رومئو و ژوليت دهه فجر
ارسال شده: سهشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۱۰ ق.ظ
در حالی که سطحی ترین محصول تلویزیونی در قالبی تجاری و عاشقانه از شبکه یک برای ایام دهه فجر انقلاب پخش می شود، به راحتی می توان در رسانه ملی نشانه های آشکار از تضاد رفتاری با جامعه را درک کرد.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، سال گذشته سازمان صداوسیما به رغم فشارهای مالی که از دولت و مجلس گذشته تحمل کرده بود، بودجه لازم را دریافت نکرد و حجم انتقادهای رسانهای از دولت نهم بالا گرفت که حتی ضرغامی را به مجلس کشاند. هیچ کس فکر نمیکرد تلاش براي رشد 9 برابری بودجه صداوسیما نسبت به رشد بودجه عمومی کشور در لایحه بودجه سال 86 موجب ملایم شدن دیدگاههای سیاسی رسانه ملی با اقدامات و برنامه های دولت شود.
این حرکت در شرایطی است که برای نمونه، رسانه ملی در ماههای گذشته در بیان نقدهای مستقیم به دولت بسیار بی واسطه و واقعبینانه عمل میکرد و حتی این رویه تا ماههای گذشته ادامه داشت، ولی تغییر موضع و ملایمت یکباره شبکههای تلویزیونی را میتوان به منزله زمينهسازي این سازمان براي توجه مالی دولت به خود دانست.
اما آیا به واقع در 8 سال گذشته نیز درجه تمایل بخش های میانی و مدیران تصمیم گیرنده رسانه ملی این قدر ملایم بود؟! به نظر میرسد با وضع پیش آمده، برخی تلاش زیادی میکنند که تضادهای مختلف بین جامعه و رسانه ملی را بیشتر کنند.
در شرایطی که بخشهای مختلف رادیو با درک شرایط امروز کشور به صريحترین وجه ممکن نقش رسانهای خود را ایفا میکنند، چنانچه گاه بوي تندروي نيز از آن به مشام ميرسد، اما به خلاف آن در شبکههای تلویزیونی به راحتی میتوان نرمش و حتی تعریف و تمجیدهای صوری را در توجه به اوضاع جامعه دید.
وقتی در شبکه اول سیما سخت گیریهای مالی گریبانگیر سیستم شده به حدی که خرید وسایل مصرفی نیز مشمول قناعت و صرفهجویی می شود، ولی به یکباره تهیه کننده گران قیمت و نورچشمی سیما، پس از شکست در پروژه سینمایی خود بار دیگر برای ساخت سریال های تجاری و عاشقانه وارد معرکه میشود و محصولی انتقادآمیز و سطحی از مبارزان بزرگ انقلاب را تولید میکند، آیا جایی برای بیان واقعیتهای جامعه و انجام فعالیت موثر در شبکه اول رسانه ملی باقی میماند؟!
وقتی برنامههای انتقادی شبکه تهران به راحتی بیتفاوت شده و دیگر نمیتوان تلخی و نقدهای گذشته را در آنها دید، ولی میتوان در همین شبکه خلاف دستور ضرغامی با بودجه یک دستگاه دولتی و حمایتی از مردم مانند سازمان بهزیستی جشن راه انداخت و به بازیگران و دست اندرکاران یک شبکه حتی تا مدیران آن جایزه داد، باید هم جایی برای طرح مشکلات بزرگ پایتخت باقی نماند.
در این میان وقتی میبینیم شبکه دوم و سوم هم به جای وظیفه خودشان وارد جریانسازی سیاسی میشوند و تبدیل به شبکههای سیاسی شدهاند. بیشک عدم توجه به وظایف و تلاش سراسری برای طرح موضوعهای سیاسی و خاص موجب دور شدن مخاطب از شبکههای اجتماعی رسانه ملی خواهد شد.
دیدگاههای متضاد در شبکههای تلویزیونی را میتوان از تفکر چینش میهمان برای برنامههای بررسی ریشههای انقلاب هم متوجه شد!
تا پیش از این در رسانه ملی انقلاب با شاخص اتحاد و وحدت کلمه بررسی میشد و بیشتر گروههای حاضر در انقلاب جز عناصر خودفروخته و معاند امکان حضور و بحث در آن را داشتند، ولی دهه فجر امسال با حضور یک سری افراد خاص که نیمی از آنها وزرا هستند، با فاصله یک شب در میان یا یک برنامه در میان در بیشتر شبکهها حضور دارند، نشان میدهد که بعضیها دوست دارند القا کنند انقلاب در انحصار چند چهره مورد توجه برخی بوده و در این میان چیزی که ارزش ندارد، توجه به واقعیت است. هرچند در مواردي اين رويه استثنا هم دارد.
توجه مناسب به ریشههای موثر در انقلاب و حضور همه چهرهها نه تنها بد نیست، بلکه باعث نوعی دلگرمی به نظام و کشور در این شرایط خاص میشود و از انحصارطلبیهای رایج شده میکاهد. هرچند از حق هم نبايد گذشت که نمايش مجموعههاي مستند، به وِيژهتصاوير واقعي از سران رژيم طاغوت که براي نخستين بار پخش ميشد، با استقال روبهرو شد.
در این میان بخشهای سیاسی سازمان صداوسیما گاهی اوقات با غلو شدید تصمیم گیریهای انجام شده و در بیشتر مواقع تزریق سطحی نگری با تفاسیر سیاسی به راهی رفتهاند که در آینده نتیجه خوشی برای رسانه ملی ندارد.
بيشتر بخشهای متعدد خبری در شبکههای تلویزیونی رسانه ملی متاسفانه تبدیل به یک جاده يکطرفه شده تا پیشخوان رنگین! بررسی خبرهای پخش شده در طول ۲۴ ساعت از شبکههای مختلف رادیویی و تلویزیونی به خوبی نشان میدهد که این بخشها به رغم بودجههای خوبی که در اختیار دارند و البته حضور مدیرانی به بهانه هماهنگی با دولت، نه تنها رشدی ندارند بلکه باعث دوری اساس خبر و اطلاعرسانی مناسب از جامعه و جهان برای مخاطبان شدهاند.
اگر اندکی هشیاری رسانهای بر برخی تلاشهای احساسی و یک سونگری در رسانه ملی حاکم میشد، دست کم اقشار مختلف جامعه میتوانند در فضایی مناسب حرف دل خودش را از رسانه ملی بیان کنند.
بجاست مسئولان معاونت سیما و سیاسی صداوسیما با دور شدن از فضای به وجود آمده بخشهای خود را وادار به رعایت وظایف و اصول رسانهای و توجه به مقتضیات روز جامعه کرده و راه را برای نقادی و رشد فکر مردم فراهم کنند.
چون ادامه این روند ابتدا مناسبتهای مذهبی، پس از آن ایام دهه فجر و در مراحل بعد اولویتهای موثر و مهمتر نظام را فراگرفته و سست کرده و مخاطب را با فعالیتهای غیرتخصصی و احساسی از رسانه ملی دلزده می کند!
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، سال گذشته سازمان صداوسیما به رغم فشارهای مالی که از دولت و مجلس گذشته تحمل کرده بود، بودجه لازم را دریافت نکرد و حجم انتقادهای رسانهای از دولت نهم بالا گرفت که حتی ضرغامی را به مجلس کشاند. هیچ کس فکر نمیکرد تلاش براي رشد 9 برابری بودجه صداوسیما نسبت به رشد بودجه عمومی کشور در لایحه بودجه سال 86 موجب ملایم شدن دیدگاههای سیاسی رسانه ملی با اقدامات و برنامه های دولت شود.
این حرکت در شرایطی است که برای نمونه، رسانه ملی در ماههای گذشته در بیان نقدهای مستقیم به دولت بسیار بی واسطه و واقعبینانه عمل میکرد و حتی این رویه تا ماههای گذشته ادامه داشت، ولی تغییر موضع و ملایمت یکباره شبکههای تلویزیونی را میتوان به منزله زمينهسازي این سازمان براي توجه مالی دولت به خود دانست.
اما آیا به واقع در 8 سال گذشته نیز درجه تمایل بخش های میانی و مدیران تصمیم گیرنده رسانه ملی این قدر ملایم بود؟! به نظر میرسد با وضع پیش آمده، برخی تلاش زیادی میکنند که تضادهای مختلف بین جامعه و رسانه ملی را بیشتر کنند.
در شرایطی که بخشهای مختلف رادیو با درک شرایط امروز کشور به صريحترین وجه ممکن نقش رسانهای خود را ایفا میکنند، چنانچه گاه بوي تندروي نيز از آن به مشام ميرسد، اما به خلاف آن در شبکههای تلویزیونی به راحتی میتوان نرمش و حتی تعریف و تمجیدهای صوری را در توجه به اوضاع جامعه دید.
وقتی در شبکه اول سیما سخت گیریهای مالی گریبانگیر سیستم شده به حدی که خرید وسایل مصرفی نیز مشمول قناعت و صرفهجویی می شود، ولی به یکباره تهیه کننده گران قیمت و نورچشمی سیما، پس از شکست در پروژه سینمایی خود بار دیگر برای ساخت سریال های تجاری و عاشقانه وارد معرکه میشود و محصولی انتقادآمیز و سطحی از مبارزان بزرگ انقلاب را تولید میکند، آیا جایی برای بیان واقعیتهای جامعه و انجام فعالیت موثر در شبکه اول رسانه ملی باقی میماند؟!
وقتی برنامههای انتقادی شبکه تهران به راحتی بیتفاوت شده و دیگر نمیتوان تلخی و نقدهای گذشته را در آنها دید، ولی میتوان در همین شبکه خلاف دستور ضرغامی با بودجه یک دستگاه دولتی و حمایتی از مردم مانند سازمان بهزیستی جشن راه انداخت و به بازیگران و دست اندرکاران یک شبکه حتی تا مدیران آن جایزه داد، باید هم جایی برای طرح مشکلات بزرگ پایتخت باقی نماند.
در این میان وقتی میبینیم شبکه دوم و سوم هم به جای وظیفه خودشان وارد جریانسازی سیاسی میشوند و تبدیل به شبکههای سیاسی شدهاند. بیشک عدم توجه به وظایف و تلاش سراسری برای طرح موضوعهای سیاسی و خاص موجب دور شدن مخاطب از شبکههای اجتماعی رسانه ملی خواهد شد.
دیدگاههای متضاد در شبکههای تلویزیونی را میتوان از تفکر چینش میهمان برای برنامههای بررسی ریشههای انقلاب هم متوجه شد!
تا پیش از این در رسانه ملی انقلاب با شاخص اتحاد و وحدت کلمه بررسی میشد و بیشتر گروههای حاضر در انقلاب جز عناصر خودفروخته و معاند امکان حضور و بحث در آن را داشتند، ولی دهه فجر امسال با حضور یک سری افراد خاص که نیمی از آنها وزرا هستند، با فاصله یک شب در میان یا یک برنامه در میان در بیشتر شبکهها حضور دارند، نشان میدهد که بعضیها دوست دارند القا کنند انقلاب در انحصار چند چهره مورد توجه برخی بوده و در این میان چیزی که ارزش ندارد، توجه به واقعیت است. هرچند در مواردي اين رويه استثنا هم دارد.
توجه مناسب به ریشههای موثر در انقلاب و حضور همه چهرهها نه تنها بد نیست، بلکه باعث نوعی دلگرمی به نظام و کشور در این شرایط خاص میشود و از انحصارطلبیهای رایج شده میکاهد. هرچند از حق هم نبايد گذشت که نمايش مجموعههاي مستند، به وِيژهتصاوير واقعي از سران رژيم طاغوت که براي نخستين بار پخش ميشد، با استقال روبهرو شد.
در این میان بخشهای سیاسی سازمان صداوسیما گاهی اوقات با غلو شدید تصمیم گیریهای انجام شده و در بیشتر مواقع تزریق سطحی نگری با تفاسیر سیاسی به راهی رفتهاند که در آینده نتیجه خوشی برای رسانه ملی ندارد.
بيشتر بخشهای متعدد خبری در شبکههای تلویزیونی رسانه ملی متاسفانه تبدیل به یک جاده يکطرفه شده تا پیشخوان رنگین! بررسی خبرهای پخش شده در طول ۲۴ ساعت از شبکههای مختلف رادیویی و تلویزیونی به خوبی نشان میدهد که این بخشها به رغم بودجههای خوبی که در اختیار دارند و البته حضور مدیرانی به بهانه هماهنگی با دولت، نه تنها رشدی ندارند بلکه باعث دوری اساس خبر و اطلاعرسانی مناسب از جامعه و جهان برای مخاطبان شدهاند.
اگر اندکی هشیاری رسانهای بر برخی تلاشهای احساسی و یک سونگری در رسانه ملی حاکم میشد، دست کم اقشار مختلف جامعه میتوانند در فضایی مناسب حرف دل خودش را از رسانه ملی بیان کنند.
بجاست مسئولان معاونت سیما و سیاسی صداوسیما با دور شدن از فضای به وجود آمده بخشهای خود را وادار به رعایت وظایف و اصول رسانهای و توجه به مقتضیات روز جامعه کرده و راه را برای نقادی و رشد فکر مردم فراهم کنند.
چون ادامه این روند ابتدا مناسبتهای مذهبی، پس از آن ایام دهه فجر و در مراحل بعد اولویتهای موثر و مهمتر نظام را فراگرفته و سست کرده و مخاطب را با فعالیتهای غیرتخصصی و احساسی از رسانه ملی دلزده می کند!