نمونه جالبي از فتواي علماي اسلام براي وحدت مسلمين!!!
ارسال شده: دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۶, ۲:۳۳ ق.ظ
اين سند كه توسط دكتر اميرحسين اردوش در كتاب وي با عنوان «تأملي بر مسئله وحدت اسلامي از ديروز تا ديروز» منتشر شده، پيش از اين هم در مقالهاي در «بازتاب» به قلم همين نويسنده از ديد خوانندگان گذشته بود.
اين متن كه مربوط به صد سال قبل است، عرض حال يكي از پيشوايان جعفري مذهبان بخارا مرجع شيعيان در نجف اشرف ميباشد.
وي در نامه خود آورده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
به عرض حضور مبارك حضرت حجتالاسلام و المسلمين آيتالله في العالمين (متعنا الله به طول بقائه) ميرساند.
انشاءالله مزاج مبارك در عين عافيت خواهد بود. غرض از تصديع اوقات مبارك اين است كه اگر جوياي احوالات اينجانب بوده باشيد، الحمدالله و المنه از بركت توجهات انفاس قدسيه ارباب نوع، نعمت عافيت ظاهري في الجمله مرزوق است. لابد اخبارات اينجانب به سمع مبارك رسيده است كه اهل عامه حكم به كفر و امر به قتل و غارت ما، طائفه مردان و زنان و اطفال صغار را كشتند، حتي زن حامله را در ميان راه عام شكمش را دريده جنين هشت ماهه را بيرون آورده و پاره پاره نمودند، بعضي از دخترها را به كنيزي بردند و دكاكين و خانههاي ما را غارت نمودند، در ميان كوچه و بازار فحش و دشنام دادند و تهمتها بستند، الي الان هم فارغ از بليه نيستيم، بعد از اين هم معلوم نيست كه حال ما چگونه خواهد شد، سبب اين گونه صدمات به ماها از بي تقيه گي حضرات مصنفان و مولفان و نويسندگان چاپ خانهها ميباشد.
توقع از ارباب نوع، اينكه امر بفرمايند تا لعن و طعنه را از كتب بردارند و بعد چيزي كه باعث بر اين گونه صدمات و ابتلاآت ميشود، ننويسند، تا باعث نجات چندين كرور نفس در خارجه بشود به جهت زيادي مترددين و نزديكي راهها غالب از كتب به دست اهل عامه اوفتاده، باعث اين فساد گرديده است. اگرچه برداشتن اينها از كتب محال عادي است، لكن هر چه بيش نشود بهتر خواهد بود.
والسلام
جوابي كه از طرف حجتالاسلام آقاي شريعت اصفهاني داده شد:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدالله رب العالمين و افضل صلواته و تسليماته علي افضل انبياء محمد و آله الطاهرين و اصحابه المتعهدين.
پوشيده نماند آنكه چنانكه اهل سنت فرق مختلفه و طوايف متشتتّه ميباشند و در اصول دين و فروع آن اختلاف فاحشي داشته و دارند، همچنين شيعه طوايف مختلفه بودند و آنچه از كتب معتمده و آثار معتبره و تصريحات محققين طرفين، معلوم و محقق شده، آن است كه شيعه چهار صنف بودند:
اول
شيعه تفضيليه كه قائلين به افضليت اميرالمؤمنين علي سلام الله عليه برساير خلفاي راشدين (رضي الله عنهم) بوده اند، بدون آنكه تعرض و سوء عقيده نسبت به اصحاب و ازواج نبي (صلعم) داشته باشند و به جهت اعتقاد افضليت آن جناب، عمل آنها در فروع بر طبق اقوالي بوده كه نزد آنها از ايشان ثابت شده.
دوم
شيعه تبرائيه كه علاوه بر معني سابق، تبري از مثل طلحه و زبير و معاويه و محاربين اميرالمؤمنين داشته و در حق ذي النورين نيز اعتقاد صدور كبيره داشتند، بلكه منتهاي غلو سلف نزد بعضي همين قدربوده (قال الذهبي: من اكابر اهل السنه في ميزان الاعتدال، الشيعي الغالي في زمان السلف و عرفهم هو من تكلم في عثمان و الزبير و طلحه و معاويه و طائفه ممن حارب عليا و تعرض لسبّهم).
سوم
شيعه سبّيه كه علاوه بر سابق در حق بعضي ازدواج نبي (صلعم) و شيخين كلمات ناشايسته ميگفتند و آنها را غاصب بلكه عياذاً بالله كافر تعبير ميكردند.
چهارم
غلات شيعه كه العياذ بالله الوهيت در حق اميرالمؤمنين داشتند و محققين اهل سنت از دو صنف اول و مخالطت به آنها و اخذ حديث از آنها و نقل اقوال و روايات تحرز نداشته و جابجا دركتب دينيه حتي مثل صحيح بخاري و مسلم بر روايات جمعي مسلم التشيع اعتماد مينمودند. چنانكه اين معاني بر متبحرين از علماء مخفي نيست.
بنا بر اين مقدمات، از اهل تدين و صلاح و سداد و كساني كه اعتقاد به يوم المعاد و مجازات رب العباد دارند، بسيار عجب است به مجرد ديدن كلامي در كتابي ازشيعه يا شنيدن مقالي از بعض فرق شيعه حكم به ضلالت و كفر همه فرق آنها نمايد و اعراض و دماء و اموال جمعي را كه خبر از سرائر و ضماير آنها ندارد هتك و سفك و نهب نمايد.
و اعجب از اين، آنكه مقتداي اهل سنت در اصول يعني ابوالحسن اشعري و مقتداي آنها در فروع يعني امام ابوحنيفه و امام شافعي به حسب تصريحات فقهاي آنها تكفير هيچ يك از فرق مبتدعه و جميع (من يصلي الي القبله) نكنند و همه را مسلم دانند و محقون الدم و اقتداء به غير از غلات از باقي فرق شيعه را در نماز تجويز كنند چنانكه همه اينها در كتب فقه حنيفّه و شافعيه مضبوط است و مع هذا جماعتي كه رتبه اداني تلاميذ آنها را ندارند و غاشية تقليد آنها را در گردن دارند، در فروع و اصول با آنها مخالفت كنند و سبب تجري جمعي از عوام غير مبالين شوند و به فكر جوابي براي اين فتاوي باطله و شكايت مظلومين سيّما اطفال در عرصه عرصات نباشد.
امروز روزي است كه همه فرق مسلمين بايد نزاع خانگي را موقوف دارند و به معاونت و معاضدت يكديگر مقابله كنند با آنها كه اضمحلال شرايع اسلام و ايمان و انهدام اساس شريف قرآن و تبديل ناقوس با صوت اذان و ذهاب اسم پيغمبر آخر الزمان عليه و آله افضل صلوات الملك المنان را طالب و عمل كنند به وصيت آن جناب در مسمه حنيف و يد واحده بر من سواي خود شوند و زياده از اين تقويت قواي اجانب را به توهين و تضعيف قواي خود و شيوع اخبارموحشه كه تصديق وقع به اسهم بينهم مينمايند نكنند، تا كي مسلمين در خواب و اغترار و اجانب هوشيار و بيدار كار.
و السلام علي من تبع الهدي و تجنّب عن الضلالة و الردي.
فتوا+وحدت اسلامي=؟؟؟
[External Link Removed for Guests]
اين متن كه مربوط به صد سال قبل است، عرض حال يكي از پيشوايان جعفري مذهبان بخارا مرجع شيعيان در نجف اشرف ميباشد.
وي در نامه خود آورده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
به عرض حضور مبارك حضرت حجتالاسلام و المسلمين آيتالله في العالمين (متعنا الله به طول بقائه) ميرساند.
انشاءالله مزاج مبارك در عين عافيت خواهد بود. غرض از تصديع اوقات مبارك اين است كه اگر جوياي احوالات اينجانب بوده باشيد، الحمدالله و المنه از بركت توجهات انفاس قدسيه ارباب نوع، نعمت عافيت ظاهري في الجمله مرزوق است. لابد اخبارات اينجانب به سمع مبارك رسيده است كه اهل عامه حكم به كفر و امر به قتل و غارت ما، طائفه مردان و زنان و اطفال صغار را كشتند، حتي زن حامله را در ميان راه عام شكمش را دريده جنين هشت ماهه را بيرون آورده و پاره پاره نمودند، بعضي از دخترها را به كنيزي بردند و دكاكين و خانههاي ما را غارت نمودند، در ميان كوچه و بازار فحش و دشنام دادند و تهمتها بستند، الي الان هم فارغ از بليه نيستيم، بعد از اين هم معلوم نيست كه حال ما چگونه خواهد شد، سبب اين گونه صدمات به ماها از بي تقيه گي حضرات مصنفان و مولفان و نويسندگان چاپ خانهها ميباشد.
توقع از ارباب نوع، اينكه امر بفرمايند تا لعن و طعنه را از كتب بردارند و بعد چيزي كه باعث بر اين گونه صدمات و ابتلاآت ميشود، ننويسند، تا باعث نجات چندين كرور نفس در خارجه بشود به جهت زيادي مترددين و نزديكي راهها غالب از كتب به دست اهل عامه اوفتاده، باعث اين فساد گرديده است. اگرچه برداشتن اينها از كتب محال عادي است، لكن هر چه بيش نشود بهتر خواهد بود.
والسلام
جوابي كه از طرف حجتالاسلام آقاي شريعت اصفهاني داده شد:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدالله رب العالمين و افضل صلواته و تسليماته علي افضل انبياء محمد و آله الطاهرين و اصحابه المتعهدين.
پوشيده نماند آنكه چنانكه اهل سنت فرق مختلفه و طوايف متشتتّه ميباشند و در اصول دين و فروع آن اختلاف فاحشي داشته و دارند، همچنين شيعه طوايف مختلفه بودند و آنچه از كتب معتمده و آثار معتبره و تصريحات محققين طرفين، معلوم و محقق شده، آن است كه شيعه چهار صنف بودند:
اول
شيعه تفضيليه كه قائلين به افضليت اميرالمؤمنين علي سلام الله عليه برساير خلفاي راشدين (رضي الله عنهم) بوده اند، بدون آنكه تعرض و سوء عقيده نسبت به اصحاب و ازواج نبي (صلعم) داشته باشند و به جهت اعتقاد افضليت آن جناب، عمل آنها در فروع بر طبق اقوالي بوده كه نزد آنها از ايشان ثابت شده.
دوم
شيعه تبرائيه كه علاوه بر معني سابق، تبري از مثل طلحه و زبير و معاويه و محاربين اميرالمؤمنين داشته و در حق ذي النورين نيز اعتقاد صدور كبيره داشتند، بلكه منتهاي غلو سلف نزد بعضي همين قدربوده (قال الذهبي: من اكابر اهل السنه في ميزان الاعتدال، الشيعي الغالي في زمان السلف و عرفهم هو من تكلم في عثمان و الزبير و طلحه و معاويه و طائفه ممن حارب عليا و تعرض لسبّهم).
سوم
شيعه سبّيه كه علاوه بر سابق در حق بعضي ازدواج نبي (صلعم) و شيخين كلمات ناشايسته ميگفتند و آنها را غاصب بلكه عياذاً بالله كافر تعبير ميكردند.
چهارم
غلات شيعه كه العياذ بالله الوهيت در حق اميرالمؤمنين داشتند و محققين اهل سنت از دو صنف اول و مخالطت به آنها و اخذ حديث از آنها و نقل اقوال و روايات تحرز نداشته و جابجا دركتب دينيه حتي مثل صحيح بخاري و مسلم بر روايات جمعي مسلم التشيع اعتماد مينمودند. چنانكه اين معاني بر متبحرين از علماء مخفي نيست.
بنا بر اين مقدمات، از اهل تدين و صلاح و سداد و كساني كه اعتقاد به يوم المعاد و مجازات رب العباد دارند، بسيار عجب است به مجرد ديدن كلامي در كتابي ازشيعه يا شنيدن مقالي از بعض فرق شيعه حكم به ضلالت و كفر همه فرق آنها نمايد و اعراض و دماء و اموال جمعي را كه خبر از سرائر و ضماير آنها ندارد هتك و سفك و نهب نمايد.
و اعجب از اين، آنكه مقتداي اهل سنت در اصول يعني ابوالحسن اشعري و مقتداي آنها در فروع يعني امام ابوحنيفه و امام شافعي به حسب تصريحات فقهاي آنها تكفير هيچ يك از فرق مبتدعه و جميع (من يصلي الي القبله) نكنند و همه را مسلم دانند و محقون الدم و اقتداء به غير از غلات از باقي فرق شيعه را در نماز تجويز كنند چنانكه همه اينها در كتب فقه حنيفّه و شافعيه مضبوط است و مع هذا جماعتي كه رتبه اداني تلاميذ آنها را ندارند و غاشية تقليد آنها را در گردن دارند، در فروع و اصول با آنها مخالفت كنند و سبب تجري جمعي از عوام غير مبالين شوند و به فكر جوابي براي اين فتاوي باطله و شكايت مظلومين سيّما اطفال در عرصه عرصات نباشد.
امروز روزي است كه همه فرق مسلمين بايد نزاع خانگي را موقوف دارند و به معاونت و معاضدت يكديگر مقابله كنند با آنها كه اضمحلال شرايع اسلام و ايمان و انهدام اساس شريف قرآن و تبديل ناقوس با صوت اذان و ذهاب اسم پيغمبر آخر الزمان عليه و آله افضل صلوات الملك المنان را طالب و عمل كنند به وصيت آن جناب در مسمه حنيف و يد واحده بر من سواي خود شوند و زياده از اين تقويت قواي اجانب را به توهين و تضعيف قواي خود و شيوع اخبارموحشه كه تصديق وقع به اسهم بينهم مينمايند نكنند، تا كي مسلمين در خواب و اغترار و اجانب هوشيار و بيدار كار.
و السلام علي من تبع الهدي و تجنّب عن الضلالة و الردي.
فتوا+وحدت اسلامي=؟؟؟
[External Link Removed for Guests]