زاگرس ، خاك و محيط زيست(بخش نخست)
ارسال شده: سهشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۲۱ ق.ظ
ميگويند كلمه زاگرس را اولين بار اسكندر مقدوني، هنگاميكه با سپاه خود به اين رشته كوهها رسيد به دليل شباهت آنها با كوههاي زاگرب بكار برد. زاگرس، کلمهای است با ريشة يونانی که از ديرباز به معنی پشتکوه يا به قول ايرانيها «پاطاق» به کار میرفته است (جزيرهای و ابراهيمی رستاقی، 1382).
مهمترين ويژگي ناهمتاي زاگرس، وجود جنگلهاي آنست كه نه تنها بعنوان يك ناحيه رويشي منحصربفرد تلقي ميشود بلكه تامين كننده منابع آبي است كه بيش از 8/9 ميليون نفر بطور مستقيم از آن سيراب ميشوند. اين تعداد كه بالغ بر 27 هزار آبادی است بدون احتساب مردماني است كه از طريق رودهاي خارج شده از زاگرس روزگار ميگذرانند. از ميان آباديهای مزبور نزديک به 4 هزار آبادی تنها در داخل جنگلها مستقر بوده و جمعيتی بالغ بر 5/1 ميليون نفر را در خود جای داده است (دفتر جنگلهای خارج از شمال، 1381). شايد گزاف نگفته ايم كه وابستگي معيشتي اين تعداد بطور مستقيم از دامداري در زاگرس تامين ميشود.
تنوع خاك در زاگرس نيز از ديگر نكات بارز اين ناحيه رويشي است، گرچه همزمان با تخريب اين جنگلهاي كهن، تخريب خاك نيز سرعت گرفته، بطوريكه نرخ فرسايش خاك در زاگرس به ركورد هاي جهاني نزديك گشته است.
جنگلهاي ناحية رويشي زاگرس
جنگلهاي زاگرس از آذربايجان غربی (شهرستان پيرانشهر) تا فارس (حوالی فيروزآباد) در نواری به پهنای 7 درجة عرض جغرافيايي و 5/7 درجة طول جغرافيايي، جنگلهاي منطقة رويشي زاگرس با قدمتی 5 هزار ساله استقرار يافتهاند (شکرچيان، 1374 و يوسفی و همکاران، 1381)؛ جنگلهايي که گسترة آن 10 استان کشور را در امتداد رشتهکوههای زاگرس (جهت شمال غرب به جنوب شرق) با طول متوسط 1300 كيلومتر و عرض متوسط 200 كيلومتر درنورديده (ثاقبطالبی و همکاران، 1383) و از جنوب پيرانشهر با مختصات جغرافيايي 45 درجة طول شرقی و 36 درجة عرض شمالی، شروع و در حوالي ميانجنگل در جنوب شيراز، با حد پاييني 52 درجه و 30 دقيقة طول شرقی و 29 درجة عرض شمالی، پايان ميگيرد (فتاحي، 1373). اين استانهاي جنگلي عبارتند از: آذربايجان غربي، كردستان، كرمانشاه، لرستان، ايلام، فارس، خوزستان، اصفهان، چهارمحال بختياري و كهكيلويه و بويراحمد که در اين ميان، کمترين سهم از پوشش جنگلی زاگرس با 5/4 درصد، متعلق به استانهای خوزستان و آذربايجان غربي بوده (يعنی تنها 5/4 درصد از مساحت استانهای مزبور را جنگل پوشانده است) و بالاترين درصد آن به كهكيلويه و بويراحمد (47 درصد) تعلّق دارد.
رشتهکوههای زاگرس، از مجموعه پستي و بلنديهاي منحصر به فردی، با دامنة ارتفاعی قابل توجه 4800 متر (از 200 تا 5000 متر از سطح دريا) تشکيل شده که به وسيلة جلگههاي فراواني از هم جدا گرديده و زاگرس را به بخش شمالي، مياني و جنوبي تقسيم كرده است.
ميانگين بارندگی سالانة اين عرصه از 300 تا 800 ميليمتر متغير بوده و به طور کلی هرچه از شمال زاگرس به طرف جنوب شرقي آن حركت كنيم، از ميزان رطوبت و سردي هوا كاسته شده و بر ميزان خشكي زمين و گرماي هوا، افزوده ميشود؛ تنوّع اقليمی کمنظيری که سبب شده تا طيف گستردهای از رستنيها، زاگرس را به عنوان رويشگاه اصلی خود برگزينند؛ به نحوي كه در هر اقليم يا زيراقليم آن، جوامع يا ريختارهای گياهي خاصی كه در نهايت پوشش گياهي زاگرس را تشكيل دادهاند، مشاهده ميشود. با اين وجود از منظر تقسيمبندی پوششهای جنگلی، اين ناحية رويشی، با دامنة گسترش گونههای جنس بلوط– که 85 درصد از حجم سرپای اين جنگلها را در نوار ارتفاعی 650 تا 2700 متر (يوسفی و همکاران، 1381) به خود اختصاص داده است - تعيين حدود شده و از يکديگر تفکيک میگردند. همچنين متوسط رویش سالانة جنگلهای زاگرس را 7/0 متر مکعب و متوسط موجودی آن را 15 متر مکعب در هکتار اعلام کردهاند (مرکز مطالعات مديريت و بهرهوری، 1381). اين در حالی است که در تازهترين خروجیهای سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداری کشور، ميزان رويش سالانة اين جنگلها بر حسب تراکم تاج پوشش و فرم پرورشی بين 4/0 تا 1/2 متر مکعب در هکتار برآورد شده و ميانگين رويش سالانه را در مجموع حدود 8/0 متر مکعب در هکتار تخمين زده است. فتاحی (1374) در بررسیهای گستردة خويش به اين نتيجه رسيده که در مقابل هر 65 تا 125 هکتار رويشگاههای جنگلی تخريبشده در منطقة زاگرس، تنها يک هکتار عمليات احيايي صورت گرفته است.
هر چند شايد شتاب تخريب و درجة ناپايداری اين جنگلها به دليل بهرهبرداريهای مفرط، گسترش ديمزارها و چراي بیرويه و نابهنگام، هيچ زمان چون امروز نبوده است. پارهای از بررسيها نشان میدهد که افزايش وزن زيستتودة جنگلهاي زاگرس با تاج پوشش كمتر از 10% حدود 8 تن در سال است. در حالي كه اين جنگلها ميتوانند سالانه زيستتودهای به وزن 160 تن توليد کنند (سيفالّلهيان، 1377 به نقل از جوانشير). راست آن است که 79 درصد از اين رويشگاه دارای تراکمی کمتر از 25 درصد هستند و تنها 7/1 درصد از اين جنگلها از تاج پوشش بيش از 50 درصد برخوردارند.
با اين وجود، بايد اذعان داشت که کماکان جنگلهای زاگرس از نظر حفاظت آب و خاك، تنوّع زيستي و ارزشهای پناهگاهی از اهميتی انکارنشدنی برخوردار هستند؛ اهميتی که هر نوع سرمايهگذاری حفاظتی و احيايي در اين رويشگاه را توجيهپذير و قابل دفاع نشان خواهد داد.
يکی از ويژگيهای مثبت و به اثبات رسيدة درختان ناحية رویشي زاگرس اين است که لاشبرگ حاصل از آنها، بويژه Quercus Persica L. (بلوط) و Fraxinus rotundifolia Mill (زبان گنجشک) در افزايش و پويايي مادة آلی خاک و در نتيجه فزونی ذخيرة کربن در خاک نقش مهمی ايفا میکنند (رئيسي، 1382).
از آنجا که هنوز در مورد تعريف محدودههای جنگلی، اجماعی وجود نداشته و اختلاف نظرهای فراوانی به چشم میخورد، صرفنظر از کمبودهای اطلاعاتی، آمارهای متفاوتی برای وسعت اين جنگلها ارايه شده است. از جمله در كتابچة توسعة كشاورزي از برنامة پنج سالة دوّم، مساحت اين جنگلها 2/5 ميليون هكتار ذکر شده، در حالی که مراجع ديگری اين محدوده را 6/5 ميليون هکتار (جزيرهای و ابراهيمی رستاقی، 1382 به نقل از يزديان)، 5561550 هکتار (اشرقی، 1373)، 5/5 ميليون هکتار (شاعری، 1382)، 5052000 هکتار (مطالعات جامع توسعة کشاورزی و احيای منابع طبيعی)، 5 ميليون هکتار (ثاقبطالبی و همکاران، 1383)، 8/4 ميليون هكتار (سيفالّلهيان، 1377 و بابايي و همکاران، 1382)، 749/4 ميليون هکتار (LFCCS، 2001)، 5/4 ميليون هکتار (مرکز مطالعات مديريت و بهرهوری، 1381)، 4 ميليون هکتار (ثابتی، 1355)، 5/3 ميليون هكتار (فتاحي، 1373 و يوسفی و همکاران، 1381)، 3 ميليون هکتار (تربوگو، 1973) و حتّی 85/2 ميليون هکتار (محمّدي، 1354) هم ذکر کردهاند. با اين وجود، به آمارهای ارايه شده از سوی دفتر طرح و برنامة سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداری کشور كه مساحت اين عرصة رويشی، «5050000 هکتار» درنظر گرفته شده است بيشتر استناد شده است.
[External Link Removed for Guests]
مهمترين ويژگي ناهمتاي زاگرس، وجود جنگلهاي آنست كه نه تنها بعنوان يك ناحيه رويشي منحصربفرد تلقي ميشود بلكه تامين كننده منابع آبي است كه بيش از 8/9 ميليون نفر بطور مستقيم از آن سيراب ميشوند. اين تعداد كه بالغ بر 27 هزار آبادی است بدون احتساب مردماني است كه از طريق رودهاي خارج شده از زاگرس روزگار ميگذرانند. از ميان آباديهای مزبور نزديک به 4 هزار آبادی تنها در داخل جنگلها مستقر بوده و جمعيتی بالغ بر 5/1 ميليون نفر را در خود جای داده است (دفتر جنگلهای خارج از شمال، 1381). شايد گزاف نگفته ايم كه وابستگي معيشتي اين تعداد بطور مستقيم از دامداري در زاگرس تامين ميشود.
تنوع خاك در زاگرس نيز از ديگر نكات بارز اين ناحيه رويشي است، گرچه همزمان با تخريب اين جنگلهاي كهن، تخريب خاك نيز سرعت گرفته، بطوريكه نرخ فرسايش خاك در زاگرس به ركورد هاي جهاني نزديك گشته است.
جنگلهاي ناحية رويشي زاگرس
جنگلهاي زاگرس از آذربايجان غربی (شهرستان پيرانشهر) تا فارس (حوالی فيروزآباد) در نواری به پهنای 7 درجة عرض جغرافيايي و 5/7 درجة طول جغرافيايي، جنگلهاي منطقة رويشي زاگرس با قدمتی 5 هزار ساله استقرار يافتهاند (شکرچيان، 1374 و يوسفی و همکاران، 1381)؛ جنگلهايي که گسترة آن 10 استان کشور را در امتداد رشتهکوههای زاگرس (جهت شمال غرب به جنوب شرق) با طول متوسط 1300 كيلومتر و عرض متوسط 200 كيلومتر درنورديده (ثاقبطالبی و همکاران، 1383) و از جنوب پيرانشهر با مختصات جغرافيايي 45 درجة طول شرقی و 36 درجة عرض شمالی، شروع و در حوالي ميانجنگل در جنوب شيراز، با حد پاييني 52 درجه و 30 دقيقة طول شرقی و 29 درجة عرض شمالی، پايان ميگيرد (فتاحي، 1373). اين استانهاي جنگلي عبارتند از: آذربايجان غربي، كردستان، كرمانشاه، لرستان، ايلام، فارس، خوزستان، اصفهان، چهارمحال بختياري و كهكيلويه و بويراحمد که در اين ميان، کمترين سهم از پوشش جنگلی زاگرس با 5/4 درصد، متعلق به استانهای خوزستان و آذربايجان غربي بوده (يعنی تنها 5/4 درصد از مساحت استانهای مزبور را جنگل پوشانده است) و بالاترين درصد آن به كهكيلويه و بويراحمد (47 درصد) تعلّق دارد.
رشتهکوههای زاگرس، از مجموعه پستي و بلنديهاي منحصر به فردی، با دامنة ارتفاعی قابل توجه 4800 متر (از 200 تا 5000 متر از سطح دريا) تشکيل شده که به وسيلة جلگههاي فراواني از هم جدا گرديده و زاگرس را به بخش شمالي، مياني و جنوبي تقسيم كرده است.
ميانگين بارندگی سالانة اين عرصه از 300 تا 800 ميليمتر متغير بوده و به طور کلی هرچه از شمال زاگرس به طرف جنوب شرقي آن حركت كنيم، از ميزان رطوبت و سردي هوا كاسته شده و بر ميزان خشكي زمين و گرماي هوا، افزوده ميشود؛ تنوّع اقليمی کمنظيری که سبب شده تا طيف گستردهای از رستنيها، زاگرس را به عنوان رويشگاه اصلی خود برگزينند؛ به نحوي كه در هر اقليم يا زيراقليم آن، جوامع يا ريختارهای گياهي خاصی كه در نهايت پوشش گياهي زاگرس را تشكيل دادهاند، مشاهده ميشود. با اين وجود از منظر تقسيمبندی پوششهای جنگلی، اين ناحية رويشی، با دامنة گسترش گونههای جنس بلوط– که 85 درصد از حجم سرپای اين جنگلها را در نوار ارتفاعی 650 تا 2700 متر (يوسفی و همکاران، 1381) به خود اختصاص داده است - تعيين حدود شده و از يکديگر تفکيک میگردند. همچنين متوسط رویش سالانة جنگلهای زاگرس را 7/0 متر مکعب و متوسط موجودی آن را 15 متر مکعب در هکتار اعلام کردهاند (مرکز مطالعات مديريت و بهرهوری، 1381). اين در حالی است که در تازهترين خروجیهای سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداری کشور، ميزان رويش سالانة اين جنگلها بر حسب تراکم تاج پوشش و فرم پرورشی بين 4/0 تا 1/2 متر مکعب در هکتار برآورد شده و ميانگين رويش سالانه را در مجموع حدود 8/0 متر مکعب در هکتار تخمين زده است. فتاحی (1374) در بررسیهای گستردة خويش به اين نتيجه رسيده که در مقابل هر 65 تا 125 هکتار رويشگاههای جنگلی تخريبشده در منطقة زاگرس، تنها يک هکتار عمليات احيايي صورت گرفته است.
هر چند شايد شتاب تخريب و درجة ناپايداری اين جنگلها به دليل بهرهبرداريهای مفرط، گسترش ديمزارها و چراي بیرويه و نابهنگام، هيچ زمان چون امروز نبوده است. پارهای از بررسيها نشان میدهد که افزايش وزن زيستتودة جنگلهاي زاگرس با تاج پوشش كمتر از 10% حدود 8 تن در سال است. در حالي كه اين جنگلها ميتوانند سالانه زيستتودهای به وزن 160 تن توليد کنند (سيفالّلهيان، 1377 به نقل از جوانشير). راست آن است که 79 درصد از اين رويشگاه دارای تراکمی کمتر از 25 درصد هستند و تنها 7/1 درصد از اين جنگلها از تاج پوشش بيش از 50 درصد برخوردارند.
با اين وجود، بايد اذعان داشت که کماکان جنگلهای زاگرس از نظر حفاظت آب و خاك، تنوّع زيستي و ارزشهای پناهگاهی از اهميتی انکارنشدنی برخوردار هستند؛ اهميتی که هر نوع سرمايهگذاری حفاظتی و احيايي در اين رويشگاه را توجيهپذير و قابل دفاع نشان خواهد داد.
يکی از ويژگيهای مثبت و به اثبات رسيدة درختان ناحية رویشي زاگرس اين است که لاشبرگ حاصل از آنها، بويژه Quercus Persica L. (بلوط) و Fraxinus rotundifolia Mill (زبان گنجشک) در افزايش و پويايي مادة آلی خاک و در نتيجه فزونی ذخيرة کربن در خاک نقش مهمی ايفا میکنند (رئيسي، 1382).
از آنجا که هنوز در مورد تعريف محدودههای جنگلی، اجماعی وجود نداشته و اختلاف نظرهای فراوانی به چشم میخورد، صرفنظر از کمبودهای اطلاعاتی، آمارهای متفاوتی برای وسعت اين جنگلها ارايه شده است. از جمله در كتابچة توسعة كشاورزي از برنامة پنج سالة دوّم، مساحت اين جنگلها 2/5 ميليون هكتار ذکر شده، در حالی که مراجع ديگری اين محدوده را 6/5 ميليون هکتار (جزيرهای و ابراهيمی رستاقی، 1382 به نقل از يزديان)، 5561550 هکتار (اشرقی، 1373)، 5/5 ميليون هکتار (شاعری، 1382)، 5052000 هکتار (مطالعات جامع توسعة کشاورزی و احيای منابع طبيعی)، 5 ميليون هکتار (ثاقبطالبی و همکاران، 1383)، 8/4 ميليون هكتار (سيفالّلهيان، 1377 و بابايي و همکاران، 1382)، 749/4 ميليون هکتار (LFCCS، 2001)، 5/4 ميليون هکتار (مرکز مطالعات مديريت و بهرهوری، 1381)، 4 ميليون هکتار (ثابتی، 1355)، 5/3 ميليون هكتار (فتاحي، 1373 و يوسفی و همکاران، 1381)، 3 ميليون هکتار (تربوگو، 1973) و حتّی 85/2 ميليون هکتار (محمّدي، 1354) هم ذکر کردهاند. با اين وجود، به آمارهای ارايه شده از سوی دفتر طرح و برنامة سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداری کشور كه مساحت اين عرصة رويشی، «5050000 هکتار» درنظر گرفته شده است بيشتر استناد شده است.
[External Link Removed for Guests]