باهنر: به اقتصاد دولت هاشمي، نمره ۱۷ ميدهم
ارسال شده: یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۵, ۵:۰۹ ب.ظ
محمدرضا باهنر را كسي نيست كه نشناسد؛ متولد31 است، فوق ليسانس اقتصاد را از دانشگاه علامه گرفته و ليسانس معماري از دانشگاه علم و صنعت دارد. ميگويد از دوره دانش آموزي وارد عرصه سياست شده و سالهاست كه بر كرسي نمايندگي در مجلس تكيه زده است.از آمدن به اين عرصه خرسند است و اگر به گذشته باز گردد باز هم سياست را انتخاب ميكند.
دوستان و حتي مخالفان، او را سياستمداري زيرك، با نفوذ ميشناسند.از لابلاي كلامش در مييابيم كه به اقتضاي سن و گذر زمان و افزايش تجربياتش است كه وي را به عنوان يكي از شخصيتهاي اثر گذار در ميان اصولگرايان مطرح كرده است.
هنگامي كه ميخواهم باب گفتوگو را با او ياز كنم ميگويم، ميخواهم سوالات را پراكنده بپرسم تا بتوانم گاهي به قول خودمان او را غافلگير كنم اما كمتر موفق به آن ميشوم.
تلفنهاي مكرر ميان گفتوگو گاهي كلام را قطع مي كند و من متوجه شدم يكي از آنها احمد توكلي است.
و تلفنهاي ديگر كه او را به جلسه بعدي دعوت ميكنند. سريع از جا بر ميخيزد و تقريبا نيمي از سوالات ما در اين گفت و گوي 45 دقيقهاي بيپاسخ ميماند به قول خود او وقتي ديگر....
* شما از چند سالگي وارد سياست شديد؟
اگر سياست را قبل از انقلاب بخواهيد، از سالهاي آخر دانشآموزي بود كه در كرمان محصل بودم.مرحوم اخوي شهيد باهنر هر از چندگاهي تشريف ميآوردند كرمان و جلساتي ايشان داشتند، معمولا بحث سياسي بود و ما هم معمولا بويي استشمام ميكرديم و بعد از سال 50 وارد دانشگاه شدم و در همان سال اول دستگير شدم و زندان رفتم و يك مدتي هم زندان بودم.
* چند سال زندان بوديد؟
كوتاه بود. تقريبا يك ترم و بعد هم وارد جاده مسائل سياسي شدم.
* از اينكه وارد عرصه سياست شديد راضي هستيد؟
بله - البته من فكر ميكنم كه خيلي زندگي خوبي بوده اصولا من فكر ميكنم نسل ما زندگي خوبي را داشتند.نسبت به نسل قبل كه مقايسه ميكنيم نسل قبل از ما به نظر ميرسيد كه يك زندگي بيجاني داشت. يعني يك زندگي ثابت، اما زندگي ما پر از هيجان بود و تلاش، من هم دنبال اين بودم كه مثلا وظيفه خودمان را درست تشخيص دهيم و به آن عمل كنيم يعني هر روز و هر ماه هر سال دنبال يك سري تحولات جديد بوديم، اينكه حالا اتفاق افتاده، نيفتاده، خوب يا بد بوده، بحث ديگري است.من فكر ميكنم اين زندگي خوبي بود و اين مخصوص من هم نيست و اصولا نسل ما زندگي پر تلاش و پرهدفي را دنبال كردند و به مقدار زيادي هم از اهدافي را كه مثلا نسلهاي قبلي ما اصلا تصور نميكردند به آن هدفها آن هم ايرانيها بتوانند برسند، ما رسيديم البته طبيعي است كه ديكتههاي نوشته غلط هم زياد دارد.
* فكر ميكنيد اگر برگرديد به دوران نوجواني باز هم وارد كار سياست بشويد؟
بله. فكر ميكنم خوب زندگي داشتم...
* در حال حاضر جمع اصولگراها و اكثريت مجلس اين فرماندهي به عهده شما است.
بله عرض ميكنم اين كاملا با فرماندهي دولت متفاوت است و حالا فرماندهي نظامي را كه گفتم عاميانه است دولت هم همين طور است. در دولت رئيس جمهور ميتواند به وزير بگويد اين كار را بكن اين كار را نكن اما رئيس مجلس اصلا به نمايندگان نميتواند بگويد اين كار را بكن و يا نكن. رئيس مجلس وقتي ميخواهد مجلسي را اداره كند كه 290 نماينده مواظب او هستند كه خطا نكند به محض اينكه خطا كرد تذكر آئيننامهاي، اخطار قانون اساسي ميدهند در حالي كه اين خبرها در دولت و ادارات و دستگاه اجرايي وجود ندارد و اين گونه تعريف نشده اما در مجلس پيش از اينكه رئيس مجلس مواظب نماينده باشد، نمايندگان مواظب رئيس مجلس هستند بنابراين داشتن نفوذ و حفظ نفوذ خيلي سخت است.
رئيس و مديران مجلس بايد مواظبت كنند كه بيش از اختيارات نخواهند كاري انجام بدهند بعد هم بايد اقناعي با نمايندگان برخورد كنند. يعني اينكه نمايندگان قانع شوند ولي يك زمان در مجلس چهارم و پنجم ميگفتند چون آراء با قيام بود ميگفتند بعضي آراء با رودربايستي داده ميشود الان اينطور نيست. دكمه الكترونيكي كه زده ميشود حتي بغل دستي هم نميتواند خبر داشته باشد، مگر اينكه بخواهد دقت كند. بعضي وقتها كه رايگيري ميكنيم تا نتيجه را نگاه نكرديم تصور ميكنيم راي آورده ولي نگاه ميكنيم ميبينيم راي نياورده است. بنابراين بايد نفوذ، نفوذ قلبي باشد و اين را هم من اصلا حق خودم نميدانم.محبتي است كه دوستان و همكاران دارند. مقايسه بنده با رئيس مجلس كار درستي نيست و من بارها گفتم و الان هم تكرار ميكنم...
* شما اگر بخواهيد به دولت آقاي هاشمي رفسنجاني در مدت هشت سال رياست جمهوري ايشان امتياز بدهيد، چه امتيازي ميهيد؟
مثلا از چند تا چند باشد اگر دولت مطلوب را كه با توجه به واقعيت بخواهيم دولت آقا امام زمان است.
*منظورم نقطه اوج سياسي و اقتصادي دولت ايشان است؟
در بحث اقتصادي اگر براي جناب آقاي هاشمي نمره 20 را اوج نمره بگيريم، من نمره حدود 17-5/16 ميدهم و در بحث سياسي هم اصولا فعاليتهاي سياسي آن زمان زياد رونق نداشت و خود جناب آقاي هاشمي يك بار در مصاحبه خودشان فرمودند من به وزرايم گفتم نميخواهد شما كار سياسي كنيد من كه رئيس جمهور هستم كافيست. شما برويد دنبال سازندگي و اقتصاد.
احزاب و گروهها فعال نبودند نه اينكه مقاومتي در مقابل آنها بشود بلكه توجهي به آن نبود در بحث فرهنگي هم همينطور و تقريبا بحث فرهنگي هم تعطيل بود چون آقاي هاشمي بعد از جنگ دولت را به عهده گرفتند زمان جنگ شور و هيجان و اعزامهاي به جبهه خود فضاي فرهنگي مطلوبي در كشور حاكم كرده بود، اشتباه استراتژيك دولت آقاي هاشمي اين بود كه گمان مي كردند اين فضا يك فضاي طبيعي ماندگار است.بعد از آن كه قطعنامه پذيرفته شد ما فكر كرديم يك كسي بايد از اين به بعد مواظب چنين فضايي باشد كه اينطور نشد و مقام معظم رهبري در سال 72 در مورد تهاجم فرهنگي هشدار دادند.
۱۴ بهمن ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۲۹
دوستان و حتي مخالفان، او را سياستمداري زيرك، با نفوذ ميشناسند.از لابلاي كلامش در مييابيم كه به اقتضاي سن و گذر زمان و افزايش تجربياتش است كه وي را به عنوان يكي از شخصيتهاي اثر گذار در ميان اصولگرايان مطرح كرده است.
هنگامي كه ميخواهم باب گفتوگو را با او ياز كنم ميگويم، ميخواهم سوالات را پراكنده بپرسم تا بتوانم گاهي به قول خودمان او را غافلگير كنم اما كمتر موفق به آن ميشوم.
تلفنهاي مكرر ميان گفتوگو گاهي كلام را قطع مي كند و من متوجه شدم يكي از آنها احمد توكلي است.
و تلفنهاي ديگر كه او را به جلسه بعدي دعوت ميكنند. سريع از جا بر ميخيزد و تقريبا نيمي از سوالات ما در اين گفت و گوي 45 دقيقهاي بيپاسخ ميماند به قول خود او وقتي ديگر....
* شما از چند سالگي وارد سياست شديد؟
اگر سياست را قبل از انقلاب بخواهيد، از سالهاي آخر دانشآموزي بود كه در كرمان محصل بودم.مرحوم اخوي شهيد باهنر هر از چندگاهي تشريف ميآوردند كرمان و جلساتي ايشان داشتند، معمولا بحث سياسي بود و ما هم معمولا بويي استشمام ميكرديم و بعد از سال 50 وارد دانشگاه شدم و در همان سال اول دستگير شدم و زندان رفتم و يك مدتي هم زندان بودم.
* چند سال زندان بوديد؟
كوتاه بود. تقريبا يك ترم و بعد هم وارد جاده مسائل سياسي شدم.
* از اينكه وارد عرصه سياست شديد راضي هستيد؟
بله - البته من فكر ميكنم كه خيلي زندگي خوبي بوده اصولا من فكر ميكنم نسل ما زندگي خوبي را داشتند.نسبت به نسل قبل كه مقايسه ميكنيم نسل قبل از ما به نظر ميرسيد كه يك زندگي بيجاني داشت. يعني يك زندگي ثابت، اما زندگي ما پر از هيجان بود و تلاش، من هم دنبال اين بودم كه مثلا وظيفه خودمان را درست تشخيص دهيم و به آن عمل كنيم يعني هر روز و هر ماه هر سال دنبال يك سري تحولات جديد بوديم، اينكه حالا اتفاق افتاده، نيفتاده، خوب يا بد بوده، بحث ديگري است.من فكر ميكنم اين زندگي خوبي بود و اين مخصوص من هم نيست و اصولا نسل ما زندگي پر تلاش و پرهدفي را دنبال كردند و به مقدار زيادي هم از اهدافي را كه مثلا نسلهاي قبلي ما اصلا تصور نميكردند به آن هدفها آن هم ايرانيها بتوانند برسند، ما رسيديم البته طبيعي است كه ديكتههاي نوشته غلط هم زياد دارد.
* فكر ميكنيد اگر برگرديد به دوران نوجواني باز هم وارد كار سياست بشويد؟
بله. فكر ميكنم خوب زندگي داشتم...
* در حال حاضر جمع اصولگراها و اكثريت مجلس اين فرماندهي به عهده شما است.
بله عرض ميكنم اين كاملا با فرماندهي دولت متفاوت است و حالا فرماندهي نظامي را كه گفتم عاميانه است دولت هم همين طور است. در دولت رئيس جمهور ميتواند به وزير بگويد اين كار را بكن اين كار را نكن اما رئيس مجلس اصلا به نمايندگان نميتواند بگويد اين كار را بكن و يا نكن. رئيس مجلس وقتي ميخواهد مجلسي را اداره كند كه 290 نماينده مواظب او هستند كه خطا نكند به محض اينكه خطا كرد تذكر آئيننامهاي، اخطار قانون اساسي ميدهند در حالي كه اين خبرها در دولت و ادارات و دستگاه اجرايي وجود ندارد و اين گونه تعريف نشده اما در مجلس پيش از اينكه رئيس مجلس مواظب نماينده باشد، نمايندگان مواظب رئيس مجلس هستند بنابراين داشتن نفوذ و حفظ نفوذ خيلي سخت است.
رئيس و مديران مجلس بايد مواظبت كنند كه بيش از اختيارات نخواهند كاري انجام بدهند بعد هم بايد اقناعي با نمايندگان برخورد كنند. يعني اينكه نمايندگان قانع شوند ولي يك زمان در مجلس چهارم و پنجم ميگفتند چون آراء با قيام بود ميگفتند بعضي آراء با رودربايستي داده ميشود الان اينطور نيست. دكمه الكترونيكي كه زده ميشود حتي بغل دستي هم نميتواند خبر داشته باشد، مگر اينكه بخواهد دقت كند. بعضي وقتها كه رايگيري ميكنيم تا نتيجه را نگاه نكرديم تصور ميكنيم راي آورده ولي نگاه ميكنيم ميبينيم راي نياورده است. بنابراين بايد نفوذ، نفوذ قلبي باشد و اين را هم من اصلا حق خودم نميدانم.محبتي است كه دوستان و همكاران دارند. مقايسه بنده با رئيس مجلس كار درستي نيست و من بارها گفتم و الان هم تكرار ميكنم...
* شما اگر بخواهيد به دولت آقاي هاشمي رفسنجاني در مدت هشت سال رياست جمهوري ايشان امتياز بدهيد، چه امتيازي ميهيد؟
مثلا از چند تا چند باشد اگر دولت مطلوب را كه با توجه به واقعيت بخواهيم دولت آقا امام زمان است.
*منظورم نقطه اوج سياسي و اقتصادي دولت ايشان است؟
در بحث اقتصادي اگر براي جناب آقاي هاشمي نمره 20 را اوج نمره بگيريم، من نمره حدود 17-5/16 ميدهم و در بحث سياسي هم اصولا فعاليتهاي سياسي آن زمان زياد رونق نداشت و خود جناب آقاي هاشمي يك بار در مصاحبه خودشان فرمودند من به وزرايم گفتم نميخواهد شما كار سياسي كنيد من كه رئيس جمهور هستم كافيست. شما برويد دنبال سازندگي و اقتصاد.
احزاب و گروهها فعال نبودند نه اينكه مقاومتي در مقابل آنها بشود بلكه توجهي به آن نبود در بحث فرهنگي هم همينطور و تقريبا بحث فرهنگي هم تعطيل بود چون آقاي هاشمي بعد از جنگ دولت را به عهده گرفتند زمان جنگ شور و هيجان و اعزامهاي به جبهه خود فضاي فرهنگي مطلوبي در كشور حاكم كرده بود، اشتباه استراتژيك دولت آقاي هاشمي اين بود كه گمان مي كردند اين فضا يك فضاي طبيعي ماندگار است.بعد از آن كه قطعنامه پذيرفته شد ما فكر كرديم يك كسي بايد از اين به بعد مواظب چنين فضايي باشد كه اينطور نشد و مقام معظم رهبري در سال 72 در مورد تهاجم فرهنگي هشدار دادند.
۱۴ بهمن ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۵:۲۹