صفحه 1 از 1

در سال 61 «هجرى قمري» آسمان بريتانيا خون گريست !

ارسال شده: دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۳۷ ق.ظ
توسط Mohsen1001
 يك سند تاريخى انگليسى به صراحت گوياى آن است كه در سال 61 هجرى قمري آسمان بريتانيا خون گريست
تصویر 

روايات شيعه وديگر فرق اسلامى بر اين نكته هم داستان است كه شهادت امام حسين عليه السلام در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجرى صرفاً يك حادثه معمولى در تاريخ اسلام يا تاريخ بشرى نبود، بلكه مطابق روايات اسلامى اين حادثه دردناك به عالم تكوين پيوند خورده است وزمين وآسمان وحور وساكنان بهشت بر اين حادثه اندوهگين شدند وپيامبران از حضرت آدم ابوالبشر عليه السلام تا پيامبر خاتم صلى الله عليه وآله همگى در اين واقعه به اظهار همدردى پرداختند وسالها پيش از وقوع اين حادثه جانسوز هرگاه نزد آنان از امام حسين عليه السلام ياد شده، يا از سرزمين كربلا گذشته اند، براى آن حضرت اشك ريخته اند. در زير به برخى از شواهد اين مطلب اشاره مى كنيم:

• امام صادق عليه السلام خطاب به جد بزرگوارشان امام حسين عليه السلام عرضه مى دارند:

«وضمّنَ [الله] الارضَ ومن عليها دمَكَ وثارَك؛
وخداى متعال مسئوليت خون وخون خواهى تو را بر دوش زمين وزمينيان نهاده است.

• حضرت ابراهيم ـ عليه وعلى نبينا وآله صلوات الله ـ هنگامى كه از سرزمين كربلا مى گذشت، از اسب به زمين افتاد وخون سرش براى همراهى با خون سيدالشهدا عليه السلام جارى شد.

• حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف خطاب به جد بزرگوارشان عرضه مى دارند:

ولطمت عليك الحور العين؛
در مصيبت تو حوران بهشتى لطمه به [صورت وسينه] مى زدند.

• در حديث شريف آمده است: نخستين كسى كه در مدينه براى شهادت امام حسين عليه السلام صدا به گريه وزارى بلند كرد «ام سلمه» همسر پيامبر صلى الله عليه وآله بود. آن حضرت شيشه اى محتوى مقدارى خاك به او دادند وفرمودند: جبرئيل به من خبر داد وگفت: هرگاه از اين خاك خون جوشيد بدان كه حسين كشته شده است.
ام سلمه اين خاك را نگاه داشت وپيش از شهادت امام حسين عليه السلام هر ساعت بدان مى نگريست. هنگامى كه ديد از آن خاك خون جوشيد، فرياد زد:
واحسيناه، وا ابن رسول الله! تمام زنان با شنيدن صداى او به گريه وزارى پرداختند ومدينه از بانگ گريه وناله پر شد.

• در برخى از احاديث تصريح شده است در روز عاشورا آسمان خون گريست. براى مثال حضرت زينب در روز عاشورا به مردم فرمودند:

أو عَجِبتم أن مَطَرت السماءُ دماً؛
آيا از اين كه آسمان خون گريسته است شگفت زده شده ايد؟

• در كتب عامه آمده است:

لما قتل الحسين اسودّت السماء وظهرت الكواكب نهاراً حتى رأيت الجوزاء عند العصر وسقط التراب الأحمر؛ راوى مى گويد:
هنگامى كه [امام] حسين [عليه السلام] به شهادت رسيد آسمان تيره وتار شد وستاره ها در روز مشاهده شدند ومن ستاره جوزا را هنگام عصر مشاهده كردم. هم چنين در آن روز خاك سرخ از آسمان بر زمين پاشيده شد.

• مورخان آورده اند كه در اين روز در بيت المقدس هر سنگ را كه پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند وپديده خورشيد گرفتگى تا سه روز ادامه يافت.
روايت زير مؤيد اين معناست:
زيدبن عمر كندى به نقل از ام حيان گفت: وقتى امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد،
تا سه روز خورشيد گرفته بود وهر كس روغن به چهره اش مى ماليد چهره اش به جاى آن كه خنك شود مى سوخت وهر سنگ را كه در بيت المقدس پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند.


سند انگليسي

اين سند تاريخى نيز اين حقيقت را تأييد مى كند. در صفحه 38 كتاب وقايع دوران انگلو ساكسون ( (THE ANGLO – SAXON CHRONICLEترجمه وويرايش ميشل اسوانتون (SWANTON MICHAEL) ـ كه در 1996 ميلادى در انگلستان به چاپ رسيده و در سال 1998 ميلادى از سوى دانشگاه Exeter در ايالت نيويورك تجديد چاپ شده است ـ چنين آمده است:

 685
.Here in Britain there was Bloody rain, and milk and butter were turned to blood

تصویر 

معناى عبارت فوق چنين است:
در سال 685 ميلادى اين جا در بريتانيا آسمان خون باريد وهر جا شير يا كره خوراكى بود تبديل به خون شد يا رنگ آن سرخ گرديد.

اگر زمان ياد شده (يعنى سال 685 ميلادى) را به سال هجرى تبديل كنيم، اين زمان با سال 61 هجرى قمرى مطابق خواهد بود؛ يعنى همان سالى كه سيد وسالار شهيدان وآزادگان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام به همراه اصحاب وخاندانش به شهادت رسيدند.

منبع :
گروه علي ولي الله در ياهو

ارسال شده: دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۳:۴۰ ب.ظ
توسط ipak
عاشورا صحنه کاملی از فرهنگ ايرانی است. رمز تداوم آن هم همين است. می کوشم فهرست وار نکاتی را که در يک بررسی اجمالی به نظر می رسد برشمرم تا معنای اين گزاره را روشن کرده باشم. در اين نکات نه تقدم و تاخر خاصی را الزاما رعايت می کنم و نه طبعا همه نکات را جمع می کنم بلکه مسير ايرانی عاشورا را ترسيم می کنم باقی را خواننده به فراست می تواند دريابد و بيفزايد.

الف: عاشورا برای من پيوندی با مرگ ايرج دارد در داستان پسران فريدون. ناخودآگاه جمعی ايرانی هرگز ايرج را فراموش نکرده است. سويه روشن تر اين يادکرد دايمی در مرگ سياوش ديده می شود. سوگ سياوش تاريخی به کهنسالی قوم ايرانی دارد. عاشورا داستان تازه يک تاريخ اساطيری کهن است.


ب: در صحنه عاشورا جدال خير و شر به روشن ترين شکل جلوه می کند. کمتر کسی در اين صحنه جای خير و شر را اشتباه می کند. تکليف معلوم است: خير مطلق در يک سو و شر مطلق در سوی ديگر. اين آرمانی ترين صحنه جدال دوگانه باستانی ايران است. و اين خود جذاب است. برای ما مردم اگر تشخيص خير و شر آميخته هميشه دشوار است در عوض در تعيين موضع مان در قبال اردوی خير مطلق در برابر شر مطلق ترديد نمی کنيم. ما هميشه طرفدار ايرج ايم و سياوش و حسين بن علی. شکل ديگری قابل بحث نيست. بزرگداشت آنها بزرگداشت خير مطلق است هرچند که بدون گناهی مظلوم کشته شده باشند. ما آنها را در ياد خود و يادکرد خود زنده می داريم تا خير را زنده داشته باشيم. اين کمترين تعهد ما به جانب خير است.

پ: عاشورا جلوه گاه انسان کامل است. انسان کامل صدها سال است که در فرهنگ ايرانی ستوده شده و آرمانی شده است. کهن الگوی آن کيخسرو است. هيچ صحنه ای که در آن انسان کاملی ظهور کرده باشد در فرهنگ ما فراموش نشده است. احترام ما به مشايخ و عارفان و کملين و اولياء الله نمونه های احترام به انسان کامل است. حسين بن علی از برترين نمونه ها در چنين فرهنگی است.

ث: عاشورا صحنه انتخاب مرگ است. اين قهرمانانه ترين کار در فرهنگ ايرانی و هم فرهنگ شرقی است. مرد بزرگ و انسان کامل آن است که به سوی مرگ می رود و از آن نمی هراسد. چه کيخسرو باشد که به سوی جاودانگی در برف گم می شود چه سنت عرفانی که بر مرگ پيش از مرگ بنيان دارد و چه سنت پهلوانی که پيداست مرگ در آن تا چه اندازه بازيچه مردان ميدان است.

ج: عاشورا صحنه بزرگی از نمايش جوانمردی و دلاوری است. روابط ميان آدمهای اين صحنه تا عمق جان مبتنی بر پشتيبانی و از خود گذشتگی و اعتماد کامل است. مردم ما هميشه سرسپرده جوانمردی بوده اند هر جا در کار آمده است.

چ: عاشورا دست کم دو عشق بزرگ را نمايش می دهد: عشق برادر به برادر و عشق خواهر به برادر. قصه ها و افسانه ها و اساطير ما پر است از اين دو عشق بزرگ. عاشورا به اين ترتيب مثل اعلای "برادری" است و وفاداری به برادر.

ح: عاشورا صحنه ای کامل از خانواده آرمانی و به-هم-بسته است. مظهر اعلای فرهنگی است که خانواده را می ستايد و بر آن محوريت دارد. پيشتر ديگران و از جمله در بهترين بيان شريعتی اين موضوع را بازگشوده است. در عاشورا همه اعضای خانواده نماينده ای دارند. پس همه می توانند با آن همذات پنداری کنند و آن را "بفهمند".

خ: عاشورا مظهر فرهنگ اقليت است. هم در خود صحنه که نهايتا 72 نفر باقی مانده اند تا با سپاهی مقابله کنند و هم در بازتاب تاريخی آن در فرهنگ شيعه که اقليت بوده است و هم امروز که همچنان شيعه در جمع اهل قبله اقليت محسوب می شود. رفتار ايرانيان در بزرگداشت عاشورا رفتار اقليت است. اقليتی که به نمادهای هويت بخشی خود آگاه است و از آن در هر حال و زمان و حکومتی دفاع می کند.

د: تنها مراسم ديگری که در سنجيدن با عاشورا و هموزن آن برای ما اعتبار و گستردگی دارد نوروز است. البته نوروز انحصار به ايرانيان ندارد اما مانعی هم نيست که به آن در اينجا از منظری صرفا ايرانی بنگريم. به نظر من ما ايرانيان يک عزای ملی داريم و آن عاشوراست و يک عيد ملی داريم و آن نوروز است. رابطه اين دو روز رابطه غريبی است که شرح آن را به وقتی ديگر می گذارم. ولی عبرت آموز است که هيچ روز ديگری در تقويم ما به پای آندو نمی رسد. نه دست کم گرفتن عاشورا به بهانه های مربوط به پس-از-انقلاب می تواند عاشورا را از چشم کسی بيندازد و نه تمسخر نوروز و ضدتبليغ برای آن به عنوان عيد آتش پرستان می تواند نوروز را از ميان ما برچيند.

اين دو روز چنان در باورها و فرهنگ و تاريخ ما ريشه دارند که اين گفت و گو ها و بل بگو-مگوها در آن تاثيری ندارد. اين روزها نشانه های هويت مايند. و هرچه با آنها تا امروز باقی مانده چيزی از اين هويت را برملا می کند. اينها سنگ بناهای فرهنگ ما و مظهر پيکرينه شده آموخته های ناخودآگاه جمعی ماست. نه شاه به نوروز اعتبار داده است و نه جمهوری اسلامی به عاشورا. بلکه شاه و جمهوری اسلامی هم اعتبار از اين روزها گرفته اند. شناسه های يک فرهنگ خواه نوروز باشد و عاشورا يا شاهنامه باشد و قرآن يا علی باشد و رستم اعتبار بخش و تاج بخش اند. آنها به خود ايستاده اند تا ديگران به آنها تکيه کنند. تکيه و تعزيه ما نيست که به آنها اعتبار می دهد. ما از آنها اعتبار می گيريم. و در اين نکته هاست صاحبان خرد را.

در وب:
بازخوانی اين مقاله قديمی از سعيد حنايی کاشانی را توصيه می کنم که نگاهی يونانی ولی معتبر به عاشورا دارد و از بهترين مقالات فارسی در سالهای اخير است: عاشورا و موقعيت تراژيک، فل سفه

ارسال شده: دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶, ۴:۲۶ ب.ظ
توسط Reza 313
توی لینک زیر هم میتونید متن این کتاب را مشاهده کنید :
[External Link Removed for Guests]

منتها بر خلاف تصویری که آقا محسن گذاشتند برای این واقعه مدخل جدیدی قرار داده نشده و مطلب مورد نظر در انتهای این مدخل درج شده :
A.D. 685. This year King Everth commanded Cuthbert to be
consecrated a bishop...

ارسال شده: چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۷, ۱:۲۱ ق.ظ
توسط mardaviz0
Mohsen1001, در ان سالها اقوام انگل و ساکسون به تازگي از سرزمين مادريشان يعني شمال المان به جزاير بريتانيا وارد شده بودند و به دليل نيمه وحشي بودنشان فاقد هر گونه نظام نوشتاري بودند و طبعا وقايع نويسي ميان ايشان متداول نبوده است و طبق شواهد تاريخي خط و سواد همراه با مسيحيت وارد بريتانيا شد و بريتانيا از ممالکي بود که دير مسيحيت وارد انجا شد لازم به ذکر است اقوام انگلوساکسون پس از ورود به جزيره سالها مشغول نبرد با قوام بومي جزيره از قبيل بريتونها وپيکتها بودند تا بتوانند خود را مستقر سازند و در طي اين مدت سده ها به حالت اوارگي بسر بردند البته شکي در اين نيست که دلها در شهادت امام حسين خون گريست.

Re: در سال 61 «هجرى قمري» آسمان بريتانيا خون گريست !

ارسال شده: شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳, ۷:۰۱ ق.ظ
توسط MF426
من سال 685 رو به هجری حساب کردم شد 65 هجری!
Mohsen1001 نوشته شده: يك سند تاريخى انگليسى به صراحت گوياى آن است كه در سال 61 هجرى قمري آسمان بريتانيا خون گريست
تصویر 

روايات شيعه وديگر فرق اسلامى بر اين نكته هم داستان است كه شهادت امام حسين عليه السلام در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجرى صرفاً يك حادثه معمولى در تاريخ اسلام يا تاريخ بشرى نبود، بلكه مطابق روايات اسلامى اين حادثه دردناك به عالم تكوين پيوند خورده است وزمين وآسمان وحور وساكنان بهشت بر اين حادثه اندوهگين شدند وپيامبران از حضرت آدم ابوالبشر عليه السلام تا پيامبر خاتم صلى الله عليه وآله همگى در اين واقعه به اظهار همدردى پرداختند وسالها پيش از وقوع اين حادثه جانسوز هرگاه نزد آنان از امام حسين عليه السلام ياد شده، يا از سرزمين كربلا گذشته اند، براى آن حضرت اشك ريخته اند. در زير به برخى از شواهد اين مطلب اشاره مى كنيم:

• امام صادق عليه السلام خطاب به جد بزرگوارشان امام حسين عليه السلام عرضه مى دارند:

«وضمّنَ [الله] الارضَ ومن عليها دمَكَ وثارَك؛
وخداى متعال مسئوليت خون وخون خواهى تو را بر دوش زمين وزمينيان نهاده است.

• حضرت ابراهيم ـ عليه وعلى نبينا وآله صلوات الله ـ هنگامى كه از سرزمين كربلا مى گذشت، از اسب به زمين افتاد وخون سرش براى همراهى با خون سيدالشهدا عليه السلام جارى شد.

• حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف خطاب به جد بزرگوارشان عرضه مى دارند:

ولطمت عليك الحور العين؛
در مصيبت تو حوران بهشتى لطمه به [صورت وسينه] مى زدند.

• در حديث شريف آمده است: نخستين كسى كه در مدينه براى شهادت امام حسين عليه السلام صدا به گريه وزارى بلند كرد «ام سلمه» همسر پيامبر صلى الله عليه وآله بود. آن حضرت شيشه اى محتوى مقدارى خاك به او دادند وفرمودند: جبرئيل به من خبر داد وگفت: هرگاه از اين خاك خون جوشيد بدان كه حسين كشته شده است.
ام سلمه اين خاك را نگاه داشت وپيش از شهادت امام حسين عليه السلام هر ساعت بدان مى نگريست. هنگامى كه ديد از آن خاك خون جوشيد، فرياد زد:
واحسيناه، وا ابن رسول الله! تمام زنان با شنيدن صداى او به گريه وزارى پرداختند ومدينه از بانگ گريه وناله پر شد.

• در برخى از احاديث تصريح شده است در روز عاشورا آسمان خون گريست. براى مثال حضرت زينب در روز عاشورا به مردم فرمودند:

أو عَجِبتم أن مَطَرت السماءُ دماً؛
آيا از اين كه آسمان خون گريسته است شگفت زده شده ايد؟

• در كتب عامه آمده است:

لما قتل الحسين اسودّت السماء وظهرت الكواكب نهاراً حتى رأيت الجوزاء عند العصر وسقط التراب الأحمر؛ راوى مى گويد:
هنگامى كه [امام] حسين [عليه السلام] به شهادت رسيد آسمان تيره وتار شد وستاره ها در روز مشاهده شدند ومن ستاره جوزا را هنگام عصر مشاهده كردم. هم چنين در آن روز خاك سرخ از آسمان بر زمين پاشيده شد.

• مورخان آورده اند كه در اين روز در بيت المقدس هر سنگ را كه پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند وپديده خورشيد گرفتگى تا سه روز ادامه يافت.
روايت زير مؤيد اين معناست:
زيدبن عمر كندى به نقل از ام حيان گفت: وقتى امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد،
تا سه روز خورشيد گرفته بود وهر كس روغن به چهره اش مى ماليد چهره اش به جاى آن كه خنك شود مى سوخت وهر سنگ را كه در بيت المقدس پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند.


سند انگليسي

اين سند تاريخى نيز اين حقيقت را تأييد مى كند. در صفحه 38 كتاب وقايع دوران انگلو ساكسون ( (THE ANGLO – SAXON CHRONICLEترجمه وويرايش ميشل اسوانتون (SWANTON MICHAEL) ـ كه در 1996 ميلادى در انگلستان به چاپ رسيده و در سال 1998 ميلادى از سوى دانشگاه Exeter در ايالت نيويورك تجديد چاپ شده است ـ چنين آمده است:

 685
.Here in Britain there was Bloody rain, and milk and butter were turned to blood

تصویر 

معناى عبارت فوق چنين است:
در سال 685 ميلادى اين جا در بريتانيا آسمان خون باريد وهر جا شير يا كره خوراكى بود تبديل به خون شد يا رنگ آن سرخ گرديد.

اگر زمان ياد شده (يعنى سال 685 ميلادى) را به سال هجرى تبديل كنيم، اين زمان با سال 61 هجرى قمرى مطابق خواهد بود؛ يعنى همان سالى كه سيد وسالار شهيدان وآزادگان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام به همراه اصحاب وخاندانش به شهادت رسيدند.

منبع :
گروه علي ولي الله در ياهو

Re: در سال 61 «هجرى قمري» آسمان بريتانيا خون گريست !

ارسال شده: دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۳, ۴:۱۳ ق.ظ
توسط shahab313
mf426
چطوری حساب کردی لطفا؟

Re: در سال 61 «هجرى قمري» آسمان بريتانيا خون گريست !

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳, ۱۰:۳۸ ق.ظ
توسط MF426
از این سایت [External Link Removed for Guests]
shahab313 نوشته شده:mf426
چطوری حساب کردی لطفا؟

Re: در سال 61 «هجرى قمري» آسمان بريتانيا خون گريست !

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۴, ۲:۳۹ ب.ظ
توسط mhdghr84
MF426 نوشته شده:از این سایت [External Link Removed for Guests]
shahab313 نوشته شده:mf426
چطوری حساب کردی لطفا؟

احسنت .عالی بود