صفحه 1 از 23
هر روز يك idiom زبان انگليسي
ارسال شده: یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۶, ۱:۴۸ ب.ظ
توسط hossein_s89
از اين به بعد
به مدد ديكشنري نارسيس از امروز هر روز يك اصطلاح يا idiom از زبان انگليسي رو اينجا با مثال مي ذارم. اميدوارم مقبول افتد
اولين idiom
split hairs = مو را از ماست كشيدن , مته به خشخاش گذاشتن
مثال: lets stop spliting hairs. we should look at the problem as a whole
ارسال شده: یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۶, ۷:۳۷ ب.ظ
توسط dewdrop
آقا حسين اگه اجازه بدين منم کمکتون کنم که با هم اينجا رو بسازيم
دومين:
shake a leg
عجله كردن، جنبيدن
It's getting late. Come on, shake a leg!
(از دوستان تقاضا ميکنم که اگه دوست دارن تو اين تاپيک فعاليت کنن اگه چيزي مينويسن حتما هم بنويسا که اين چندمين اصطلاح است به طور مثال من نوشتم دومين ! و ... )

ارسال شده: یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۳۸ ب.ظ
توسط hossein_s89
(حالا كه بچه خوبي شدي تو هم ميتوني كمك كني

)
سومين:
get the jump on someone = رو دست كسي بلند شدن , پيش دستي كردن
مثال : no one has ever been able to get the jump in Margie in swimming
ارسال شده: یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۶, ۱۱:۳۹ ب.ظ
توسط sohrab_poet
چهارمين
Out Of The Blue =غير منتظره
Mary appeared on my doorstep out of the blue.
من پيشنهاد ميكنم فقط شماره بزنيم نه اينكه بگيم اولين , دومين و.......
ارسال شده: دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۶, ۱۲:۲۸ ق.ظ
توسط dewdrop
موافقم
5-
IN THE SAME BOAT
همدرد بودن
I am broke, can you lend me a couple of bucks?
sorry I am at the same boat.
ارسال شده: دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۶, ۱:۱۱ ق.ظ
توسط arash_slayer
دوستان اين هم يک اصطلاح نظامي که من ازش خاطره خيلي جالبي دارم
6-
toes over the line
نظام از راست
ارسال شده: دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۶, ۱:۱۶ ق.ظ
توسط dewdrop
7-
AT SIX AND SEVENS
سر در گم. هاج و واج. حيران و سرگردان
henry was all at six and sevens since he lost his job.
(فقط اگه يه لطف ديگه هم بکنيد که با مثال ارائه بدين خيلي خوب ميشه )

ارسال شده: دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۱۹ ق.ظ
توسط sohrab_poet
8
Around the clock
بيست و چهار ساعته
Grandfathe rwas so sick that he had to have nurses round the clock.
ارسال شده: دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۶, ۱:۱۰ ب.ظ
توسط hossein_s89
9
one's number is up=اجل كسي رسيدن
مثال: garry is worried all the time. She thinks her number is up
ارسال شده: سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۶, ۱:۳۲ ب.ظ
توسط hossein_s89
10
drag one's feet= فس فس كردن , اين پا و اون پا كردن
مثال : if you keep dragging your feet, you will miss the train

ارسال شده: سهشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۱۸ ب.ظ
توسط sohrab_poet
11
Wet blanket آدم ضد حال
I was with Anne and she was
being a real wet blanket
ارسال شده: چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۶, ۱۰:۵۸ ق.ظ
توسط sohrab_poet
12
give someone the cold shoulder كم محلي كردن
She
gave me the cold shoulder when I asked her
to the party