صفحه 1 از 1

کلمه کارما

ارسال شده: دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۵, ۸:۴۳ ق.ظ
توسط gigi64
کلمه کارما ديگه فکر ميکنم تو همه زبانهاي دنيا وارد شده و به همين صورت مورد استفاده قرار ميگيره اما تفاسير و تعابير متفاوتي از اين کلمه ميشه که خيليهاش در اثر تحريف به وجود اومده. اين نوشته عمداً کمي بي نظم اما روان و ساده نوشته ميشه و در نتيجه پيشنهاد مي کنم بيشتر از يه بار بخونينش و اون رو براي ساير دوستاني که احتمال مي دين در مورد کارما علاقمند، کنجکاو و يا استاد باشن بفرستين تا از طريق جوابهايي که به اين پيام داده ميشه موضوع براي هممون باز تر بشه. کارما بيان کننده عکس العمل کارهاي ماست. از گذشته و شايد بشه گفت در تمامي اديان و حتي آيين هاي اوليه هم کارما به اسامي مختلف وجود داشته و داره و شايد مدرن ترين تعبير از اون رو در دينهايي مثل مسيحت و اسلام ببينيم. از نظر علمي هم ميدونيم که واقعاً حتي فکرهاي ما نابود نمي شن يعني ما موقعي که داريم فکر مي کنيم امواج الکترومغناطيسي خيلي خيلي ضعيفي ايجاد مي کنيم (همونها که اگر حسگرشو به سرتون بچسبونن نوارشو مي گيرن) که البته هرچي دورتر مي شن ضعيفتر ميشن اما نابود نمي شن همونطور حرفي که مي زنيم و...


اما اشکالي که الان در بعضي مکاتب پيش اومده اينه که بعضي جاها در تفسير مفهوم کارما يه چيزايي مثل توبه گم شده (امکان توبه و بازگشت که بعد از اون تمام آثار منفي کارما حذف بشه) و با حذف اين قبيل موارد، صرفاً روي قسمت کوچکي از روشهاي پاک کردن کارما يعني رنج بردن تمرکز شده. اگر چه اين ديد بسيار اوليه در واقعيت سنتي هم به اين شکل نبوده است اما برخي با اهداف سياسي سعي کردن شرايط رو اينطور جلوه بدن که نمي شه با يه نيت بازگشت و توبه از کارما خلاص شد و در اين سيستم تحريف شده عملاً فقط راه رنج کشيدن و شايد سالها رنج کشيدن و دوري از اونچه دوستش داريم تنها راهيه که برامون توضيح مي دن.

اما اينکه چرا نيت سياسي ميتونه تو اين بحث و بحثهايي مثل تناسخ دخيل باشه و براي اين کار صرف وقت و پول مي کنه رو تو ادامه نوشته مي بينين.

وقتي انگليس به هند حمله کرد و اون رو تحت کنترل گرفت تعداد خيلي کمي انگليسي اومده بودن منابع کشور پر جمعيتي مثل هند رو غارت کنن. طبيعي بود که اونها ضمن استفاده از روشهايي که خود دولت هاي محلي هند استفاده مي کردن به روشهاي مذهبي رسيدند (که انگليس سابقه اين کارو در مذاهب ديگري هم داره) و طبيعتاً اين روشها بهترين روشهاست چون با سرمايه کم شما کاري مي کنين نه تنها مردم زياد به غارت منابعشون و تضعيفشون اعتراض نکنن بلکه حتي راضي و خشنود هم باشن! بحث کارما و بخصوص "دخالت نکردن در کارماي ديگران" بحثي بود که با کمي دستکاري مي تونست بيشترين سود رو براي هر غارتگري در هر جاي دنيا داشته باشه. منظورم بحثيه که مي شنوين گاهي در اون گفته ميشه کمک کردن به ديگران براي کاستن از رنجشون باعث ميشه که کارماي اونا به شما منتقل بشه. اگه بشه کاري کنن که مردم اينارو باورکنن ديگه همه چيز حلّه! چطور؟ اين مثال رو ببينين:

فرض کنيم من وارد جمعي مي شم که به کارما، تناسخ و اين بحث ها مطابق آيين هاي تحريف شده اعتقاد دارند (بيشتر منظورم يکي دوتا سبک جديده که از دستکاري سبکهاي باستاني کمتر شناخته شده بوجود اومدن و سرمايه زيادي پشتشونه و در نتيجه کتاباشون همه جا هست و ...) برگرديم به قصه: و فرض کنيم که من کمي هم زرنگ باشم و اعتقاداتشون رو هم بدونم. يکي از اونارو انتخاب مي کنم و پولاشو برمي دارم و شايد ضربه اي هم بهش ميزنم. حالا قبل اين که عکس العملي نشون بده (خودم يا از طريق يک آدم با ظاهر استادي) توجيهش مي کنم که اين رنج براش خوبه و از کارماش کم ميشه و حقش بوده و در زندگي هاي گذشته شبيه اين کارو کرده و... از ميون دوستاش هم هرکي خواست کمکي بهش بکنه کافيه توجيهش کنم که در کارماي کسي دخالت نکنه که اگه الان به دوستش کمک کنه کارماغŒ اون ميفته گردنش. اينها همه با اين فرض بود که من به هيچ شکلي نتونستم خود استاد اون افراد رو فريب بدم يا بخرم اگه اون استاد ( روحاني، کشيش و ..) اين حرفارو زده بود ديگه نيازي به اينکه خودم يا همراهم تا اندازه اي باهوش باشم و بتونم خوب صحبت کنم نبود و البته شکي نيست که اگر واقعاً من همچين قصدي داشته باشم مي سپرم کسي بجز من اين حرفارو بزنه که بازم راحتتر باور کنن و من پولا رو مي برم و بعد با اطمينان از شرايط مطلوب وقتي پولام تموم شد سراغ نفر بعديشون مي رم که اين دفعه ميتونم اون بيچاره که دفعه قبل پولاش برده شده هم به نوعي کمک بگيرم که اونم مي شه در متعاقد کردن ديگران همراه کرد.

بحثهايي مثل کارما و تناسخ جزو بحث هاي کاملاً سياسي و استراتژيک محسوب ميشن چون امروزه کارکرد هاي زيادي در حکومت و بخصوص در شرايط غير دموکراتيک و غارتگري منابع طبيعي و انساني دارن. در طول تاريخ اگر کسي قصد داشته منابع سرزميني رو غارت کنه يا با ظلم و ديکتاتوري حکومت کنه طبيعتاً خيلي دوست داشته که مردم به شکلي اين موضوع رو بپذيرن و اگه راهي وجود داشته که مردم نه تنها شورش نکنن بلکه از وضع موجود راضي هم باشن که چه بهتر! براي همينه که مي بينيم مثلاً در سيستم اسلامي در دوره اي جبرگراها با بيان اينکه هر بلايي سرمون مياد از طرف خداست و خودش اگه بخواد جلوي ظلم رو ميگيره و.. حاکم شدن و غارت کردن و دوره هاي ديگه اي هم دوست داشتن با بيان اينکه براي ظهور امام زمان بايد ظلم زياد بشه اين کارو بکنن يا از اون طرف تو قرون وسطاي مسحيت ببينيم که شبيه همين عبارات به مردم گفته ميشه.

بحث خيلي بيشتر از اينهاست اما چون فکر کنم تا همين جا رو هم کمتر حوصله کنن بخونن همينجا تمومش مي کنم که خودمونو در ايده اي که محدودتون ميکنه اسير نکنيم. باوري رو انتخاب کنيم که ما رو تقويت کنه و هميشه در خاطرمون باشه که اصولاً هر فلسفه اي هم قابل اثبات و هم قابل رده چون ما دسترسي به همه علم نداريم و ديدگاههايي مثل تناسخ هم به همين ترتيب با نظرات و فلسفه هاي گوناگون موافق و مخالفي رو به رو هستن (اگه شک دارين تاريخ فلسفه رو ببينين که هر فيلسوفي حرفي رو رد و حرفي رو اثبات ميکنه و بعدش فيلسوف ديگه اي حرف ديگه اي را و بارها هم يک حرف قديمي دوباره برميگرده)

هر عملي که انجام مي ديم عکس العملي عين خودش داره و آزاري که به کسي وارد مي کنيم عين اينه که به خودمون وارد کرديم (وقتي پرده ها بيفته اونو مي بينيم) و شکي در بازگشت کارها نيست اما از کارما قفسي نسازيم که جلوي پيشرفت رو بگيره وقتي ما قيام مي کنيم براي کاهش رنج ديگران داريم بار گناهان خودتون رو کم مي کنيم و به بار کارهاي خوبمون اضافه مي کنيم.


منبع:احسان رياضي