از ستاره ها چه خبر!
ارسال شده: جمعه ۱۷ آذر ۱۳۸۵, ۲:۱۳ ق.ظ
استاد مشايخي: ايكاش نقاش بودم
چندي پيش لوح و تنديس خانه فرهنگ و هنر ايرانيان در فرانسه به همراه لوح بنياد <حافظشناسي> شيراز به استاد< جمشيد مشايخي> و< شارل هانري دوفوشكور>، اهدا شد.در اين مراسم كه در كاخ اكتشافات فرانسه بر پا شده بود، از پنج دهه فعاليت هنري جمشيد مشايخي تجليل شد.در اين مراسم، جمشيد مشايخي هنرمند باسابقه عرصه تئاتر،
سينما و تلويزيون در شمايل حافظ، در ابتدا تفالي بر ديوان حافظ زد و شعري را همراه با <گل افشاني> براي حاضران در اين مراسم خواند.همچنين پروفسور هانري دوفوشكور حافظشناس برجسته فرانسوي نيز به طور همزمان در اين مراسم به خواندن ادبيات به زبان فرانسه پرداخت.جمشيد مشايخي پس از بازگشت از فرانسه در جمع خبرنگاران گفت: <در آن مراسم نماينده صلح و دوستي بودم و پيشنهاد دادم هر سال كنگرهاي درباره حضرت حافظ تشكيل گردد تا نور عشق به جهانيان تابانده شود.>گفتني است پروفسور دوفوشكور، حافظشناس برجسته فرانسوي از سال 1975 ميلادي به مدت چهار سال مدير انستيتوي فرانسوي تحقيقات ايرانشناسي در تهران بود ه و در حال حاضر نيز استاد دانشگاه سوربن و مركز آموزش و تحقيقات <اينالكو> است.استاد جمشيد مشايخي كه آخرين كار از او مجموعه تلويزيوني <آخرين گناه> بود و عنوان كرد كه شايد آخرين كارش باشد، چندي پيش در گفتگو با ايسنا حرفهاي جالبي بر زبان آورد، او ابتدا در رابطه با زندگي شخصياش گفت: <من دو پسر و يك دختر دارم، نادر بزرگترين پسرم است كه سه فرزند دارد، فرزند دومم <نغمه> نام دارد كه در آمريكا تدريس ميكند و دو دختر دارد و سام هم پسر كوچكم است كه در دفتر چهرهآزاد مشغول است، بازي هم كرده، اما علاقه بيشتري به تهيهكنندگي و توليد دارد، او هم يك دختر دارد.>وي در رابطه با فرزند بزرگش ميگويد: نادر در ايران به هنرستان عالي موسيقي ميرفت كه بعد او را به اتريش فرستادم تا ادامه تحصيل بدهد، تا سال 59 هم ميتوانستم برايش پول بفرستم كه بعد اعلام كردند، كساني كه در رشتههاي هنري در خارج از كشور تحصيل ميكنند، نميتوان برايشان پول ارسال كرد. به همين دليل روي پاي خود ايستاد و زحمات زيادي كشيد. خواهرم هم در طول 28 سال كمكهاي زيادي در خارج از كشور به او كرد تا اينكه برگشت و به عنوان رهبر اركستر سمفونيك تهران انتخاب شد. با اينكه نادر فرزند من است، اما كاري برايش نكردم هر چه شده تلاش خودش بوده و هيچ دخالتي در پيشرفت او نداشتم. در حال حاضر هم به وجودش افتخار ميكنم و معتقدم از من جلوتر است و بعضي وقتها از او حتي چيزهايي ياد ميگيرم.وي در گوشهاي از گفتههايش به اين موضوع اشاره ميكند: <سر حضور من در تبليغ يك كالا، انتقادهاي زيادي صورت گرفت، اما الان ميبينيد كه همه به اين كار رو آوردهاند، چه طوري است كه پهلوان جهان براي روغن ماشين تبليغ ميكند و ايرادي ندارد، اما كار من ايراد داشت، مگر دزدي كرده بودم، اين كار در همه كشورهاي دنيا صورت ميگيرد.> ضربه را من خوردم، بعد كه ديگران كردند هيچ اتفاقي نيفتاد، در واقع من راه را براي بقيه باز كردم، مصداق اين شعر كه <در بند اين نيم كه دشنام با دعات، يادش بخير هر كه ز ما ياد ميكند>جمشيد مشايخي در گوشهاي از گفتگوي خود ميگويد: پس از ايفاي نقش در مجموعه كمالالملك به اين نتيجه رسيدم، كاش به جاي بازيگر نقاش بودم، چون هم زيباتر است و هم بسيار آرامش ميدهد.وي در پايان اشاره كرد: سالها پيش آقايي به من گفت: چرا در فلان كار بازي كرديد، گفتم: كارگردانش جوان بود و به من احتياج داشت، به همين خاطر بازي كردم. گفت: تو دلت براي آن جوان سوخت، اما براي يك ملت نسوخت، حرف جالبي به من زد! و در ادامه ميگويد: <ديگر پيشنهاد خوبي براي بازيگريام پيش نيامد، بنابراين بايد پس از اين دنبال كار ديگري بگردم، كاري كه اصلا هنري نيست. عرصه هنر ديگر به من احتياج ندارد، دوست دارم گوشهاي در طبيعت ، شجريان و بنان گوش بدهم، من هميشه گفتهام بازيگر نبودهام، اما اين بار ميخواهم بگويم، اتفاقا بازيگر توانايي بودم و بازيهايي كه كردم ماندگار است... برعكس هميشه ديگر فروتني به درد نميخورد و حالا كه كار را كنار گذاشتم، بگذاريد حقايق را بگويم.
جواد رضويان و ساخت سريال براي نوروز 86
از <جواد رضويان> مدتهاست كه خبري نيست، اما وي ضمن اينكه در حال بازي در مجموعه جديد <مهران مديري> است خود را آماده ميكند كه براي ايام نوروز در 15 قسمت 45 دقيقهاي سريال بسازد.اين بازيگر ميگويد: كار نگارش اين مجموعه تلويزيوني به پايان رسيده است و تصميم دارم اين مجموعه را در 15 قسمت 45 دقيقهاي براي شبكه اول سيما آماده كنم.گفتني است، بازيگران اين مجموعه هنوز انتخاب نشدهاند، اين در حالي است كه رضويان به جز بازيگري در مجموعه جديد مهران مديري، در فيلمي كمدي به نام <كلامي براي باران> به كارگرداني مسعود نوابي در حال بازي است، در اين فيلم كمدي، فتحعلي اويسي، مهران غفوريان و رضا عطاران ايفاي نقش ميكنند.
سريال عطاران، هنوزنام ندارد
نگارش سريال نوروزي شبكه سوم سيما توسط سروش صحت و محمدرضا آريان آغاز شد. وي با اعلام اين خبر به ايسنا ميگويد: اين سريال هنوز نام ندارد، يعني نامش مشخص نيست، قصه اين مجموعه براساس طرحي از ايرج محمدي نوشته شده و <رضا عطاران>، آن را كارگرداني ميكند. اين مجموعه در 15 قسمت نوشته ميشود و طنزي اجتماعي است كه تهيه آن برعهده ايرج محمدي و مهران مهام است. گفتني است، آخرين كار سروش صحت در مقام نويسنده <شبهاي برره> به كارگرداني مهران مديري بود و اما رضا عطاران از رمضان 84 با كاگرداني <متهم گريخت> كار جديد ارايه نداده است.
محمدرضا فروتن در راديو فرهنگ
از <محمدرضا فروتن> بازيگر خوب و تواناي سينماي ايران، اين روزها فيلم <همه خواب بودند> بر روي اكران است. فروتن بازيگر توانمندي است كه برخلاف خيلي از سوپراستارها ارتباط خود را از طريق تلويزيون با مردم حفظ كرده است. او چندي
پيش مهمان برنامه رضا رشيدپور به نام <عبور شيشهاي> در شبكه تهران بود. گفتگوي او با رشيدپور بسيار، بيريا بود، از خودش و خانوادهاش گفت؛ از اينكه به آن چيزي كه علاقه دارد عمل ميكند و زياد اهل قيافه گرفتن و اين جور حرفها نيست، حرفهايي كه در شبهاي سرد پاييزي بر دل مردم تهران نشست. او در آن برنامه گفت: در جنوب تهران در محله مسگرآباد به دنيا آمده، چهار خواهر بزرگتر از خود دارد و فرزند آخر خانواده است و دايي ده، يازده خواهرزاده است، پدرش سالها پيش درگذشت و او به اتفاق خانواده، به محله ميردادماد نقلمكان كردند و چهار سال پيش - پس از ازدواج - در محله پاسداران تهران سكني گزيد. او در آن برنامه گفت: همسرم دوستداشتنيترين موجود زندگيام است، او به واقع نعمت خداوند است كه به من اهدا كرده و من خداوند را شاكرم.فروتن در گوشهاي ديگر از گفتههايش گفت <مردم فكر ميكنند، كه ما از لحاظ مالي وضعمان بسيار خوب است، اما واقعيت اين طور نيست، ما شايد در طول سال، تنها در سه ماه مشغول كار باشيم و بقيه مدت را بيكاريم، پس بايد از جيب و پسانداز بخوريم.>رضا رشيدپور مجري برنامه گفت: فروتن، بيشتر مبلغ دستمزد خود در فيلم <وقتي همه خواب بودند> را صرف امور خيريه كرده و از اين بابت خوشحال است. اما نكته گفتني در مورد آن برنامه اينكه محمدرضا فروتن يكشنبه شبها بين ساعت 21 تا 22 شب، در راديو فرهنگ در مورد فلسفه سينما صحبت ميكند.حضور فروتن در آن برنامه باعث شد كه وي خيليها را پاي شنيدن آن برنامه بكشاند. رضا فروتن در مورد حضورش در راديو گفت: هر كار هنري كه به دلم بچسبد، آن را انجام ميدهم، زياد به حواشي آن و منافع مالياش فكر نميكنم و در كارهاي هنري با كمك حس و دلم تصميمگيري ميكنم.
گفتني است، آخرين فيلمي كه فروتن در آن بازي كرد <اتوبوس شب> نام دارد كه او در كنار خسرو شكيبايي در آن نقشآفريني كرده است، فيلمي به كارگرداني كيومرث پوراحمد.
نيكي كريمي و شركت در جشنوارههاي خارجي
<نيكي كريمي> بازيگر موفق سينماي ايران، مدتي است كه كمتر به بازي در فيلمهاي سينمايي فكر ميكند و تمام ذهن خود را معطوف فيلمسازي كرده است.البته آخرين فيلمي كه از او به نمايش در آمد <نوك برج> و بازي در كنار محمدرضا
فروتن بود كه با استقبال خوبي هم مواجه شد. نيكي كريمي، چندي پيش فيلم <چند روز بعد> را ساخت. اين فيلم دومين فيلمش پس از <يك شب> بود كه در چند جشنواره خارجي هم شركت كرد. البته او چندي پيش با فيلم دومش در جشنواره رم شركت كرد كه فيلمش مورد توجه منتقدان هم قرار گرفت. در آن فيلم ديديم كه دختري به نام شهرزاد بايد تصميم مهمي براي زندگياش بگيرد، از اين رو او به تهران ميآيد تا زندگي در اين شهر را تجربه كند. در اين فيلم نيكي كريمي علاوه بر كارگرداني، خود در نقش شهرزاد بازي ميكند و نيلوفر خوشخلق، همسر امين حيايي هم در نقش غزاله ايفاي نقش ميكند.
اين جشنواره از كيفيت بسيار خوبي برخوردار بود، تا جايي كه <مارتين اسكورسيزي> كارگردان معروف سينما، با فيلم تعقيبكننده با حضور نيكول كيدمن شركت كرده بود.
شيلا خداداد، حضور در آمريكا و ازدواج
<شيلا خداداد>، بازيگر خوب سينماي ايران، مدتي است در آمريكا زندگي ميكند. او پيش از رفتن اعلام كرده بود كه ليسانس شيمي خود را در ايران گذراندم و حالا براي ادامه تحصيل در رشته طب سوزني به آمريكا سفر خواهم كرد. نزديك به شش ماه است كه وي در آمريكا به سر ميبرد و به صورت اتفاقي در چند سينماي اكران فيلمهاي ايراني، ناظر فيلم
<سوغات فرنگ> هم بود، اما از چند هفته پيش اين خبر رسيد كه شيلا خداداد در آمريكا ازدواج كرده و زندگي زناشويي خود را آغاز كرده است. گرچه اين روزها آنقدر شايعه درباره هنرمندان زياد است كه تا خودمان با خداداد صحبت نكنيم، نميتوانيم به طور دقيق بگوييم كه ازدواج خداداد، صحت دارد يا نه؟ اما آنچه كه مشخص است، اينكه نيمي از نشريات كشور، ازدواج او را تاييد كردند.
علي پروين چه ميكند؟
<علي پروين> فوتباليست نامدار ايراني، سرانجام پس از فراز و نشيبهاي زياد در امر مربيگرياش، دوري از ميادين فوتبال را تجربه كرد. البته نبايد ناديده گرفت كه نقش <علي پروين> در فوتبال ايران، بسيار موثر بود و هنوز هم است. اگر دوران پس از انقلاب را به ياد آوريم، متوجه خواهيم شد كه علي پروين براي زنده نگاهداشتن اين باشگاه چه مشقتها و رنجهايي كه نكشيد. زماني كه صندوق عقب پيكانش، كل باشگاه و زمينهاي خاكي جنوب شهر، محل تمرين پرسپوليس بود. بايد قبول كرد كه علي پروين نقشي انكارناپذير در موفقيت و رو پا بودن باشگاه پرسپوليس داشت. به هرحال علي پروين، امروز از مرز شصت سالگي گذشته و در حال حاضر استراحت ميكند. پروين اين روزها سعي ميكند، بيشتر به
كارهاي تجاري خود بپردازد و در محل سكونتش واقع در لواسان با نوههايش خود را سرگرم كند و گاهي هم به تماشاي فوتبال و اظهارنظر درباره بازيها بپردازد. نقش علي پروين را در فوتبال نبايد ناديده گرفت، او بازيكن بزرگي است كه همچنان بزرگ باقي مانده است.
استراحت مهناز افشار
<مهناز افشار> از آن گروه بازيگران زني است كه طي سالهاي اخير، بسيار پركار بوده و لقب پركارترين بازيگر سينماي ايران را از آن خود كرد. آخرين فيلمي كه از او اكران شد، فيلم <آتشبس> به كارگرداني تهمينه ميلاني و بازي در كنار محمدرضا گلزار بود. مهناز افشار اين روزها بيشتر به پيشنهادات سينمايياش فكر ميكند تا از ميان خيل آنان به بهترينش پاسخ دهد؛ چرا كه وي با بازي در فيلمهاي آكواريوم و آتشبس به شهرت عجيبي دست يافته است. او سعي ميكند با وسواس بيشتري به پيشنهادات سيمايياش فكر كند تا با بازي در نقشهايي كه به او نميآيد، كارنامه هنرياش را خراب نكند. در مورد افشار گفتني است كه وي ديپلم تجربي دارد، اما چهار سال درس تدوين خواند و درسال 1378 با بازي در مجموعه تلويزيوني <گمشده> كار مسعود نوابي، وارد حيطه سينما شد. اولين فيلم او <شور عشق> نام داشت كه
روبهروي بهرام رادان نقشآفريني كرد.
مهتاب كرامتي، سفير يونيسف
<مهتاب كرامتي> بين سالهاي 1377 تا 1383 بسيار پركار ظاهر شد اما پس از آن كمكار شد و شايد به ندرت سالي يك فيلم بازي كرد. اما مهتاب كرامتي برعكس حضور در سينما، اين روزها در كارهاي خير بسيار فعال است. او كه سفير حسن نيت يونيسف در ايران شده است، سرگرم كار براي كودكان است، به همين خاطر هم چند ماه پيش به دبي سفر كرد و به مناسبت روز جهاني كودك، در آنجا به كمك كودكان لبناني شتافت. گفتني است، به مدت چهار شب، اپراي عروسكي <رستم و سهراب> به كارگرداني <بهروز غريبپور> در آنجا بر روي صحنه رفت كه عوايد آن، صرف امور خيرخواهانه شد. در حال حاضر خبري مبني بر اينكه كرامتي در كدام پروژه سينمايي ميخواهد ايفاي نقش كند، نداريم.
پورسرخ و بازي در نقش فردي مسيحي
سال 1385 براي <پوريا پورسرخ> سالي بسيار خوب بود. او كه از نوروز امسال با مجموعه <وفا> و بازي در نقش ژوبين به اوج شهرت رسيد، در ماه رمضان امسال هم با بازي مجموعه صاحبدلان، نشان داد بازيگري است كه در نقشهاي متفاوت ميتواند بازي كند.
شنيدهها حاكي است كه او به تازگي بازي در فيلم <مصائب دوشيزه> كاري به كارگرداني <محمد اطيابي> را به پايان رسانده است. او در اين مجموعه در كنار بهزاد فراهاني و بهنوش طباطبايي به ايفاي نقش پرداخت و در نقش يك جوان مسيحي به بازي پرداخت.
چندي پيش لوح و تنديس خانه فرهنگ و هنر ايرانيان در فرانسه به همراه لوح بنياد <حافظشناسي> شيراز به استاد< جمشيد مشايخي> و< شارل هانري دوفوشكور>، اهدا شد.در اين مراسم كه در كاخ اكتشافات فرانسه بر پا شده بود، از پنج دهه فعاليت هنري جمشيد مشايخي تجليل شد.در اين مراسم، جمشيد مشايخي هنرمند باسابقه عرصه تئاتر،
سينما و تلويزيون در شمايل حافظ، در ابتدا تفالي بر ديوان حافظ زد و شعري را همراه با <گل افشاني> براي حاضران در اين مراسم خواند.همچنين پروفسور هانري دوفوشكور حافظشناس برجسته فرانسوي نيز به طور همزمان در اين مراسم به خواندن ادبيات به زبان فرانسه پرداخت.جمشيد مشايخي پس از بازگشت از فرانسه در جمع خبرنگاران گفت: <در آن مراسم نماينده صلح و دوستي بودم و پيشنهاد دادم هر سال كنگرهاي درباره حضرت حافظ تشكيل گردد تا نور عشق به جهانيان تابانده شود.>گفتني است پروفسور دوفوشكور، حافظشناس برجسته فرانسوي از سال 1975 ميلادي به مدت چهار سال مدير انستيتوي فرانسوي تحقيقات ايرانشناسي در تهران بود ه و در حال حاضر نيز استاد دانشگاه سوربن و مركز آموزش و تحقيقات <اينالكو> است.استاد جمشيد مشايخي كه آخرين كار از او مجموعه تلويزيوني <آخرين گناه> بود و عنوان كرد كه شايد آخرين كارش باشد، چندي پيش در گفتگو با ايسنا حرفهاي جالبي بر زبان آورد، او ابتدا در رابطه با زندگي شخصياش گفت: <من دو پسر و يك دختر دارم، نادر بزرگترين پسرم است كه سه فرزند دارد، فرزند دومم <نغمه> نام دارد كه در آمريكا تدريس ميكند و دو دختر دارد و سام هم پسر كوچكم است كه در دفتر چهرهآزاد مشغول است، بازي هم كرده، اما علاقه بيشتري به تهيهكنندگي و توليد دارد، او هم يك دختر دارد.>وي در رابطه با فرزند بزرگش ميگويد: نادر در ايران به هنرستان عالي موسيقي ميرفت كه بعد او را به اتريش فرستادم تا ادامه تحصيل بدهد، تا سال 59 هم ميتوانستم برايش پول بفرستم كه بعد اعلام كردند، كساني كه در رشتههاي هنري در خارج از كشور تحصيل ميكنند، نميتوان برايشان پول ارسال كرد. به همين دليل روي پاي خود ايستاد و زحمات زيادي كشيد. خواهرم هم در طول 28 سال كمكهاي زيادي در خارج از كشور به او كرد تا اينكه برگشت و به عنوان رهبر اركستر سمفونيك تهران انتخاب شد. با اينكه نادر فرزند من است، اما كاري برايش نكردم هر چه شده تلاش خودش بوده و هيچ دخالتي در پيشرفت او نداشتم. در حال حاضر هم به وجودش افتخار ميكنم و معتقدم از من جلوتر است و بعضي وقتها از او حتي چيزهايي ياد ميگيرم.وي در گوشهاي از گفتههايش به اين موضوع اشاره ميكند: <سر حضور من در تبليغ يك كالا، انتقادهاي زيادي صورت گرفت، اما الان ميبينيد كه همه به اين كار رو آوردهاند، چه طوري است كه پهلوان جهان براي روغن ماشين تبليغ ميكند و ايرادي ندارد، اما كار من ايراد داشت، مگر دزدي كرده بودم، اين كار در همه كشورهاي دنيا صورت ميگيرد.> ضربه را من خوردم، بعد كه ديگران كردند هيچ اتفاقي نيفتاد، در واقع من راه را براي بقيه باز كردم، مصداق اين شعر كه <در بند اين نيم كه دشنام با دعات، يادش بخير هر كه ز ما ياد ميكند>جمشيد مشايخي در گوشهاي از گفتگوي خود ميگويد: پس از ايفاي نقش در مجموعه كمالالملك به اين نتيجه رسيدم، كاش به جاي بازيگر نقاش بودم، چون هم زيباتر است و هم بسيار آرامش ميدهد.وي در پايان اشاره كرد: سالها پيش آقايي به من گفت: چرا در فلان كار بازي كرديد، گفتم: كارگردانش جوان بود و به من احتياج داشت، به همين خاطر بازي كردم. گفت: تو دلت براي آن جوان سوخت، اما براي يك ملت نسوخت، حرف جالبي به من زد! و در ادامه ميگويد: <ديگر پيشنهاد خوبي براي بازيگريام پيش نيامد، بنابراين بايد پس از اين دنبال كار ديگري بگردم، كاري كه اصلا هنري نيست. عرصه هنر ديگر به من احتياج ندارد، دوست دارم گوشهاي در طبيعت ، شجريان و بنان گوش بدهم، من هميشه گفتهام بازيگر نبودهام، اما اين بار ميخواهم بگويم، اتفاقا بازيگر توانايي بودم و بازيهايي كه كردم ماندگار است... برعكس هميشه ديگر فروتني به درد نميخورد و حالا كه كار را كنار گذاشتم، بگذاريد حقايق را بگويم.
جواد رضويان و ساخت سريال براي نوروز 86
از <جواد رضويان> مدتهاست كه خبري نيست، اما وي ضمن اينكه در حال بازي در مجموعه جديد <مهران مديري> است خود را آماده ميكند كه براي ايام نوروز در 15 قسمت 45 دقيقهاي سريال بسازد.اين بازيگر ميگويد: كار نگارش اين مجموعه تلويزيوني به پايان رسيده است و تصميم دارم اين مجموعه را در 15 قسمت 45 دقيقهاي براي شبكه اول سيما آماده كنم.گفتني است، بازيگران اين مجموعه هنوز انتخاب نشدهاند، اين در حالي است كه رضويان به جز بازيگري در مجموعه جديد مهران مديري، در فيلمي كمدي به نام <كلامي براي باران> به كارگرداني مسعود نوابي در حال بازي است، در اين فيلم كمدي، فتحعلي اويسي، مهران غفوريان و رضا عطاران ايفاي نقش ميكنند.
سريال عطاران، هنوزنام ندارد
نگارش سريال نوروزي شبكه سوم سيما توسط سروش صحت و محمدرضا آريان آغاز شد. وي با اعلام اين خبر به ايسنا ميگويد: اين سريال هنوز نام ندارد، يعني نامش مشخص نيست، قصه اين مجموعه براساس طرحي از ايرج محمدي نوشته شده و <رضا عطاران>، آن را كارگرداني ميكند. اين مجموعه در 15 قسمت نوشته ميشود و طنزي اجتماعي است كه تهيه آن برعهده ايرج محمدي و مهران مهام است. گفتني است، آخرين كار سروش صحت در مقام نويسنده <شبهاي برره> به كارگرداني مهران مديري بود و اما رضا عطاران از رمضان 84 با كاگرداني <متهم گريخت> كار جديد ارايه نداده است.
محمدرضا فروتن در راديو فرهنگ
از <محمدرضا فروتن> بازيگر خوب و تواناي سينماي ايران، اين روزها فيلم <همه خواب بودند> بر روي اكران است. فروتن بازيگر توانمندي است كه برخلاف خيلي از سوپراستارها ارتباط خود را از طريق تلويزيون با مردم حفظ كرده است. او چندي
پيش مهمان برنامه رضا رشيدپور به نام <عبور شيشهاي> در شبكه تهران بود. گفتگوي او با رشيدپور بسيار، بيريا بود، از خودش و خانوادهاش گفت؛ از اينكه به آن چيزي كه علاقه دارد عمل ميكند و زياد اهل قيافه گرفتن و اين جور حرفها نيست، حرفهايي كه در شبهاي سرد پاييزي بر دل مردم تهران نشست. او در آن برنامه گفت: در جنوب تهران در محله مسگرآباد به دنيا آمده، چهار خواهر بزرگتر از خود دارد و فرزند آخر خانواده است و دايي ده، يازده خواهرزاده است، پدرش سالها پيش درگذشت و او به اتفاق خانواده، به محله ميردادماد نقلمكان كردند و چهار سال پيش - پس از ازدواج - در محله پاسداران تهران سكني گزيد. او در آن برنامه گفت: همسرم دوستداشتنيترين موجود زندگيام است، او به واقع نعمت خداوند است كه به من اهدا كرده و من خداوند را شاكرم.فروتن در گوشهاي ديگر از گفتههايش گفت <مردم فكر ميكنند، كه ما از لحاظ مالي وضعمان بسيار خوب است، اما واقعيت اين طور نيست، ما شايد در طول سال، تنها در سه ماه مشغول كار باشيم و بقيه مدت را بيكاريم، پس بايد از جيب و پسانداز بخوريم.>رضا رشيدپور مجري برنامه گفت: فروتن، بيشتر مبلغ دستمزد خود در فيلم <وقتي همه خواب بودند> را صرف امور خيريه كرده و از اين بابت خوشحال است. اما نكته گفتني در مورد آن برنامه اينكه محمدرضا فروتن يكشنبه شبها بين ساعت 21 تا 22 شب، در راديو فرهنگ در مورد فلسفه سينما صحبت ميكند.حضور فروتن در آن برنامه باعث شد كه وي خيليها را پاي شنيدن آن برنامه بكشاند. رضا فروتن در مورد حضورش در راديو گفت: هر كار هنري كه به دلم بچسبد، آن را انجام ميدهم، زياد به حواشي آن و منافع مالياش فكر نميكنم و در كارهاي هنري با كمك حس و دلم تصميمگيري ميكنم.
گفتني است، آخرين فيلمي كه فروتن در آن بازي كرد <اتوبوس شب> نام دارد كه او در كنار خسرو شكيبايي در آن نقشآفريني كرده است، فيلمي به كارگرداني كيومرث پوراحمد.
نيكي كريمي و شركت در جشنوارههاي خارجي
<نيكي كريمي> بازيگر موفق سينماي ايران، مدتي است كه كمتر به بازي در فيلمهاي سينمايي فكر ميكند و تمام ذهن خود را معطوف فيلمسازي كرده است.البته آخرين فيلمي كه از او به نمايش در آمد <نوك برج> و بازي در كنار محمدرضا
فروتن بود كه با استقبال خوبي هم مواجه شد. نيكي كريمي، چندي پيش فيلم <چند روز بعد> را ساخت. اين فيلم دومين فيلمش پس از <يك شب> بود كه در چند جشنواره خارجي هم شركت كرد. البته او چندي پيش با فيلم دومش در جشنواره رم شركت كرد كه فيلمش مورد توجه منتقدان هم قرار گرفت. در آن فيلم ديديم كه دختري به نام شهرزاد بايد تصميم مهمي براي زندگياش بگيرد، از اين رو او به تهران ميآيد تا زندگي در اين شهر را تجربه كند. در اين فيلم نيكي كريمي علاوه بر كارگرداني، خود در نقش شهرزاد بازي ميكند و نيلوفر خوشخلق، همسر امين حيايي هم در نقش غزاله ايفاي نقش ميكند.
اين جشنواره از كيفيت بسيار خوبي برخوردار بود، تا جايي كه <مارتين اسكورسيزي> كارگردان معروف سينما، با فيلم تعقيبكننده با حضور نيكول كيدمن شركت كرده بود.
شيلا خداداد، حضور در آمريكا و ازدواج
<شيلا خداداد>، بازيگر خوب سينماي ايران، مدتي است در آمريكا زندگي ميكند. او پيش از رفتن اعلام كرده بود كه ليسانس شيمي خود را در ايران گذراندم و حالا براي ادامه تحصيل در رشته طب سوزني به آمريكا سفر خواهم كرد. نزديك به شش ماه است كه وي در آمريكا به سر ميبرد و به صورت اتفاقي در چند سينماي اكران فيلمهاي ايراني، ناظر فيلم
<سوغات فرنگ> هم بود، اما از چند هفته پيش اين خبر رسيد كه شيلا خداداد در آمريكا ازدواج كرده و زندگي زناشويي خود را آغاز كرده است. گرچه اين روزها آنقدر شايعه درباره هنرمندان زياد است كه تا خودمان با خداداد صحبت نكنيم، نميتوانيم به طور دقيق بگوييم كه ازدواج خداداد، صحت دارد يا نه؟ اما آنچه كه مشخص است، اينكه نيمي از نشريات كشور، ازدواج او را تاييد كردند.
علي پروين چه ميكند؟
<علي پروين> فوتباليست نامدار ايراني، سرانجام پس از فراز و نشيبهاي زياد در امر مربيگرياش، دوري از ميادين فوتبال را تجربه كرد. البته نبايد ناديده گرفت كه نقش <علي پروين> در فوتبال ايران، بسيار موثر بود و هنوز هم است. اگر دوران پس از انقلاب را به ياد آوريم، متوجه خواهيم شد كه علي پروين براي زنده نگاهداشتن اين باشگاه چه مشقتها و رنجهايي كه نكشيد. زماني كه صندوق عقب پيكانش، كل باشگاه و زمينهاي خاكي جنوب شهر، محل تمرين پرسپوليس بود. بايد قبول كرد كه علي پروين نقشي انكارناپذير در موفقيت و رو پا بودن باشگاه پرسپوليس داشت. به هرحال علي پروين، امروز از مرز شصت سالگي گذشته و در حال حاضر استراحت ميكند. پروين اين روزها سعي ميكند، بيشتر به
كارهاي تجاري خود بپردازد و در محل سكونتش واقع در لواسان با نوههايش خود را سرگرم كند و گاهي هم به تماشاي فوتبال و اظهارنظر درباره بازيها بپردازد. نقش علي پروين را در فوتبال نبايد ناديده گرفت، او بازيكن بزرگي است كه همچنان بزرگ باقي مانده است.
استراحت مهناز افشار
<مهناز افشار> از آن گروه بازيگران زني است كه طي سالهاي اخير، بسيار پركار بوده و لقب پركارترين بازيگر سينماي ايران را از آن خود كرد. آخرين فيلمي كه از او اكران شد، فيلم <آتشبس> به كارگرداني تهمينه ميلاني و بازي در كنار محمدرضا گلزار بود. مهناز افشار اين روزها بيشتر به پيشنهادات سينمايياش فكر ميكند تا از ميان خيل آنان به بهترينش پاسخ دهد؛ چرا كه وي با بازي در فيلمهاي آكواريوم و آتشبس به شهرت عجيبي دست يافته است. او سعي ميكند با وسواس بيشتري به پيشنهادات سيمايياش فكر كند تا با بازي در نقشهايي كه به او نميآيد، كارنامه هنرياش را خراب نكند. در مورد افشار گفتني است كه وي ديپلم تجربي دارد، اما چهار سال درس تدوين خواند و درسال 1378 با بازي در مجموعه تلويزيوني <گمشده> كار مسعود نوابي، وارد حيطه سينما شد. اولين فيلم او <شور عشق> نام داشت كه
روبهروي بهرام رادان نقشآفريني كرد.
مهتاب كرامتي، سفير يونيسف
<مهتاب كرامتي> بين سالهاي 1377 تا 1383 بسيار پركار ظاهر شد اما پس از آن كمكار شد و شايد به ندرت سالي يك فيلم بازي كرد. اما مهتاب كرامتي برعكس حضور در سينما، اين روزها در كارهاي خير بسيار فعال است. او كه سفير حسن نيت يونيسف در ايران شده است، سرگرم كار براي كودكان است، به همين خاطر هم چند ماه پيش به دبي سفر كرد و به مناسبت روز جهاني كودك، در آنجا به كمك كودكان لبناني شتافت. گفتني است، به مدت چهار شب، اپراي عروسكي <رستم و سهراب> به كارگرداني <بهروز غريبپور> در آنجا بر روي صحنه رفت كه عوايد آن، صرف امور خيرخواهانه شد. در حال حاضر خبري مبني بر اينكه كرامتي در كدام پروژه سينمايي ميخواهد ايفاي نقش كند، نداريم.
پورسرخ و بازي در نقش فردي مسيحي
سال 1385 براي <پوريا پورسرخ> سالي بسيار خوب بود. او كه از نوروز امسال با مجموعه <وفا> و بازي در نقش ژوبين به اوج شهرت رسيد، در ماه رمضان امسال هم با بازي مجموعه صاحبدلان، نشان داد بازيگري است كه در نقشهاي متفاوت ميتواند بازي كند.
شنيدهها حاكي است كه او به تازگي بازي در فيلم <مصائب دوشيزه> كاري به كارگرداني <محمد اطيابي> را به پايان رسانده است. او در اين مجموعه در كنار بهزاد فراهاني و بهنوش طباطبايي به ايفاي نقش پرداخت و در نقش يك جوان مسيحي به بازي پرداخت.