله با هر گونه كودتا يا حادثه و يا اقدام نظامی از سوی گروههای مسلح و محارب نظام..."
تصور بنيانگزاران سپاه از ماموريت اين نيرو بيشتر سياسی و امنيتی با ملاحظات درون شهری بود. در اين دوره گروههای سه گانه سپاه زير نظر شورای انقلاب ادغام شد تا با تهديدات داخلی مقابله كند اما اين نيرو در مواجه با شورشهايی مانند گنبد، كردستان و خوزستان وارد فاز جنگهای نامنظم داخلی میشود اگرچه هنوز از يك ساختار نهادينه شده فاصله بسيار دارد.
ادغام نيروهای سه گانه موسس سپاه نهايتا موجب تفوق نسبی جناح راست سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و خروج بخش چپ آن از سپاه میشود. اين سازمان در آستانه انقلاب از به هم پيوستن هفت سازمان شبه نظامی با مشی مسلحانه مانند بدر، توحيدی فلق، منصورون، امت واحده، صف و ... تشكيل شده كه سابقه كار تشكيلاتی و مبارزه با رژيم را داشتند و در ميان آنها هم تجربه سازماندهی مخفی و نيز عمليات نظامی وجود داشت. بنابراين چندان دور از انتظار نيست كه اين گروه بتواند در ساختار هرمی شكل فرماندهی خود را نهادينه كرده و بتدريج در طی سالهای بعد قدرت خود را گسترش دهد.
از اينرو نظام فرماندهی در دروه اول تاسيس سپاه فاقد مشخصات سازمانی مانند ديگر نيروهای نظامی و امنيتی است. فرماندهی و ساختار سپاه فاقد درجه بندی نظامی است و انتصابات آن بر اساس روابط سازمانی قبل از انقلاب و نيز تا حدودی توانايیهای فردی و نزديكی به مراكز قدرت انجام میگيرد.
هر چند سپاه به نظر در اين دوره فاقد ساختار مناسب با ماموريت و نيز تجربه كافی برای عمل به عنوان يك نيروی رسمی و حكومتی است اما گردانندگان آن بواسطه پيشينه مبارزات مخفی خود از همان ابتدا معيارهای بسيار دشواری را برای عضويت در سپاه تعيين میكنند.
پذيرش نيروهای ستاد مركز و سپاه كشوری بصورت مجزا و با فرايند متفاوتی صورت میگيرد. نيروهايی كه برای ستاد مركز سپاه پذيرش میشوند بصورت مستقيم وارد مراحل گزينش نمیشوند بلكه معمولا با معرفی ديگر اعضای ستاد، وارد پروسه عضو گيری میشوند اين پروسه بسيار كند و نيز سخت است. در طی اين دوره تحقيقات وسيع و مصاحبههای طولانی صورت میگيرد تا گرايشهای فكری و عقيدتی فرد داوطلب كاملا مشخص شود.
خاستگاه طبقاتی نيروهای سپاه نيز طبقات متوسط و فقير است كه در پی دفاع از آرمانهای انقلاب و دفاع از وضعيت موجود به آن میپيوندند. در تهران بيشتر جوانان در سنين ١٨ تا ٢٥ جذب سپاه شدهاند چرا كه سپاه يك محمل آرمانی برای زدودن تمام نمايههای رژيمی است كه مايه اصلی نابرابریهای اجتماعی و فقر آنان بوده است.
در اين دوره سپاه دارای دو بخش اصلی است: ستاد مركزی كه در مركز ساواك در تهران مستقر شده و بعدها با انتقال اين مركز به وزارت اطلاعات به قصر فيروزه منتقل میشود و نيز سپاه كشوری كه بتدريج در مناطق يازده گانه و چند ناحيه ويژه تقسيم بندی میشود.
ستاد مركزی سپاه در اين دوره بصورت واحدهای مجزا تقسيم بندی میشود مانند واحد پرسنلی، واحد سمعی بصری، واحد مخابرات، واحد اطلاعات، واحد عمليات، واحد حفاظت اطلاعات، واحد تداركات، واحد آموزش و بعدها با فرمان تشكيل ارتش بيست ميليونی توسط آيتالله خمينی واحد بسيج نيز به آن اضافه میشود.
سپاه كشوری نيز تقسيم بندی خود را بر همين اساس دارد و مناطق تهران و اصفهان قويترين سازمانهای سپاه در سطح كشور محسوب میشوند. در اين دوره تهران منطقه ده كشوری است و سپاه آن قويترين واحد اطلاعات در سطح كشور را دارد. تا مقطع تشكيل وزارت اطلاعات سپاه دو مركز موازی اطلاعات را در خود جمع دارد كه يكی از درون سپاه كنترل میشود و ديگری از خارج سپاه.
واحد نهضتهای آزاديبخش سپاه
واحد نهضتهای آزادی بخش سپاه بوسيله محمد منتظری در داخل سپاه تشكيل شد، اما سپاه تنها محملی برای پوشش رسمی فعاليتهای برون مرزی وی بود كه سالها قبل از انقلاب روابط بسيار گستردهای با نهضتهای آزادبخش منطقه و جهان برقرار كرده بود. اين واحد را هر چند شايد بتوان به نوعی اطلاعات خارجی سپاه در اين دوره دانست، اما به علت شخصيت با نفوذ محمد منتظری كه اصولا در قالبهای سپاه نمیگنجيد، فرماندهی و كنترل آن نيز در بيرون از سپاه بود و همين مسئله موجب تنشهای بسيار ميان فرماندهی سپاه و نيز سپاه با وزارت خارجه شده بود. واقعه اشغال فرودگاه تهران در دوره دولت موقت توسط محمد منتظری و نيروهای وی اوج اين تنشها بود.
از نظر محمد منتظری و بعدها سيد مهدیهاشمی وظيفه اين واحد حمايت از نهضتهای آزاديبخش بدون توجه به ماهيت آنها و نيز سياستهای رسمی كشور در عرصه خارجی بود
اما نهايتا فعاليتهای خارج از قاعده اين واحد و نيز تزاحم شديد آن با سياست خارجی دولت موقت و بعدها با دولت رجايی منجر به انحلال آن شد. بخشی از نيروهای اين واحد از سپاه خارج شدند و جريان نهضت جهانی اسلام را به رهبری سيد مهدیهاشمی ايجاد كردند و گروه ديگری نيز جذب واحد اطلاعات شدند. انحلال اين واحد از طريق مصوبه مجلس و نيز دخالت صريحهاشمی رفسنجانی كه در آن زمان رياست مجلس را برعهده داشت، انجام گرفت. بنا به دلايلی كه بعدها در تاسيس وزارت اطلاعات نيز در نظر گرفته شد،هاشمی رفسنجانی اعتقاد داشت كه قدرت گرفتن اطلاعات سپاه موجب كودتای اين نيرو خواهد شد.
واحد نهضتها در اين دوره همكاری بسيار نزديكی با ساير نهضتهای آزاديبخش در سرتاسر جهان داشت و حتی كنفرانسهايی را نيز با حضور رهبران اين سازمانها در تهران برگزار كرد كه بازتاب گستردهای در جهان داشت.
واحد اطلاعات سپاه
واحد اطلاعات سپاه با انگيزه جمع آوری اطلاعات از گروهای مخالف انقلاب و معارض تاسيس شد. اولين فرمانده واحد اطلاعات ستاد مركزی سپاه ، محسن رضايی است كه بعدها پس از مرتضی رضايی فرمانده كل سپاه میشود. كادر اين واحد در اين دوره عمدتا از نيروهای بسيار جوان تشكيل شده اما هدايت آنها زير نظر كسانی است كه قبل از انقلاب تجربه فعاليتهای مخفی و نيز برخورد با ساواك را داشتهاند.
از اينرو تقسيم كار نيز بسيار ابتدايی بوده و ساختار سازمانی آن نيز هنوز شكل نهايی خود را نيافته است، نيروهای آن فاقد تجربه اطلاعاتی بوده و تنها منبع آموزشی آنها نيز جزوات برجای مانده از ساواك است. در اين مقطع بيشتر اسناد ساواك تا زمان تحويل به وزارت اطلاعات در دست واحد اطلاعات است.
واحد اطلاعات سپاه در اين مقطع از امكانات ساواك و اموال مصادره شده از وابستگان رژيم سابق استفاده میكند و از نظر فنی در سطح پائينی قرار دارد. روحيه آزمون و خطا كاملا در ساختار آن مشهود بوده و نحوه گزينش آن نيز بر اساس روابط دوستانه افراد با يكديگر است. در اين دوره هسته اصلی واحد اطلاعات را جوانان انقلابی شهر ری و محلههای اطراف آن مانند نازی اباد و جوانمرد قصاب و خزانه تشكيل میدهند و اين انحصار در ساختار اطلاعاتی سپاه برای ساليان متمادی برجای میماند.
تلاشی حزب توده و فرقان، برخورد با كودتای نوژه ( در اين دو مورد اطلاعات تائيد نشدهای از همكاری سازمانهای اطلاعاتی شوروی سابق وجود دارد) و نيز برخورد با آندسته از گروههای سياسی كه وارد فاز نظامی شده اند، كارنامه واحد اطلاعات در اين دوره است. واحد اطلاعات سپاه در اين دوره همكاری بسيار نزديكی با دادستانی انقلاب و بخش اطلاعات آن دارد و تقريبا بصورت ضابط اين نهاد عمل میكند.
سپاه در طی اين سالها به دو بخش اصلی ستاد مركزی و سپاه كشور تقسيم میشود. نبايد فراموش كرد كه اين تقسيم بندی واقع به نوعی تقسيم ابتدايی سپاه به دو بخش صف و ستاد بوده است. ( نيروهای ستادی در يك تشكيلات نظامی عمدتا حالت برنامه ريزی و كنترل اجرا را برعهده دارند در حاليكه نيروهای صف معمولا به نيروهای عملياتی كه وظيفه اجرای دستورات ستاد مركزی را دارند اطلاق میشود). در اين دوره سپاه كشوری خصوصا سپاه تهران در زمينه اطلاعات و نيز عمليات بسيار سازمان يافته و موثر عمل میكند. گشتهای اطلاعاتی القارعه در اين دوره از ابتكارات بسيار موثر سپاه در برخوردهای خيابانی بشمار میرود.
واحد اطلاعات سپاه و تشكيل وزارت اطلاعات
تا زمان تشكيل وزارت اطلاعات در سال ١٣٦٢، اطلاعات سپاه در كنار حراست نخست وزيری حرف اول را در زمينه اطلاعات خارجی و داخلی میزند، خصوصا كه در اين دوره سپاه به نوعی متولی جنگ نيز شده و حضوری موثر در عرصه جنگ با نيروهای اشغالگر عراقی دارد.
در سال ١٣٦٢ تلاشی از سوی نيروهای چپ اسلامی صورت میگيرد كه اين انحصار شكسته شود. ظاهرا قبل از اين بارها از ايت الله خمينی خواسته شده بود تا يك سازمان اطلاعات مركزی مانند ساواك در ايران بوجود آيد كه مستقيما زير نظر ايشان باشد اما مورد قبول قرار نگرفته بود. اما نهايتا، مقدمات و طرح تفضيلی تشكيل وزارت اطلاعات توسط سعيد حجاريان تهيه و با حمايتهاشمی از تصويب مجلس میگذرد.
با تشكيل وزارت اطلاعات، واحد اطلاعات سپاه موظف میشود تا كليه امكانات، اسناد و مراكز ساختمانی ساواك را تحويل اين وزارت خانه داده و در امور اطلاعاتی با اين وزارت هماهنگ باشد. مسئله تحويل در اين زمان به يكی از بزرگترين مشكلات اين دو سازمان كه از همان ابتدا برای يكديگر رقيب محسوب میشوند، تبديل میشود. حتی اين امر درگيرهايی را نيز ميان مقامات اين دو سازمان ايجاد میكند اما انتصاب شخصيت قدرتمندی مانند محمدی ری شهری كه قبل از اين رئيس دادسرای نظامی ارتش بوده به وزارت اطلاعات نهاتيا موجب برتری وزارت شده و بيشتر امكانات سپاه به اين وزارت خانه منتقل میشود. البته رقابت واحد اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در همين جا تمام نمیشود بلكه در واقع تمامی اينها زمينهای را ايجاد میكند كه اين دو سازمان رقيب بعدها در بسياری از عرصههای داخلی و خارجی اطلاعات و امنيت با يكديگر رودرو میشوند.
اين جراحی ضربه شديدی به واحد اطلاعات سپاه میزند كه بصورت ناگهانی از بيشتر عرصههای اطلاعاتی كشور حذف میشود و تلاش عمده نيز بر اين است تا تنها در زمينه اطلاعات نظامی فعاليت داشته باشد. بايد اشاره كرد كه بخش قابل توجهی از نيروهای واحد اطلاعات سپاه و نيز واحد نهضتها با تشكيل وزارت اطلاعات جذب اين سازمان شده و بتدريج با تقويت هويت سازمانی وزارت اطلاعات، هويتهای قبلی سازمانی رنگ میبازد.
واحد اطلاعات در دوره جنگ
در اين دوره با تثبيت سپاه به عنوان صحنه گردان اصلی جنگ، تلاش میشود تا تمامی زمينههای اطلاعاتی نيز به جنگ مرتبط شوند. در سازمان دهی جديد، سپاه از حالت واحدی خارج شده و تمامی واحدها به معاونت تبديل میشوند. از اينرو واحد اطلاعات سپاه نيز به معاونت اطلاعات سپاه تغيير نام میدهد.
با انتصاب محسن رضايی به فرماندهی كل سپاه، افراد ديگری به رياست اطلاعات سپاه میرسند كه از آن جمله اند، رضا سيف اللهی، سيد كاظم كاظمی ( كه در يكی از ديدارهای دورهای از مناطق جنگی به شهادت میرسد) و نيز احمد وحيدی. اين آخری از همان زمان تشكيل واحد اطلاعات سپاه به فرماندهی محسن رضايی تا زمان رسيدن به فرماندهی اطلاعات سپاه همواره نقش جانشين اطلاعات سپاه را داشته و بعدها نيز با شهادت سيد كاظم كاظمی به رياست اين ساختار منصوب میشود.
معاونت اطلاعات در اين دوره دارای ساختار بخش اطلاعات عراق، اطلاعات خليج و كشورهای عربی، امنيت، بخش لبنان، بخش افريقا، بخش عمليات ويژه و تشكيلات اداری خاص خود است. هر چند از نظر سازمانی، ساماندهی مجدد معاونت اطلاعات سپاه پس از تشكيل وزارت اطلاعات و گرفته شدن بيشتر وظايف اطلاعاتی آن چندان به آسانی صورت نمیگيرد اما تلاش میشود تا حوزههای جديدی برای فعاليت اين معاونت در عرصههای اطلاعاتی تعريف شود.


