طلاق
ارسال شده: جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۸۵, ۹:۲۲ ق.ظ
ایسکانیوز: طلاق در لغت به معنی رهایی، ترک کردن و آزاد کردن است، در واقع وقتی مردی همسرش را طلاق میدهد او را ترک کرده و رها میسازد.
به گزارش روز سه شنبه گروه حقوقی ایسکانیوز، طلاق در معنای حقوقی عبارت است از انحلال عقد نکاح دائم با رعایت تشریفات خاص. در زبان فارسی برای طلاق از لغات هشتن و گسیل کردن نیز استفاده شده و در گذشته طلاق نامه را (هشته نامه) یا (حجت طلاق) نیز گفته اند که امروزه دیگر این عبارات متداول نیست.
خداوند در قرآن مجید و در سوره نساء میفرماید: اگر از جدایی میان آن دو بیم دارید پس داوری از خانواده شوهر و داوری از خانواده زن تعیین کنید، اگر خواهان صلح و آشتیاند خداوند میان آن دو سازگاری خواهد داد، خداوند دانا و آگاه است.
انحلال نکاح:
عقد نکاح به سه طریق منحل میشود:
1- طلاق 2- فسخ 3- بذل مدت
طلاق: شوهر در موارد نامحدود و زن نیز به استناد مواد 1129 و 1130 ق.م در مورد عسر و حرج میتوانند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای طلاق نمایند.
فسخ: وجود بعضی از عیوب در زن یا شوهر موجب انحلال عقد نکاح و قطع رابطه زناشویی میشود بعنوان مثال ناتوانی جنسی در شوهر و یا جزام و زمین گیری در زن میتواند از موارد فسخ از طرف یکی از زوجین باشد. البته استفاده از این حق برای زن و شوهر در صورتی است که از وجود این عیوب قبل از وقوع عقد مطلع نبوده باشند و در غیر این صورت نمیتوانند از این حق علیه دیگری استفاده نمایند و یا جنون از عوارضی است که اگر زود گذر نباشد هر چند که مستمر و یا ادواری میتواند از موارد فسخ باشد. البته ذکر این نکته ضروری است که چنانچه زن پس از وقوع نکاح نیز از جنون همسر خود مطلع شود می تواند از حق فسخ استفاده نماید ولی شوهر از این حق محروم است.
اختیار فسخی که قانونا به زن و شوهر داده شده است، فوری است. یعنی به محض آنکه یکی از طرفین از عیب طرف دیگر مطلع شد باید از این حق استفاده نماید در غیر این صورت حق فسخ او از بین میرود و البته فوریت این حق نیز با توجه به عرف و عادت تعیین میشود.
بذل مدت: بذل مدت مختص نکاح منقطع یا غیر دائم (صیغه) است و شوهر میتواند هر وقت که مایل باشد باقیمانده مدت نکاح منقطع را به زوجه ببخشد و یا به عبارتی بذل نماید. گاهی عقد نکاح خودبخود و بدون اقدامی از سوی زوجین منحل میشود مانند فوت یکی از زن و شوهر و یا ممکن است پس از عقد نکاح مواردی حادث شود که زن و شوهر به یکدیگر حرام شوند و در نتیجه عقد منحل شود بیآنکه زن و شوهر از حق فسخ استفاده کرده باشند مانند مواردی که زن و شوهر پس از عقد نکاح از اسلام خارج شوند.
تفاوت فسخ نکاح و طلاق:
• فسخ و طلاق هر چند که از حیث داشتن عده یکسان بوده و تفاوتی با یکدیگر ندارند ولی از جهات زیر متفاوت است:
1- در طلاق باید صیغه طلاق با تشریفات و بیان خاص ادا شود در صورتی که در فسخ نیازی به آن تشریفات نیست.
(ماده 1132 قانون مدنی)
2- در طلاق شهادت دو مرد عادل ضروری است در حالیکه در فسخ نیازی به آن نیست.
3- اگر قبل از نزدیکی طلاق صورت پذیرد زن مستحق نصف مهر است ولی اگر قبل از نزدیکی نکاح فسخ شود زن استحقاق مهر ندارد مگر اینکه موجب فسخ عنن باشد.
4- اصولا طلاق به استناد ماده 1133 قانون مدنی به وسیله مرد واقع میشود مگر در موارد مذکور در مواد 1129 و 1130 ق.م ولی فسخ هم از جانب زن و هم مرد در موارد اختصاصی یا اشتراکی قابل اعمال است.
5- مستندا به ماده 645 قانون مجازات اسلامی، ثبت واقعه ازدواج دائم، طلاق و رجوع الزامی است و الا مرد به مجازات حبس تعزیری تا یکسال محکوم میشود ولی در خصوص فسخ چنین حکمی نیست.
6- در طلاق چنانچه طلاق رجعی باشد در ایام عده حق رجوع برای زوج وجود دارد ولی در فسخ حق رجوع وجود ندارد.
7- به استناد ماده 1140 ق.م طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست اما در فسخ اینطور نیست.
8- موجبات طلاق و فسخ با یکدیگر فرق میکند.
9- طلاق تحت شرایطی موجب حرمت ابدی میشود ولی در فسخ اینطور نیست.
10- فسخ در صورت تحقق شرایط و موجبات فوری ولی طلاق چنین نیست.
11- ارجاع به داوری در طلاق هست ولی در فسخ نیست.
12- طلاق اختصاص به نکاح دائم دارد ولی فسخ هم در نکاح دائم است و هم در غیر دائم.
13- در طلاق رجعی اگر زن یا مرد در ایام عده فوت نمایند از یکدیگر ارث میبرند ولی در طلاق بائن و فسخ نکاح چنین نیست.
14- در طلاق رجعی در زمان عده نفقه زن به عهده شوهر است ولی در فسخ نکاح به موجب ماده 1109 نفقه تعلق نمیگیرد مگر زن حامل باشد.
[External Link Removed for Guests]
به گزارش روز سه شنبه گروه حقوقی ایسکانیوز، طلاق در معنای حقوقی عبارت است از انحلال عقد نکاح دائم با رعایت تشریفات خاص. در زبان فارسی برای طلاق از لغات هشتن و گسیل کردن نیز استفاده شده و در گذشته طلاق نامه را (هشته نامه) یا (حجت طلاق) نیز گفته اند که امروزه دیگر این عبارات متداول نیست.
خداوند در قرآن مجید و در سوره نساء میفرماید: اگر از جدایی میان آن دو بیم دارید پس داوری از خانواده شوهر و داوری از خانواده زن تعیین کنید، اگر خواهان صلح و آشتیاند خداوند میان آن دو سازگاری خواهد داد، خداوند دانا و آگاه است.
انحلال نکاح:
عقد نکاح به سه طریق منحل میشود:
1- طلاق 2- فسخ 3- بذل مدت
طلاق: شوهر در موارد نامحدود و زن نیز به استناد مواد 1129 و 1130 ق.م در مورد عسر و حرج میتوانند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای طلاق نمایند.
فسخ: وجود بعضی از عیوب در زن یا شوهر موجب انحلال عقد نکاح و قطع رابطه زناشویی میشود بعنوان مثال ناتوانی جنسی در شوهر و یا جزام و زمین گیری در زن میتواند از موارد فسخ از طرف یکی از زوجین باشد. البته استفاده از این حق برای زن و شوهر در صورتی است که از وجود این عیوب قبل از وقوع عقد مطلع نبوده باشند و در غیر این صورت نمیتوانند از این حق علیه دیگری استفاده نمایند و یا جنون از عوارضی است که اگر زود گذر نباشد هر چند که مستمر و یا ادواری میتواند از موارد فسخ باشد. البته ذکر این نکته ضروری است که چنانچه زن پس از وقوع نکاح نیز از جنون همسر خود مطلع شود می تواند از حق فسخ استفاده نماید ولی شوهر از این حق محروم است.
اختیار فسخی که قانونا به زن و شوهر داده شده است، فوری است. یعنی به محض آنکه یکی از طرفین از عیب طرف دیگر مطلع شد باید از این حق استفاده نماید در غیر این صورت حق فسخ او از بین میرود و البته فوریت این حق نیز با توجه به عرف و عادت تعیین میشود.
بذل مدت: بذل مدت مختص نکاح منقطع یا غیر دائم (صیغه) است و شوهر میتواند هر وقت که مایل باشد باقیمانده مدت نکاح منقطع را به زوجه ببخشد و یا به عبارتی بذل نماید. گاهی عقد نکاح خودبخود و بدون اقدامی از سوی زوجین منحل میشود مانند فوت یکی از زن و شوهر و یا ممکن است پس از عقد نکاح مواردی حادث شود که زن و شوهر به یکدیگر حرام شوند و در نتیجه عقد منحل شود بیآنکه زن و شوهر از حق فسخ استفاده کرده باشند مانند مواردی که زن و شوهر پس از عقد نکاح از اسلام خارج شوند.
تفاوت فسخ نکاح و طلاق:
• فسخ و طلاق هر چند که از حیث داشتن عده یکسان بوده و تفاوتی با یکدیگر ندارند ولی از جهات زیر متفاوت است:
1- در طلاق باید صیغه طلاق با تشریفات و بیان خاص ادا شود در صورتی که در فسخ نیازی به آن تشریفات نیست.
(ماده 1132 قانون مدنی)
2- در طلاق شهادت دو مرد عادل ضروری است در حالیکه در فسخ نیازی به آن نیست.
3- اگر قبل از نزدیکی طلاق صورت پذیرد زن مستحق نصف مهر است ولی اگر قبل از نزدیکی نکاح فسخ شود زن استحقاق مهر ندارد مگر اینکه موجب فسخ عنن باشد.
4- اصولا طلاق به استناد ماده 1133 قانون مدنی به وسیله مرد واقع میشود مگر در موارد مذکور در مواد 1129 و 1130 ق.م ولی فسخ هم از جانب زن و هم مرد در موارد اختصاصی یا اشتراکی قابل اعمال است.
5- مستندا به ماده 645 قانون مجازات اسلامی، ثبت واقعه ازدواج دائم، طلاق و رجوع الزامی است و الا مرد به مجازات حبس تعزیری تا یکسال محکوم میشود ولی در خصوص فسخ چنین حکمی نیست.
6- در طلاق چنانچه طلاق رجعی باشد در ایام عده حق رجوع برای زوج وجود دارد ولی در فسخ حق رجوع وجود ندارد.
7- به استناد ماده 1140 ق.م طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست اما در فسخ اینطور نیست.
8- موجبات طلاق و فسخ با یکدیگر فرق میکند.
9- طلاق تحت شرایطی موجب حرمت ابدی میشود ولی در فسخ اینطور نیست.
10- فسخ در صورت تحقق شرایط و موجبات فوری ولی طلاق چنین نیست.
11- ارجاع به داوری در طلاق هست ولی در فسخ نیست.
12- طلاق اختصاص به نکاح دائم دارد ولی فسخ هم در نکاح دائم است و هم در غیر دائم.
13- در طلاق رجعی اگر زن یا مرد در ایام عده فوت نمایند از یکدیگر ارث میبرند ولی در طلاق بائن و فسخ نکاح چنین نیست.
14- در طلاق رجعی در زمان عده نفقه زن به عهده شوهر است ولی در فسخ نکاح به موجب ماده 1109 نفقه تعلق نمیگیرد مگر زن حامل باشد.
[External Link Removed for Guests]