صفحه 1 از 1

پادشاه بعدی عربستان هر که باشد، به ضرر آمریکا خواهد بود

ارسال شده: دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۴۹ ق.ظ
توسط nemo
روزنامه آمريكايي وال استريت ژورنال در گزارش مفصلي به بحث روابط واشنگتن - رياض پرداخته و تصريح كرده است كه در بخشي از جهان كه آمريكا دوستاني اندك و دشمناني بسيار دارد، ملك عبدالله پادشاه عربستان سعودي آخرين اميد آمريكا و سعودي ها است چرا كه هركسي كه بعد از او سركار آيد، كمتر مورد پسند واشنگتن خواهد بود.

كارن اليوت هاوس ناشر سابق روزنامه وال استريت ژورنال كه بخاطر پوشش خبرهاي منطقه خاورميانه موفق به كسب «جايزه پوليزر» شده، نويسنده اين گزارش مفصل است.

اين نويسنده آمريكايي نوشته است: ملك عبدالله باوجود همه دارايي هاي نفتي خود يكي از بدترين شغل هاي جهان را در اختيار دارد. اين حاكم80 ساله كه تنها18 ماه از به سلطنت او مي رسد هم اكنون در محاصره چالش هايي داخلي و خارجي است.

هرج و مرج فرقه اي در عراق، نظامي طلبي در ايران و كاهش اعتبار متحد قديمي آن يعني آمريكا در خاورميانه همگي تهديداتي هستند كه از خارج عليه سعودي ها اعمال مي شود.

هاوس در ادامه مطلب خود حمله اخير عبدالله به آمريكاييها و اشغالگر ناميدن آنها در عراق را اينچنين توجيه كرده است:از داخل نيز ملك عبدالله با تهديداتي همچون تندروي مذهبي، بيكاري جوانان و فساد شاهزادگان مواجه است. اينكه ملك عبدالله جمعه گذشته نشست سران عرب در رياض را با انتقاد از حضور نيروهاي آمريكايي در عراق (به عنوان اشغالگران خارجي نامشروع) آغاز كرد، خود نشان دهنده شدت و حتي كشنده بودن اين فشارها عليه حكومت اين كشور است.

اين فشارها همچنين نشان مي دهد چرا عربستان داراي حاكمي است كه تلاش مي كند چالش هايي را كه حكومت اين كشور (75 سال پس از تاسيس شدن توسط پدر او) با آن مواجه است، مهار كند.

اين پادشاه كهنسال از يك سو جلسات بحث علني بي سابقه اي را در مورد مسائل حساسي همچون تندروي مذهبي و نقش زنان برگزار كرده تا فشارها از سوي طبقه متوسط كاهش يابد و از سوي ديگر پادشاه عربستان كه سابقا نقش بين المللي آن به فعاليت مخفيانه محدود مي شد هم اكنون در ديپلماسي منطقه اي و بين المللي فعاليت مي كند.

مدير سابق وال استريت ژورنال ادامه داده است:ابتكارهاي ملك عبدالله بخاطر سابقه او بسيار تعجب انگيز است. او هيچ تحصيلات رسمي ندارد و طي50 سال گذشته نيز در بيشتر اوقات رياست گارد ملي حكومت را برعهده داشته است.

طي دهه گذشته نيز او به عنوان وليعهد و نايب السلطنه برادر بزرگ تر و ناتوان خود بر دولت دچار ركود و بدون تحرك عربستان نظارت داشت.

عبدالله به محض اينكه به عنوان پادشاه عربستان انتخاب شد به شاهزادگان ارشد اين كشور گفت حفظ قدرت سلطنت نيازمند اتحاد و يكپارچگي بيشتري است.

از همه مهم تر اينكه عبدالله براي نخستين بار روش منظمي را براي انتخاب پادشاهان آينده ايجاد كرد. اين بار او به جاي اينكه سلطنت را از برادر كهنسالي به برادر كهنسال ديگري در ميان پسران عبدالعزيز ابن سعود انتقال دهد،روشي را اتخاذ كرد كه بنا بر آن پادشاه بعدي، وليعهد سلطان خواهد بود و وليعهد او نيز از ميان36 پسر عبدالعزيز كه زنده هستند و يا داراي پسراني هستند كه به نمايندگي از آنان شركت كند با انجام راي گيري انتخاب خواهد شد.

هرچند اين همه پرسي كه در ميان شاهزادگان برگزار شده فاصله زيادي تا دمكراسي دارد، ولي اين مساله قطعا اين اطمينان را به كشور عربستان داده است كه يك فرآيند منظمي براي انتقال قدرت از پسران عبدالعزيز (كه جوان ترين آنها63 سال سن دارد) به نسل بعدي وجود دارد.

علاوه بر آن، پادشاه عربستان محدوديت هاي سنتي كه تا پيش از آن در مورد مسائل جدال آميز وجود داشت را كنار گذاشته و برگزاري مذاكراتي را كه شبكه هاي تلويزيون ملي اين كشور پخش مي كنند، درخواست كرده بود. اين مباحثات در مورد مسائل حساسي همچون افراط گرايي، آموزش و نقش زنان بوده است.

مطبوعات عربستان نيز كه پيش از اين قادر به پوشش خبر در مورد موضوعاتي همچون جنايت، استفاده از مواد مخدر و خشونت عليه زنان نبودند. هم اكنون حتي اقدام به تهيه گزارشاتي در مورد فساد شاهزادگان كرده اند.

اين كارشناس آمريكايي خاور ميانه در ادامه مطلب خود نوشته است: هرچند عربستان سعودي هنوز با داشتن پارلماني كه واقعا نماينده مردم باشد فاصله بسيار زيادي دارد ولي اعضاي مجلس شورا كه دستچين شده اند تحت حكومت ملك عبدالله گسترده تر شده و عليرغم اين كه هيچ تصميم گيري نمي كنند، در مورد مسائل حساس داخلي بحث مي كنند.

هرچند هيچ كدام از اين اقدامات در هيچ جامعه ديگري عبدالله را به رهبري ترقي خواه تبديل نمي كند ولي در عربستان اين اقدامات باعث شده است حمايت هاي بي سابقه اي از او بشود.

هاوس در ادامه به تحليل خود از رويكرد بين المللي عبدالله پرداخته و نوشته است: از نظر مسائل بين المللي نيز توجه اوليه ملك عبدالله تلاش براي بهبود رابطه آمريكا با عربستان بود كه در پي حملات تروريستي11 سپتامبر2001 دچار خدشه شده است.

ديپلماسي سلطنتي طي18 ماه گذشته باعث بهبود چشمگير روابط دوجانبه با دولت بوش شده و به همین دلیل است که بوش بحث لزوم ايجاد دمكراسي در عربستان سعودي را كنار گذاشته است، در عین حال بسيار بعيد است كاخ سفيد استقبال خوبي از اظهارات اخير ملك عبدالله در نشست سران عرب نمايد.

تغيير وجهه حكومت عربستان در ميان افكار عمومي آمريكا نيازمند تلاش هاي بيشتري است، همانگونه كه يك مقام سعودي بي پروا گفته است، هيچ راهي وجود ندارد كه بدون تغيير وجهه اسلام بتوان وجهه عربستان سعودي را تغيير داد.

این نویسنده آمریکایی ادامه داده است: ديگر اولويت هاي ديپلماتيك عربستان سعودي متقاعد كردن كشورها با استفاده از نفوذ منطقه اي خود به توقف درگيري سني و شيعي در مرزهاي عراق و مقابله با نظامي گرايي ايرانيان است.

به عبارت ديگر عربستان عليرغم اينكه انگيزه هاي هسته اي ايران و نفوذ آن در عراق نمي گذارد، مي خواهد وضعيت كنوني منطقه را حفظ نمايد. از نظر عربستان، عراق تحت تسلط گسترده ايرانيان است و آمريكا هر كاري كه انجام دهد قادر به تغيير آن نخواهد بود.

این کارشناس آمریکایی در ادامه به نمایشی دلخواه از رودر رویی سیاسی و حتی نظامی! ایران و عربستان پرداخته و مدعی شده است: از ديدگاه مقامات ارشد سعودي، ايران يك كشور افراطي با شيعياني تندرو است كه هم اكنون توسط فردي به نام محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اين كشور اداره مي شود و كشورهاي منطقه و غربي را تحريك مي كند.

مقامات ارشد عربستان واقعا اعتقاد دارند كه احمدي نژاد به دنبال سلاح هسته اي است . اين درحالي است كه ترس از احمدي نژاد با حسادت خاصي آميخته شده زيرا ايران بخاطر حمايت هاي خود از نمايندگان حزب الله و حماس توانسته به سرعت به عنوان ولي نعمت فلسطينيان جانشين عربستان سعودي گردد.

این تحلیلگر ژورنالیست افزوده است: سعودي ها بسيار خشمگين هستند چرا كه علیرغم کمک يك ميليارد دلاریشان به فلسطينيان برای پذیرش حق موجوديت اسراييل توسط حماس ، ايرانيان تنها با كمك هاي مالي بسيار اندك خود به مقابله با آنها مي پردازند.

شاهزاده سعودالفيصل وزير امور خارجه عربستان مي گويد :اينها اعراب هستند. ايران مي تواند به رسيدن به صلح كمك كند ولي نمي تواند مداخله كند يا سياست هاي خود را تحميل نمايد، اين يك آزمون اراده بين ما و آنها است.

هاوس در ادامه مقاله مفصل خود آورده است: به نظر مي رسد اكثر مردم عربستان معتقدند آمريكا بخاطر تجربه دردناك خود در عراق، تفرقه در داخل كشور و نبود اتحاد ملي لازم براي حفظ نقش تاريخي قدرت بزرگ خود در منطقه در حال كمرنگ شدن است.

این نویسنده مشهور آمریکایی نوشته است:حكومت حاكم عربستان از نظر تاريخي به متحد خود آمريكا مرتبط است ولي هم اكنون در تلاش است تا روابط خود با روسيه، چين، هند و ديگر قدرت ها وجهه خود را بهبود بخشد.

يكي از مقامات ارشد عربستان گفت :ما مي خواهيم به نقطه اي برسيم كه چين، روسيه، آمريكا و اروپا همگي در ثبات منطقه خليج(فارس) منافع داشته باشند تا ديگر اين منطقه تحت قلمرو نفوذ يك كشور نباشد و همه بايستي با هم همكاري كنند تا وجود ثبات را تضمين و به اين وسيله بتوانند از امنيت اقتصادي خود محافظت كنند.

باوجود تمامي تلاش هايي كه با هدف گسترده نمودن دايره ديپلماتيك عربستان با متحدان آن صورت مي گيرد، هم مقامات دولتي و هم شهروندان عادي عربستان نسبت به تهديد ايرانيان و اينكه آيا آمريكا براي نابودي يا دست كم به عقب انداختن برنامه هسته اي آن حمله نظامي انجام خواهد داد يا خير نگران هستند.

این ژورنالیست آمریکایی به جلسه خود با اعضاي گروه رهبران جوان سعودي در هنگام مراسم شام در خيمه اي در خارج از رياض اشاره می کند و می نویسد:

كاملا مشخص است كه اين گروه خواستار ايران هسته اي و در عین حال حمله آمريكا براي جلوگيري از آن نيست. يكي از اين جوانان بسيار خشمگينانه گفت: شما آمريكايي ها بايد از منطقه ما خارج شويد. شما كره و ويتنام را تقسيم كرديد و هم اكنون نيز نوبت عراق است. لطفا فقط برويد.

يكي ديگر از اين جوانان كه واقع گرايانه تر! بود گفت:ما با دو دشمن مواجه هستيم. اگر آمريكا به ايران حمله كند براي ما بد خواهد بود و اگر ايران نيز بمب هسته اي به دست آورد براي ما بد است.

هاوس از این مشاجرات چنین نتیجه می گیرد: سعودي ها همچون گذشته بيشتر ديگران را مسئول مي دانند.

مدیر سابق وال استریت ژورنال در ادامه مطلب خود نوشته است: پادشاه و حكومت عربستان بيشتر بجاي آنكه قادر به حل مشكلات باشند قادر به شناسايي مشكلات هستند. از نظر سعودي ها موفقيت در اين است كه اقدامات متعادلي صورت گيرد تا بتوان وضعيت كنوني را حفظ كرد نه اينكه مسيرهاي جديد پر مخاطره اي را مطرح نمود. در عين حال حكومت پادشاهي اين كشور از جرات كافي براي اشاره به نگراني هاي خود برخوردار نیست.

از نظر آنها (پادشاه و حكومت عربستان) ، عربستان، آمريكا و اسراييل داراي منافع راهبردي مشتركي در منطقه خاورميانه هستند كه شامل مهار نيروهاي تندرو در منطقه و جلوگيري از سلطه ايرانيان است ولي هنوز آنها در به رسميت شناختن اسراييل به مصر و اردن نپيوسته اند.

این کارشناس آمریکایی در امور خاور میانه در ادامه مدعی شده است: در مورد نگراني هاي عربستان در مورد تسلط ايرانيان بر منطقه نيز واكنش سعودي ها علاوه بر مذاكرات چند سطحي، اميد به اين است كه آمريكا اين مشكل را حل كند.

هاوس در پایان نوشته خود آورده است: در قسمتي از جهان كه آمريكا دوستاني اندك و دشمناني بسيار دارد، ملك عبدالله آخرين اميد آمريكا و سعودي ها است لذا قطعا كسي كه پس از او بر سر كار خواهد آمد، كمتر مورد پسند آمريكا خواهد بود.

[External Link Removed for Guests]