مراسم نوروزي
درباره پيدايش نوروز اسطوره ها و افسانه هاي زيادي نقل شده است. پيدايش نوروز به هر علت و با هر منشايي كه باشد، جشن نوروز سمبل و نشانه اي از تاريخ و فرهنگ ملت ماست. جشني كه سده هاي زيادي را پشت سر گذاشته است و يكي از كهن ترين آيين هاي بشري است. با توجه به منابع معتبر، واژه جشن از ريشه »يز« و »يسن« در زبان اوستايي و »يج« در زبان سانسكريت و »يد« در زبان فرس قديم »يشتن« در زمان پهلوي مشتق شده است. بنابراين واژه جشن كه امروزه براي ابزار سرور و شادماني به كار مي رود، در قديم به مراسمي گفته مي شده است كه ريشه ديني و اعتقادي داشته است و در واقع جشن نوروزي نوعي ستايش و پرستش خداي بزرگ همراه با سرور و شادماني همگاني بوده است.
سبب نام نهادن نوروز آن بوده است كه آفتاب را دو دور است و يكي آنكه، سيصد و شصت و پنج روز و ربعي از شبانه روز به اول دقيقه حَمَل باز آيد. ليك در سال بعد بدين دقيقه نيامد و چون جمشيد آن روز را درك كرد و به احتساب آورد، نوروز نام نهادند و جشن گرفتند.
محبوبيت نوروز در ميان ايرانيان باعث شد كه زرتشت نوروز را به عنوان جشن آفرينش برگزار كند. بازگشت فَرَوشي ها را نيز مي توان نوعي بازگشت به زندگي يا بازگشت به سوي زندگان تعبير كرد. فَرَوشْ ها ارواح پاك نياكان اند كه پيش از سال نو، به ديدن وطن، خانه، فرزندان و نوادگان خود مي آيند. نام ماه فروردين نيز از همين نام فَرَوشي، فَرَورتي گرفته شده است.
پيدايش و پيشينه تاريخي نوروز
پيدايش نوروز نخست ريشه در واقعيت طبيعت و سپس در گاه شماري آريايي دارد. بنا به فَرْگِردِ1 نخستِ ونديداد، سال آريايي دو نيمه يا دو بخش يا دو فصل داشت، نيمي زمستان بود و نيمي تابستان، زمستانها گاه10 ماه، گاه7 ماه و گاه5 ماه به درازا مي كشيد و تابستانها گاه2 ماه و گاه بيشتر بود و اين يادآور عصر يخبندان و دوره هاي باراني زمين است. اقوام آريايي، روزگاري سال خود را با زمستان آغاز مي كردند و روزگاري سالشان با تابستان آغاز
مي شد. بسا كه اين وضع ناشي از شرايط كوچ بود. اقوام آريايي در جايي قرار نداشتند و براي زندگي بايد كوچ مي كردند. آرياييان آغاز سال را چه در تابستان و چه در زمستان جشن مي گرفتند. جشن از همان آغاز معنا و مفهومي آييني داشت. واژه جشن از يَزْ يا يَسْنَه يا يَسْنَا گرفته شد و در پهلوي يَزِشَنَه يعني پرستش و نيايش و در زبان سانسكريت يَجْنَه و در گويش كُردي كه به زبان اوستا و پهلوي نزديك است جژن گويند. چون سال دو نيمه داشت آرياييان دو جشن بزرگ سالانه داشتند كه يكي نوروز بود و ديگري مهرگان يا سده. از ونديداد چنين پيداست كه جشن نوروز همواره در بهار برگزار مي شده است. هر چند كه گفته مي شود، جشن نوروز زماني در آغاز تابستان برگزار مي شد. شايد روايت بيروني كه مي گويد: »نوروز نخستين روز از ماه فروردين بوده است« مبتني بر روايات ونديداد باشد.
در سال467 قمري، نوروز در23 حوت يعني17 روز به پايان زمستان قرار داشت. جلال الدين ملك شاه سلجوقي(465-485 ه.ق) تقويم جلالي را بنا نهاد و نوروز را روز اول بهار كه موقع نجومي تحويل آفتاب به برج حَمَل است قرار داد و ثابت نگه داشت.
فردوسي در شاهنامه از پيدايش و پيشينه تاريخي نوروز ياد كرده است. بي گمان منابع فردوسي، روايات شفاهي و مكتوب بوده است. فردوسي جشن سده را ميراث هوشنگ و جشن نوروز را ميراث جمشيد مي داند، يعني ريشه و پيشينه نوروز و سده به دوران پيش از تاريخ آريايي مي رسد:
نگه دارد اين فال جشن سده همان فرِّ نوروز و آتشكده
همان اورمزد و مَه و روز و مهر بشويد به آبِ خِرَد، جان و چِهر
فردوسي نيز نوروز را نخستين روز فروردين ماه و آغاز سال نو مي داند:
سر سال نو، هرمز فرودين بَر آسوده از رنج روي زمين
بزرگان، شادي بياراستند مَيْ و جام و رامشگران خواستند
چنين جشن فرخ از آن روزگار بما ماند از آن خسروان يادگار
آيين هاي نوروزي
پيك هاي نوروزي: ديرينه ترين پيك نوروزي حاجي فيروز است. حاجي فيروز نام و چهره اي آشنا در فرهنگ مردم، مردي است كه در بسياري از نقاط ايران پيشاپيش نوروز با جامه اي سرخ و كلاه مخروطي و چهره اي سياه و دندان هايي سپيد و دايره اي زنگي در دست بدر آيد و در كوي و برزن شهرهاي ايران بچرخد و بزند و برقصد و مژده رسيدن بهار و نوروز را بدهد و هر بي خبري را از آمدن نوروز باخبر سازد.
سبزه نوروزي
زرتشت پايه تعاليم اجتماعي خويش را بر كشاورزي و دامپروري نهاد و كندنِ درختان و گياهان و كشتنِ چارپايان سودمند را ناروا دانست و اقوام آريايي را به كشاورزي و دامپروري فراخواند. از اين رو سبزه نوروزي نمادي است از نهضت كشاورزي كه پس از زرتشت برجاي ماند. در نوروز روزگار ساساني رسم بر اين بود كه دوازده ستون از خشت خام به ياد دوازده
اَمَشا سپندوايزدِ آريايي، برپا مي داشتند و بر آن ستون ها گندم، جو، برنج، باقلا، ارزن، ذرت، لوبيا، نخود، كنجد، ماش و ساير دانه هاي گياهي را مي كاشتند و در روز ششم نوروز كه جشن پايان مي يافت با آهنگ نوازندگان، آن دانه ها را مي پراكندند. اين آيين هنوز به ياد مانده، و در سراسر ايران به گونه اي انجام مي شود. در بسياري جاهاي ايران از آغاز اسفندماه، در كاسه، بشقاب، كوزه و اشياي سفالين؛ گندم، جو، عدس، ترتيزك، كنجد و...
مي كارند.
جامه هاي نوروزي
همه اقوام ايراني را رسم بر اين است كه در آغاز اسفند ماه به نو كردن جامه ها بينديشند يا جامه نو بدوزند يا بخرند يا بشويند! چه اين آيين نونگري و نوسازي و نوبيني، لازمه نوروز و سال نو و زندگي نو است. اين آيين ريشه در هزاره ها دارد. آن زمان كه آرياييان، زمستان بس دراز را پشت سر مي گذاشتند و شكوفه ها را بر شاخ سارانِ خشكِ درختان مي ديدند، جامه هاي كهنه زمستاني پوستِ بَبر را از تن مي كندند و جامه نوي بهاري از پوست سنجاب و قاقم و روباه مي پوشيدند.
بي گمان آنچه به نو شدن يا نو بودن معنا مي دهد پاكيزگي است.
خانه تكاني و پاكيزه سازي نوروزي
غبارروبي و گردگيري از در و ديوار خانه و كف پوش ها و اسباب خانه، شستشو و پاكيزه و نو كردن جامه و ظروف و اشياي كهنه، دور افكندن اشياي ژنده و فرسوده، شكستن كاسه و كوزه هاي سفالين كهنه، سفيد كردن ظروف مسين و ديوارهاي دوده گرفته خانه، خلاصه »خانه تكاني« براي زدودن آلودگي و سياهي ها و بيرون افكندن پلشتي ها از فضاي خانه از رسم هاي كهن ايرانيان در فراگشت سال كهنه به سال نو بوده است. هنوز هم اين رسم همچون گذشته در سراسر ايران ميان مردم ايران معمول است.
خانه تكاني و زدودن آلودگي ها و پلشتي ها از فضاي خانه و كاشانه در آخر سال كهنه، مظهر و نمادي از راندن ارواح خبيث و شرير از محيط زيست و زدودن سياهي مرگ و كهنگي از خانه و آماده كردن فضايي پاك و پاكيزه در آستانه نوروز براي استقبال از فرورها و روان مردگان خود است.
چهارشنبه سوري
در روزگار باستان آتش مظهر فروغ ايزدي و از اين رو مقدس ترين و نخستين عنصر از عناصر چهارگانه طبيعت بود و در گاه شماري آريايي در روزها و ماه هاي سال، گرامي داشته مي شد و جشن هاي ويژه اي داشت مانند آذرجشن، آبان جشن يا جشن سده و ... .
بيروني هزار سال پيش از اين مي گويد: »روز نهم، روز آذر، عيدي است كه آن را براي توافق در نام (يعني ماه آذر و روز آذر) آذر جشن نامند و در اين روز به افروختن آتش نياز باشد و اين روز عيد آتش است و آذر نام فرشته اي است كه نگهبان همه آتشهاست.« از روزگاران دور، اين جشن بسيار معمول و مقدس بوده و با تشريفات فراوان برگزار مي شد، اما پس از اسلام تغيير نام داد و از اوايل سده هفتم هجري به دست فراموشي سپرده شد و در سده دهم با عناوين ديگري مرسوم شد. اسناد تاريخي نشان مي دهند كه جشن سوري در سده هاي سوم و چهارم هجري برگزار مي شده است.
از طرفي عرب ها چهارشنبه را روز نحس و شومي مي دانند. از اين رو آيين آتش افروزي آريايي، پس از اسلام در آخرين چهارشنبه سال براي رفع آسيب ها برگزار شد و به آيين ايرانيان باستان به آتش افروزي و ترانه خواني مي پرداختند.
زيباترين و قديمي ترين آداب چهارشنبه سوري، افروختن بوته هيزم و از روي آن جستن و شادي كردن است كه ميان همه ايرانيان رسم است. از جمله مراسم ديگر اين روز خوردن آش و آجيل مخصوص چهارشنبه سوري است.
يادآوري مردگان
بزرگداشت درگذشتگان و يادآوري مردگان در آخرين روزهاي پايان سال، به ويژه در آخرين شب جمعه سال كهنه، بازمانده از آيين هاي نيا پرستي در جامعه هاي دوران ايران باستان است.
آيين و آداب تحويل سال
سفره نوروزي
سفره نوروزي آييني ديرينه است و پيشينه آن به روزگاران دور و درازي مي رسد كه اقوام آريايي در آن زمستان هاي سرد وبلند، آتشوني، آتشاني يا شب نشيني داشتند و هر چه ميوه و دانه تازه و خشك داشتند بر خوان آتشوني مي گذاشتند و از خود و خويشاوندان پذيرايي مي كردند.
هفت هاي سفره به ياد هفت اَمَشا سپند گذاشته مي شد و دانه ها و
ميوه ها و شاخه ها، نماد كشاورزي آريايي بود كه مشخصه تمدن ايراني است.
گستردن خوان نوروزي يا سفره نوروزي در هنگام گَشتنِ سال كهنه به نو و گزيدن هفت نوع خوراكي گوناگون و چيدن آن روي سفره، از رسم هاي ويژه و عمومي در نوروز بوده است.
امروزه، هفت نوع خوراكي كه روي سفره نوروزي مي چينند بنا به مقتضيات اجتماعي، فرهنگي و اقليمي در نواحي مختلف ايران فرق مي كند. در بيشتر مناطق ايران در تحويل سال »سفره هفت سين« مي گسترند و هفت نوع خوراكي كه نخستين حرف نام هر يك »سين« است، مانند سيب، سنجد، سمنو، سركه، سماق، سنبل، سير يا سياه دانه روي آن مي چينند.
تحويل سال
در نخستين روز اعتدال ربيعي به هنگام ورود آفتاب به برج حمل سال تحويل شده و سال نو و نوروز شروع مي شود. هنگامه شور و هيجان و اميد و آرزو، لحظه تحويل دروني و رواني اقوام ايراني است. گويي رويدادي بس مهم و سرنوشت ساز در راه است و همه لحظه شمار رسيدن آن رويداد.
بي گزافه، هيچ قومي در تاريخ و هيچ فرهنگي و ملتي چنين هنگامه اي از شور و هيجان و اميد و آرزو ندارد. تقويم ايراني شادترين تقويم جهان است، سال ايراني با رويش و زايندگي و زندگي طبيعت آغاز مي شود.
پس از خواندن دعاي سال تحويل، بزرگ خانواده قرآن را مي گشايد و هفت سوره يا هفت آيه از قرآن را كه با كلمه »سلام« آغاز مي شود، مي خواند. با خواندن اين آيات، آفت ها و بلاهاي آسماني و زميني و شيطان را از محيط خانه و خانواده دور مي كنند و سلامت و آرامش را در سال نو به خانه
مي آورند. مردم باور دارند كه در موقع سال تحويل و آنگاه كه خورشيد به برج حَمَل مي رود، هر كس هر نياز و مرادي داشته باشد و از خداوند بخواهد، برآورده مي شود. از نخستين روز آغاز تا روز دوازدهم فروردين را مردم به رفت و آمد به خانه بزرگان و خويشاوندان و آشنايان و ديد و بازديد از يكديگر و شادباش گويي به هم اختصاص مي دهند.
رسم نوروزانه يا عيدانه از ديرباز در ايران ميان مردم طبقات و اقشار مختلف معمول بوده است. ابوريحان بيروني از رسم هديه فرستادن مردمان براي يكديگر در نوروز سخن مي گويد و آن را همچون نوروز رسمي كهن و بنيانگذار آن را جمشيد مي داند. رسم عيدي دادن ايرانيان در نوروز چنان شيوع يافته بود كه در دوره عباسي مردم و خليفه ميان خود هديه نوروزي رد و بدل مي كردند. در روزگار كنوني، رسم هديه دادن و هديه گرفتن در ايام نوروز ميان مردم بيش از پيش معمول است.
جشن سيزده فروردين
سيزده، روز پايان دوره جشن هاي نوروزي است. در اين روز مردم بنا بر يك سنت فرهنگي از خانه ها بيرون رفته و به دشت و صحرا و باغ مي روند تا آخرين روز عيد را در طبيعت و در كنار سبزه و گياه و آب روان چشمه ها و جوبيارها به شادي و خوشي بگذرانند.
اعتقاد به ناخجستگي و نحس بودن شماره سيزده، اعتقادي است بسيار كهن كه در فرهنگ ها و در ميان بيشتر اقوام و ملل جهان وجود داشته است. در نوشته هاي كهن تاريخي و ادبي ايران به نحس بودن سيزده فروردين
اشاره اي نشده است.
عليرغم دگرگوني هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در جامعه ايران و تغييرات در چگونگي برگزاري مراسم سيزده بِدَر و پديد آمدن رفتارها و آيين هايي مطابق و مناسب با فرهنگ مردم جامعه كنوني، باز مردم ايران در هر جايي كه هستند سيزده نوروز را با شور و گرمي و سرور مانند گذشته در بيرون از خانه ها و در دشت و باغ و بوستان جشن مي گيرند.
منبع:ماهنامه نفت پارس
منبع2 :اینترنت