صفحه 1 از 2

سپاه پاسداران حکومت اسلامي

ارسال شده: سه‌شنبه ۹ آبان ۱۳۸۵, ۱:۲۰ ب.ظ
توسط Mr.Amirhessam
ساختار اطلاعات و امنيت در سپاه پاسداران

برای شناخت ماهيت اطلاعات در سپاه می‌بايد به فضايی كه سپاه پاسداران در آن شكل گرفت، اشاره كرد. فضای انقلاب يك فضای احساسی و آرمانی است. هنوز ساختار قدرت تعريف نشده و سهم كسانی كه خود را در پيروزی آن محق می‌دانند مشخص نشده است. نهادهای سابق اصولا كارايی خود را از دست داده‌اند و از همين رو بازسازی و يا ايجاد نهادهای جديد اولين گام در اين فضای كاملا ملتهب است. پس انقلاب ضرورتا در پی برانداختن نهادهای سابق، نهادهای جديدی را خلق می‌كند كه ناشی از ضرورت بقای انقلاب است. با انحصاری شدن سريع قدرت و تعريف نيروهايی كه می‌توانند در قدرت سهيم باشند، تنش‌های ناشی از توزيع قدرت شروع می‌شود و انقلاب برای سركوب كردن آنها نيازمند نيرويی است كه ضمن نظامی بودن جنبه امنيتی آن قويتر باشد.
سپاه پاسداران در فضايی آكنده از آرمان، هرج و مرج ناشی از انقلاب و نيز بی‌اعتمادی به نهادهای اطلاعاتی و امنيتی باز مانده از نظام گذشته پا به عرصه وجود گذاشت. با مروری بر بنيانگزاران سپاه می‌توان طيف‌های گوناگون تشكيل دهنده آنرا باز شناخت. اين طيف دامنه گسترده‌ای از جريان‌های سياسی ملی و مذهبی را در بر می‌گيرد. جريان محمد منتظری، جريان موئلفه اسلامی ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و حتی نهضت آزادی از اصلی‌ترين گروه‌های تشكيل دهنده سپاه محسوب می‌شوند.
سپاه پاسداران با هدف حفظ دستاوردهای انقلاب و نيز سران آن به مثابه يگ گارد انقلابی كه حوزه فعاليت آن عمدتا پايتخت بود تشكيل شد. در اين دوره حفظ انقلاب و حفظ وضعيت موجود و غير قابل بازگشت كردن آن كه می‌توانست از طريق كودتا و عمليات نظامی باشد مهمترين نگرانی رهبريت انقلاب بود.
غلامعلی رشيد معاونت ستاد كل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی در اين مورد می‌گويد:" قرار بود سپاه سازمانی با ١٠ الی ١٥ هزار نفر مسلح، متعهد و مخلص، حافظ مركزيت انقلاب در تهران باشد. برای مقابله با هر گونه كودتا يا حادثه و يا اقدام نظامی از سوی گروه‌های مسلح و محارب نظام..."
تصور بنيانگزاران سپاه از ماموريت اين نيرو بيشتر سياسی و امنيتی با ملاحظات درون شهری بود. در اين دوره گروه‌های سه گانه سپاه زير نظر شورای انقلاب ادغام شد تا با تهديدات داخلی مقابله كند اما اين نيرو در مواجه با شورش‌هايی مانند گنبد، كردستان و خوزستان وارد فاز جنگ‌های نامنظم داخلی می‌شود اگرچه هنوز از يك ساختار نهادينه شده فاصله بسيار دارد.
ادغام نيروهای سه گانه موسس سپاه نهايتا موجب تفوق نسبی جناح راست سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و خروج بخش چپ آن از سپاه می‌شود. اين سازمان در آستانه انقلاب از به هم پيوستن هفت سازمان شبه نظامی با مشی مسلحانه مانند بدر، توحيدی فلق، منصورون، امت واحده، صف و ... تشكيل شده كه سابقه كار تشكيلاتی و مبارزه با رژيم را داشتند و در ميان آنها هم تجربه سازماندهی مخفی و نيز عمليات نظامی وجود داشت. بنابراين چندان دور از انتظار نيست كه اين گروه بتواند در ساختار هرمی شكل فرماندهی خود را نهادينه كرده و بتدريج در طی سالهای بعد قدرت خود را گسترش دهد.
از اينرو نظام فرماندهی در دروه اول تاسيس سپاه فاقد مشخصات سازمانی مانند ديگر نيروهای نظامی و امنيتی است. فرماندهی و ساختار سپاه فاقد درجه بندی نظامی است و انتصابات آن بر اساس روابط سازمانی قبل از انقلاب و نيز تا حدودی توانايی‌های فردی و نزديكی به مراكز قدرت انجام می‌گيرد.
هر چند سپاه به نظر در اين دوره فاقد ساختار مناسب با ماموريت و نيز تجربه كافی برای عمل به عنوان يك نيروی رسمی و حكومتی است اما گردانندگان آن بواسطه پيشينه مبارزات مخفی خود از همان ابتدا معيارهای بسيار دشواری را برای عضويت در سپاه تعيين می‌كنند.
پذيرش نيروهای ستاد مركز و سپاه كشوری بصورت مجزا و با فرايند متفاوتی صورت می‌گيرد. نيروهايی كه برای ستاد مركز سپاه پذيرش می‌شوند بصورت مستقيم وارد مراحل گزينش نمی‌شوند بلكه معمولا با معرفی ديگر اعضای ستاد، وارد پروسه عضو گيری می‌شوند اين پروسه بسيار كند و نيز سخت است. در طی اين دوره تحقيقات وسيع و مصاحبه‌های طولانی صورت می‌گيرد تا گرايش‌های فكری و عقيدتی فرد داوطلب كاملا مشخص شود.
خاستگاه طبقاتی نيروهای سپاه نيز طبقات متوسط و فقير است كه در پی دفاع از آرمانهای انقلاب و دفاع از وضعيت موجود به آن می‌پيوندند. در تهران بيشتر جوانان در سنين ١٨ تا ٢٥ جذب سپاه شده‌اند چرا كه سپاه يك محمل آرمانی برای زدودن تمام نمايه‌های رژيمی است كه مايه اصلی نابرابری‌های اجتماعی و فقر آنان بوده است.
در اين دوره سپاه دارای دو بخش اصلی است: ستاد مركزی كه در مركز ساواك در تهران مستقر شده و بعدها با انتقال اين مركز به وزارت اطلاعات به قصر فيروزه منتقل می‌شود و نيز سپاه كشوری كه بتدريج در مناطق يازده گانه و چند ناحيه ويژه تقسيم بندی می‌شود.
ستاد مركزی سپاه در اين دوره بصورت واحدهای مجزا تقسيم بندی می‌شود مانند واحد پرسنلی، واحد سمعی بصری، واحد مخابرات، واحد اطلاعات، واحد عمليات، واحد حفاظت اطلاعات، واحد تداركات، واحد آموزش و بعدها با فرمان تشكيل ارتش بيست ميليونی توسط آيت‌الله خمينی واحد بسيج نيز به آن اضافه می‌شود.
سپاه كشوری نيز تقسيم بندی خود را بر همين اساس دارد و مناطق تهران و اصفهان قويترين سازمانهای سپاه در سطح كشور محسوب می‌شوند. در اين دوره تهران منطقه ده كشوری است و سپاه آن قويترين واحد اطلاعات در سطح كشور را دارد. تا مقطع تشكيل وزارت اطلاعات سپاه دو مركز موازی اطلاعات را در خود جمع دارد كه يكی از درون سپاه كنترل می‌شود و ديگری از خارج سپاه.


واحد نهضت‌های آزاديبخش سپاه
واحد نهضت‌های آزادی بخش سپاه بوسيله محمد منتظری در داخل سپاه تشكيل شد، اما سپاه تنها محملی برای پوشش رسمی فعاليتهای برون مرزی وی بود كه سالها قبل از انقلاب روابط بسيار گسترده‌ای با نهضتهای آزادبخش منطقه و جهان برقرار كرده بود. اين واحد را هر چند شايد بتوان به نوعی اطلاعات خارجی سپاه در اين دوره دانست، اما به علت شخصيت با نفوذ محمد منتظری كه اصولا در قالب‌های سپاه نمی‌گنجيد، فرماندهی و كنترل آن نيز در بيرون از سپاه بود و همين مسئله موجب تنش‌های بسيار ميان فرماندهی سپاه و نيز سپاه با وزارت خارجه شده بود. واقعه اشغال فرودگاه تهران در دوره دولت موقت توسط محمد منتظری و نيروهای وی اوج اين تنش‌ها بود.
از نظر محمد منتظری و بعدها سيد مهدی‌هاشمی وظيفه اين واحد حمايت از نهضت‌های آزاديبخش بدون توجه به ماهيت آنها و نيز سياستهای رسمی كشور در عرصه خارجی بود
اما نهايتا فعاليتهای خارج از قاعده اين واحد و نيز تزاحم شديد آن با سياست خارجی دولت موقت و بعدها با دولت رجايی منجر به انحلال آن شد. بخشی از نيروهای اين واحد از سپاه خارج شدند و جريان نهضت جهانی اسلام را به رهبری سيد مهدی‌هاشمی ايجاد كردند و گروه ديگری نيز جذب واحد اطلاعات شدند. انحلال اين واحد از طريق مصوبه مجلس و نيز دخالت صريح‌هاشمی رفسنجانی كه در آن زمان رياست مجلس را برعهده داشت، انجام گرفت. بنا به دلايلی كه بعدها در تاسيس وزارت اطلاعات نيز در نظر گرفته شد،‌هاشمی رفسنجانی اعتقاد داشت كه قدرت گرفتن اطلاعات سپاه موجب كودتای اين نيرو خواهد شد.
واحد نهضتها در اين دوره همكاری بسيار نزديكی با ساير نهضتهای آزاديبخش در سرتاسر جهان داشت و حتی كنفرانس‌هايی را نيز با حضور رهبران اين سازمانها در تهران برگزار كرد كه بازتاب گسترده‌ای در جهان داشت.


واحد اطلاعات سپاه
واحد اطلاعات سپاه با انگيزه جمع آوری اطلاعات از گروهای مخالف انقلاب و معارض تاسيس شد. اولين فرمانده واحد اطلاعات ستاد مركزی سپاه ، محسن رضايی است كه بعدها پس از مرتضی رضايی فرمانده كل سپاه می‌شود. كادر اين واحد در اين دوره عمدتا از نيروهای بسيار جوان تشكيل شده اما هدايت آنها زير نظر كسانی است كه قبل از انقلاب تجربه فعاليتهای مخفی و نيز برخورد با ساواك را داشته‌اند.
از اينرو تقسيم كار نيز بسيار ابتدايی بوده و ساختار سازمانی آن نيز هنوز شكل نهايی خود را نيافته است، نيروهای آن فاقد تجربه اطلاعاتی بوده و تنها منبع آموزشی آنها نيز جزوات برجای مانده از ساواك است. در اين مقطع بيشتر اسناد ساواك تا زمان تحويل به وزارت اطلاعات در دست واحد اطلاعات است.
واحد اطلاعات سپاه در اين مقطع از امكانات ساواك و اموال مصادره شده از وابستگان رژيم سابق استفاده می‌كند و از نظر فنی در سطح پائينی قرار دارد. روحيه آزمون و خطا كاملا در ساختار آن مشهود بوده و نحوه گزينش آن نيز بر اساس روابط دوستانه افراد با يكديگر است. در اين دوره هسته اصلی واحد اطلاعات را جوانان انقلابی شهر ری و محله‌های اطراف آن مانند نازی اباد و جوانمرد قصاب و خزانه تشكيل می‌دهند و اين انحصار در ساختار اطلاعاتی سپاه برای ساليان متمادی برجای می‌ماند.
تلاشی حزب توده و فرقان، برخورد با كودتای نوژه ( در اين دو مورد اطلاعات تائيد نشده‌ای از همكاری سازمان‌های اطلاعاتی شوروی سابق وجود دارد) و نيز برخورد با آندسته از گروه‌های سياسی كه وارد فاز نظامی شده اند، كارنامه واحد اطلاعات در اين دوره است. واحد اطلاعات سپاه در اين دوره همكاری بسيار نزديكی با دادستانی انقلاب و بخش اطلاعات آن دارد و تقريبا بصورت ضابط اين نهاد عمل می‌كند.
سپاه در طی اين سالها به دو بخش اصلی ستاد مركزی و سپاه كشور تقسيم می‌شود. نبايد فراموش كرد كه اين تقسيم بندی واقع به نوعی تقسيم ابتدايی سپاه به دو بخش صف و ستاد بوده است. ( نيروهای ستادی در يك تشكيلات نظامی عمدتا حالت برنامه ريزی و كنترل اجرا را برعهده دارند در حاليكه نيروهای صف معمولا به نيروهای عملياتی كه وظيفه اجرای دستورات ستاد مركزی را دارند اطلاق می‌شود). در اين دوره سپاه كشوری خصوصا سپاه تهران در زمينه اطلاعات و نيز عمليات بسيار سازمان يافته و موثر عمل می‌كند. گشتهای اطلاعاتی القارعه در اين دوره از ابتكارات بسيار موثر سپاه در برخوردهای خيابانی بشمار می‌رود.


واحد اطلاعات سپاه و تشكيل وزارت اطلاعات
تا زمان تشكيل وزارت اطلاعات در سال ١٣٦٢، اطلاعات سپاه در كنار حراست نخست وزيری حرف اول را در زمينه اطلاعات خارجی و داخلی می‌زند، خصوصا كه در اين دوره سپاه به نوعی متولی جنگ نيز شده و حضوری موثر در عرصه جنگ با نيروهای اشغالگر عراقی دارد.
در سال ١٣٦٢ تلاشی از سوی نيروهای چپ اسلامی صورت می‌گيرد كه اين انحصار شكسته شود. ظاهرا قبل از اين بارها از ايت الله خمينی خواسته شده بود تا يك سازمان اطلاعات مركزی مانند ساواك در ايران بوجود آيد كه مستقيما زير نظر ايشان باشد اما مورد قبول قرار نگرفته بود. اما نهايتا، مقدمات و طرح تفضيلی تشكيل وزارت اطلاعات توسط سعيد حجاريان تهيه و با حمايت‌هاشمی از تصويب مجلس می‌گذرد.
با تشكيل وزارت اطلاعات، واحد اطلاعات سپاه موظف می‌شود تا كليه امكانات، اسناد و مراكز ساختمانی ساواك را تحويل اين وزارت خانه داده و در امور اطلاعاتی با اين وزارت هماهنگ باشد. مسئله تحويل در اين زمان به يكی از بزرگترين مشكلات اين دو سازمان كه از همان ابتدا برای يكديگر رقيب محسوب می‌شوند، تبديل می‌شود. حتی اين امر درگيرهايی را نيز ميان مقامات اين دو سازمان ايجاد می‌كند اما انتصاب شخصيت قدرتمندی مانند محمدی ری شهری كه قبل از اين رئيس دادسرای نظامی ارتش بوده به وزارت اطلاعات نهاتيا موجب برتری وزارت شده و بيشتر امكانات سپاه به اين وزارت خانه منتقل می‌شود. البته رقابت واحد اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در همين جا تمام نمی‌شود بلكه در واقع تمامی اينها زمينه‌ای را ايجاد می‌كند كه اين دو سازمان رقيب بعدها در بسياری از عرصه‌های داخلی و خارجی اطلاعات و امنيت با يكديگر رودرو می‌شوند.
اين جراحی ضربه شديدی به واحد اطلاعات سپاه می‌زند كه بصورت ناگهانی از بيشتر عرصه‌های اطلاعاتی كشور حذف می‌شود و تلاش عمده نيز بر اين است تا تنها در زمينه اطلاعات نظامی فعاليت داشته باشد. بايد اشاره كرد كه بخش قابل توجهی از نيروهای واحد اطلاعات سپاه و نيز واحد نهضتها با تشكيل وزارت اطلاعات جذب اين سازمان شده و بتدريج با تقويت هويت سازمانی وزارت اطلاعات، هويت‌های قبلی سازمانی رنگ می‌بازد.


واحد اطلاعات در دوره جنگ
در اين دوره با تثبيت سپاه به عنوان صحنه گردان اصلی جنگ، تلاش می‌شود تا تمامی زمينه‌های اطلاعاتی نيز به جنگ مرتبط شوند. در سازمان دهی جديد، سپاه از حالت واحدی خارج شده و تمامی واحدها به معاونت تبديل می‌شوند. از اينرو واحد اطلاعات سپاه نيز به معاونت اطلاعات سپاه تغيير نام می‌دهد.
با انتصاب محسن رضايی به فرماندهی كل سپاه، افراد ديگری به رياست اطلاعات سپاه می‌رسند كه از آن جمله اند، رضا سيف اللهی، سيد كاظم كاظمی ( كه در يكی از ديدارهای دوره‌ای از مناطق جنگی به شهادت می‌رسد) و نيز احمد وحيدی. اين آخری از همان زمان تشكيل واحد اطلاعات سپاه به فرماندهی محسن رضايی تا زمان رسيدن به فرماندهی اطلاعات سپاه همواره نقش جانشين اطلاعات سپاه را داشته و بعدها نيز با شهادت سيد كاظم كاظمی به رياست اين ساختار منصوب می‌شود.
معاونت اطلاعات در اين دوره دارای ساختار بخش اطلاعات عراق، اطلاعات خليج و كشورهای عربی، امنيت، بخش لبنان، بخش افريقا، بخش عمليات ويژه و تشكيلات اداری خاص خود است. هر چند از نظر سازمانی، ساماندهی مجدد معاونت اطلاعات سپاه پس از تشكيل وزارت اطلاعات و گرفته شدن بيشتر وظايف اطلاعاتی آن چندان به آسانی صورت نمی‌گيرد اما تلاش می‌شود تا حوزه‌های جديدی برای فعاليت اين معاونت در عرصه‌های اطلاعاتی تعريف شود.

ارسال شده: سه‌شنبه ۹ آبان ۱۳۸۵, ۲:۵۷ ب.ظ
توسط Mr.Amirhessam
واحد اطلاعات در دوره جنگ

در اين دوره با تثبيت سپاه به عنوان صحنه گردان اصلی جنگ، تلاش می‌شود تا تمامی زمينه‌های اطلاعاتی نيز به جنگ مرتبط شوند. در سازمان دهی جديد، سپاه از حالت واحدی خارج شده و تمامی واحدها به معاونت تبديل می‌شوند. از اينرو واحد اطلاعات سپاه نيز به معاونت اطلاعات سپاه تغيير نام می‌دهد.
با انتصاب محسن رضايی به فرماندهی كل سپاه، افراد ديگری به رياست اطلاعات سپاه می‌رسند كه از آن جمله اند، رضا سيف اللهی، سيد كاظم كاظمی ( كه در يكی از ديدارهای دوره‌ای از مناطق جنگی به شهادت می‌رسد) و نيز احمد وحيدی. اين آخری از همان زمان تشكيل واحد اطلاعات سپاه به فرماندهی محسن رضايی تا زمان رسيدن به فرماندهی اطلاعات سپاه همواره نقش جانشين اطلاعات سپاه را داشته و بعدها نيز با شهادت سيد كاظم كاظمی به رياست اين ساختار منصوب می‌شود.
معاونت اطلاعات در اين دوره دارای ساختار بخش اطلاعات عراق، اطلاعات خليج و كشورهای عربی، امنيت، بخش لبنان، بخش افريقا، بخش عمليات ويژه و تشكيلات اداری خاص خود است. هر چند از نظر سازمانی، ساماندهی مجدد معاونت اطلاعات سپاه پس از تشكيل وزارت اطلاعات و گرفته شدن بيشتر وظايف اطلاعاتی آن چندان به آسانی صورت نمی‌گيرد اما تلاش می‌شود تا حوزه‌های جديدی برای فعاليت اين معاونت در عرصه‌های اطلاعاتی تعريف شود.

رويكردهای جديد در معاونت اطلاعات سپاه

همانگونه كه گفته شد تشكيل وزارت اطلاعات، محدوديت‌های وسيعی را در دو عرصه داخلی و خارجی برای اطلاعات سپاه ايجاد كرد. با سپرده شدن اطلاعات امنيتی در داخل و نيز اطلاعات خارجی به وزارت اطلاعات و از سوی ديگر گرفته شدن امكانات و انتقال افراد با تجربه سپاه به اين وزارت خانه، جريان اطلاعات در سپاه عملا به ركود كشيده شد.
بنابراين تشكيلات اطلاعات در سپاه بدنبال تعريف ماموريت‌های جديد بود تا مجددا فضای لازم برای تاثير گزاری در جامعه اطلاعاتی را داشته باشد. در اين زمينه دو رويكرد جديد در اطلاعات سپاه تا حدودی ركود ايجاد شده را جبران كرد. اول پيگيری حمايت از نهضتها و جنبش‌های آزاديبخش اسلامی و دوم ايجاد جريان جنگ‌های نامنظم.
در خصوص رويكرد اول، معاونت اطلاعات سپاه بسرعت به تقويت نيروهای خود در لبنان و سوريه پرداخت و تلاش كرد تا در كشورهای همجوار جای خالی واحد نهضتهای سابق را كه قبلا حوزه فعاليت گروه محمد منتظری بود را پر كند. با توجه به درگيريهای وسيع اسرائيل در جنوب لبنان تقويت حزب الله با موفقيت چشمگيری روبرو بود. در اين مرحله بخش لبنان معاونت اطلاعات سپاه موفق شد تا اولين پايگاه‌های آموزش نظامی خود را در لبنان داير كرده و پايگاه‌های محكمی را در سوريه ايجاد كند.
از سوی ديگر بالا رفتن ميزان تاثير گزاری حزب الله در مناقشه درونی لبنان و نيز استقامت آنان در جنوب لبنان در برابر اسرائيل مشروعيت خاصی را برای اين جريان ايجاد كرد. حزب الله از اين پس با حمايتهای مالی، نظامی و اطلاعاتی معاونت اطلاعات سپاه جای خود را در عرصه مناقشات سياسی و نظامی لبنان باز كرد. جريان گروگانگيری چند تن از اتباع آمريكايی توسط حزب الله و نيز منافعی كه ايران در اين ميان از نظر سياسی و نظامی بدست آورد، الويت ويژه‌ای را برای حزب الله و معاونت اطلاعات سپاه موجب شد.
با نهايی شدن سازماندهی حزب الله لبنان، شورايی بنام شورای قرار ( شورای تصميم گيری) در آن ايجاد شد كه يكی از اعضای آن فرمانده سپاه لبنان بود كه توسط معاونت اطلاعات سپاه منصوب می‌شد. وظيفه اين فرد فرماندهی نيروهای سپاه در لبنان و نيز نظارت بر تصميم گيری‌های متخذه در حزب الله لبنان بود.
دومين رويكرد جديد اطلاعاتی معاونت اطلاعات سپاه، ايجاد جريان جنگ‌های نامنظم اطلاعاتی است كه با توجه به شدت گرفتن جنگ، هيچ نهادی بصورت سازماندهی شده متولی آن نبوده است. در چنين شرايطی فرماندهی اطلاعات سپاه با بكارگيری برخی از فرماندهان لشگرهای عملياتی سپاه مانند علی فضلی در اواخر سال ١٣٦٣تلاش كرد تا يك قرارگاه جنگ‌های نامنظم با گرايش اطلاعات و ايجاد حلقه‌های جمع آوری اطلاعات در درون خاك عراق تاسيس كند.
هر چند در همان ابتدای كار به علت اختلاف ديدگاه ميان فرماندهان اطلاعات و نيروهای رزمی در مورد ساختار، ماموريت و كيفيت اين قرارگاه اختلافاتی بروز كرده و موجب خروج فضلی و ديگر اطرافيان وی از معاونت اطلاعات می‌شود اما نتيجه اين تلاش، قرارگاه رمضان است كه مركزيت جنگ‌های نامنظم اطلاعاتی سپاه محسوب می‌شود و بعدها به يكی از مهمترين قرارگاه‌های اطلاعاتی و عملياتی سپاه در كل جنگ تبديل می‌شود.
اين قرارگاه در شهر كرمانشاه بتدريج جای خود را به عنوان اولين تجربه موفق جنگ‌های نامنظم باز كرده و با گسترش آن بتدريج معاونت اطلاعات بخش اعظم نفوذ خود را بر آن از دست می‌دهد. بعدها اين قرارگاه نيز مانند ديگر قرارگاه‌های سپاه تحت امر مستقيم فرماندهی كل سپاه قرار می‌گيرد. از فرماندهان اصلی اين قرارگاه می‌توان به محمد باقر ذوالقدر و نيز محمد نقدی (شمس) اشاره كرد. لشگر ده بدر كه متشكل از معاودين عراقی است نيز تحت امر همين قرارگاه قرار دارد.
بنابراين در اين دوره اطلاعات سپاه تمام توان خود را صرف اطلاعات عراق، قرارگاه رمضان و نهضتهای اسلامی در بيرون از ايران می‌كند. مسئله اطلاعات عراق با شدت گرفتن اختلاف ميان وزارت اطلاعات و معاونت اطلاعات سپاه بصورت فرماندهی جداگانه‌ای در آمده و مسئوليت آن بدست علی آغامحمدی نماينده سابق و قائم مقام فعلی صدا و سيمای جمهوری اسلامی مجلس سپرده می‌شود.
در اين دوره يك واقعه بصورت مجرد نقش اطلاعات سپاه را برجسته می‌كند و آن مسئله مك فارلين است. بدلايلی با تمايل‌هاشمی رفسنجانی برای خارج كردن آمريكا از موضع (جنگ بدون برنده ميان ايران و عراق) باب مذاكرات با آمريكا از طريق منوچهر قربانيفر گشوده می‌شود. اما اينبار ماموريت رسيدگی اين پرونده به جای وزارت اطلاعات كه بانی اطلاعات خارجی است به اطلاعات سپاه سپرده می‌شود.
قائم مقام معاونت اطلاعات در اين زمان فريدون وردی نژاد است كه بعدها به علت خدماتش در جريان ماجرای مك فارلين به رياست خبرگزاری جمهوری اسلامی و نيز سفارت ايران در چين می‌رسد. كنترل عملياتی ورود مك فارلين به ايران زير نظر وی و در حوزه عمل بخش ويژه معاونت اطلاعات سپاه صورت می‌گيرد كه مدتها به دليل فعال شدن وسيع وزارت اطلاعات در خارج، فعاليت چندانی نداشت.

اطلاعات سپاه و پايان جنگ

جنگ در زمانی به پايان می‌رسد كه وزارت اطلاعات تبديل به اصلی‌ترين ساختار اطلاعاتی گرديده و سپاه نيز تقريبا بزرگترين تشكيلات نظامی در كشور را كنترل می‌كند.
جنگ موهبتی برای ساختارهای امنيتی و نظامی كشور بود تا در سايه آن دست به گسترش سازمانی خود زده و نيز مبالغ بسياری را به عنوان هزينه و بودجه دفاعی و امنيتی دريافت كنند. اما در پايان جنگ چنين چشم اندازی ديگر وجود نداشت. يكی از دلايل قبول قطعنامه ٥٩٨ توسط ايران گزارش مسئولان اقتصادی مبنی بر بحرانی بودن وضعيت اقتصاد كشور بود. از همين رو پايان گرفتن جنگ به نوعی افزايش مطالبات مردمی بود كه در تمامی اين هشت سال وضعيت بحرانی اقتصاد را تحمل كرده بودند. پايان جنگ از سويی آغاز تعديل سازمانهای نظامی نيز بود كه بعضا بصورت بی‌رويه رشد كرده بودند و بودجه عظيمی را بر خزانه دولت تحميل می‌كردند. بنابراين تجديد سازمان در تمامی زمينه‌ها از جمله اطلاعات امری ضروری بود.

تشكيل نيروی قدس

ضرورت بازنگری در ساختارهای دوران جنگ و نيز تعريف ماموريت‌های جديد تحولات وسيعی را در درون معاونت اطلاعات سپاه ايجاد كرد. با انتخاب رهبريت جديد برای نظام، خط مشی‌های جديد نيز برای سپاه وضع شد كه يكی از آنها ايجاد نيروی مقاومت و ديگری ايجاد نيرويی برای حمايت از نهضتهای اسلامی در سرتاسر جهان شد. بنابراين سپاه كه تا اين زمان براساس فرمان ٢٦ شهريور سال ١٣٦٤ آيت الله خمينی دارای سه نيروی زمينی، دريايی و هوايی بود، دو نيروی ديگر را نيز با تغييراتی كه در بسيج و معاونت اطلاعات بوجود آورد به ساختار كلی خود اضافه كرد. نيروی قدس سپاه پاسداران حاصل تغييرات بنيادی معاونت اطلاعات سپاه بود اما تبديل معاونت به نيرو هر چند مزيتهای بيشتری برای اطلاعات سابق سپاه داشت اما موجب يك جراحی ديگر در اين ساختار گرديد.
در سال ١٣٦٨ ستاد كل سپاه پاسداران به ستاد مشترك سپاه تغيير نام داد. در پی اين تحول بر مبنای ساختار ارتش، ادارات مختلف ستاد مشترك نيز شكل گرفت. يكی از اين ادارات، اداره اطلاعات ستاد مشترك سپاه بود، با تشكيل اين اداره بسياری از نيروهای كيفی نيروی قدس جذب اين اداره شدند. اين دومين زايش اطلاعاتی از ساختار اصلی اطلاعات سپاه بود.
نيروی قدس عملا تا زمان بحران بوسنی اسير بحرانی بود كه در واقع كل كشور دچار آن بود. جريان اعطای درجات نظامی و نيز بحران در بودجه بندی نيروهای نظامی كشور گريبان اين نيروی تازه تاسيس را نيز گرفته بود.
هاشمی رفسنجانی به عنوان رئيس جمهور به نيروهای نظامی كشور اعلام كرده بود كه اقتصاد كشور مانند زمان جنگ نمی‌تواند هزينه‌های آنان را تامين كند اما دست نيروهای نظامی را برای فعاليتهای اقتصادی با استفاده از رانتهای دولتی به منظور خودكفايی باز گذاشته بود. به دنبال همين سياست است كه در تمامی نيروهای نظامی معاونتهای خودكفايی وارد ساختار سازمانی می‌شوند و نيروی قدس نيز از اين مسئله مستثنی نيست.
جريان اعطای درجه‌های نظامی و نيز برنامه‌های خودكفايی اقتصادی، طبقه خاصی را در نيروهای نظامی و امنيتی ايجاد می‌كند كه سرمنشا بسياری از مفاسد اقتصادی و امنيتی در سال‌های بعد می‌شود. دوره بلاتكليفی پس از جنگ شايعات وسيعی را مبنی بر انحلال قدس را شايع می‌كند و اين مسئله تا زمان بحران بالكان و شروع جنگ در بوسنی ادامه می‌يابد.

جنگ بوسنی و نيروی قدس

جنگ و بحران در يوگسلاوی سابق نقطه عطفی بر فعاليتهای برون مرزی نيروی قدس بود. براساس تبليغاتی كه از كشتار مسلمانان در كشور تازه استقلال يافته بوسنی و هرزگوين در جهان اسلام و نيز ايران صورت می‌گرفت، افكار عمومی به نوعی خواهان كمك به مسلمانان اين كشور بود. براساس شواهدی كه موجود است فرماندهی كل سپاه و نيز شخص‌هاشمی از درگير شدن در جنگ بوسنی و نيز اعزام نيرو به اين كشور پرهيز داشتند اما نيروی قدس در تلاش برای كسب فضای جديد تنفسی، نيروهايی را برای ارزيابی وضعيت به اين كشور اعزام می‌كند. فرمانده اين نيروها در اين زمان محمد نقدی است و معاونت وی نيز بر عهده حسين الله كرم است.
شدت گرفتن بحران در بوسنی و كشتار مسلمانان اين كشور و نيز برانگيخته شدن گسترده افكار عمومی جهان و نيز جهان اسلام و از سوی ديگر تلاش ايران برای خروج از انزوای سياسی آن دوره موجب فعاليت گسترده نيروی قدس در اين منطقه می‌شود. الويت يافتن سياسی و امنيتی بوسنی به معنای گسترش سازمان نيروی قدس و نيز كسب امكانات بيشتر است. بحران بوسنی، به نوعی نيروی قدس را از گرداب انحلال نجات می‌دهد و اين نيرو نيز با درك اين وضعيت بوسنی را به عنوان منطقه جنگی و حوزه فعاليتهای نهضتی بصورت انحصاری در آورده و حتی وزارت اطلاعات نيز با توجه فرماندهی سپاه در منطقه تا قبل از قرارداد صلح ديتون در سال ١٩٩٥ عملا تحت الشعاع سپاه در بوسنی قرار می‌گيرد.
قراردداد صلح ديتون كه زير نظر آمريكايی‌ها به امضا رسيده در اولين بندهای خود متذكر می‌شود كه تمامی نيروهای خارجی مسلح می‌بايد ظرف مدت شصت روز از بوسنی خارج شوند و اين شامل نيروهای ايرانی هم می‌شود. با توجه به اينكه بوسنی هنوز الويت خود را در صحنه سياست خارجی از دست نداده، سپاه تشكلات گسترده‌ای را در بوسنی در اشكال مختلف فرهنگی و اقتصادی و حتی بازسازی ايجاد می‌كند تا به حضور خود در اين منطقه ادامه دهد. از نظر امنيتی بوسنی به عنوان كشوری مسلمان و در داخل اروپا اهميت بسياری را برای برخی از جناح‌های داخلی درون ايران دارد.
در اين دوره شخص رهبری توجه ويژه‌ای به بوسنی داشته و انتصاب ايت الله احمد جنتی دبير شورای نگهبان به عنوان نماينده وی در امور بالكان و بوسنی نشان دهنده اين توجه ويژه است.
اندكی قبل از پايان رياست جمهوری‌هاشمی رفسنجانی، احمد وحيدی جای خود را به قاسم سليمانی فرمانده لشگر ٤١ ثارالله سپاه می‌دهد تا خود در شورای تشخيص مصلحت نظام و نيز بيت رهبری در امر تشكيل نهادهای موازی امنيتی و اطلاعاتی فعال شود.
با حمايت‌های وسيع آيت الله خامنه‌ای از نيروی قدس خصوصا در دوره پس از دوم خرداد كه به وزارت اطلاعات اعتماد چندانی وجود ندارد، نيروی قدس در عرصه اطلاعات خارجی خصوصا در كشورهای بوسنی، حاشيه خليج، فلسطين، لبنان، افغانستان، تركيه و عراق گسترش بسياری پيدا می‌كند. گفته شده كه اهميت اين نيرو در سالهای اخير برای آمريكا به گونه‌ای بوده كه انجام هرگونه مذاكره با ايران را منوط به انحلال اين نيرو كرده است.
از سوی ديگر به موازات گسترش توانايی‌های واحدهای صنعتی نظامی ارتش و سپاه در جهت توليد موشكهای دور برد، نيروی قدس ماموريت داشته تا در بسياری از كشورها از جمله اروپا اهداف موشكی خاصی را از طريق جمع آوری پنهان و اطلاعات ماهواره‌ای تعريف كند. اينكه اخيرا يكی از تئوريسن‌های نظامی جناح راست از سيمای جمهوری اسلامی، آمريكا را تهديد به ضربات موشكی كرده است ناشی از اين همين ماموريت است.
در حال حاضر نيروی قدس با حمايتهای وسيعی كه از سوی جناح راست نظام از آن می‌شود، گسترش بيشتری يافته و در عرصه اطلاعات خارجی عملا وزارت اطلاعات را خصوصا در مناطق بحران در حاشيه قرار داده است. اين نيرو يكی از سرچشمه‌های ايجاد بحران در روابط خارجی منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای جمهوری اسلامی است و عدم كنترل عناصر تندروی آن می‌تواند بحران‌های بسيار گسترده‌ای را بر كشور و مردم ايران تحميل كند.

آموزش

آموزش نيروهای اطلاعاتی در سپاه تشكيل شده از آموزش عمومی، دوره مقدماتی اطلاعات، دوره عالی اطلاعات، دافوس (دانشكده افسری و ستاد)و دوره‌های عالی اطلاعات استراتژيك. اين دوره‌ها بر حسب سوابق كاری و ترفيعات در ساختار آموزشی نيرو اعمال می‌شود. برای ارتقا درجات نيروها ديدن دوره‌های آموزشی خصوصا برای نيروهای جديد اجباری است. نيروی قدس دانشكده‌ای به همين نام (دانشكده قدس) دارد كه وظيفه آن آموزش و تداوم آموزش نيروهای اين نيرو است.
اين نيرو در سطح كشور از امكانات قابل قبولی برخوردار بوده و شبكه گسترده‌ای از شركتها و موسسات اقتصادی را در بر می‌گيرد. اعضای اين نيرو در پوشش‌های ديپلماتيك، اقتصادی و فرهنگی به ديگر كشورهای دنيا تردد می‌كنند. از نظر فنی نيز اين نيرو در مقايسه با وزارت اطلاعات در سطح بسيار نازلتری قرار دارد و الويت اصلی در آن استفاده از نيروی انسانی است تا تجهيزات فنی. هر چند تلاش‌هايی صورت گرفته تا ضعف‌های نيرو در اين زمينه جبران شود.

سازمان حفاظت اطلاعات سپاه

قدمت اين سازمان نيز كه وظيفه آن ضد اطلاعات و جلوگيری از فعاليتهای نفوذ و جاسوسی در داخل سپاه و نيروهای آن است به همان سال‌های اول انقلاب باز می‌گردد. طبيعی است كه هر سازمان امنيتی و اطلاعاتی چنين بخشی را در درون خود داشته باشد.
اين ساختار نيز در ابتدا بصورت واحد حفاظت اطلاعات سپاه در رديف ديگر واحد‌های سپاه قرار داشت اما عملا فعاليت اطلاعاتی آن در داخل سپاه بود. با تغييراتی كه در اواخر سال ١٣٦٤ در اين واحد صورت گرفت، ساختار آن به سازمانی كاملا مستقل و زير نظر فرماندهی سپاه در آمد. با تشكيل سازمان حفاظت اطلاعات، تلاش گسترده‌ای برای سازماندهی حرفه‌ای آن صورت گرفت. انتصاب حجت الاسلام سعيدی، كه فردی آشنا به امور داخلی سپاه بود موجب گرديد تا اين سازمان در سالهای بعد نقش گسترده‌ای را در زمينه ضد اطلاعات در درون سپاه داشته باشد.
در اواخر سال ١٣٧١، سعيدی جای خود را به مرتضی رضايی داد كه از زمان كناره گيری از فرماندهی سپاه عملا مقامی در سپاه نداشت. انتصاب مرتضی رضايی توسط شخص رهبری و بدون رضايت فرماندهی وقت سپاه محسن رضايی صورت گرفت. نتيجه اين انتصاب افزايش بيشتر قدرت اين سازمان در درون سپاه و نيز افزايش نفوذ جناح موتلفه در درون اين سازمان بود.
اين سازمان در دوره پس از دوم خرداد، به يكی از ابزارهای موثر در برخورد با اصلاح طلبان تبديل شد. مركز اين سازمان در منطقه لويزان قرار دارد و يكی از سازمان‌های كاملا بسته امنيتی در ايران بشمار می‌رود. اين سازمان حتی با شعبه‌ای كه درون نيروی قدس دارد، فعاليتهای آن را نيز كنترل می‌كند. صدور مجور خروج برای نيروهای قدس توسط اين سازمان صورت می‌گيرد. و نيز در كليه ماموريتهای گروهی نيروی قدس مانند لبنان و بوسنی عناصری از اين سازمان برای كنترل ساير نيروها حضور دارند.
همچنين دو زندان معروف ٦٦ (عمومی) و ٥٩ (انفرادی) كه در درون پادگان ولی عصر (عشرت آباد سابق) قرار دارند و نيز چند زندان ديگر تحت نظارت اين سازمان می‌باشند. يكی از وظايف اصلی اين سازمان در دوره اصلاحات حمايت از نيروهای لباس شخصی و سازماندهی آنان در برخورد با مردم بوده است.

اداره اطلاعات ستاد مشترك سپاه

همانگونه كه قبلا گفته شد، اداره اطلاعات با تشكيل ستاد مشترك سپاه تاسيس شد. ماموريت اصلی اين اداره تحت نظم در آوردن فعاليتهای غير هماهنگ درون سپاه و نيز اعلام خط مشی‌های يكسان درون كل سپاه بود. اولين فرمانده اين اداره سرتيپ پاسدار جعفری بود كه پس از مدتی جای خود را به احمد وحيدی داد.
هر چند از نظر جايگاه، اداره اطلاعات می‌بايد در بالاترين رده تشكيلات اطلاعاتی سپاه قرار گيرد اما تلاش‌های اوليه اين اداره برای كنترل فعاليتهای اطلاعاتی مختلف در درون سپاه از همان ابتدا با شكست روبرو شد چرا كه اصولا فرماندهان ساختارهای اطلاعاتی سپاه توسط رهبری منصوب می‌شوند و فرماندهی كل سپاه تنها در جريان اين انتصابات قرار می‌گيرد.
اين اداره نيز بتدريج از حالت ستادی خارج و در دوره پس از دوم خرداد حالت عملياتی به خود گرفت. ذوالقدر رئيس وقت ستاد مشترك سپاه كه هم اكنون جانشين فرماندهی كل سپاه است از اين اداره به عنوان سازمانی برای سازماندهی نيروهای انصار و ديگر نيروهای مخالف حركت دوم خرداد استفاده كرد.

اطلاعات ساير نيروهای سپاه

علاوه بر ساختارهای رسمی اطلاعاتی سپاه مانند نيروی قدس، اداره اطلاعات و سازمان حفاظت اطلاعات، ديگر نيروهای سپاه مانند نيروی زمينی، هوايی، دريايی و نيروی مقاومت بسيج نيز در درون خود و بر اساس نيازمنديهای سازمانی خود، ساختارهای اطلاعاتی خاصی خود را دارند. در اين ميان نيروی مقاومت بسيج با داشتن شبكه گسترده‌ای از پايگاه‌های مقاومت بسيج در سطح كشور ساختار اطلاعاتی وسيعی را ايجاد كرده

ارسال شده: سه‌شنبه ۹ آبان ۱۳۸۵, ۷:۰۴ ب.ظ
توسط Admiral
دستت درد نكنه جالب بود

ارتباط 50 هزار بسيجي با "شبکه فراخوان"

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۵, ۱۲:۱۱ ق.ظ
توسط Mr.Amirhessam
به دنبال تجهيز گردان هاي عاشورا و الزهرا به سلاح هاي نيمه سنگين، و تشکيل هسته هاي 22 نفره از نيروهاي گزينشي و ويژه بسيج، اين هفته شبکه فراخوان بسيج به منظور فراخوان نيروها در شرايط بحران و برقراري ارتباط فرماندهان و نيروهاي ميدان افتتاح شد.

20 هزار بسيجي براي اتصال به شبکه فراخوان مجهز شده اند، اما به گفته مقامات اين شبکه توانايي برقراري ارتباط محرمانه ميان فرماندهان نظامي و 50 هزار بسيجي را دارا است. صندوق پيامهاي صوتي و سيستم دريافت sms از جمله ديگر امکانات پيش بيني شده در شبکه فراخوان بسيج است. فرمانده کل سپاه پاسداران در مراسم افتتاح اين سيستم، يکي از مواهب راه اندازي سيستم فراخوان بسيج را به کار گيري آن در جريان نا امني ها ارزيابي کرد و خواست اين سيستم به اندازه‌اي در زمينه ارتباطات پيشرو باشد كه وقتي سيستم مخابراتي و برقي كشور از كار افتاد در كار آن هيچ اختلالي پيش نيايد. همزمان با آغاز فعاليت شبکه فراخوان بسيج، محمود احمدي نژاد نيز در جمع مديران وزارت فن آوري و اطلاعات خواستار راه اندازي هرچه سريعتر شبکه ملي شد.

حسين حسن زاده، مسوول دايره فراخوان بسيج در گفت و گو با خبرگزاري ايرنا پيرامون دلايل راه اندازي اين شبکه و کاربرد آن گفت: "در حال حاضر از دو طريق استفاده از بيسيم بسيج و ارتباط تلفني با اپراتورهاي اين شبكه مي‌توان با اين فراخوانها ارتباط برقرار كرد و پيغام‌هاي خود را براي كاربران فرستاد."

وي ظرفيت شبکه فراخوان بسيج را 50 هزار نفر عنوان و اعلام کرد در حال حاضر حدود ‪ ۲۰‬هزار بسيجي در ‪ 14 ‬استان كشور به منظور استفاده از اين شبکه تجهيز شده‌اند. حسن زاده در ارتباط با امكانات شبکه فراخوان بسيج، اين فراخوان هارا داراي امكانات صندوق صوتي، دريافت پيامهاي ‪ sms‬تلفنهاي همراه و روزنامه هاي الكترونيكي عنوان و اظهاراميدواري کرد حداكثر ظرف سه ماه آينده اين سيستم اجرايي شود.

خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي، به نقل از مهدي شيراني نژاد، معاون فناوري و ارتباطات و اطلاعات ستاد مشترك سپاه، سيستم فعلي ارتباطي بسيج، راسيستم بيسمي خواند. شيراني نژاد اگر چه ظرفيت بيسيمي بسيج را نسبت به نيروي انتظامي و نظامي كشور از نظر كيفيت و كميت داراي جايگاه بهتري دانست ولي با اين وصف راه اندازي سيستم فراخوان بسيج را ضروري ارزيابي کرد. به گفته اين مقام نظامي، سيستم فراخوان بسيج در محدوده شبكه افق، كه بزرگترين شبكه اينترانت [اينترنت اختصاصي] کشور است، راه اندازي شده و در چند ماه آينده به تمام مناطق کشور گسترش خواهد يافت.

فرمانده کل سپاه پاسداران ولي در مراسم افتتاح شبکه فراخوان بسيج به صراحت از کاربرد اين شبکه سخن گفت. به گزارش ايرنا، يحيي رحيم صفوي تاکيد کرد: "از نظر ما ارتباطات، كارايي سلسله اعصاب در بدن را انجام مي‌دهد و اگر اين سلسله اعصاب چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ به درستي كار كند مشكلات و اطلاعات با سرعت بيشتري منتقل مي‌شود و در رده تصميم‌گيري، تصميمات بهتري اتخاذ خواهد شد."

وي ناامني ها در مناطق مختلف کشور را يکي از دلايل ايجاد چنين شبکه اي بر شمرد وگفت: "فرماندهي و كنترل تنها توسط اين سلسله اعصاب امكان پذير است و ما اميدواريم اين سيستم هر چه زودتر توسعه يابد." فرمانده سپاه با تاکيد بر اينکه "اين سيستم بايد در زمينه ارتباطات پيشرو باشد" خواست اين شبکه به شکلي در بيايد که "زماني كه سيستم مخابراتي و برقي كشور از كار افتاد در كار اين سيستم اختلالي به وجود نيايد."

صفوي افزود: "بايد اين سيستم به نحوي مناسب به كاربران بسيجي آن آموزش داده شود كه به نحو ايده‌آلي از آن استفاده شود و خدمات شخصي نيز به كاربران اين فراخوانها، همچون توانايي ارتباط خانواده بسيجيان با آنان وجود داشته باشد تا بسيجيان فراخوانها را هميشه همراه خود داشته باشند." فرمانده سپاه در عين حال گفت "مي‌توان اين وسايل ارتباطي را در دسترس پزشكان، پرستاران، معلمان، رانندگان اتوبوس شركت واحد و كارگران كارخانجات نيز قرار داد تا از وجود اين افراد زحمت كش اجتماع بيشتر استفاده" كرد.

توصيه هاي نظامي به مخابرات

سخنراني فرمانده سپاه پاسداران در جمع مديران وزارت فن آوري و ارتباطات خبر از نگراني هاي مقامات کشور در مورد تبعات اخلال در سيستم ارتباطي کشور در صورت يک بحران گسترده مي دهد. رحيم صفوي در اين سخنراني تاکيد کرده که نصب تجهيزات در ارتفاعات و مناطق مختلف بايد به گونه‌اي انجام شود كه دشمن نتواند با يك موشك، امكانات ارتباطي و تجهيزات مخابراتي كشور رانابود كند. فرمانده سپاه در سخناني که خبرگزاري ها آن را منتشر کردند، به مقامات اين وزارتخانه گوشزد کرد که: "نصب تجهيزات در ارتفاعات و مناطق مختلف بايد به گونه‌اي انجام شود كه دشمن نتواند با يك موشك امكانات ارتباطي و تجهيزات مخابراتي كشور رانابود كند و به سادگي اختلال در ارتباطات ايجاد كند و ارتباط بين نقاط مختلف كشور را مختل كند."

فرمانده سپاه با اشاره به اينکه "ما در معرض خطر آمريكا و اسراييل هستيم و از ناحيه هوايي برخي آسيب‌پذيري‌ها را داريم" تاکيد کرد که: "بايد از طريق پدافند غيرعامل، به حفظ امنيت ارتباطي توجه كنيم و حتي با صرف هزينه بيش‌تر، نقاط آسيب‌پذير را كاهش دهيم." وي با اشاره به اينکه "در ساخت منطقه عسلويه شركت‌هاي خارجي مخازن سوخت را در سطح بالاتر و ارتفاعات قرار داده‌اند و كارخانجات و تاسيسات را در پايين دست و دامنه ساخته‌اند. در نتيجه، يك انفجار مي‌تواند به مخزن سوخت لطمه بزند و آتش به نقاط پايين‌دست و كارخانجات و پالايشگاه‌ها لطمه بزند و آن‌ها را ذوب كند" خواست تا در طراحي صنعتي، شبكه‌هاي مخابراتي و شهرك‌هاي صنعتي و سرمايه‌گذاري‌هاي بزرگ، نكات امنيتي و ملاحظات نظامي براي مقابله با خطرات دشمن مورد توجه باشد: "حتي با صرف هزينه‌هاي بيش‌تر، بايد آسيب‌پذيري را در مقابل خطرات دشمن كاهش دهيم."

سخنان صفوي آنجا بوي جنگ گرفت که وي گفت: "با همكاري دولت و بدون حضور شركت‌هاي خارجي بايد مصالح امنيتي كشور را به پيش ببريم زيرا از نظر نظاميان، سلسله اعصاب يك كشور را مخابرات و ارتباطات تشكيل مي‌دهد. در زمان جنگ نيز دشمن به دنبال آن است كه در حركت‌هاي اول تاسيسات مخابراتي و ارتباطي را ازبين ببرد. بنابراين ما به دنبال مخابرات امن با پايداري زياد هستيم... زيرساخت‌هاي ارتباطي فيبرنوري، ماهواره و... باعث توسعه و كارآمدي است و گسترش فيبر نوري، امنيت بيش‌تري را فراهم مي‌آورد و مديران مخابرات بايد اقدامات مؤثري را براي خنثي‌سازي تهديدات به كار گيرند... اطلاعات طبقه‌بندي شده نبايد درز كند و مخابراتي ايده‌آل است كه دشمن را از دسترسي به اطلاعات محروم مي‌كند."

خبرگزاري فارس نيز اين هفته سخنان مشابهي از جانب محمود احمدي نژاد منتشر کرد. به نوشته اين خبرگزاري احمدي نژاد خطاب به مديران و مسولان وزرات فن آوري و ارتباطات تاکيد کرده: "تاسيس و راه‌اندازي شبكه ملي را در اولويت كار خود قرار دهيد چرا كه استفاده از شبكه جهاني بسيار نامطمئن است و خطرهاي بالايي دارد. اگر شبكه جهاني قطع شود ارتباطات بطور كلي در كشور قطع مي شود و هيچ اعتباري به اين شبكه جهاني نيست."

ارسال شده: دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۵, ۷:۲۵ ق.ظ
توسط chamran
اينها همه اش كشكه شبكه اش همه اش خرابه ما كه دو ساله داريم خوابونديمش تو خونه
البته اگر همون چيزي باشه كه خبرش اومده

جانفشانی سرهنگ سپاه جان تعدادی از سربازان را نجات داد

ارسال شده: شنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۵, ۹:۵۸ ب.ظ
توسط Mr.Amirhessam
سرهنگ پاسدار مراد محبی با جانفشانی و پرتاب خود به روی نارنجك جنگی، جان سربازان حاضر در صحنه را نجات داد و به شهادت رسید.


به گزارش خبرگزاری فارس، این شهید كه در مركز آموزش شهید همت روانسر كرمانشاه به عنوان مسئول كمیته آموزش مشغول خدمت بود، زمانی كه در منطقه مخصوص آموزش عملی و در كنار یك گروهان كه بایستی كار عملی خود را انجام دهند، مشغول مرور آموزش‌ها‌ و راهنمایی‌ها‌ی لازم برای چگونگی استفاده از نارنجك بود، ناگهان متوجه شد كه یكی از سربازان به اشتباه ضامن نارنجك را آزاد كرده و نارنجك نیز به خاطر اشتباه وی روی زمین افتاده است.
به خاطر آنكه تا لحظه انفجار این نارنجك جنگی لحظاتی بیشتر باقی نمانده بود و اگر انفجاری صورت می‌گرفت تعداد بسیاری از سربازان حاضر در آنجا زخمی و یا كشته می‌شدند، باید كسی با فداكاری، ناجی دیگران می‌شد كه مراد محبی با حركت سریع به سمت نارنجك و حایل قرار دادن بدن خویش، جان افراد تحت امر خویش را نجات داد.
شهید مراد محبی در سال 1344 در توابع شهرستان صحنه كرمانشاه به دنیا آمد. با شروع جنگ تحمیلی به صورت داوطلبانه به جبهه اعزام شد و در سال 62 نیز به عضویت سپاه درآمد.
وی دارای 22 سال سابقه كار آموزشی بوده و دوره‌های مربیگری تاكتیكی و دوره عالی پیاده را گذرانده بود.
علاوه بر حضور گسترده مردم در مراسم تشییع پیكر مطهر این شهید، نیروهای آموزشی مركز آموزش شهید همت روانسر كرمانشاه نیز با برپایی مراسمی خودجوش یاد و خاطره شهید مراد محبی را گرامی داشتند.
به گفته خانواده این شهید، وی پیش از این نیز با شجاعت بی نظیر و علی رغم سوختگی بخشهایی از بدن خود، جان اهالی یك خانه را كه در آتش سوزی گرفتار شده بودند، نجات داده بود.

ارسال شده: شنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۵, ۱۰:۱۳ ب.ظ
توسط كيارش
درود بر روح مطهرش :razz: :razz: :razz:

ارسال شده: شنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۵, ۱۱:۱۳ ب.ظ
توسط Saeid12345
خدا رحمتش کند. :AA:
اما من هرگز چنين کاري نميکنم چون اون سربازهاي ... هنوز فرق نارنجک با ديب دميني رو نميدونن و نفهميدن که نبايد باهاش بازي کرد! :-?

سپاه پاسداران جمهوري اسلامي

ارسال شده: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵, ۱:۲۳ ق.ظ
توسط بسيجي
سوال:استخدام در سپاه

سلام
ببخشید میخواستم بدانم که سپاه فقط از طریق کنکور جذب نیرو میکند یا نه؟
و سوال دوم شرایط خلبانی سپاه چیه؟
ممنون میشوم اگر جواب سوالات من را بدهید :razz: :razz:

ارسال شده: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵, ۱:۳۳ ق.ظ
توسط Karim1504
بسيجي, جان

سپاه رو ول کن ارتش بهتره :L:L

ارسال شده: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵, ۱:۳۶ ق.ظ
توسط Morihacker
نه شما ميتونيد به ناحیه خودتون یا پايگاه مراجعه کرده و اطلاعات لازمو دريافت کني حتي با مدرک ديپلمم استخدامي هست :-o

ارسال شده: چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵, ۱:۴۰ ق.ظ
توسط Mahdi1944
بسيجي جان
ضمن عرض خوش‌امد به شما دوست گرامي
در مورد سوال اول بله، شما زمان پر کردن فرم و دفتر چه کنکور بايد فرم درخواست دانشگاه اما حسين رو هم پر کرده و مواردي که در دفترچه درخواست شده رو فراهم کنيد
بعد از کنکور اگر مجاز شده باشيد و رتبه‌ي شما پايين باشه (معمولا زير 600) براتون دعوتنامه براي مصاحبه و ... فرستاده مي‌شه و اگر در اون مرحله قبول بشيد ميتونيد در اونجا ادامه تحصيل داده و ....
اما اينو بگم موارد سخت‌گيرانه‌اي رو بايد پشت سر بگذاريد و زماني که در اونجا هستيد هم سخت‌گيري‌هاي شديدي اعمال مي‌شه