کارنامه منافقين در ترور افراد
ارسال شده: جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵, ۱:۰۶ ق.ظ
بررسي كارنامه ترورهاي سازمان مجاهدين خلق در استان تهران، نشان ميدهد كه آنان اكثرا با ترورهاي كور و با شواهدي نظير داشتن ريش يا عكس امام، به قتل مردم ميپرداختهاند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بنا بر نتايج تحقيق مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي كه كاملترين پژوهش درباره اين سازمان تروريستي به شمار ميرود، از مجموع 418 ترور انجام شده در استان تهران طي سالهاي 57 الي 75، 366 مورد آن مربوط به سالهاي 1360 و 61 بوده كه حدود 2/94 درصد از آنها در شهر تهران رخ داده است.
اوج ترورهاي سازمان در دو سال 60 و 61 بوده است. در سال 62 سه مورد سال 63، 22 مورد و در سال 64، 65، هر كدام ده مورد ترور در استان تهران رخ داده است كه مجموع اين سه سال، 45 مورد ميشود. در سالهاي پس از 65، به دليل متلاشي شدن بخش اعظم شبكه ترور سازمان، آمار ترورها كاهش جدي مييابد و در هر سال به كمتر از عدد انگشتان يك دست نميرسد.
پس از شهر تهران، بيشترين آمار ترور با چهارده مورد، مربوط به شهرستان كرج بوده كه در حدود 3 درصد مجموع را از آن خود كرده است. كمتر از 5/2 درصد ترورها نيز در شهرستانهاي لواسانات و شميرانات رخ داده است.
ويژگيهاي آماري ترورشدگان
بسياري از ترورهاي سازمان، ترورهاي بدون شناسايي قبلي و به اصطلاح از نوع كور و اتفاقي بوده است. در اين نوع ترورها، تيمهاي تروريستي سازمان، چنين توجيه شده بودند كه هركس عكسي از امام يا ديگر رهبران سياسي و روحاني را در محل كار شخصي خود دارد، يا مانند پاسدارها ريش گذاشته باشد و يا لباسهاي وي شبيه نوع پوشش تيپهاي مذهبي و هيأتي باشد، بايد ترور شود و علت آن را نيز اينچنين توجيه ميكردند كه اينان افراد حزباللهي و «سرانگشتان رژيم» هستند و خانههاي تيمي هم توسط همين افراد لو ميرود. با نگاهي اجمالي به مشاغل و نوع فعاليتهاي اجتماعي افراد ترور شده، ميتوان بيشتر پي به ابعاد اين موضوع برد.
از مجموع 366 شهيد ترورشده استان تهران در دو سال 60 و 61، افرادي كه در زمان ترور شاغل در بخشهاي دولتي بودهاند، 193 نفرند؛ يعني حدود 53 درصد كل شهداي ترورشده را كارمندان تشكيل دادهاند. از اين تعداد، 131 نفر افراد شاغل در سپاه، ارتش، بسيج و شهرباني بودهاند كه 36 درصد از كل افراد ترورشده در استان تهران را تشكيل ميدهند؛ بنابراين، بقيه 64 درصد ترورشدگان، مردم عادي بودهاند.
برخي تيمهاي تروريستي براي پيدا كردن سوژه ترور، با پوشش مأموران انتظامي جلوي افراد را ميگرفتند و از آنان مدارك شناسايي ميخواستند و در صورتي كه مدارك فردي، دال بر فعاليت وي در نهادهاي انقلابي، سازمانها و وزارتخانههاي دولتي بود، وي را ترور و يا هر گاه به هنگام بازرسي از مدارك و كيف اشخاص، به عكسي از حضرت امام و يا مسئولان برميخوردند، قصد شوم خود را پياده ميكردند.
در همين زمينه، فرمانده يكي از واحدهاي تروريستي سازمان ميگويد: «تيمهاي عملياتي وقتي به شخصي برميخوردند كه عكس امام در كيفش داشت، وي را ترور ميكردند و همين يك موضوع؛ يعني «حامي خط رهبري بودن» براي ترور كافي بود».
در اين دو سال، از مجموع كل استان تهران، 84 نفر؛ يعني 23 درصد افراد ترور شده، داراي شغل آزاد بودهاند. اين مشاغل عبارتند از: مشاغل فني، راننده، مغازهدار، پزشك و ديگر مشاغل آزاد كه بيشتر آنان به هنگام فعاليت در محل كار خويش به شهادت رسيدهاند. همچنين از مجموع كل شهداي ترور در استان تهران 24 نفر آنان؛ يعني 7/6 درصد را كارگران و 27 نفر؛ يعني 5/7 درصد را دانشآموزان و سيزده نفر؛ يعني 8/3 درصد را روحانيون تشكيل ميدهند.
منبع:بازتاب
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بنا بر نتايج تحقيق مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي كه كاملترين پژوهش درباره اين سازمان تروريستي به شمار ميرود، از مجموع 418 ترور انجام شده در استان تهران طي سالهاي 57 الي 75، 366 مورد آن مربوط به سالهاي 1360 و 61 بوده كه حدود 2/94 درصد از آنها در شهر تهران رخ داده است.
اوج ترورهاي سازمان در دو سال 60 و 61 بوده است. در سال 62 سه مورد سال 63، 22 مورد و در سال 64، 65، هر كدام ده مورد ترور در استان تهران رخ داده است كه مجموع اين سه سال، 45 مورد ميشود. در سالهاي پس از 65، به دليل متلاشي شدن بخش اعظم شبكه ترور سازمان، آمار ترورها كاهش جدي مييابد و در هر سال به كمتر از عدد انگشتان يك دست نميرسد.
پس از شهر تهران، بيشترين آمار ترور با چهارده مورد، مربوط به شهرستان كرج بوده كه در حدود 3 درصد مجموع را از آن خود كرده است. كمتر از 5/2 درصد ترورها نيز در شهرستانهاي لواسانات و شميرانات رخ داده است.
ويژگيهاي آماري ترورشدگان
بسياري از ترورهاي سازمان، ترورهاي بدون شناسايي قبلي و به اصطلاح از نوع كور و اتفاقي بوده است. در اين نوع ترورها، تيمهاي تروريستي سازمان، چنين توجيه شده بودند كه هركس عكسي از امام يا ديگر رهبران سياسي و روحاني را در محل كار شخصي خود دارد، يا مانند پاسدارها ريش گذاشته باشد و يا لباسهاي وي شبيه نوع پوشش تيپهاي مذهبي و هيأتي باشد، بايد ترور شود و علت آن را نيز اينچنين توجيه ميكردند كه اينان افراد حزباللهي و «سرانگشتان رژيم» هستند و خانههاي تيمي هم توسط همين افراد لو ميرود. با نگاهي اجمالي به مشاغل و نوع فعاليتهاي اجتماعي افراد ترور شده، ميتوان بيشتر پي به ابعاد اين موضوع برد.
از مجموع 366 شهيد ترورشده استان تهران در دو سال 60 و 61، افرادي كه در زمان ترور شاغل در بخشهاي دولتي بودهاند، 193 نفرند؛ يعني حدود 53 درصد كل شهداي ترورشده را كارمندان تشكيل دادهاند. از اين تعداد، 131 نفر افراد شاغل در سپاه، ارتش، بسيج و شهرباني بودهاند كه 36 درصد از كل افراد ترورشده در استان تهران را تشكيل ميدهند؛ بنابراين، بقيه 64 درصد ترورشدگان، مردم عادي بودهاند.
برخي تيمهاي تروريستي براي پيدا كردن سوژه ترور، با پوشش مأموران انتظامي جلوي افراد را ميگرفتند و از آنان مدارك شناسايي ميخواستند و در صورتي كه مدارك فردي، دال بر فعاليت وي در نهادهاي انقلابي، سازمانها و وزارتخانههاي دولتي بود، وي را ترور و يا هر گاه به هنگام بازرسي از مدارك و كيف اشخاص، به عكسي از حضرت امام و يا مسئولان برميخوردند، قصد شوم خود را پياده ميكردند.
در همين زمينه، فرمانده يكي از واحدهاي تروريستي سازمان ميگويد: «تيمهاي عملياتي وقتي به شخصي برميخوردند كه عكس امام در كيفش داشت، وي را ترور ميكردند و همين يك موضوع؛ يعني «حامي خط رهبري بودن» براي ترور كافي بود».
در اين دو سال، از مجموع كل استان تهران، 84 نفر؛ يعني 23 درصد افراد ترور شده، داراي شغل آزاد بودهاند. اين مشاغل عبارتند از: مشاغل فني، راننده، مغازهدار، پزشك و ديگر مشاغل آزاد كه بيشتر آنان به هنگام فعاليت در محل كار خويش به شهادت رسيدهاند. همچنين از مجموع كل شهداي ترور در استان تهران 24 نفر آنان؛ يعني 7/6 درصد را كارگران و 27 نفر؛ يعني 5/7 درصد را دانشآموزان و سيزده نفر؛ يعني 8/3 درصد را روحانيون تشكيل ميدهند.
منبع:بازتاب