صفحه 1 از 1

ترديد قلم و غربت ادبيات

ارسال شده: شنبه ۷ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۱۵ ب.ظ
توسط njmh
تنها در جاري شدن است كه معني ميدهم
بايد حركت كنم
بودن گياه تلخ فرسودن است
و رفتن چشمه زاينده ي باليدن
بايد راه بيفتم
و خوب كه بينديشي
خواهي ديد كه من
هنوز هم بوي عشق ميدهم
بوي انديشيدن
بوي نوشتن
بوي جاري شدن
من بايد در نوشتن جاري شوم
.......

ارسال شده: یک‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۱۲ ق.ظ
توسط njmh
كلمات از من ميگريزند
و من در اندوه ناب ترين و ناياب ترين واژگاني كه به قهر
از لاي انگشتان يخ زده و از دشت حافظه ام گريخته اند
در غربتي تلخ گريه ميكنم
اما كسي را مجال ديدن گريه من نيست
من با خويش و بي حضور همه است كه ميگريم
بر زخم هايي كه بر بال احساس خويش زده ام
بر فرصت هاي نابي كه از دست داده ام
و بر گريزي كه كلمات از من داشته اند