طنز قورباغه نامه
ارسال شده: یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۵, ۱۰:۴۰ ب.ظ
گفتم قورباغه
یاد تو افتادم
که هزار قورباغه را از خنده روده بر می کنی
گفتم قورباغه
و به ابهتی که هرگز نداشتیم
گریستم
سلام آقا قورباغه محافظه کارمن ،حالا از انرژی هسته ای وتحریم وحقوق بشر و تورم و بیکاری و فساد و دین گریزی و از این حرفهای گنده تر از دهن گذشته ، گیر آوردی کتاب سینوهه رو حتما بخون. محشره . یارو سه هزار و پانصد سال پیش چه چرت و پرت هایی نوشته . موندم چطور بهش اجازه چاپ دادن . اولش نوشته
ممکن است که لباس و زبان ورسوم و آداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد و در تمام اعصار می توان بوسیله گفته ها و نوشته های دروغ مردم را فریفت زیرا همانطور که مگس عسل را دوست دارد مردم هم دروغ و ریا و وعده های پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست می دارند . من چون نمی خواهم کسی کتاب مرا بخواند همرنگ جماعت نمی شوم و اوهام و خرافات او را تجلیل نمی کنم . مردم تصور می کنند که امروز غیر از دیروز است ولی من می دانم که چنین نیست ودر آینده هم مثل امروز و مانند دیروز کسی حقیقت را دوست نمی دارد
(به نقل از کتاب سینوهه ، پزشک مخصوص فرعون نوشته میکا والتاری ، ترجمه ذبیح الله منصوری)
قورباغه ای تر از این حرفها
سلام آقا قورباغه اصلاح طلب پیشرو ، حالا ما وقت نداریم ، تو که ماشاالله صبح تا غروب نشستی برای خودت پیپ می کشی ، یه دستی به سر و روی این سایت عنکبوت گرفته نمی کشی ، یه وجب خاک روش نشسته ، یه مطلبی ، سرمقاله ای ، چیزی . حالا روزنامه شرق رو بستن که بستن ، اصلا تو رو سنه نه ، تو برو مگس تسه تسه ات رو بخور . به قورباغه جماعت که رو بدی همینه دیگه ، برات دم در می آرن ، دو کلمه دموکراسی یاد گرفتن ، فکر کردن متمدن شدن ، برات حقوق بشر بلغور می کنن . همین دیروز صف گوشت ، سر همدیگرو می شکستن . تا یه چیزی می شه نامه به سازمان ملل می نویسن. اصلا اگه بازار خرابه بده درستش کنن چه ربطی به انرژی هسته ای و تحریم و از این حرفها داره ، یه دهن ام پی تری برامون نمی خونی که الکی خوش بشیم . اونقدر ورجه وورجه و قورقور کردی که بالاخره نفهمیدیم این یارو هولوکاسته حقیقت داره یا نه ، اول مهرهم که گفتن همه قراردادی ها رو استخدام رسمی می کنن و بعد زدن زیرش که این هم تازگی نداره. حالا اگه چهار روز پشت سرهم تعطیل کردند یا گفتند بانک از هشت و نیم شروع بکار کنه یا با تنظیم خانواده مخالفت کردن که آسمون به زمین نیومده . حتما مصلحتی بوده . این همه علاف بودی حالا این هم روش. بالاخره مهرورزی این کارهارو هم داره . انرژی هسته ای نیست که بخوای بامبول دربیاری و نذاری استعداد ملی مذهبی جوونهامون شکوفا بشه . حالا استاد های غیر متعهد دانشگاه رو می خوان اخراج کنن تو چرا ناراحت می شی ، مگه دهه شست یادت رفته ،تظاهر و چاپلوسی و فرصت طلبی هم که تو یکی آخرشی ، لا اقل تویکی رو اخراج نمی کنن ، این که تورم چند درصد می خواد بشه و عدالت رو کیلویی چند می فروشند و فقرا رو می خوان ریشه کن کنن یا نه ، که خوب البته حق داری در حد قورباغه ای خودت اظهار نظر کنی به شرط اینکه پا رو دم مخملی ما نذاری . اینکه ماهواره ها رو می خوان جمع کنن و بد حجاب رو می خوان محجبه اش کنن و بی هویتی فرهنگی مونو می خوان یه شبه با هویتش بکنن و دین گریزی رو شدید اللحن محکوم می کنن که دستشون درد نکنه ، دارن قورباغه بازی های تورو راست و ریس می کنن . چرا اشکهات در اومد ؟ بابا حالا ما یه چیزی گفتیم توکه قورباغه ای تر از این حرفها بودی. شوخی موخی هم که قوربونت برم حالیت نیس . چه برسه به کاریکاتور و طنز و از این حرفها . دو کلمه سربه سرت گذاشتیم می خوای سایتمونو فیلتر کنی . بابا یک تبسمی، وسعت نظری ، متانتی ، تحمل نظر مخالفی ، فضای نقدی ، چیزی .
روزگار غریبی ست آقا قورباغه
سلام جناب قورباغه عزیز . دیدی کم آوردیم. من که گفتم ما اینکاره نیستیم. همینجوری قورباغه ای که نمی شه سایت راه انداخت. دست آخر انگار باید در این سایت رو آبرومندانه تخته کنیم و بشینیم برای بچه های محلمون قیافه ریس جمهور و انرژی هسته ای رو تجزیه تحلیل کنیم خلاصه آقا قورباغه عزیز . حیف اون پول زبون بسته که بابت خرید فضا و هاست و نمی دونم ثبت دامنه وکارت اینترنت خرج کردیم . چه شوق و ذوقی داشتیم . انگار این انرژی هسته ای و رکود بازار واز این حرفها دامن سایت ما رو هم گرفته . همین میهن آی تی سی ? سایت حسن آقا رو می گم- نمی دونم جادو جمبل کرده چیکار کرده دراین چند ماه ششصد هفتصد نفر عضو شدن. راستی قورباغه عزیز . می گم این قضیه یارو کاریکاتوره هم الکی الکی داره جدی می شه . همش تقصیر خاله سوسکه است . حالا اگه ، " نمنه " نمی گفت ، چی می شد ؟ خواسته کاریکاتور ، بازی کنه معروف بشه . نفهمیده دست رو چه زخمی گذاشته.
روزگار غریبی ست آقا قورباغه
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
که گیرد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
برای قورت دادن قورباغه آمده است
خانوم قورباغه را در پستوی خانه نهان باید کرد
ایمیلت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
( شرمنده از نیما و اخوان و شاملوی عزیز که شعرشان را دستکاری کردم )
خانوم قورباغه
می گن آقا قورباغه ما انگاری عاشق شده . اما حالا عاشق کی ، خودش هم نمی دونه . فقط حس می کنه که یکی از همین روزها ، یک خانوم قورباغه ای پا به زندگی اش می گذاره . بد جوری کلافه است . دور از چشم ما بلوک ها و ماژول های یادستان را این و اون ور می کنه . عجیب به خودش می رسه . نمی دونم کی سربسرش گذاشته ، اما بنده خدا کلی باورش شده . تنگ غروب می ره می شینه دم تالار گفتمان و خیره می شه به یادداشت ها .اما خبری از خانوم قورباغه نیست که نیست
آقا قورباغه سایت یادستان را آب و جارو زده ، بدجوری منتظره
سری بهش نمی زنین ؟
مگه کشک بده ؟
سلام آقا قورباغه اخمو ، خوب ما رو نمی بینی برای خودت قورباغه ای خوشی . شنیدم که حسابی اخمهات تو هم رفته . آخه تو که اینجوری نبودی . همه اش تقصیر خانوم قورباغه اس . حالا مگه چی شده ؟ همه اش سه چهار روز وبلاگ ننوشتیم . آسمون که به زمین نیومده . آب ها که سربالا نرفته نشستی ابو عطا می خونی وبلاگ نوشتن کشکی که نیس . چند تا قورباغه عوام نیستند که هر چی بخوایم به خوردشون بدیم . کلی معلومات حالیشونه . کلی زور می زنیم تا دو کلمه بدرد بخور براشون بنویسیم . تازه کشکی هم باشه مگه چه اکشا لی داره ؟ مگه کشک بده ؟ کلی پروتئین و کلسیم داره . از خیلی از این وبلاگهای آبدوغ خیاری هم مقوی تره . تازه به جان قورباغه ای ات قسم این دم عیدی وقت سرخاروندن هم ندارم . خانوم یک لیست خریدبلند بالایی برامون تایپ کرده که هر چی می دویم تمومی نداره . خانوم می خواس برای سفره هفت سین ماهی هم بخرم که من زیر بار حرف زور نرفتم گفتم اولندش که ماهی با سین شروع نمی شه دومندش حالا قورباغه می گفتی باز ، یه چیزی . که هم سمبل مهربانیه و هم شب عیدی برامون ام پی تری می خونه . راستی دیروز ام پی تری جدیدت رو خریدم .بابا ای وللا ،ورد زبونا شده
اتل متل توتوله آبگیر چه سوت و کوره
قورباغه ها اسیرن یکی یکی می میرن
هی می خونن ترونه میوه چقدر گرونه
قورباغه دست خالیس دلخوشیهاش خیالیس
آبگیر که آب نداره قورباغه خواب نداره
قورباغه کاندید شده نیومده تهدید شده
نونش رو آجر کردن وبلاگشو فیلتر کردن
یه دس صدا نداره آبگیر وفا نداره
قورباغه وبلاغت کو ؟ قورقور و واغ واغت کو ؟
راستی شنیدار شدم که این شب عیدی دور از چشم البرادعی ،به شغل شریف ترقه سازی و ترقه فروشی پرداخته ای . واقعا که از تو یه وجب قورباغه هر چی که بگی برمی آد . سال نو رو هم پیشاپیش تبریک می گم . به همه بر وبچه های آبگیر سلام برسون
شهر قورباغه ها
قورباغه های عزیزی که عقده های سیاسی فرهنگی تاریخی و اقتصادی شان به حد قابل انفجاری رسیده می توانند با در دست داشتن کارت ملی ، عقده های سبزشان را در برگه کوچکی یادداشت کرده و حداکثر تا پایان هزاره سوم میلادی به آدرس دبیلیو (سه چهار تا) دات یادستان دات کام ، تالار عقده ها ارسال فرمایند تا در اسرع وقت جهت صرف آب خنک معدنی و پاره ای توضیحات ، نسبت به جلب آنها اقدام شود . با عقده هایی که منجر به ف-ی-ل-ت-ر شدن یادستان شوند عقده ای برخورد خواهد شد
وا ! چه حرفها ، عقده های سیاسی ! حرفهای گنده تر از دهنشون می زنن
از بس سایتش بازدید کننده نداشته عقده ای شده
فکر کرده قورباغه ها هم مث خودش عقده ای ان
می خواد از عقده های ما پول در بیاره
بابا ، بنده خدا حالا یه چیزی نوشته ، خوب نیس اینقدر ضایعش کنین
ما عقده های شما را قاب می گیریم و از درو دیوار و لب و لوچه یادستان می آویزیم .عقده های شما ، عقده های ماست
آقا قورباغه و کنفرانس برلین
از کرامات آقا قورباغه ما اینکه وقتی آقایون از ما روشنفکرترون پا شده بیدن رفته بیدن کنفرانس برلین که مثلا برای خودشون گفتگو در به کنند ، قورباغه ای ایکی ثانیه جهیده بیده وسط کنفرانس و حالا نرقص کی برقص ، یک بشکن بشکنی راه انداخته بیده که همه کاسه کوزه شونو بهم ریخته بیده و حساب دست یاروها آمده بیده که همینجوری بی قورباغه ای نمی شه روشنفکربازی در بکرد و همه چیز حسا ب کتا ب داشته بیده
يادداشت اول
خدارا صدهزار مرتبه شکر که بالاخره ما یک الف بچه هم صاحب وبلاگ شدیم
اما راستش رو بخوای اینکه حالا چی می خوایم توش بنویسیم موندیم هاج و واج
اين بود كه فعلا خداحافظ
یه الف بچه
کمپوت تسه تسه
کجایی که دلم برات یک ذره شده . حتما باز مث همیشه گوشه آبگیرتان
نشسته ای و داری برای خودت روزنامه شرق می خونی . اما به جان سبز
قورباغه ای ات قسم ، اگر به خودت رحم نمی کنی لااقل به اون زن و بچه ات
رحم کن . اون طفل قورباغه های معصوم چه گناهی کردن ؟ بابا واللا بللاه
سیاست پدر و مادر ندارد ، چه برسد به پسرخاله و دختر عمه . اصلا خودمانیم
تورو سنه نه ؟ مگه سرت خدای ناکرده بوی خورش بادمجان می دهد ؟
به قول مادرم حیف اون پول زبون بسه نیس که دستی دستی می دی به اون
کاغذ پاره ها ؟ حیف اون چشات نیس که دو ساعت می دوزیشان به اون
مقاله های بی سرو ته . به جاش با اون پول ، می دادی یه آب حلزون
نوش می کردی هم چشات نور می گرفت و هم اعصاب نازنین قورباغه ای ات
را سر هیچ وپوچ سوهان نمی کشیدی . بگذریم ، از آبگیرتان چه خبر ؟
شنیدم خدا را صدهزار مرتبه شکر مگس فت و فراوان است و
مشکل تغذیه ندارید .خلاصه تعارف نکن ، اگر چیزی لازم داشتی
بگو برات از فروشگاه رفاه بگیرم ، بفرستم
از کمپوت مگس تسه تسه گرفته تا مربای کرم خاکی
یه الف بچه
یاد تو افتادم
که هزار قورباغه را از خنده روده بر می کنی
گفتم قورباغه
و به ابهتی که هرگز نداشتیم
گریستم
سلام آقا قورباغه محافظه کارمن ،حالا از انرژی هسته ای وتحریم وحقوق بشر و تورم و بیکاری و فساد و دین گریزی و از این حرفهای گنده تر از دهن گذشته ، گیر آوردی کتاب سینوهه رو حتما بخون. محشره . یارو سه هزار و پانصد سال پیش چه چرت و پرت هایی نوشته . موندم چطور بهش اجازه چاپ دادن . اولش نوشته
ممکن است که لباس و زبان ورسوم و آداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد و در تمام اعصار می توان بوسیله گفته ها و نوشته های دروغ مردم را فریفت زیرا همانطور که مگس عسل را دوست دارد مردم هم دروغ و ریا و وعده های پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست می دارند . من چون نمی خواهم کسی کتاب مرا بخواند همرنگ جماعت نمی شوم و اوهام و خرافات او را تجلیل نمی کنم . مردم تصور می کنند که امروز غیر از دیروز است ولی من می دانم که چنین نیست ودر آینده هم مثل امروز و مانند دیروز کسی حقیقت را دوست نمی دارد
(به نقل از کتاب سینوهه ، پزشک مخصوص فرعون نوشته میکا والتاری ، ترجمه ذبیح الله منصوری)
قورباغه ای تر از این حرفها
سلام آقا قورباغه اصلاح طلب پیشرو ، حالا ما وقت نداریم ، تو که ماشاالله صبح تا غروب نشستی برای خودت پیپ می کشی ، یه دستی به سر و روی این سایت عنکبوت گرفته نمی کشی ، یه وجب خاک روش نشسته ، یه مطلبی ، سرمقاله ای ، چیزی . حالا روزنامه شرق رو بستن که بستن ، اصلا تو رو سنه نه ، تو برو مگس تسه تسه ات رو بخور . به قورباغه جماعت که رو بدی همینه دیگه ، برات دم در می آرن ، دو کلمه دموکراسی یاد گرفتن ، فکر کردن متمدن شدن ، برات حقوق بشر بلغور می کنن . همین دیروز صف گوشت ، سر همدیگرو می شکستن . تا یه چیزی می شه نامه به سازمان ملل می نویسن. اصلا اگه بازار خرابه بده درستش کنن چه ربطی به انرژی هسته ای و تحریم و از این حرفها داره ، یه دهن ام پی تری برامون نمی خونی که الکی خوش بشیم . اونقدر ورجه وورجه و قورقور کردی که بالاخره نفهمیدیم این یارو هولوکاسته حقیقت داره یا نه ، اول مهرهم که گفتن همه قراردادی ها رو استخدام رسمی می کنن و بعد زدن زیرش که این هم تازگی نداره. حالا اگه چهار روز پشت سرهم تعطیل کردند یا گفتند بانک از هشت و نیم شروع بکار کنه یا با تنظیم خانواده مخالفت کردن که آسمون به زمین نیومده . حتما مصلحتی بوده . این همه علاف بودی حالا این هم روش. بالاخره مهرورزی این کارهارو هم داره . انرژی هسته ای نیست که بخوای بامبول دربیاری و نذاری استعداد ملی مذهبی جوونهامون شکوفا بشه . حالا استاد های غیر متعهد دانشگاه رو می خوان اخراج کنن تو چرا ناراحت می شی ، مگه دهه شست یادت رفته ،تظاهر و چاپلوسی و فرصت طلبی هم که تو یکی آخرشی ، لا اقل تویکی رو اخراج نمی کنن ، این که تورم چند درصد می خواد بشه و عدالت رو کیلویی چند می فروشند و فقرا رو می خوان ریشه کن کنن یا نه ، که خوب البته حق داری در حد قورباغه ای خودت اظهار نظر کنی به شرط اینکه پا رو دم مخملی ما نذاری . اینکه ماهواره ها رو می خوان جمع کنن و بد حجاب رو می خوان محجبه اش کنن و بی هویتی فرهنگی مونو می خوان یه شبه با هویتش بکنن و دین گریزی رو شدید اللحن محکوم می کنن که دستشون درد نکنه ، دارن قورباغه بازی های تورو راست و ریس می کنن . چرا اشکهات در اومد ؟ بابا حالا ما یه چیزی گفتیم توکه قورباغه ای تر از این حرفها بودی. شوخی موخی هم که قوربونت برم حالیت نیس . چه برسه به کاریکاتور و طنز و از این حرفها . دو کلمه سربه سرت گذاشتیم می خوای سایتمونو فیلتر کنی . بابا یک تبسمی، وسعت نظری ، متانتی ، تحمل نظر مخالفی ، فضای نقدی ، چیزی .
روزگار غریبی ست آقا قورباغه
سلام جناب قورباغه عزیز . دیدی کم آوردیم. من که گفتم ما اینکاره نیستیم. همینجوری قورباغه ای که نمی شه سایت راه انداخت. دست آخر انگار باید در این سایت رو آبرومندانه تخته کنیم و بشینیم برای بچه های محلمون قیافه ریس جمهور و انرژی هسته ای رو تجزیه تحلیل کنیم خلاصه آقا قورباغه عزیز . حیف اون پول زبون بسته که بابت خرید فضا و هاست و نمی دونم ثبت دامنه وکارت اینترنت خرج کردیم . چه شوق و ذوقی داشتیم . انگار این انرژی هسته ای و رکود بازار واز این حرفها دامن سایت ما رو هم گرفته . همین میهن آی تی سی ? سایت حسن آقا رو می گم- نمی دونم جادو جمبل کرده چیکار کرده دراین چند ماه ششصد هفتصد نفر عضو شدن. راستی قورباغه عزیز . می گم این قضیه یارو کاریکاتوره هم الکی الکی داره جدی می شه . همش تقصیر خاله سوسکه است . حالا اگه ، " نمنه " نمی گفت ، چی می شد ؟ خواسته کاریکاتور ، بازی کنه معروف بشه . نفهمیده دست رو چه زخمی گذاشته.
روزگار غریبی ست آقا قورباغه
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
که گیرد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
برای قورت دادن قورباغه آمده است
خانوم قورباغه را در پستوی خانه نهان باید کرد
ایمیلت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
( شرمنده از نیما و اخوان و شاملوی عزیز که شعرشان را دستکاری کردم )
خانوم قورباغه
می گن آقا قورباغه ما انگاری عاشق شده . اما حالا عاشق کی ، خودش هم نمی دونه . فقط حس می کنه که یکی از همین روزها ، یک خانوم قورباغه ای پا به زندگی اش می گذاره . بد جوری کلافه است . دور از چشم ما بلوک ها و ماژول های یادستان را این و اون ور می کنه . عجیب به خودش می رسه . نمی دونم کی سربسرش گذاشته ، اما بنده خدا کلی باورش شده . تنگ غروب می ره می شینه دم تالار گفتمان و خیره می شه به یادداشت ها .اما خبری از خانوم قورباغه نیست که نیست
آقا قورباغه سایت یادستان را آب و جارو زده ، بدجوری منتظره
سری بهش نمی زنین ؟
مگه کشک بده ؟
سلام آقا قورباغه اخمو ، خوب ما رو نمی بینی برای خودت قورباغه ای خوشی . شنیدم که حسابی اخمهات تو هم رفته . آخه تو که اینجوری نبودی . همه اش تقصیر خانوم قورباغه اس . حالا مگه چی شده ؟ همه اش سه چهار روز وبلاگ ننوشتیم . آسمون که به زمین نیومده . آب ها که سربالا نرفته نشستی ابو عطا می خونی وبلاگ نوشتن کشکی که نیس . چند تا قورباغه عوام نیستند که هر چی بخوایم به خوردشون بدیم . کلی معلومات حالیشونه . کلی زور می زنیم تا دو کلمه بدرد بخور براشون بنویسیم . تازه کشکی هم باشه مگه چه اکشا لی داره ؟ مگه کشک بده ؟ کلی پروتئین و کلسیم داره . از خیلی از این وبلاگهای آبدوغ خیاری هم مقوی تره . تازه به جان قورباغه ای ات قسم این دم عیدی وقت سرخاروندن هم ندارم . خانوم یک لیست خریدبلند بالایی برامون تایپ کرده که هر چی می دویم تمومی نداره . خانوم می خواس برای سفره هفت سین ماهی هم بخرم که من زیر بار حرف زور نرفتم گفتم اولندش که ماهی با سین شروع نمی شه دومندش حالا قورباغه می گفتی باز ، یه چیزی . که هم سمبل مهربانیه و هم شب عیدی برامون ام پی تری می خونه . راستی دیروز ام پی تری جدیدت رو خریدم .بابا ای وللا ،ورد زبونا شده
اتل متل توتوله آبگیر چه سوت و کوره
قورباغه ها اسیرن یکی یکی می میرن
هی می خونن ترونه میوه چقدر گرونه
قورباغه دست خالیس دلخوشیهاش خیالیس
آبگیر که آب نداره قورباغه خواب نداره
قورباغه کاندید شده نیومده تهدید شده
نونش رو آجر کردن وبلاگشو فیلتر کردن
یه دس صدا نداره آبگیر وفا نداره
قورباغه وبلاغت کو ؟ قورقور و واغ واغت کو ؟
راستی شنیدار شدم که این شب عیدی دور از چشم البرادعی ،به شغل شریف ترقه سازی و ترقه فروشی پرداخته ای . واقعا که از تو یه وجب قورباغه هر چی که بگی برمی آد . سال نو رو هم پیشاپیش تبریک می گم . به همه بر وبچه های آبگیر سلام برسون
شهر قورباغه ها
قورباغه های عزیزی که عقده های سیاسی فرهنگی تاریخی و اقتصادی شان به حد قابل انفجاری رسیده می توانند با در دست داشتن کارت ملی ، عقده های سبزشان را در برگه کوچکی یادداشت کرده و حداکثر تا پایان هزاره سوم میلادی به آدرس دبیلیو (سه چهار تا) دات یادستان دات کام ، تالار عقده ها ارسال فرمایند تا در اسرع وقت جهت صرف آب خنک معدنی و پاره ای توضیحات ، نسبت به جلب آنها اقدام شود . با عقده هایی که منجر به ف-ی-ل-ت-ر شدن یادستان شوند عقده ای برخورد خواهد شد
وا ! چه حرفها ، عقده های سیاسی ! حرفهای گنده تر از دهنشون می زنن
از بس سایتش بازدید کننده نداشته عقده ای شده
فکر کرده قورباغه ها هم مث خودش عقده ای ان
می خواد از عقده های ما پول در بیاره
بابا ، بنده خدا حالا یه چیزی نوشته ، خوب نیس اینقدر ضایعش کنین
ما عقده های شما را قاب می گیریم و از درو دیوار و لب و لوچه یادستان می آویزیم .عقده های شما ، عقده های ماست
آقا قورباغه و کنفرانس برلین
از کرامات آقا قورباغه ما اینکه وقتی آقایون از ما روشنفکرترون پا شده بیدن رفته بیدن کنفرانس برلین که مثلا برای خودشون گفتگو در به کنند ، قورباغه ای ایکی ثانیه جهیده بیده وسط کنفرانس و حالا نرقص کی برقص ، یک بشکن بشکنی راه انداخته بیده که همه کاسه کوزه شونو بهم ریخته بیده و حساب دست یاروها آمده بیده که همینجوری بی قورباغه ای نمی شه روشنفکربازی در بکرد و همه چیز حسا ب کتا ب داشته بیده
يادداشت اول
خدارا صدهزار مرتبه شکر که بالاخره ما یک الف بچه هم صاحب وبلاگ شدیم
اما راستش رو بخوای اینکه حالا چی می خوایم توش بنویسیم موندیم هاج و واج
اين بود كه فعلا خداحافظ
یه الف بچه
کمپوت تسه تسه
کجایی که دلم برات یک ذره شده . حتما باز مث همیشه گوشه آبگیرتان
نشسته ای و داری برای خودت روزنامه شرق می خونی . اما به جان سبز
قورباغه ای ات قسم ، اگر به خودت رحم نمی کنی لااقل به اون زن و بچه ات
رحم کن . اون طفل قورباغه های معصوم چه گناهی کردن ؟ بابا واللا بللاه
سیاست پدر و مادر ندارد ، چه برسد به پسرخاله و دختر عمه . اصلا خودمانیم
تورو سنه نه ؟ مگه سرت خدای ناکرده بوی خورش بادمجان می دهد ؟
به قول مادرم حیف اون پول زبون بسه نیس که دستی دستی می دی به اون
کاغذ پاره ها ؟ حیف اون چشات نیس که دو ساعت می دوزیشان به اون
مقاله های بی سرو ته . به جاش با اون پول ، می دادی یه آب حلزون
نوش می کردی هم چشات نور می گرفت و هم اعصاب نازنین قورباغه ای ات
را سر هیچ وپوچ سوهان نمی کشیدی . بگذریم ، از آبگیرتان چه خبر ؟
شنیدم خدا را صدهزار مرتبه شکر مگس فت و فراوان است و
مشکل تغذیه ندارید .خلاصه تعارف نکن ، اگر چیزی لازم داشتی
بگو برات از فروشگاه رفاه بگیرم ، بفرستم
از کمپوت مگس تسه تسه گرفته تا مربای کرم خاکی
یه الف بچه