صفحه 1 از 1

حکایات

ارسال شده: جمعه ۲۹ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۰۲ ب.ظ
توسط ganjineh
خدمت دوستان عزیز عرض کنم که در این تاپیک فقط حکایات پنداموز و طنز ارسال نمایید و از ارسال مطالب خارج از چارچوب این تاپیک خود داری نمایید و ضمنا برای حکایات پند اموز حتی الامکان می بایستی نام منبع ذکر شود :-o

ارسال شده: جمعه ۲۹ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۲۴ ب.ظ
توسط ganjineh
وزير دانا

شخصي نزد معتصم آمد و دعوي پيامبر کرد ، معتصم پرسيد : چه معجزه اي داري ؟

جواب داد : مرده زنده کنم !

گفت : اگر از تو اين معجزه ظاهر شود به تو بگروم . پس بدنبال درخواست مدعي ، دستور داد شمشير بسيار تيزش را آورند و بدست مدعي دهند .

گفت : اي خليفه ! در حضور تو گردن وزير تو را بزنم و في الحال زنده گردانم .

خليفه گفت : نيکو باشد ، سپس رو به وزير خود کرد و گفت : چه مي گويي ؟

پاسخ گفت : اي خليفه تن به کشتن در دادن کاري دشوار است ، من از او هيچ معجزه اي نمي طلبم ، تو خود گواه باش که من به او ايمان آورده ام .

معتصم بخنديد و او را خلعت داد و مدعي را به دار الشفاء فرستاد!

لطايف الطوائف