صفحه 1 از 1

به ياد قلبهاي تنها

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۵, ۸:۱۳ ق.ظ
توسط essi10
با کدامین گناه تنها شدم ...
بی او هر شب می نشینم در کنار خویشتن .
اشک می ریزم بحال روزگار خویشتن .
لحظه هایم بویی از پاییز غربت می دهد.
دوست دارم زندگی را در حصار خویشتن...
سخت دلتنگم از این پس کوچه های زندگی ، می گذارم!
غم بماند یادگار از روزگار خویشتن...
بی او هم من در کنج اتاق خانه خلوت می کنم .
اشک می ریزم بحال روزگار خویشتن...

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۵, ۹:۱۲ ق.ظ
توسط ARMIN
سلام
esmail1, خيلي قشنگ مي نويسي. مي توني شعر هاي زيبايت را در قسمت شعر و جملات زيبا نيز بنويسي. منتظر ديگر شعر هاي زيبايت هستم.