به ياد قلبهاي تنها
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۵, ۸:۱۳ ق.ظ
با کدامین گناه تنها شدم ...
بی او هر شب می نشینم در کنار خویشتن .
اشک می ریزم بحال روزگار خویشتن .
لحظه هایم بویی از پاییز غربت می دهد.
دوست دارم زندگی را در حصار خویشتن...
سخت دلتنگم از این پس کوچه های زندگی ، می گذارم!
غم بماند یادگار از روزگار خویشتن...
بی او هم من در کنج اتاق خانه خلوت می کنم .
اشک می ریزم بحال روزگار خویشتن...
بی او هر شب می نشینم در کنار خویشتن .
اشک می ریزم بحال روزگار خویشتن .
لحظه هایم بویی از پاییز غربت می دهد.
دوست دارم زندگی را در حصار خویشتن...
سخت دلتنگم از این پس کوچه های زندگی ، می گذارم!
غم بماند یادگار از روزگار خویشتن...
بی او هم من در کنج اتاق خانه خلوت می کنم .
اشک می ریزم بحال روزگار خویشتن...