نظرات نويسندگان و تاريخ نويسان بر شخصيت كوروش كبير
ارسال شده: شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۴۶ ق.ظ
نظرات نويسندگان و تاريخ نويسان بر شخصيت كوروش كبير پدر پارسيان
هرودت
((هرودت)) كوروش را پادشاهي ساده بلند همت و رادمرد و شجاع مي داند كه با انديشه هاي خردمندانه اش پارسيان را از باجگزاري رهايي بخشيد و بزرگترين ملت جهان را ساخت و براي آنها نيرومندترين پادشاهي هاي جهان را پي ريزي كرد . به عقيده هرودوت كوروش با اتباع خود رفتاري مشفقانه مهربان و پدرانه داشت. او بخشنده آداب دان و رعيت نواز بود و چون هميشه خير و سعادت اتباع خود را مي خواست‘ ايرانيان او را پدر خواندند.
هرودوت همچنين كوروش را جنگ آوري آزموده و دورانديش‘ دوستي وفادار و برازنده و پادشاهي پاكدل و آزاده و نرمخوي و شايسته ستايش تصور مي كند.
افلاطون
افلاطون مي نويسد‘ كوروش سرداري بزرگ بود.در زمان او ايرانيان از آزادي برخوردار بودند و بر بسياري از ملتهاي ديگر دنيا فرمانروايي مي كردند.بعلاوه او به همه مللي كه زير فرمانروايي او قرار گرفتند‘حقوق مردم آزاد بخشيد.اين امر سبب شد كه همه او را سايش مي كردند.سربازان او پيوسته براي وي آماده جانفشاني بودند و بخاطر او از هر خطري استقبال مي كردند.اگر در بين اتباع او مرد خردمندي بود كه راي و نظر او مي توانست براي ديگران سودمند باشد‘ نه تنها كوروش به وي حسد نمي ورزيد بلكه به وي پاداش نيز عطا مي كرد.بدين سبب كشور ايران زير رهبري كوروش از هر لحاظ پيشرفت كرد مردم آن نيز از آزادي و رفاه بي سابقه اي برخوردار بودند و آن چنان نسبت به يكديگر محبت مي ورزيدند كه گويي همه با يكديگر خويشاوندي دارند.
گيرشمن
گيرشمن باستان شناس فرانسوي درباره كوروش مي گويد: كمتر پادشاهي است كه پس از خود مانند كوروش چنين نام نيكي باقي گذاشته باشد.كوروش سرداري بزرگ سخي و نيكو خواه بود.او آنقدر خردمند بود كه هر زماني كشور تازه اي تسخير مي كرد به آنها آزادي مذهب مي داد و فرمانرواي جديد از بين بوميان آن سرزمين انتخاب مي كرد. او شهرها را غارت و ويران نمي كرد. ملتهاي آنها را قتل عام نمي نمود بلكه به آنها آزادي ميداد.
ايرانيان كوروش را پدر و يونانيان كه سرزمينشان بوسيله كوروش تسخير شده بود وي را سرور و قانونگذار مي ناميدند و يهوديان او را مسيح خداوند مي خواندند.
ديودوروس سيسولوس
ديودوروس سيسولوس تاريخ نويس مشهور نوشته است كوروش پسر كمبوجيه و ماندان دختر پادشاه ماد در دلاوري و كارآيي خردمندانه ‘ حزم و ساير خصائل نيكو سرآمد مردم روزگار خود بود.در رفتارش با دشمنان داراي شجاعتي كم نظير و در كردارش نسبت به زير دستان پاك انديش و انسان دوستانه بود و از اين رو پارسيان او را پدر مي خواندند.
گزنفون
گزنفون با آن كه يوناني بوده در كتاب Cyropaedia و يا تربيت كوروش ‘ آن چنان از كوروش تجليل بعمل آورده كه ميتوان گفت هيچ كس تا كنون از پادشاهي آنقدر نمجيد نكرده است.گزنفون در اين كتاب از كوروش بصورت يك انسان كامل يك سرمشق بيمانند زمامداري و يك مربي ايده آل و يك رهبر عاليقدر نام برده است.گزنفون مي نويسد‘ كوروش نابغه بزرگي بود كه در تمام عمر از هدفي مقدس و عالي پيروي مي كرد. او دست انسانها و طالب علم و حكمت و راستي و درستي بود. كوروش عقيده داشت پيروزي بر كشوري اين حق را براي سردار پيروز ايجاد نميكند كه ملت شكست خورده را اسير كند.
در هنگام جنگ بايد سعي كرد كه آتش جنگ به كشاورزان و مردم غير سپاهي سرايت نكند و شهر شكست خورده را نبايد غارت كرد. كوروش موفق شد حتي ملتهاي شكست خورده را نيز شيفته خود كند بطوري كه پارسيان او را پدر خواندند و ملتهايي كه بوسيله كوروش مغلوب شده بودند او را خداوندگار مي ناميدند . كوروش برترين مرد تاريخ دنيا‘ بزرگترين ‘ بخشنده ترين ‘ پاك دل ترين و دريادل ترين مردان بود و بزرگترين هواخواه فرهنگ و آموختن بشمار مي رفت.
ويليم دورانت
ويليم دورانت تاريخ نويس و فيلسوف نامدار امريكايي درباره كوروش مي نويسد كوروش از افرادي بود كه براي فرمانروايي آفريده شده بود.به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند.روش كوروش در كشور گشايي حيرت انگيز بود.او با شكست خوردگان با جوانمردي و بزرگواري رفتار مي كرد و نسبت به دشمنانش مهربان بود.بهمين دليل است كه يونانيان درياره او داستانهاي بيشماري نوشته و او را بزرگترين جهان قهرمان دانسته اند.
كوروش خوش چهره و نيكو اندام بود و سلسله هخامنشي راكه يكي از سلسله هاي بزرگ پادشاهي ايران است بوجود آورد.
[External Link Removed for Guests]
هرودت
((هرودت)) كوروش را پادشاهي ساده بلند همت و رادمرد و شجاع مي داند كه با انديشه هاي خردمندانه اش پارسيان را از باجگزاري رهايي بخشيد و بزرگترين ملت جهان را ساخت و براي آنها نيرومندترين پادشاهي هاي جهان را پي ريزي كرد . به عقيده هرودوت كوروش با اتباع خود رفتاري مشفقانه مهربان و پدرانه داشت. او بخشنده آداب دان و رعيت نواز بود و چون هميشه خير و سعادت اتباع خود را مي خواست‘ ايرانيان او را پدر خواندند.
هرودوت همچنين كوروش را جنگ آوري آزموده و دورانديش‘ دوستي وفادار و برازنده و پادشاهي پاكدل و آزاده و نرمخوي و شايسته ستايش تصور مي كند.
افلاطون
افلاطون مي نويسد‘ كوروش سرداري بزرگ بود.در زمان او ايرانيان از آزادي برخوردار بودند و بر بسياري از ملتهاي ديگر دنيا فرمانروايي مي كردند.بعلاوه او به همه مللي كه زير فرمانروايي او قرار گرفتند‘حقوق مردم آزاد بخشيد.اين امر سبب شد كه همه او را سايش مي كردند.سربازان او پيوسته براي وي آماده جانفشاني بودند و بخاطر او از هر خطري استقبال مي كردند.اگر در بين اتباع او مرد خردمندي بود كه راي و نظر او مي توانست براي ديگران سودمند باشد‘ نه تنها كوروش به وي حسد نمي ورزيد بلكه به وي پاداش نيز عطا مي كرد.بدين سبب كشور ايران زير رهبري كوروش از هر لحاظ پيشرفت كرد مردم آن نيز از آزادي و رفاه بي سابقه اي برخوردار بودند و آن چنان نسبت به يكديگر محبت مي ورزيدند كه گويي همه با يكديگر خويشاوندي دارند.
گيرشمن
گيرشمن باستان شناس فرانسوي درباره كوروش مي گويد: كمتر پادشاهي است كه پس از خود مانند كوروش چنين نام نيكي باقي گذاشته باشد.كوروش سرداري بزرگ سخي و نيكو خواه بود.او آنقدر خردمند بود كه هر زماني كشور تازه اي تسخير مي كرد به آنها آزادي مذهب مي داد و فرمانرواي جديد از بين بوميان آن سرزمين انتخاب مي كرد. او شهرها را غارت و ويران نمي كرد. ملتهاي آنها را قتل عام نمي نمود بلكه به آنها آزادي ميداد.
ايرانيان كوروش را پدر و يونانيان كه سرزمينشان بوسيله كوروش تسخير شده بود وي را سرور و قانونگذار مي ناميدند و يهوديان او را مسيح خداوند مي خواندند.
ديودوروس سيسولوس
ديودوروس سيسولوس تاريخ نويس مشهور نوشته است كوروش پسر كمبوجيه و ماندان دختر پادشاه ماد در دلاوري و كارآيي خردمندانه ‘ حزم و ساير خصائل نيكو سرآمد مردم روزگار خود بود.در رفتارش با دشمنان داراي شجاعتي كم نظير و در كردارش نسبت به زير دستان پاك انديش و انسان دوستانه بود و از اين رو پارسيان او را پدر مي خواندند.
گزنفون
گزنفون با آن كه يوناني بوده در كتاب Cyropaedia و يا تربيت كوروش ‘ آن چنان از كوروش تجليل بعمل آورده كه ميتوان گفت هيچ كس تا كنون از پادشاهي آنقدر نمجيد نكرده است.گزنفون در اين كتاب از كوروش بصورت يك انسان كامل يك سرمشق بيمانند زمامداري و يك مربي ايده آل و يك رهبر عاليقدر نام برده است.گزنفون مي نويسد‘ كوروش نابغه بزرگي بود كه در تمام عمر از هدفي مقدس و عالي پيروي مي كرد. او دست انسانها و طالب علم و حكمت و راستي و درستي بود. كوروش عقيده داشت پيروزي بر كشوري اين حق را براي سردار پيروز ايجاد نميكند كه ملت شكست خورده را اسير كند.
در هنگام جنگ بايد سعي كرد كه آتش جنگ به كشاورزان و مردم غير سپاهي سرايت نكند و شهر شكست خورده را نبايد غارت كرد. كوروش موفق شد حتي ملتهاي شكست خورده را نيز شيفته خود كند بطوري كه پارسيان او را پدر خواندند و ملتهايي كه بوسيله كوروش مغلوب شده بودند او را خداوندگار مي ناميدند . كوروش برترين مرد تاريخ دنيا‘ بزرگترين ‘ بخشنده ترين ‘ پاك دل ترين و دريادل ترين مردان بود و بزرگترين هواخواه فرهنگ و آموختن بشمار مي رفت.
ويليم دورانت
ويليم دورانت تاريخ نويس و فيلسوف نامدار امريكايي درباره كوروش مي نويسد كوروش از افرادي بود كه براي فرمانروايي آفريده شده بود.به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند.روش كوروش در كشور گشايي حيرت انگيز بود.او با شكست خوردگان با جوانمردي و بزرگواري رفتار مي كرد و نسبت به دشمنانش مهربان بود.بهمين دليل است كه يونانيان درياره او داستانهاي بيشماري نوشته و او را بزرگترين جهان قهرمان دانسته اند.
كوروش خوش چهره و نيكو اندام بود و سلسله هخامنشي راكه يكي از سلسله هاي بزرگ پادشاهي ايران است بوجود آورد.
[External Link Removed for Guests]