صفحه 1 از 1

همه چيز در مورد ** شب يلدا ** شماهم نظر بدين

ارسال شده: دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۵, ۱۰:۴۴ ب.ظ
توسط Kingman_62
شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فردای آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدی افزونی می يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.
اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "day"خوانده ميشود.

 تصویر 

يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.


 تصویر 

نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي.
براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند.


آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيرينی و ميوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و يا پری آن، آينده گويی می کنند.



 تصویر 

بر گرفته از کتابهای
" دیدی نو از آیینی کهن " نوشته دکتر فرهنگ مهر
"گاهشماري و جشنهاي ايران باستان" نوشته هاشم رازي


 تصویر 

شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . .

تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ،
و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم .
زمزمه می کنم که :
من از نسل شب ***ان روزگارم ،
من از نسل نورآفرينان پاک ،
از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،
منم ميراث هزار ساله زمين ،
همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پيام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته در فش آشتی بر دوش
نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز
مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر
که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی


 تصویر 

شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . . .

موفق باشید

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۵, ۱۲:۴۵ ق.ظ
توسط Fantoom121
ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.
شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.



در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .

دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.



يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا ) و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير ) نامند .


آيين شب يلدا يا شب چله



صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .

برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .

ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند



آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند.





فال حافظ و شاهنامه خواني


يكي ديگر از رسم هاي شب يلدا، «فال حافظ گرفتن» است اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.



شاهنامه خواني و قصه گويي پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسي براي كوچكترها نيز از آيين هاي يلدا است كه خاطرات شيريني براي بزرگسالي آنها فراهم مي آورد.


///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////



شب قبل از فرا رسيدن نخستين روز دی ماه درازترين شب سال است و به آن شب يلدا يا شب چله می گويند. دی ماه را ايرانيان باستان خورماه نيز می گفتند. نخستين روز آن خرم روز است. اين روز و اين ماه هر دو به نام اهورمزدا نام گذاری شده بنابراين روز اول دی جشنی بزرگ است.
مراسم شب چله خانوادگی برگزار می گردد و هنوز همه مراسم آن پابرجاست. در اين بلندترين شب سال افراد دور و نزديک در منزل بزرگ خانواده گرد می آيند و با خوردن ميوه و آجيل شب را به شادی می گذرانند. خوردن هندوانه، خربزه، انار، سيب، و به و نيز انواع خشکبار، به خصوص آجيل شيرين و تخمه بو داده شور، در اين شب معمول است. يکی دو روز قبل از فرا رسيدن شب چله مردهای جوان خوانچه های آراسته ميوه را به خانه نامزدهای خود می فرستند و خود به مهمانی خانه عروس می روند. خانواده دختر نيز لباس و پارچه نبريده به جان آن هديه می فرستند.
خوانچه طبق مستطيل شکل چوبی است که روی آن را با سفره قلمکار يا ترمه می پوشانند و بر آن ظرف های بزرگ ميوه را، پيچيده در زرورق های رنگين و آراسته با گل و نوارهای مواج، می چينند. اين خوانچه را بر سر می گذراند و گاه چند مرد که هريک خوانچه ای بر سر دارند در پی يکديگر راهی خانه عروس می شوند. گرد آمدن شب چله دور کرسی با نقل خاطرات شيرين و خواندن کتاب های داستانی تا ديرگاه شب ادامه می يابد. در اين شب خوردن برف و شيره نيز معمول است.
بنابريک سنت ديرين، در نخستين روز دی ماه هر سال، پادشاه از تخت شاهی به زير می آمد و با جامه سپيد در صحرا بر فرشی سپيد می نشست. دربان ها و نگهبانان را مرخص می کرد و بارعام می داد. نيز با دهقانان و برزگران بر سر يک سفره می نشست و ايشان را برادر می ناميد و از غذای ايشان می خورد. اين جشن را نود روز نيز می گفتند زيرا ميان آن تا نوروز نود روز تمام فاصله است.
در روزهای هشتم، پانزدهم و بيست و سوم اين ماه نيز تطابق نام روز و ماه را جشن می گرفتند و معتقد بودند که آسمان در يازدهمين روز ماه دی آفريده شده است. سير سور يا جشن سير در روز چهاردهم دی ماه برگزار می شد. شانزدهمين روز دی ماه که به ايزدمهر منسوب بوده جشن و مراسم خاصی از شادخواری و شادکامی و رقص و موسيقی برپا می شده است. در افسانه های مربوط به اين روز اغلب از گاوی سخن می رود که فريدون با شير او پرورده شد. اين گاو برمايون نام دارد و احتمال داده اند که به معنی گاو پرمايه باشد. مناسبت جشن روز شانزدهم دی ماه را باز گرفتن فريدون از شير گاو و رها شدن گاوهای ايرانيان به وسيله فريدون از بند ضحاک گفته اند. آمده است که در شب اين جشن در آسمان گاوی از نور آشکار می شود که شاخهای او از طلا و پاهايش از نقره است. اين گاو گردونه ماه را به دنبال می کشد و حدود يک ساعت در آسمان می ماند. هرکس آن را ببيند و آرزويی کند، آرزويش برآورده خواهد شد.
در اين روز مردم برای تبرک، شير گاو می نوشند و معتقدند هرکس در بامداد اين روز پيش از سخن گفتن به بخورد و ترنجی را ببويد آن سال را به خوشی و در نعمت خواهد گذراند و از خشک سالی و بيچارگی و بدبختی در امان خواهد بود. باز برخی از ايرانيان معتقد بودند که در اين روز ضحاک جمشيد را کشت و براثر آن بر خانه های مردم بلا باريد. از همين رو، برخی از جوانان تمام شب بيدار می ماندند، به درخانه های مردم می رفتند، در می کوفتند و با آوازخوانی بلا را از صاحبان خانه بر می گرداندند. صاحبان خانه در را بروی آنان می گشودند و با آجيل و شيرينی از آن ها پذيرائی می کردند.
بنابر افسانه ای ديگر، جمشيد در اين شب پری زيبای رنگارنگی را ديد که بر گاو سپيدی سوار بود و دسته ای گل سوسن در دست داشت و گاه گاه آن را می بوييد. گاو از هفت فلز ساخته شده بود. زر، سيم، مس، قلع، آهن، سرب و روی. آن پری نام يکايک آدميان را بر زبان می آورد و صفات ايشان را بر می شمرد آنگاه از نور و روشنايی وجود خويش آن ها را بهره ور می ساخت. جمشيد از پری پرسيد " توکيستي؟" پری گفت " من بخت هستم و وجود خويش را بين مردم تقسيم می کنم." آنگاه از نظر پنهان گشت.
مراسم شب يلدا مراسمی بسيار کهن و مربوط به دوران پيش از زرتشت و شب زاده شدن ايزد مهر است. چه، اگر بتوان در طی سال شبی را در نظر گرفت که در آن ايزد مهر- ايزدی که خورشيد گردونه اوست- متولد شود، بايد آن شب در تاريکی و درازی از تمام شب های سال ممتاز باشد و چنين شبی همان شب يلدا ست. قرينه اين امر آن است که يلدا کلمه ای سريانی و به معنی " ميلاد" است. هنگام رواج آئين مهر در اروپا، مراسم شب يلدا با شکوه تمام برگزار می شد. هنگامی که مسيحيت، پس از کشتار بی رحمانه پی روان مهر، در اروپا رواج يافت، اوليای دين جديد پی بردند که برانداختن برخی سنت های آئين مهر ناممکن است و ياد آن هم چنان در خاطر مردم زنده خواهد ماند. از اين روی شب ميلاد ايزد مهر را به ميلاد مسيح بدل کردند که در ۲۵ دسامبر برگزار می شود. فاصله مختصری که ميان اين دو جشن وجود دارد بر اثر اشتباه محاسبه در تقويم پديد آمده و ميلاد مسيح همان شب يلدای پی روان مهر است که در ايران نيز گرامی داشت آن با رواج دين زرتشت نيز از ميان نرفته و هنوز هم مردم بی آن که علت آن را بدانند، آن شب را بزرگ می دارند.



///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////


مراسم شب چله

روز انارم از ماه آذر / 24 آذر ماه
در ايران باستان و گذشته هاي دور پيش از اشو زرتشت پيامبر قوم آريا مردماني كه زندگي خود را با كشاورزي و دامپروري مي گذراندند با تضادهاي طبيعي مانند سپيدي و سياهي روشنايي و تاريكي روز و شب و گرما و سرما و تضادهايي در خوي انساني مانند خوبي و بدي دوستي و دشمني آشنا شده بودند و در باور خود آن چه را كه براي زندگي مفيد قرار مي گرفت ازجلوه هاي خداي خوب و آن چه را كه بد و زيان آور بود از جلوه هاي خداي بد مي پنداشتند .
به همين انگيزه آنها روز و روشنايي را بيشتر دوست مي داشتند چون هنگام كار و كوشش خوشي و بالندگي بود وبا فرا رسيدن شب آتش مي افروختند تا جلوه هاي بد زندگي پديدار نگردد و در شبهاي دراز زمستان دور آتش گرد مي آمدند تاروشنايي را افزون سازند و چون دراز ترين شب سال يعني آخرين شب از ماه آذر فرا مي رسيد به انگيزه اين كه از فرداي آن شب روشنايي بيشتر خواهد شد و روزها درازتر شادي مي كردند .
در گذشته ايرانيان ميوه هايي كه تا آن زمان سالم مانده بود با آجيل و خوراكي هاي ديگر فراهم مي نمودند و همه باهم تا پاسي از شب را با شادي و سرور ميگذراندند و با اين شيوه به پيشباز چله بزرگ مي رفتند كه از فرداي آن روز شروع مي شد و تا جشن سده يعني چهل روز ادامه داشت و زماني بود كه سرماي واقعي زمستان فرا مي رسيد .
پس از آن چله كوچك آغاز مي گشت يعني سرماي زمستان كاهش مي يافت و تا چهل روز ادامه داشت و اين هنگامي بود كه سرماي زمستان به آرامي كاهش مي يافت و پس از آن شكفتن شكوفه ها فرارسيدن بهار را نويد مي دادند .
اكنون نيز زرتشتيان در شب چله كه آخرين شب از ماه آذر است گرد هم مي آيند خويشان و آشنايان در يكي از خانه ها كه اغلب خانه بزرگترها به ويژه مادربزرگ يا محل مناسب ديگري است باهم ديدار ميكنند .
هر خانواده ميوه هايي مانند انار هندوانه خربزه سيب به و انگور را تهيه ميكنند و با خود به جشن شب چله مي آورند .
در بين ميوه ها هندوانه از اهميت بيشتري برخوردار است زيرا بعضي باور دارند كه اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و كوچك يعني زمستاني كه در پيش دارند سرما و بيماري بر آنها اثر نخواهد گذاشت .
غير از ميوه گاهي آجيل و شيريني و شربت نيز در خوراكي هاي شب چله وجود دارد . تا پاسي از شب همه دور هم مي نشينند . گاهي مادربزرگ داستان هاي شيرين روزگارهاي گذشته را تعريف ميكند . پدر بزرگ يا شخص ديگري شاهنامه مي خواند و از حماسه هاي افتخار آفرينان ايران زمين سخن ميگويد .
همه با شادي و خرمي شب چله را مي گذرانند و با نيايشِ « گاه ا’شَهِن» شب را همراهي مي كنند و آن را به سپيده دم تبديل مي نمايند.
بر گرفته از دستنوشته رادآيين


تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ، و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم .

زمزمه می کنم که :
من از نسل شب شکنان روزگارم ،
من از نسل نورآفرينان پاک ،
از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،
منم ميراث هزار ساله زمين ،
همان شرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پيام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته درفش آشتی بر دوش.
نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز
مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر
که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛
. . .
شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۵, ۱:۱۹ ق.ظ
توسط ARMIN
سلام
هر چي در مورد اين شب مي دونستم شما دو دوست عزيز گفتيدو از هر دو شما تشکر مي کنم. مطالب خواندني بود.
به نظر من هر ايراني وظيفه دارد تمام جشنهاي باستاني از نوروز و چهارشنبه سوري گرفته تا شب يلدا را جشن بگيرد تا سنت ها حفظ شود.

*شب يلدا*

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۵, ۷:۵۴ ق.ظ
توسط sohrab_poet
شب يلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره بگير اي دوست! از غمهـــــــا کناره

شب شادی وشـــور و مهربانی است زمـــــــان همدلی و همزبانی است


در آن دیدارهــــــــــــا تا تـــــــــازه گردد محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد

به هرجا محفلی گرم و صمیمی است که مهمانی درآن رسمی قدیمی است


به دور هم تمـــــــــــام اهــــــل فامیل شده بر پا بســــاط میــــوه – آجیل

ز خـــوردن خوردنِ این شـــــــــام چلّه شود مهمان حسابی چاق و چلّه!!


همــــــــــه با انتظاری عاشقــــــــــانه نظـــــــر دارند ســـــــــوی هندوانه!

نشسته با تفاخـــــــــر تــوی سینی کنارش چاقـــــــــــویی را هم ببینی


چو گــــــــردد قــاچ قــــاچ آن هندوانه شود آب از لب و لوچـــــــــــه روانه!

بســــــاط خنده و شادی فراهـــــــــم اس ام اس می رسد پشت سر هم


جوانان آن طرف تـــر جـــــــوک بگویند دل از گرد و غبــــــار غـــــم بشویند


کسی را گـــر صدایی نیم دانگ است در این محفل پی تولید بانگ است!!

زند بــــــــا "ای دل ای دل" زیـــــر آواز ز بعد آن "هاهاها"یی کند ســـــاز!


ببندد چشــــــــم و جنباند ســـرش را بخواند شعـــــــــــــرهای از برش را!


چنین با شور و نغمه – شعر و دستان خرامان می رســــــد از ره زمستان


شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز نمانده هیچ؛ جز هشتاد و نه روز !


کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران که در راه است فصــــــــل نوبهاران

تصویر
بولفضول الشعرا

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۵, ۵:۱۹ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
sohrab_poet,ممنون از شعر زيبايت.
من هم شب يلدا را به تمام ايرانيان تبريک مي گويم. من که مثل پارسال بازم تنها هستم و تنها شب يلدا رو جشن مي گيرم. اميدوارم کساني که در آغوش گرم خانواده اين شب را جشن مي گيرند بهشون خوش بگذره. :D

فلسفه شب یلدا

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۵, ۶:۵۸ ب.ظ
توسط gigi64
فلسفه شب یلدا


از اول مهرماه به مدت سه ماه میل خورشید جنوبی است و در طول این زمان مدت تابش خورشید در نیم کره شمالی، کمترین مدت تابش خواهد بود که این امر سبب ایجاد بلندترین شب سال در ابتدای دی ماه(شب یلدا) می‌شود. زمین هر سال یک بار در خلاف عقربه‌های ساعت به دور خورشید می‌چرخد و مسیر این حرکت بیضی شکل است، بنابراین فاصله زمین تا خورشید در طی این مدت یک سال ثابت نیست.
خلاف تصور اولیه، پیدایش فصل‌ها ناشی از این فاصله متغیر نیست، زیرا همزمان که نیم کره شمالی در فصل تابستان بوده، در همان هنگام در نیم کره جنوبی زمستان است. اگر محور زمین کج نبود وبر صفحه مدار گردش انتقالی خود (دایرة البروج) عمود بود، همیشه در همه جای کره زمین ‪ ۱۲‬ساعت روز و ‪ ۱۲‬ساعت شب وجود داشت.

هم چنین اگر محور چرخش زمین به طرف خورشید قرار داشت نیز همواره در نیمی از کره زمین روز و در نیمی دیگر شب بود اما محور چرخش زمین بین این دو حالت قرار دارد و زاویه ‪ ۲۳/۴۵‬درج می‌سازد و این اتفاق سبب می‌شود تا تعداد ساعات روز بین صفر تا‪ ۲۴‬در تغییر باشد. کارشناس مرکز اخترشناسی ابن صلاح همدانی افزود: اگر کره آسمان توسط خط فرضی به نام استوای سماوی به دو نیم کره شمالی وجنوبی تقسیم شود،این دو خط فرضی با دایره‌البروج زاویه‌ای می‌سازد که در دو نقطه از سال یکدیگر را قطع کرده و در دو نقطه دیگر به بیشترین کشیدگی از هم خواهند رسید.

ابتدای فروردین ماه و مهرماه نقاط تقاطع این دو خط فرضی هستند که میزان تابش نور خورشید به دو نیم کره یکسان و تعداد ساعات شب و روز برابر است. در ابتدای تیرماه ما بیشترین تابش خورشید به سطح زمین را شاهد هستیم که در اصلاح از آن به عنوان انقلاب تابستانی یاد می‌کنند و نیز در ابتدای دی ماه ما شاهد کمترین مدت تابش خورشید هستیم که از آن به عنوان انقلاب زمستانی یاد می‌کنند.


:D