صفحه 1 از 1

مطهري، آموزگار علم و اخلاق

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۱:۲۱ ق.ظ
توسط Mr.Amirhessam
مرتضي مطهري از برجسته‌ترين علما، فلاسفه و متفكران ايران در قرن چهاردهم هجري به شمار مي‌رود. وي در خانواده‌اي روحاني در شهر فريمان استان خراسان در 1301ش. به دنيا آمد. پدرش شيخ محمدحسين مطهري نيز از علماي آنجا بود.
او خواندن و نوشتن را در مكتب و نزد پدرش آموخت. در فريمان به مدارس جديد رفت و علاقه فراواني به آموختن از خود نشان داد. در 1311 در حالي كه بيش از ده سال نداشت جهت فراگيري علوم اسلامي، عازم حوزه علميه مشهد شد. در طول بيش از چهار سال اقامت در آن شهر، مقدمات علوم، فقه، اصول و منطق را فراگرفت و خود را آماده فراگيري حكمت و فلسفه نمود. از اين رو براي شركت در مجلس درس ميرزا مهدي شهيدي رضوي، مدرس فلسفه الهي، روزشماري مي‌كرد؛ اما اين آرزو محقق نشد زيرا ميرزا مهدي شهيدي در درگذشت و مطهري جوان نيز در پانزده سالگي براي ادامه تحصيل عازم حوزة علميه قم گرديد و از درس استادان بزرگي چون حضرات آيات: سيد محمد‌تقي خوانساري، سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر، سيد محمد‌داماد، حاج‌آقا حسين بروجردي به مدت پانزده سال استفاده كرد. همچنين از درس اخلاق، فلسفه و عرفان امام خميني، علامه طباطبايي و آقا ميرزا علي شيرازي سال‌ها بهره‌مند گرديد. علاوه بر آن وي در يك حوزه درس خصوصي كه علامه طباطبايي براي بررسي فلسفه مادي دراواخر دهه 1320 تشكيل داده بود، حضور يافت. كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم ـ كه بعدها با پاورقي‌هاي استاد مطهري منتشر گرديد ـ محصول همان جلسات است.
هوش و استعداد فراوان و وسعت دانش و عمق انديشه وي، او را به عنوان يكي از برجسته‌ترين فضلاي حوزة علميه قم مشهور ساخت و احترام و جايگاه خاصي نزد استادان خود احراز كرد. آيت‌الله مطهري، عالمي دردآشنا و آگاه به نيازهاي فكري زمان خود بود. در دهه بيست كه انديشه‌هاي الحادي كمونيستي توسط حزب توده درميان مردم، به ويژه جوانان و دانشگاهيان ترويج مي‌شد، وي آثار فلاسفه ماترياليست را به دقت مطالعه كرد و با فلسفه ماركسيسم ـ از طريق آثار فارسي ـ آشنا شد و سپس به نقد علمي آن پرداخت.
آيت‌الله مطهري در 1331 به تهران مراجعت كرد و در مدارس ديني مروي و سپهسالار تدريس كرد و در 1334 رسماً در دانشكده الهيات و معارف اسلامي تهران آغاز به كار نمود. وي در كنار تدريس، در مجامع مذهبي، انجمن‌هاي اسلامي دانشجويي و دانشگاهي سخنراني مي‌كرد و به تأليف و تصنيف نيز اشتغال داشت. همه سخنراني‌ها و آثار نوشتاري آيت‌الله مطهري، برخاسته از نيازهاي فكري و اجتماعي زمانه اوست كه فراروي مردم، به ويژه نسل تحصيلكرده و دانشگاهي قرار داشته است. از همين رو حوزه موضوعات سخنان و نوشته‌هاي او متنوع بوده و شامل مباحث فلسفي، كلامي، اجتماعي، اقتصادي، ... و حتي داستان نيز مي‌شود.
در سال‌ هاي 1339 تا 1341 وي به همراه محمد ابراهيم آيتي محفل ماهانه‌اي در تهران تشكيل داد كه صدها نفر از طبقات گوناگون مردم در آن شركت مي‌كردند. اين محفل كه «انجمن ماهانه ديني» نام داشت دو سال و نيم ادامه يافت و در آن سي سخنراني توسط عالمان مبرز اسلامي حوزه و دانشگاه ايراد شد كه بعداً به صورت سه جلد كتاب تحت عنوان گفتار ماه انتشار يافت.
با شروع نهضت امام خميني در 1341 وي به تقويت و ترويج آن كمك كرد و در شب 15 خرداد 1342 به همراه گروه زيادي از علما و وعاظ تهران و شهرستان‌ها دستگير و به مدت چهل و سه روز زنداني گرديد. پس از واقعه 15 خرداد، هيأت‌هاي مؤتلفه اسلامي كه به منظور سازماندهي و گسترش نهضت امام در ميان تودة مردم به طور مخفي تشكيل شده بود، با استاد مطهري كه از سوي امام خميني به عنوان نماينده ايشان معرفي گرديده بود، ارتباط برقرار كردند. استاد مطهري براي تقويت مباني ايدئولوژيك و سياسي آنها به طرح يك سلسله مباحث اساسي كلامي و تاريخي پرداخت كه بعداً تحت عنوان انسان و سرنوشت و علل انحطاط مسلمين انتشار يافت.
پس از دستگيري و تبعيد امام خميني در آبان 1343، آيت‌الله مطهري درصدد برآمد تا به تبيين و تعميق ايدئولوژي اسلامي ـ‌كه زيربناي حركت اسلامي امام خميني بود ـ بپردازد و از اينرو فعاليت‌هاي تبليغي خود را در محافل سنتي و دانشگاهي بيش از پيش گسترش داد. آثار گفتاري و نوشتاري استاد مطهري از آن زمان تا پيروزي انقلاب اسلامي عمدتاً حول چند محور بود: اول، پاسخگويي به كج فهمي‌‌ها، برداشت‌هاي نادرست و تحريف‌آميز از قوانين و مقررات اسلامي. وي با منطقي قوي، علمي و مستدل به رفع اين شبهات مي‌پرداخت. كتاب‌هاي حجاب در اسلام، نظام حقوق زن در اسلام، خدمات متقابل اسلام و ايران و كتابسوزي ايران و مصر و ده‌ها سخنراني ديگر محصول اين حوزه از فعاليت اوست. دوم، رد اتهامات دروغين ماركسيست‌ها بر ضد اسلام و بر ملا نمودن بي‌پايگي ماترياليسم تاريخي و ماركسيسم. كتاب‌هاي علل گرايش به ماديگري، نقدي بر ماركسيم،‌ جامعه و تاريخ، و ... از اين قبيل است. سوم، نفي برداشت‌هاي غلط و زدودن خرافات از اعتقادات اسلامي و تبيين انديشه ناب اسلامي كه عمده آثار استاد را تشكيل مي‌دهد. ويژگي بارز استاد مطهري آن بود كه به طرح درست و دقيق مطلب مي‌پرداخت و سپس پاسخي مناسب، قوي و محققانه و با زبان و قلمي سليس و روان كه قابل فهم عموم بود عرضه مي‌داشت. از همين رو ‌آثار استاد مطهري هم براي خواص و هم براي عموم مردم قابل فهم و استفاده است.
در 1346ش. استاد مطهري «حسينيه ارشاد» را با همكاري تني چند، تأسيس كرد. هدف او آن بود تا از متفكران و دانشمندان مسلمان حوزه و دانشگاه دعوت به عمل آورد تا پيرامون ابعاد گوناگون مسائل فرهنگي، اجتماعي، فلسفي، تاريخي و كلامي اسلامي كه مبتلابه نسل جوان آن روز بود به سخنراني بپردازند. گرچه مديريت آيت‌الله مطهري بيش از يك سال و اندي به طول نيانجاميد، اما توانست كه جمع قابل توجهي از آن گروه را فراهم آورد كه با استقبال فراوان و روزافزون جوانان دانشگاهي روبرو شد. كتاب محمد خاتم پيامبران (دو جلد) محصول كار مشترك تعدادي از افراد همين گروه است. وي در اواخر 1347ش. از مديريت حسينية ارشاد استعفا داد و در 1349 ش. از آن به كلي كناره گرفت، اما كم و بيش به عنوان مدعو، سخنراني مي‌كرد. او در عاشوراي 1390ق./ اسفند 1348ش. نطقي تاريخي عليه صهيونيسم ايراد كرد و بطلان ادعاي آن را بر مالكيت سرزمين فلسطين اثبات كرد كه متعاقب آن استاد مطهري دستگير شد و مدتي بعد آزاد گرديد. بار ديگر در 1351 و پس از تعطيل شدن حسينيه ارشاد توسط رژيم شاه دستگير و پس از چند روز حبس در سلول انفرادي آزاد شد.
بعد از تعطيلي حسينيه ارشاد، پايگاه استاد مطهري به مسجد الجواد منتقل شد كه ضمن امامت جماعت آن، به تفسير قرآن و سخنراني نيز مي‌پرداخت، اما چندي بعد مسجد الجواد نيز از سوي رژيم تعطيل شد و استاد سخنراني‌هاي خود را بيشتر در مسجد جاويد و مسجد ارگ تهران ايراد مي‌كرد. اما سرانجام در 1354 ش. وي براي هميشه ممنوع‌‌المنبر گرديد. در همان سال «سازمان مجاهدين خلق ايران» كه سازماني با سوابق و ظواهر اسلامي بود با انتشار كتابچه‌اي تحت عنوان مواضع ايدئولوژيك، تغيير ايدئولوژي خود را از اسلام به ماركسيسم، رسماً اعلام داشت و از آن پس استاد مطهري تلاش‌هاي ايدئولوژيك خود را دو چندان نمود. سلسله درس‌هاي «شناخت» كه در «كانون توحيد» تهران توسط استاد ايراد شد، تلويحاً پاسخي به بيانية سازمان بود.
از آن زمان تا آغاز انقلاب اسلامي، استاد مطهري به سبب محدوديت‌هايي كه رژيم برايش ايجاد مي‌‌كرد، از دو طريق به فعاليت‌هاي فكري و فرهنگي خود ادامه داد: نخست به همراه جمع كوچكي از استادان دانشگاه، كلاس بحث و بررسي فلسفي تشكيل داد كه در آن به مباحث فلسفي تطبيقي مي‌پرداختند؛ دوم، حوزه درس خصوصي در قم و براي تني چند از طلاب فاضل ايجاد كرد كه در آن موضوعاتي مانند «ماركسيسم» و «حكومت در اسلام» مورد بحث قرار مي‌گرفت.
در 1355ش. استاد مطهري به دنبال درگيري ساختگي كه توسط يكي از استادان ماركسيست با دانشجويي مسلمان روي داد، بازنشسته گرديد. در همان سال وي توانست با وجود مشكلات فراوان، خود را به نجف رسانده و با امام خميني ديدار و راجع به حوزة علميه قم و مسائل سياسي و فكري كشور با ايشان مذاكره كند. ظاهراً پس از بازگشت از اين سفر بود كه «جامعه روحانيت مبارز تهران » را به منظور تشكل دادن به روحانيون اين شهر، به همراه تني چند از دوستان روحاني خود تشكيل داد.
آيت‌الله مطهري پس از تبعيد امام، روابط خود را با ايشان از طريق ارسال پيك و نامه همچنان حفظ كرد و به عنوان برجسته‌ترين نماينده طرز فكر امام در ايران به شمار مي‌رفت. بعد از درگذشت ناگهاني حاج‌آقا مصطفي خميني (فرزند امام) در آبان 1356 ش. مجلس ختم باشكوهي در مجلس ارگ تهران به همان مناسبت تشكيل شد كه بسياري از روحانيون سرشناس تهران و شهرستان‌ها و نيز روشنفكران برجستة مسلمان در آن شركت كردند. استاد مطهري نقش اصلي را در تشكيل آن مجلس بر عهده داشت و از سوي امام از شركت‌كنندگان تشكر نمود. وي علاوه بر ارادت و ارتباط بسيار نزديك با امام، روابط خوب و صميمانه‌‌اي با ساير مراجع تقليد داشت و مورد اعتماد و احترام آنان نيز بود و در جريان انقلاب نقش مؤثري در هماهنگي مراجع با نهضت امام ايفا نمود. چنانكه در اعلاميه‌اي كه آيت‌الله شريعتمداري به مناسبت سركوب قيام 29 بهمن 1356 ش. تبريز صادر نمود، آيت‌الله مطهري نقش مهمي در تدوين آن داشت. پس از هجرت امام به پاريس در 13 مهر 1357، مركز هدايت انقلاب در داخل كشور و هماهنگي آن با امام، منزل استاد مطهري بود.
در پاييز 1357 ش. كه كاركنان صنعت نفت به نشانه همبستگي با انقلاب اعتصاب كردند، كمبود شديد سوخت با شروع فصل سرما در كشور نمودار شد. اين اقدام گرچه موجب فلج شدن رژيم مي‌گرديد و ضربه‌اي كوبنده براي آن بود، اما چون براي مردم نيز مشكلات فراواني به همراه داشت لذا استاد مطهري به امام پيشنهاد كرد تا هيأتي از سوي ايشان به مناطق نفت‌خيز كشور سفر كرده و كاركنان را متقاعد كنند تا در حد نياز مردم، نفت توليد و عرضه شود كه چنين نيز شد.
در زمستان 1357 آيت‌ الله مطهري براي ديدار و تبادل نظر با امام به پاريس رفت و از سوي امام خميني مسئول تشكيل شوراي انقلاب گرديد و اعضاي شورا نيز از سوي وي به امام پيشنهاد شد كه مورد قبول و تأييد ايشان قرار گرفت. در بهمن ماه آن سال كه بختيار مانع ورود امام به داخل كشور شد، روحانيون در اعتراض به اين اقدام، در مسجد دانشگاه تهران تحصن كردند كه آيت‌الله مطهري در صف مقدم روحانيون قرار داشت. همچنين پيش از ورود امام كميتة استقبال از ايشان را تشكيل داد و متن پيام خوشامدي را كه در فرودگاه تهران و در حضور امام خوانده شد به قلم خود نوشت.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، استاد مطهري همچون گذشته مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي امام بود و در انتصاب افراد در پست‌هاي كليدي اوايل انقلاب و ايجادنهادهاي انقلابي به امام كمك مي‌كرد كه از جمله اين ارگان‌ها، «سپاه پاسداران انقلاب اسلامي» بود. وي آسيب‌هاي انقلاب را به درستي مي‌شناخت و از نفوذ هر خطري به پيكر انقلاب به شدت جلوگيري مي‌كرد، چنانكه نقش مؤثري در بازگشت آيت‌الله طالقاني در فروردين 1358 به تهران ايفا نمود و اجازه نداد كه منافقان از گلايه‌ها و انتقادات او به نفع خود بهره‌برداري كنند. در يادداشتي كه از استاد مطهري به جاي مانده، مطالبي به خط او وجود دارد كه قرار بوده در فرداي آن روز به امام پيشنهاد كند،‌ از جمله: تشكيل نماز جمعه، ايجاد سازماني براي روحانيت، پيشنهاد حجاب اسلامي مورد قبول، ايجاد دفتر رهبر انقلاب، اعزام آيت‌الله سيد اسدالله مدني به تبريز، تعليم فنون نظامي براي افراد هيجده تا چهل سال به طور اجباري يا داوطلب، تسهيلات ازدواج براي پسران و دختران بعد از بلوغ، و ...
آيت‌الله مطهري به همان اندازه كه طرف اعتماد و علاقه امام قرار داشت مورد بغض مخالفان انقلاب، به ويژه منافقان بود و همه به نقش بارز او در شكل‌گيري انقلاب اسلامي اذعان داشتند. از اين رو براي شكست انقلاب، استاد مطهري در روز سه‌شنبه 12 ارديبهشت 1358 پس از بازگشت از جلسة شوراي انقلاب، توسط «گروه فرقان» كه به «خوارج» معروف شدند، به شهادت رسيد.
خبر شهادت آيت‌الله مطهري موجب اندوه و ماتم مردم سراسر كشور گرديد. پيكر او از دانشگاه تهران، و در ميان شيون و عزاداري صدها هزار نفر از مردم تهران تشييع شد و سپس به قم انتقال يافت و به دستور امام خميني در حرم حضرت معصومه (س) دفن گرديد.
به مناسبت شهادت آيت‌الله مطهري، امام دو روز به سوگ نشست و پيامي انتشار داد و مراجع عظام تقليد و هيأت دولت نيز پيام‌هاي تسليتي صادر كردند و مجالس ختم متعددي در تهران و شهرستانها تشكيل شد. در بخشي از پيام امام آمده بود «اينجانب به اسلام و اولياي عظيم‌‌الشأن و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ايران، ضايعه اسف‌انگيز شهيد بزرگوار و متفكر و فيلسوف و فقيه عالي‌مقام، مرحوم ‌آقاي حاج شيخ مرتضي مطهري قدس سره را تسليت و تبريك عرض مي‌كنم. تسليت در شهادت شخصيتي كه عمر شريف و ارزندة خود را در راه هدف مقدس اسلام صرف كرد و با كجروي‌ها و انحرافات مبارزه سرسختانه كرد، تسليت در شهادت مردي كه در اسلام‌شناسي و فنون مختلفة اسلام و قرآن كريم كم نظير بود. من فرزند بسيار عزيزي را از دست داده‌ام و در سوگ او نشستم كه از شخصيت‌هايي بود كه حاصل عمرم محسوب مي‌شد. در اسلام عزيز به شهادت اين فرزند برومند و عالم جاودان،‌ثلمه‌اي وارد شد كه هيچ چيز جايگزين آن نيست ... مطهري كه در طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان كم نظير بود رفت و به ملأ اعلي پيوست، لكن بدخواهان بدانند كه با رفتن او شخصيت اسلامي و علمي وفلسفي‌اش نمي‌رود....»
استاد مطهري آثار فراواني از خود بر جاي گذارده است كه از جمله آنها مي‌توان به عناوين زير اشاره كرد: اصول فلسفه و روش رئاليسم (پاورقي‌ها)؛ عدل الهي، نظام حقوق زن در اسلام؛ بيست گفتار؛ ده‌ گفتار؛ مسئله حجاب؛ علل گرايش به ماديگري؛ انسان و سرنوشت؛ داستان راستان؛ آشنايي با علوم اسلامي؛ نهضت‌هاي اسلامي درصد ساله اخير؛ تماشاگه‌راز؛ نقدي بر ماركسيسم؛ آشنايي با قرآن؛ گفتارهاي معنوي، ... آثار استاد تاكنون بارها و به صورت‌هاي گوناگون به چاپ رسيده و تعدادي از آنها به زبان‌هاي خارجي ترجمه و انتشار يافته است.

به نقل از علماي مجاهد، مركز اسناد انقلاب اسلامي، محمد حسن رجبي
[External Link Removed for Guests]